تاریخ انتشار : ۱۸ بهمن ۱۳۹۰ - ۰۸:۵۴  ، 
کد خبر : ۲۳۱۹۲۷

«قدس» از عصر حجر تا سلطه صهیونیسم


تاریخ زندگی انسانی در سرزمینی که ما امروزه آنرا فلسطین می‌نامیم به بیش از 500 هزار سال قبل برگردد. بخاطر موقعیت جغرافیایی این منطقه که بین آفریقا و آسیا و همچنین در حاشیه اروپا قرار گرفته همواره اقوام مختلفی در آن سکونت یافته و یا از آن مهاجرت نموده‌اند که همین مسئله تاریخ آنرا با پیچیدگی مواجه ساخته است. یافتن دقیق تاریخ اولین انسانهایی که در این سرزمین می‌زیسته‌اند مساله‌ای است که در باب آن اختلافات بسیاری وجود دارد. در عین حال به چند دوره تاریخی آن در ذیل اشاره می‌شود:
عصر حجر (000/600 تا 4000 سال قبل از میلاد:
کشف اسکلتهای انسانی متعلق به این عصر نشانگر وجود حیات در این سرزمین بوده است. مردمانی در کنار رودخانه‌ها و دریاچه‌ها می‌زیسته‌اند. در آن زمان که اروپا دچار عصر یخبندان بوده این سرزمین دوره خشک و مرطوبی را پشت سر می‌گذاشته است. چادرنشینان به تدریج در این سرزمین سکنی گزیدند و با رام کردن حیوانات و کشت و زرع غلات، شیوه‌های جدیدی از زندگی را توسعه دادند. بدین‌ترتیب در این سرزمین مهارتهای جدید و سازمانهای اجتماعی شکل گرفتند.
عصر مس و برنز (از 4000 تا 1200 سال قبل از میلاد):
به تدریج دهکده‌هایی در نزدیکی رودخانه‌ها بوجود آمد و جای اردوهای موقت را گرفت. در مصر و ناحیه‌‌‌ای واقع در بین دو رودخانه بین‌النهرین که امروزه عراق قسمتی از آن را تشکیل می‌دهد امپراطوریهایی پا گرفتند. در حالیکه سرزمینی که آن را کنعان می‌نامیدند همچنان یک سرزمین پراکنده و بی‌سر و ته باقی ماند. در حدود 1800 قبل از میلاد حضرت ابراهیم گروهی از چادرنشینان را از ناحیه بین دو رودخانه بین‌النهرین به کوههای کنعان هدایت کرد. (1)
در دوره کنعانیان در حدود 1805 حضرت ابراهیم(ع) که احتمالا از عربهای «اموی» موسس دولت بابلی در عراق بود به بلاد شام مهاجرت کرد و پس از مدتی در «شکیم» نابلس در فلسطین مستقر شد و چندی نکشید که به بئرسبع آمد. در حدود سال 1794 قبل از میلاد، حضرت ابراهیم(ع) صاحب فرزندی بنام اسماعیل شد. اسماعیل جد اعراب عدنانی است و کسی است که فلسطین و پیامبر (که به عدنیان نسب می‌برد) و مسلمانان را به یکدیگر پیوند داد. زیرا با کمک پدرش کعبه شریف را بنا کرد. حدود 14 سال پس از تولد اسماعیل(ع) حضرت ابراهیم از زن اولش سارا صاحب فرزند دومی بنام اسحاق شد. اسحاق بعدها پدر یعقوب(ع) شد که به «اسرائیل» ملقب گردید و این لقب بر تمام اعقاب او اطلاق شد... یعقوب و پسرانش که بیش از ده نفر شده بودند در حدود سال 1656 قبل از میلاد به سبب قحطی از فلسطین به مصر مهاجرت کردند. در مصر فراغنه آنها را به بردگی گرفتند و آنها پس از اقامتی طولانی به سرکردگی حضرت موسی(ع) ناگزیر مصر را ترک کردند و به فلسطین آمدند (2) موسی(ع) نتوانست مهاجرین بنی‌اسرائیل را به این سرزمین برساند و لیکن با راهنمایی یوشع مابقی بنی‌اسرائیل به این سرزمین آمدند. تقریبا این امر مسلمی است که مهاجرین بنی‌اسرائیل تمام این سرزمین را فتح نکردند بلکه تنها پاره‌ای از مناطق کوهستانی را از دست کنعانیان گرفتند. در حالیکه فلسطینیان قدیم «کرت» Crete و دشت ساحلی را در تسخیر خود داشتند.
عصر آهن (1200 تا 586 ق.م)
فلسطینیان و کنعانیان استفاده از آهن را توسعه داده و بیشتر این سرزمین را در کنترل خود درآوردند. این عمل فلسطینی‌ها و کنعانیان، بنی‌اسرائیل را مجبور ساخت تا سیستم قبیله‌ای بدون انسجام خود را به یک پادشاهی متمرکز تبدیل نمایند. اولین پادشاه آنها «شائول» بوده است که پایتخت خود را در Ceva قرار داد. دوران حکومت وی تقریبا از 1023 تا 1004 قبل از میلاد بود.
پسرش حضرت داود که وی را به فرزندی پذیرفته بود جانشین وی گردید. وی تقریبا از 1004 تا 965 قبل از میلاد حکومت را بر عهده داشت.
حضرت داود بیت‌المقدس را تسخیر نمود و ضمن پایتخت قرار دادن آن صندوقی موسوم به Arkof the convnant را در آن قرار داد که معتقد بودند این صندوق حاوی چندین لوح است که ده فرمان موسی بر آن نوشته شده است. سپس تقریبا از 965 تا 928 قبل از میلاد حضرت سلیمان موفقیتهای پدرش را اساس پیشرفت خود قرار داد. وی بخاطر مهارتهای ادبی خود مورد توجه قرار گرفت. دوره پادشاهی حضرت سلیمان اغلب به عنوان عصر طلایی اسرائیل مطرح می‌شود که تقریبا در سال 950 قبل از میلاد اولین معبد در بیت‌المقدس (هیکل اول) ساخته شد.
بعد از مرگ حضرت سلیمان پادشاهی به دو گروه یعنی «اسرائیل» و «یهودا» تقسیم شد. در حدود سال 721 قبل از میلاد آشوریان (امروزه در کردستان در شمال عراق زندگی می‌کنند) اسرائیل را مورد تجاوز قرار داده و آن را تسخیر نمودند. در نتیجه این تهاجم اسرائیلی‌ها پراکنده شدند و به ده قبیله گمنام تبدیل گشتند. حدود سال 586 قبل از میلاد نیز بابلیان یهودا را تسخیر نموده و بیت‌المقدس را با اولین معبد آن ویران نمودند. (3)
قوم یهودا با بابل تبعید ولیکن در سال 538 قبل از میلاد سیروس (کورش) پادشاه ایران که سال قبلش بابل را فتح کرده بود به آنها اجازه داد به موطن خود برگردند. در یک مراسم مذهبی بیت‌المقدس و معبد آن (هیکل دوم) از نو ساخته شد (کتاب عهد عتیق زکریا به تصورات بازسازی پرداخته است. همچنین عزیز و نحیما به بازسازی بیت‌المقدس و معبد آن پرداخته‌اند). (4)
دوران هلنیستیک:
با شکست امپراطوری ایران بدست اسکندر و مرگ زودهنگام وی. امپراطوری اسکندر بین فرماندهانش تقسیم شد و سلوکوس کنترل سرزمین فلسطین را بدست گرفت. از زمان تبعید یهودیان، کاهنان اعظم بسیاری از وظایفی را که در گذشته به عهده پادشاهان بود دارا شدند. سلوکی‌ها برای تضمین سلطه خود می‌بایست این قدرت کاهن اعظم را نیز تحت کنترل خود درمی‌آوردند ولیکن گسترش نفوذ آنها بر مذهب زاینده شورشی بود که در سال 167 قبل از میلاد آنرا برادران مکابیان Maccabean در زمان حکومت آنتیوکوس چهارم نموده بودند. مکابیان سلسله هایمونیان را به راه انداخته و سلطه یهود را بر تمام فلسطین و بلندیهای جولان و ساحل شرقی گسترش دادند. این دوره را نیز دوره طلایی دیگر یهودیان می‌دانند که شاید بتوان آنرا با امپراطوری داود نبی و سلیمان قابل قیاس دانست. (5)
دوره روم (63 ق.م تا 324 ب.م):
فلسطین به یک قلمرو دولت روم تبدیل شد چرا که درگیریهای داخلی قدرت این سرزمین را تضعیف ساخته و از اینرو کارایی آن به عنوان حایل بین روم و دشمنان روم کاهش یافت و لیکن اداره این منطقه از طرف دولت روم به «هیرودیس» کبیر واگذار شد ولی با مرگ هیرودیس و بی‌کفایتی پسرش دولت روم، خود کنترل این سرزمین را بدست گرفت. دوره تصدی عیسی بضرانی (27 تا 30 میلادی) عامل مهمی در بوجود آمدن یک شورش مذهبی و سیاسی شدید گردید. این شورش تقریبا در سال 66 میلادی به اولین انقلاب منتهی شد. بعد از محاصره طولانی بیت‌المقدس در سال 70 میلادی «تیتوس» فرمانده رومی از سد دیوار شهر گذشت و پس از فتح معبد آنرا ویران ساخت. با ویران ساختن این معبد انجام مراسم نیایش و قربانی برای یهودیان غیر ممکن گردید بنابر این تئوری جدید «جامعه یهودیها تنها با تبعیت از یک قانون مشترک می‌توانند همچنان با یکدیگر منسجم باقی بمانند» را ارائه نمودند و به این ترتیب «ربیع یوحنان بن زکی» مجمع قضایی عالی به نام «سن هدرین» (شورای عالی مذهبی اسرائیل در اورشلیم قدیم که مرکب از 71 عضو بوده و در کلیه امور مذهبی و جنایی و مدنی صلاحیت قضایی داشته‌اند) را مجددا در «یالین» تاسیس نمود. در چند قرن بعدی تمام قوانین شفاهی مربوط به زندگی یهود توسط گروهی در مجموعه‌‌ای بنام «تلمود» جمع‌آورش شد (مجموعه قوانین شرعی و عرفی)، بدنبال ویران ساختن معبد بسیاری از یهودیان به بردگی فروخته شده و یا به کشورهای خارجی در سرتاسر جهان تبعید شدند. ولی بیت‌المقدس همچنان به عنوان مرکز فلسطین باقی ماند. اما امپراطوری «هادریان» تصمیم گرفت این شهر را بطور کامل ویران نماید. زیرا این شهر مرکز توجه آرزوها و آرمانها ناسیونالیستی تازه‌ای قرار گرفته بود. این ویران‌سازی منجر به قیام دیگری گردید (از سال 132 تا 135 م) رهبری این قیام را «بارکوخبا» Bar Kochba به عهده داشته است. وی برای مدت کمی حکومت کرد ولی رومی‌ها بالاخره توانستند وی را شکست داده و Aelia Capitolina را به روی ویرانه‌های شهر بیت‌المقدس ساختند. از ورود یهودیان به شهر جدید ممانعت به عمل آمد و آنها به منطقه «جلیل» Galilee و بلندیهای جولان Golan نقل مکان کردند. (6)
دوره بیزانس (324 تا 640 م):
در سال 330 میلادی امپراطوری کنستانتین با گرویدن به کیش جدید، مسیحیت را به رسمیت شناخت و آنرا حمایت نمود و به تبع آن برخی از مکانها که به دوران حیات حضرت عیسی مسیح مربوط می‌شد را تقدیس کرد. همین سیاستها عامل توجه مردم به این مکانها و جذب زائران زیادی به این سرزمین مقدس شد و با ورود آنها پیشرفت عظیمی حاصل شد مثل کلیساها، صومعه‌های متعدد و توسعه شهری، بدین‌ترتیب وسعت بیت‌المقدس گسترش یافت و به همان اندازه‌ای رسید که در حکومت «هیرودیس کبیر» بوده است. از دیگر اتفاقات مهم این دوره قیام سامریها در سال529 میلادی و دیگر تهاجم ایرانیان به این سرزمین و چپاول و غارت بیت‌المقدس در سال 614 میلادی می‌باشد. (7)
دوره اعراب بدوی نخستین (640 تا 1099 میلادی):
فلسطین از هفتصد سال قبل از ورود مسلمین بعنوان جزئی از منطقه شام زیر سلطه حکومت رومیان بوده و در زمان طلوع اسلام در اثر محاربات پی در پی که بین روم و ایران درمی‌گرفت وضع بسیار آشفته‌ و متزلزلی داشت.
مسلمین بانشاط و تازه‌نفس به آسانی این سرزمین را از دست رومیان گرفتند. پیغمبر اکرم(ص) در اواخر عمر خود لشکری به ریاست «اسامه بن زید» برای فتح شام تهیه دید ولی قبل از آنکه لشکر حرکت کند حضرت وفات نمودند. سپس ابوبکر به این منظور لشکری اعزام نمود و به آنها دستور داد «از جنایت و تندروی اجتناب کنید، نباید بچه‌ها و پیرمردان و زنان را بکشید، اعضای بدن کسی را قطع نکنید، درختان را نبرید و نسوزانید، حیوانات را بی‌جهت نکشید» این لشکر قسمت‌های جنوب شامات را گرفتند و بعد قسمتهای شمالی هم جز متصرفات اسلامی درآمد. (8)
جنگهای صلیبی (1099 تا 1291 میلادی):
صلیبیون در پانزدهم ژوئن 1099 میلادی بیت‌المقدس را اشغال نمودند و تمام ساکنان مسلمان آن را قتل‌عام نمودند.
دوره مملوکها (1291 تا 1517 میلادی):
از آنجائی که مملوکها در مصر مشغول مبارزه برای کسب قدرت و دفاع از سوریه در مقابل مغولها بودند. فلسطین با رکود و عقب‌ماندگی مواجه گشت و مناطق مسکونی یهودیان از نو ساخته شد. (9)
دوره عثمانیان (1517 تا 1918 میلادی):
ترکهای عثمانی در سال 1517 به رهبری سلطان سلیم اول توانستند در جنگی علیه مملوکیان به پیروزی برسند و در سال 1453 قسطنطنیه را اشغال کنند. آنها مصر را به فلسطین متصل کردند تا امپراطوری خود را در آفریقا گسترش دهند. سلطان دوم عثمانی به نام «سلیمان والامقام» به خاطر ساخت مجدد دیوارهای شهر بیت‌المقدس از وجهه خوبی برخوردار است. ولی در دوره پادشاهان بعدی امپراطوری عثمانی نشانه‌هایی از ضعف و سستی را از خود نشان داد. در سال 1838 اولین کنسولگری انگلیس در بیت‌المقدس افتتاح شد و به مدافع یهودیان و دروزیها در سوریه و فلسطین تبدیل شد.
در سال 1893 «سر موسی مونت فیور» یهودی در لندن پیشنهادهای مبنی بر تشکیل کشور اسرائیل ارائه داد که بسیاری از مسیحیان ذی‌نفوذ از پیشنهادهای وی حمایت کردند. در سال 1878 گروهی از یهودیان بومی بیت‌المقدس اولین مستعمره یهودیان را تشکیل دادند و گروهی از یهودیان روسیه در سال 1882 به فلسطین مهاجرت نمودند. (10)
حکومت قیمومت انگلیس (1919 تا 1948 میلادی):
از جمله اتفاقات این دوره می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد: بیانه پالفور، ملاقاتهای حیم وایزمن و امیرفیصل در کنفرانس صلح پاریس، سومین موج مهاجرت که بین سالهای 1919 تا 1928 جمعیت یهودیان فلسطین را تقریبا به سه برابر رساند و تشکیل تشکلهای یهودی موسوم به «جنبش پیشروان» در سال 1923، هیستادروت، اتحادیه جهانی کارگران یهود وهاگانا، همچنین چهارمین موج مهاجرت طی 1924 تا 1928 میلادی می‌باشد. همچنین تهاجم به منطقه‌ای در شرق رودخانه اردن توسط امیرفیصل، استقلال اردن هاشمی در سال 1946، قتل‌عام حبرون در سال 1929 توسط افراطیون یهودی، پنجمین موج مهاجرت در سال 1933، اتخاذ برنامه «بیلت مور» در سال 1942 توسط کنفرانس صهیونیستهای آمریکا.
تجریه و پایان حکومت قیمومت انگلیس و جنگ اعراب و اسرائیل:
بعد از پایان جنگ دوم جهانی فلسطین تنها منطقه‌ای بود که انگلیس همچنان در آن درگیر مبارزه مسلحانه بوده است. انگلیس از سازمان ملل درخواست کرد که مجمع عمومی با تشکیل یک جلسه ویژه در مورد آینده فلسطین تصمیم بگیرد. از 28 آوریل تا 15 مه 1947 سازمان ملل متحد جلسات متعددی را برای رسیدگی به مساله فلسطین برگزار کرد بنا به تصمیم گرفت کمیته‌ای بنام کمیته مخصوص ملل متحده فلسطین تشکیل شود. بنا به و توصیه گروه، اکثریت اعضای کمیته سازمان ملل متحد در 29 نوامبر 1948 رای به تقسیم سیاسی و وحدت اقتصادی فلسطین داد. طبق نظریه مزبور کشور فلسطین به دو منطقه عرب و یهود تقسیم می‌شد که شهر اورشلیم (بیت‌المقدس) به هیچ یک از مناطق تعلق نداشت و تحت اداره سرپرستی شورای قیمومت سازمان ملل متحد قرار می‌گرفت. (11) به این ترتیب اولین گام سازمان ملل متحد در سال 1947 با صدور قطعنامه 181 برداشته شد. (12)
کمیته فوق توانست طرح نظام ویژه بیت‌المقدس را آماده کند و آنرا در تاریخ 21/4/1948 به شورای عمومی سازمان ملل متحد تقدیم کرده و خواستار رهنمودهای سازمان ملل برای به رسمیت شناختن آن به شکل نهایی گردید و بر ضرورت منصوب ساختن یک حاکم و زمامدار برای شهر تاکید کرد. (13) مقارن با این اوضاع در سال 1948، جنگهای خونینی بین مسلمانان و یهودیان درگرفت که دست کم 2500 نفر کشته داشت.
در پانزدهم مه 1948 آخرین نیروهای اشغالگر انگلیس فلسطین را ترک کردند و بدین طریق به حکومت قیمومت این کشور خاتمه دادند. روز قبل از ترک آخرین نیروهای انگلیسی بن گوریون اولین نخست‌وزیر دولت یهود اسرائیل اعلام استقلال کرد و بلافاصله عملیاتهای خشونت‌بار علیه فلسطینیها افزایش یافت. پیش از این نیروهایی از مصر، اردن، عراق، لبنان، سوریه و عربستان سعودی در منطقه نفوذ کردند و بدین ترتیب اولین جنگ بین اعراب و اسرائیل آغاز شد. در پایان ماه مه 1949 یک آتش‌بس با ابتکار سازمان ملل متحد به اجرا گذاشته شد. در این زمان نیروهای اسرائیل قسمت عمده فلسطین از جمله مقداری از ناحیه‌ای که برای کشور عرب در نظر گرفته شده بود و همچنین غرب بیت‌المقدس را در کنترل خود داشتند.
نوار غزه به اشغال نیروهای مصری درآمده بود و مابقی منطقه از جمله شرق بیت‌المقدس و شهر قدیمی بیت‌المقدس نیز به اشغال نیروهای اردن درآمد.
باید به این مساله توجه داشت که در این زمان اردن در سازمان ملل عضویت نداشته است در این زمان سازمان ملل متحد اسرائیل را به عنوان یک کشور به رسمیت شناخت ولی کشورهای عرب و چندین کشور دیگر استقلال اسرائیل را به رسمیت نشناختند حتی بیشتر کشورها با اعلام بیت‌المقدس به عنوان پایتخت کشور مستقل اسرائیل مخالفت کردند و از مستقر شدن سفارتخانه‌های خود در این شهر امتناع ورزیدند.
شورای عمومی سازمان ملل در آن زمان سرگرم طرح آتش‌بس و مشغول بررسی به رسمیت شناختن اعلام آرامش به منظور متوقف ساختن جنگ در بیت‌المقدس بود و نتوانست طرح نظام بین‌المللی بیت‌المقدس را مورد تصویب قرار دهد.
از این شورای امنیت به دولت قیمومیت انگلستان توصیه نمود استاندار بی‌طرفی برای اداره بیت‌المقدس منصوب نماید بدین ترتیب یک آمریکایی بنام «هارولد ایفانز» برای این ماموریت برگزیده شد. وی زمانیکه از دستیابی به یک راه‌حل مسالمت‌آمیز بین دو طرف شکست خورد این منصب را رها کرده و جای خود را به «کنت برنادت» که یک میانجی بین‌المللی بود داد. (14) انعکاس جنگ بین اعراب و اسرائیل در دنیا شدت گرفت. شورای امنیت سازمان ملل در هشتم مه 1948 «کنت فولکه برنادت» رئیس صلیب سرخ سوئد را مامور وساطت بین طرفین نمود که با پافشاری و کوشش زیاد جنگ را برای مدتی متوقف ساخت. برنادت در تاریخ 8/7/1948 پیشنهادهایی برای پیشگیری از تضییع حق اعراب به سازمان ملل ارائه نمود. (15) که در آن آمده بود: «شهر بیت‌المقدس در منطقه عربی واقع شده است و هر گونه تلاش برای جدا کردن سیاسی یا... (16) به همین خاطر وی روز بعد توسط تروریستهای صهیونیست به قتل رسید. و دکتر «رالف جانتن پانچ» آمریکایی به جای وی منصوب گردید. (17)
وی موفق شد آرامشی را میان دو طرف در شهر بیت‌المقدس بوجود آورد و کشورهای عربی با این امر در فضای ناشی از بوجود آمدن کمیته آشتی که در پی مصوبه شماره 194 مورخ 11/12/1948 بوجود آمده بود موافقت نمودند. از وظایف این کمیته پی‌ریزی یک نظام بین‌المللی دائمی در شهر بیت‌المقدس بعد از موافقت کشورهای عربی با پاسداری از وحدت شهر بود در حالیکه موضعگیری یهودیان برپایه قبول وضعیت موجود بود. چرا که در آن زمان بر بخش اعظم شهر سیطره داشتند. یهودیان بر این نکته تاکید می‌کردند که نظام بین‌المللی تنها در مورد اماکن مقدسه شهر در بخش باستانی تحت کنترل ارتش اردن اجرا گردد.
شورای عمومی سازمان ملل بار دیگر بر مضمونی تاکید ورزید که در دو قطعنامه 181 و 194 و قطعنامه 303 وارد شده بود و از این رو از کمیته مزبور خواست تا کار تهیه و تنظیم نظام مذکور را دنبال کرده و موضوع حذف بندهای غیرقابل اجرا را در نظر بگیرد و از تاثیرپذیری از هرگونه سیاست و اقدامات دولتهای ذیربط که در جهت منصرف کردن کمیته از اعلام موافقت با نظام اساسی بیت‌المقدس و اجرای آن تلاش می‌کنند خودداری کند.
اسرائیل در 14/5/49 با پیمان «لوزان» موافقت کرد. در همین حین در این پیمان موارد ذیل منظور شده است:
1ـ تقسیم فلسطین و حدود و ثغور آن
2ـ بین‌المللی کردن بیت‌المقدس
3ـ حق بازگشت و یا گرفتن خسارت
کمیته مزبور در تاریخ 4/4/1950 با نظام اساسی موافقت نمود و آنرا تصویب کرد. به علت عدم امکان اجرای این نظام که از مخالفت اردن و اسرائیل با بین‌المللی کردن بیت‌المقدس ناشی می‌شد. شورای سرپرستی موضوع بررسی و تصمیم‌گیری در مورد نظام بین‌المللی در بیت‌المقدس به سازمان ملل متحد محول کرد. در پی این اقدام تلاشهای چندی برای ایجاد اصلاحات در چارچوب بین‌المللی کردن بیت‌المقدس صورت گرفت ولی هیچیک از این تلاشها نتوانست موافقت شورای امنیت را بخود جلب کند.
قطعنامه‌های سازمان ملل موارد تجاوز رژیم صهیونیستی را نسبت به اوضاع قانونی بیت‌المقدس از طریق تاکید در قطعنامه‌های پی در پی خود بر موارد زیر در نظر گرفت:
الف ـ عدم قانونی بودن اشغال بیت‌المقدس و ضمیمه نمودن آن
ب ـ درخواست از اسرائیل برای ترک گفتن بیت‌المقدس
ج ـ تاکید بر بطلان کلیه اقدامات قانوگذارانه و اداری و اسکانی و خرید و فروش که اسرائیل به هدف تغییر در اوضاع بیت‌المقدس انجام داده بود.
درخواست عضویت رژیم صهیونیستی در سازمان ملل متحد مشروط به احترام اسرائیل به منشور سازمان ملل متحد و بمورد اجرا درآوردن تقسیم فلسطین در قطعنامه‌های 181 و قطعنامه 194 در مورد حق بازگشت که مورد پذیرش قرار گرفت. (18)
بعد از یک دوره نسبتا آرام جنگ شش روزه آغاز شد و صهیونیستها توانستند بر تمامی سرزمین فلسطین و بلندیهای جولان در مرز سوریه و صحرای سینا در مصر دست یابند. شهر قدس تا پیش از جنگ مزبور تحت حاکمیت دولت اردن بود اما بر طبق قانونی که دولت اسرائیل تصویب نمود شهر قدس، بیت لحم، بیت ناحور و 27 دهکده دیگر ضمیمه اسرائیل گردید. (19) (بعد از آتش‌بس موقت 1949 اردن کنترل این شهر را بدست گرفته بود).
در 27 ژوئن 1967 حکومت اشکول نخست‌وزیر وقت حکومت قدس شرقی را به مناطق تحت سیطره اسرائیل ملحق کرد. اشکول پس از الحاق قدس شرقی اعلام کرد سیطره سیاسی اسرائیل بر کل شهر خواهد بود. از آن تاریخ تاکنون سلطه صهیونیستها بر هر دو بخش قدس شریف تداوم داشته است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات