1- وحدت کاری ارزشمند
وحدت کلمه ای با بار ارزشی و عقلانی است که در ادبیات سیاسی اجتماعی معاصر با واژه همگرایی شناخته می شود. در آموزه های دینی ما بر ایجاد و حفظ وحدت بین مؤمنین تأکید شده است. می توان گفت بدون وحدت و حداقل به شکل نسبی آن اجتماع انسانی شکل نخواهدگرفت. تأکید آیات قرآن و احادیث معصومین بر مفاهیمی مانند گذشت، ایثار، همدلی، انصاف، اغماض و... و عمل به آنها به تقویت وحدت در بین مؤمنین خواهد انجامید.
2- وحدت ضرورتی ملی و راهبردی
جامعه انسانی براساس نیازهای بشری و توافق بر روی اهداف و نگرش های مشترک شکل گرفته و دوام می یابد. توافق کلی برای تداوم جامعه به گونه ای است که بر هم زنندگان آن مورد سؤال، اعتراض و خشم اکثریت مردم قرارمی گیرند. زیرا هرگونه مخدوش شدن وحدت، اوضاع و شرایطی نامطلوب را رقم خواهد زد که همه متضرر خواهندشد. همچنین وحدت و یکپارچگی برای کسب جایگاه مناسب در جامعه بین المللی، پیگیری منافع، تحقق امنیت و تحکیم قدرت ملی در برابر زورگویان و زیاده خواهان امری لازم و حیاتی است.
3- وحدت امری نسبی
وحدت نیز مانند سایر مفاهیم انسانی و اجتماعی، امری نسبی است و هیچ گاه به شکل مطلق بوجود نخواهدآمد. وحدت به معنای یکی شدن و از بین بردن تفاوتها و اختلافها نیست. بلکه به مفهوم کم رنگ کردن آنها و نزدیک کردن دیدگاهها و رفتارهاست. یکی از ویژگی های مهم اجتماع انسانی، تفاوتها و تضادها درنگاهها، برداشت ها، رفتارها و گفتارهاست. این ویژگی طبیعی بوده و عواملی مانند خانواده ، تربیت، محیط، دوستان، آموزشها و... در آن دخالت دارد. هیچ جامعه یا گروهی و حتی اجتماع مؤمنین را نمی توان یکی کرد. در واقع این کار نه امکان پذیر است و نه مطلوب و اساساً جامعه یکدست وجود ندارد. پس وحدت یعنی حرکت در مسیر کم کردن فاصله ها و تأکید بر اصول، مبانی و خواسته های مشترک.
4- ضرورت وحدت اصولگرایان
دراین خصوص دو قاعده کلی قابل طرح است:
اول) بطور اساسی هرگروه، حزب یا جریانی، برای رسیدن به اهداف خود نیاز مبرم به وحدت و هم گرایی در مبانی فکری و شیوه های رفتاری خود دارد. بدون احراز این مهم، موفقیت گروهها و جریانات امکان پذیر نیست.
دوم) اختلاف و واگرایی، همواره از علل اصلی شکست و ناکامی گروهها و جریانات بوده است. عدم همراهی و همکاری، همیشه بهترین بستر و فضا را برای پیروزی رقیب به وجود خواهدآورد. دو قاعده فوق، استثناناپذیر و در همه جای دنیا غیرقابل اجتناب است.
در یک تقسیم بندی کلی، آنچه در صحنه و آرایش نیروهای سیاسی در وضعیت کنونی کشور ما وجود دارد، می توان به سه جریان اصلی اشاره نمود که هریک از آنها حامل گروههای متعدد و متفاوتند:
الف) اصولگرایان ب) اصلاحطلبان ج) مخالفان
در بین سه گروه فوق تکلیف جریان مخالف روشن است. آنها درصدد براندازی حاکمیت بوده و مترصد فرصتند و ما را با آنها کاری نیست. اما اصلاح طلب متعهد کسی است که با اعتقاد به مبانی و آموزه های دینی و انقلاب اسلامی، بر آن است در چارچوب قانون اساسی و حاکمیت دینی، آنچه به نظرش کج و ناراست می نماید، اصلاح کند. بدیهی است این نگرش، با اصلاحات سکولار و غربگرا متفاوت می باشد. لازم به ذکر است نگارنده، فتنه گران و کسانی که بدنبال براندازی هستند را اصلاح طلب نمی داند.
بنابراین اصولگرایان با دو جریان درعرصه رقابت سیاسی و انتخابات روبرو هستند. اما مانند آنها، متشکل از گروهها و احزاب متعدد و متنوع بوده و اختلاف نظرهایی دارند. اصول گرایان برای فائق آمدن بر اختلاف درونی خود و پیروزی در میدان رقابت قانونی، راهی جز ائتلاف و وحدت در پیش رو ندارند. روشن است هرجناحی که در هم گرایی و وحدت درونی خود موفق تر باشد، و البته در صورت اقبال مردم به او، احتمال موفقیتش بیشتر خواهدشد.
5- محورهای وحدت اصولگرایان
هر وحدتی، محور یا عواملی نیاز دارد که متناسب با نگرش، فعالیت ها، اهداف گروهها و افراد تعیین می گردد. اصول گرایان با توجه به مبانی فکری و اعتقادی خود، می باید حول محور های زیر وحدت یابند.
الف) آموزههای دینی و اعتقادی
محکم ترین و قابل استنادترین دلیل وحدت را باید در آموزه های دینی جست وجو کرد. برای یک مؤمن واقعی، چه دلیلی بالاتر از آیات قرآن و احادیث معصومین. در متون دینی ما بر وحدت، برادری و فشرده شدن صفوف مؤمنین تأکید فراوان شده است. از جمله آیه سوره انفال که می فرماید «واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا» (به ریسمان خدا چنگ زنید و متفرق نشوید) همچنین مباحث اخلاقی بسیاری مانند گذشت، همدلی، تعاون، برادری، ایثار و... نیز همین توصیه را دارند.
انجام وظیفه و تکلیف: مؤمنین در عرصه عمل فردی و اجتماعی باید به انجام تکلیف و وظیفه فکر کنند. امام خمینی بر تکلیف گرایی و انجام درست آن اصرار داشت. تکلیف را باید شناخت و به درستی به آن پرداخت. اما تکلیف همه افراد یکسان نیست. گاهی وظیفه انسان این است که در میدان حضور داشته باشد و گاهی نیز باید عرصه را به بهتر از خود واگذاشته و تکلیف خود را به شکل دیگری عمل نماید. میزان برعهده گیری تکلیف، به ویژه در امور حساس و مناصب خطیر، متناسب با ویژگی ها، توان و تخصص های افراد، متفاوت است. همه نمی توانند رئیس جمهور، نماینده مجلس، دکتر، وکیل و مهندس شوند.
ب) اصول و آرمانهای انقلاب اسلامی
هر انقلابی مبتنی بر اصول و اهدافی شکل می گیرد. انقلاب ما چنان که از نامش پیداست، بر آرمان ها و اصول اسلامی تأکید دارد. مهمترین آرمان های انقلاب اسلامی عبارتنداز: حاکمیت و اجرای احکام شریعت اسلامی، برپایی جامعه ای مبتنی بر ارزش ها و فرهنگ دینی، آزادیهای مشروع، استبداد ستیزی،نفی استکبار و نظام سلطه جهانی، استقلال و سیاست ملت ایرانی، پیشرفت و آبادانی کشور و... اعتقاد و پایبندی به این آرمان ها می تواند مبنای محکمی جهت وحدت و ائتلاف دوستداران انقلاب باشد.
پ) راه امام خمینی
امام از وجاهت و مقبولیت بالایی دربین مردم ما برخوردار است. راه او راه یک شخص یا فرقه نیست، بلکه راه اسلام حقیقی می باشد. افراد و گروه هایی که خود را پیرو خط امام معرفی می کنند، ضمن پایبندی به اصول و مبانی اسلامی، می بایست گفته ها و کردار آن بزرگوار را ملاک عمل و قضاوت خود قرار دهند. درمکتب امام، انجام وظیفه و تکلیف برای خدا، بهترین معیار عمل برای هر مسلمان است. امام قدرت و حکومت را برای اجرای احکام دینی می خواست نه جیفه چند روزه دنیا اصولگرایان که بیش از دیگران به خط امام نزدیک هستند، به انجام وظیفه بیندیشند، نه کسب صندلی های قدرت و ثروت.به گونه ای عمل کنند که حاصل آن تحکیم وحدت باشد نه تشدید اختلافات و شکاف ها.
ت) نظام برآمده از انقلاب
حاکمیت و نظام سامان یافته پس از انقلاب، محصول آرمان ها و اهداف انقلاب اسلامی است. برای تحقق جامعه دینی و اجرای شریعت اسلامی، تشکیل حکومت اسلامی ضروریست.
قانون گذاری نیز می باید درچارچوب آموزه های دینی صورت گیرد. در غیر این صورت، انقلاب از مبانی خود فاصله گرفته و به انحراف کشیده خواهد شد. گرد آمدن در زیر پرچم نظام اسلامی، پایبندی و وفاداری به آن، اقتضاء دارد که نیروهای فعال در عرصه های سیاسی،اجتماعی و... برای حفظ مصالح و آینده حاکمیت و کشور، دست از اختلافات لجاج گونه بردارند.
ث) قانون اساسی
قانون اساسی به مثابه میثاق ملی، درهمه کشورها از جایگاه والایی برخوردار است.قانون اساسی ج. ا.ا متاثر از آموزه های دینی و نظرات فقهی امام خمینی می باشد. این قانون تکالیف همه قوا، گروهها و جامعه را درعرصه های مختلف وبه شکل کلی بیان کرده است. پذیرش این میثاق، به منزله حرکت درمسیر اهداف و آرمان های انقلاب اسلامی است. قانون اساسی به لحاظ غیر شخصی بودن و بعنوان مهم ترین سند،راه گشای خوبی برای تعیین حرکت و معیار مناسبی برای قضاوت درمورد رفتار افراد و گروههاست.
ج) ولایت فقیه
ولایت فقیه آموزه ای دینی و رکن اصلی قانون اساسی ما است. ولایت فقیه شاکله و محور برجسته نظریه سیاسی امام خمینی می باشد. انقلاب اسلامی و نظام شکل گرفته آن، بدون حاکمیت ولی فقیه، محکوم به تناقض و شکست است. اصول گرایی بدون اعتقاد و توجه به ولایت فقیه ناقص است. بنابر این مواضع و سخنان ولی فقیه زمان می بایست فصل الخطاب تصمیمات و مواضع اصول گرایان باشد.
د) اهداف مشترک
بی تردید همه کسانی که دل در گرودین، انقلاب، نظام و کشور دارند، برای نیل به اهداف خود، از آرمانها و خواسته های مشترکی ( درعین اختلاف دیدگاهها و برنامه ها) برخوردارند.
شناسایی اهداف مشترک، ضمن کم کردن اختلافات و فاصله ها، زمینه های نزدیکی و وحدت بیشتر را به وجود خواهد آورد.
سخن پایانی:
اصول گرایی یک حزب، جبهه یا صرفا فعالیت سیاسی نیست، بلکه یک بینش و رفتار براساس آموزه های دینی است. اصول گرایی به معنی شناخت مبانی دینی و انسانی، پایبندی به آنها و حرکت در مسیر تحقق ارزش ها و احکام اسلامی می باشد. هرکه اینگونه فکر و عمل نماید در طیف اصول گرایی قرار دارد. با توجه به ویژگی های جامعه ما می توان گفت این رویکرد بخش وسیعی از مردم را در برمی گیرد و مخاطب خود می داند.
درشرایط کنونی وجود اختلافات زیاد، اصرار بر مواضع، تاکید بر شروط و سهم خواهی، بازی کردن در زمین نفس بوده و درحقیقت همان چیزی است که رقبا و دشمنان اصول گرایی آرزو دارند. پس به حکم عقل ودرایت، حرکت در مسیر وحدت کاملا ضروری و پسندیده است.
یادمان نرود که چند سال قبل از این،اصلاح طلبان مانند اصول گرایان با شعارهای مناسب در انتخابات مختلف پیروز و سکان قوای مجریه و مقننه را به دست گرفتند. اما چه شد که چند سال بعد مردم رای و اعتماد خود را از آنان سلب و به اصول گرایان رو آوردند. بی شک اشتباهات بزرگ اصلاح طلبان در مسیر استحاله مفاهیم و آرمان های انقلاب و خارج شدن آنان از ریل اصلی مطالبات مردم، عمل سلب اعتماد اکثریت مردم از آنان بود.گذشته چراغ راه آینده است، از آن عبرت بگیریم و بیاموزیم. نکند برای ماندن در مسئولیت ها ومقامات و دراختیار داشتن تربیونها از صراط مستقیم خارج شویم و با لجاجت و خودپسندی، جاده صاف کن نااهلان و دنیا پرستان گردیم. مردم باکسی عقد اخوت نبسته اند و هرگاه تشخیص دهند با رای خود افراد را جا به جا خواهند کرد. آنان کارگزاران و نمایندگان امین، پرتلاش، کاردان و شجاع می خواهند و از زیاده گویی و کم عملی بیزارند.