تاریخ انتشار : ۲۲ دی ۱۳۹۰ - ۱۱:۳۲  ، 
کد خبر : ۲۳۱۹۳۶

فرار مغزها


علی دادپی/ دانشگاه ویسکانزین میلواکی
تقریباً همه صاحب‌نظران از پدیده فرار مغزها ابراز نگرانی کرده‌اند و اثرات آن را زیانبار و تأسف‌آور خوانده‌اند، و از سیاستگذاران و قانونگذاران دعوت کرده‌اند تا با اتخاذ سیاست‌ها و اجرای برنامه‌های مختلف به جلوگیری از ادامه این روند بپردازند. در اینجا بدون توجه به ارقام واقعی فرار مغزها که لازم است مورد بحث کارشناسان رشته آمار قرار گیرد، به چند نکته حاصل از تحقیقات اقتصادی اشاره می‌کنیم:
طی دهه‌های گذشته هرگاه که بحث فرار مغزها مطرح گشته است اقتصاددانان به اتفاق بر این باور بوده‌اند که فرار مغزها یا مهاجرت «تحصیلکردگان و کارآزمودگان» یک کشور در حال توسعه به کشورهای توسعه‌یافته یکی از مضرترین پدیده‌های ممکن برای رشد و توسعه کشورهای در حال توسعه جهان سوم می‌باشد و این پدیده باعث می‌شود تا این کشورها در دام عقب‌ماندگی گرفتار بمانند. پس از آن که نظریه‌پردازانی چون لوکاس در 1988 تأثیر مثبت و مستقیم سرمایه انسانی را بر رشد اقتصادی به اثبات رساندند و آن را به عنوان یکی از سنگ بناهای یک توسعه موفق شمردند، اثرات منفی و مطلقاً زیبان‌بار فرار مغزها یک امر پذیرفته شده همگانی تلقی گردید. اما آیا به راستی این گونه است؟ آیا به راستی کشورهای توسعه یافته مغزهای کشورهای در حال توسعه را می‌ربایند و با محروم کردن کشورهای زادگاهشان از خدمات و دانش ایشان، از پشت خنجری بر روند توسعه فرو می‌نشانند؟
طی سال‌های گذشته پژوهشگران چندی منفی بودن مطلق این پدیده را زیر سؤال برده‌اند و کوشیده‌اند تا با تجزیه و تحلیل همه جوانب این پدیده مجموعه کامل اثرات آن را شناسایی کنند. مونتفورد (Montford) در 1997 و دوسکیور در پاپورت در سال 2001 طی تحقیقاتی که نتایج آن را در مجله اقتصاد توسعه به چاپ رساندند، نشان دادند که اثرات فرار مغزها مطلقاً منفی نیست. اولین نکته‌ای که این تحقیقات بر آن انگشت می‌گذارد این واقعیت است که تصمیم به مهاجرت یک تصمیم فردی است که فرد با توجه به شرایط اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کشور مبدأ و زادگاه می‌گیرد و زمانی که افراد امکان مهاجرت می‌یابند در واقع دارای این گزینه اضافی در مجموعه انتخاب‌های ممکن می‌گردند. اضافه شدن این گزینه میانگین درآمد و رفاه اجتماعی مورد انتظار افراد را تغییر می‌دهد و از سوی دیگر بر مجموعه‌ انگیزه‌های ایشان تأثیر می‌گذارد.
این پژوهشگران نشان داده‌اند که اثرات پدیده فرار مغزها را می‌توان در دو راستا تجزیه کرد و تحلیل نمود. دسته اول اثرات این پدیده را می‌توان اثرات فرار (Drain Effects) نامید.
این دسته از اثرات شامل اثرات منفی ناشی از عدم حضور افراد متخصص و کارآزموده در فرآیند توسعه است. افرادی که مهاجرت را برمی‌گزینند، به هر حال بخشی از سرمایه انسانی کشور هستند و عدم حضور آنها در کشور کمیت نیروی انسانی، کاهش و افت سرمایه انسانی را به دنبال دارد و از آنجا که توسعه اقتصادی و نرخ رشد با سرمایه انسانی رابطه مستقیم دارد، در نتیجه این افت روند توسعه اقتصادی کند گشته، نرخ رشد کاهش می‌یابد. در نتیجه برای یک نرخ رشد سریع، کشورهای در حال توسعه قطعاً به مشارکت فعال تمام نیروهای انسانی خود، کارآزمودگی و کارشناسان احتیاج دارند.
دسته دوم اثرات این پدیده را می‌توان اثرات ذهن Brain Effects نامید. مجموعه این اثرات برخلاف انتظار به روند رشد مثبت ارزیابی می‌شود. از آنجا که تصمیم به مهاجرت یک تصمیم فردی است، این واقعیت مطرح می‌گردد که افراد هنگامی که خود را با گزینه‌های متنوع‌تری مواجه می‌بینند که برخی از آنها نوید درآمد بیشتر و موفقیت‌های کاری چشمگیرتری را به ایشان می‌دهد، می‌کوشند تا با سرمایه‌گذاری بیشتر در امور تحصیل به کیفیت بهتری در مجموعه آموخته‌ها و تجارب دست یابند. نتیجه این انگیزه جدید تقویت رقابت و تلاش چشمگیر محیط‌های دانشگاهی است و در نتیجه کیفیت تحصیلی افراد افزایش یافته، میانگین سرمایه انسانی برای هر فرد افزایش می‌یابد در نتیجه این اثر کیفی نرخ رشد اقتصادی افزایش می‌یابد و کیفیت نیروی انسانی فعال بهبود می‌یابد. در نتیجه، آن دسته از کارشناسان و متخصصان که در کشور خود باقی می‌مانند و یا به زادگاه خود بازمی‌گردند از توانایی‌های بیشتر و دانش بیشتری برخوردار هستند. در جمع‌بندی نتایج این تحقیق، پژوهشگران بر این باورند که بر اثر فرار مغزها برآیند اثر فرار (منفی) و اثر ذهن (مثبت) می‌باشد و اگر اثر ذهنی از اثر فرار قوی‌تر باشد، طبیعی است که فرار مغزها دارای اثر منفی قاطع و غیر قابل جبرانی بر روند توسعه و نرخ رشد اقتصادی است. اما در زمینه سیاستگذاری کشورهای در حال توسعه برای جلوگیری از این پدیده نباید اقدام به ایجاد محدودیت‌ بر روند مبادلات دانشگاهی یا سفرهای خارجی متخصصان خود نمایند. چرا که محدود نگاه داشتن محیط دانشگاهی در نهایت به کاهش کیفیت نیروی انسانی منجر می‌گردد که توقف امر توسعه را به دنبال دارد. در نتیجه به نظر می‌رسد گسترش انگیزه در بازار کار داخلی و کمک به گسترش گزینه‌های اشتغال شیوه به مراتب مؤثرتری است تا ایجاد محدودیت‌های تازه بر معیارهای دانشگاهی.
در مجموع به نظر می‌رسد که گرچه پدیده فرار مغزها آثاری منفی دارد ولی بسیاری درباره عوامل بروز این پدیده کمتر سخن می‌گویند، برخی گاهی درباره آن مبالغه می‌فرمایند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات