مهدی دلروشن
«پیرمرد جوان»، کارش را از دست داد. این تیتری بود که دو روز پیش بسیاری از رسانههای محلی «چکمه» آن را به مردم ایتالیا، هدیه دادند! پس از کشوقوسهای فراوان، نخستوزیر بزرگترین شریک تجاری ایران در اروپا، کفشهایش را آویخت. برلوسکونی، دومین قربانی سیاستهای حوزه یورو در هفته اخیر است؛ هفته گذشته نیز همتای یونانی او، مجبور به استعفا شده بود. حالا ثروتمندترین شخصیت سیاسی جهان، زیاد هم احساس تنهایی نمیکند، چراکه میتواند با «جورج پاپاندرئو» به تماشای بازیهای آ.ث.میلان بپردازد!
ایتالیاییها پیشتر در روزهای شانزدهم و هفدهم مهر سال گذشته نیز در اعتراض نسبت به آنچه سیاستهای بد آموزشی و اقتصادی دولت برلوسکونی میدانستند، به خیابانهای رم آمدند. یکی از مهمترین بخشهای این سیاست، برنامه سهساله جوان 75ساله(!) برای کاهش ۸۷هزار شغل در بخش آموزش و ۴۴هزار شغل دیگر در ادارات مختلف این کشور بود. سیاستهایی که تا پایان سال ۲۰۱۳ به حذف ۱۳۰هزار فرصت شغلی میانجامد.
مرد جنجالی سرزمین لاجوردیها بنا بر ادعای خودش تا حالا در دو هزار و 500 جلسه دادگاه حاضر شده که هزینهای بالغ بر ۳۰۰میلیوندلار به خاطر این پروندهها، خرج روی دستش گذاشته است!
تولید ناخالص داخلی (برابری قدرت خرید در سال2010)، 1/77 تریلیون دلار بوده در حالی که امروز، چوبخط بدهیهای دولت ایتالیا، از مرز 1843میلیاردیورو گذشته است.
برلوسکونی که روز یکشنبه، وسایل شخصیاش را از دفتر کارش در خیابان «چیگی پالازو»، جمع کرد، احتمالا دلش برای وزیر - مانکنهای دولتش، تنگ میشود! خصوصا «مارا روزاریا کارفانی»، وزیر فرصتهای برابر که بدون مشورت با او آب نیز نمیخورد! «دلقک» در اولین ملاقاتش با این خانم هنرمند گفته بود که اگر متاهل نبودم، قطعا با تو ازدواج میکردم! حالا فکرش را بکنید، زنی که بزرگترین تجربهاش، حضور در یک گروه موسیقی بود، مسوولیت گسترش عدالت اقتصادی میان 60میلیون نفر ایتالیایی را برعهده گرفته است! جالب است که جمیعت ایتالیاییها، مثل شریک تجاریشان در خاورمیانه یعنی ایران به بیش از 60میلیوننفر میرسد!
تجارت در مسیر رم ـ تهران
سیلویو برلوسکونی، مالک امپراتوری بزرگ رسانهای در ایتالیا نیز محسوب میشود؛ کشوری که در صنایع فلزکاری، ماشینآلات، شیمیایی، وسایط نقلیه، مواد غذایی، منسوجات و البسه، هواپیماسازی، کشتیسازی، پتروشیمی، الکتریکی، جنگافزار و انرژی هستهای، حرفهایی برای گفتن دارد. حتی ساکنان جدید سرزمین رم در تولید گندم، جو، سیبزمینی، چغندرقند، سیب، ذرت، برنج، انگور و ماهی نیز، دستی بر آتش دارند.
نگاهی به آمار و ارقام رشد تولید ناخالص داخلی ایتالیا بیندازید: 3/1درصد (2010)؛ -2/5درصد (2009)؛ -3/1درصد (2008)، 5/1درصد (2007)، 0/2درصد (2006)، 7/0درصد (2005)، 5/1درصد (2004)، 0/0درصد (2003)، 5/0درصد (2002)، 8/1درصد (2001). آنها اهل حساب و کتاب هستند، اما مشخص نیست که مرد خوشگذاران رمی، چه سیاستهایی را در کشور چکمه، اجرا کرده که امروز، کشتی آنها به گل نشسته است.
براساس اعلام «یورو استات»، مبادلات تجاری ایران و ایتالیا در سال 2010 به 67/6 میلیارد یورو رسیده که این کشور را به مهمترین شریک تجاری ایران در قاره سبز تبدیل میکند. بیراه نبود که ایتالیاییها، 10، 11 سال پیش به ایران، پیشنهاد دادند که گیلان، مازندران و گلستان را به آنها اجاره بدهد تا از راه گردشگری و توریسم، درآمدزایی کنند.
با این حال، ایران در سال 2010، حدود 67/4 میلیارد یورو، کالا به ایتالیا صادر کرده و دو میلیارددلار نیز کالا از این کشور وارد کرده است؛ این نشان میدهد که برلوسکونی حتی در بازی اقتصادی تهران – رم نیز نتیجه را واگذار کرده است!
گردشگری، حرف اول را میزند!
همه میدانند که اقتصاد لاجوردیها، خیلی به گردشگری وابسته است. چه کسی است که دوست نداشته باشد، برج پیزا را از نزدیک ببیند؟ یا لذت قایقسواری در ونیز را تجربه نکند؟ کشور آنها، در کنار دریای مدیترانه واقع شدهاست، دریایی که تولد تمدنهای بسیاری را به خود دیده است. ایتالیا، دارای تاریخی غنی از تماسها و تبادلاتی است که بر مردم، اقتصاد و فرهنگش تاثیر گذاشته است.
فنیقیها، یونانیها، کارتاژها، اعراب و نورمنها از جمله مللی هستند که در طول قرونگذشته با تاثیر گذاشتن بر فرهنگ محلی ایتالیا، باعث شدهاند تا این کشور بهطور فوقالعادهای از آثار معماری و هنری ممتازی برخوردار شود.
براساس محاسبهای که یونسکو انجام داده، بیش از نیمی از میراث فرهنگی جهان در کشور ایتالیا واقع شدهاست؛ کشوری کوچک که مساحت آن، فقط 25/0درصد از کل خشکیهای جهان را شامل میشود.
فلورانس، بدون توقف!
نشانههای باقیمانده از گذشته، آثار هنری و تنوع فوقالعاده طبیعت در شبهجزیره ایتالیا از جمله عوامل جذب توریست به این کشور محسوب میشود که امروزه آنجا را به یکی از جذابترین نقاط دیدنی جهان تبدیل کرده است.
رم، فلورانس، ونیز و بسیاری از شهرهای دیگر از جمله مقصدهای مردم جهان هستند که بیشتر اوقات جایی ثابت در برنامه جهانگردان را به خود اختصاص میدهند.
البته آنها در صنعتی مثل پیتزا هم با ایرانیها، شریک هستند. هرچه باشد، پیتزاهای قورمهسبزی و آبگوشت آنها، طرفداران پروپا قرصی دارد.
حال معلوم نیست که با رفتن برلوسکونی از خیابان «چیگی پالازو»، دوستان او در خیابان «جردن تهران» چه حالا و هوایی دارند! آیا آنها باز هم میتوانند بابت کیفیت پیتزاهای خود در ترهانف فخرفروشی کنند؟
از جمله دیگرعواملی که در پیشرفت صنعت توریسم در این کشور زیبا نقش داشته، میتوان به نزدیکی ایتالیا به کشورهای صنعتی مرکز و شمالغرب اروپا، وجود وسایل ارتباطی سریع با دیگر قارهها و سطح عالی امکانات پذیرش توریست که کمتر کشوری از آن برخوردار است، اشاره کرد.
هرسال بهطور میانگین حدود 20 میلیون گردشگر خارجی از ایتالیا بازدید میکنند و این رقم طبیعتا علاوه بر میلیونها ایتالیایی است که کشورشان را برای گذراندن تعطیلات انتخاب میکنند؛ البته در این انتخاب، تکیه بر 35هزار واحد اقامتی موجود در سرزمین «رم» نیز نکته قابل توجهی است.
توریسم در عمل یکی از مهمترین منابع اقتصادی ایتالیا بهشمار میرود که حدود 5/5درصد از تولید داخلی کشور را به خود اختصاص دادهاست و این به معنای آن است که گردشگری از نظر ارزش، بالاتر از کل تولید بخش کشاورزی است.
از سوی دیگر، صنعت سینمای ایتالیا از اعتبار خوبی در سراسر جهان برخوردار است. گواه آن جوایزی است که در فستیوالهای متعدد بینالمللی دریافت میکنند. هنوز کارشناسان نتوانستهاند رقم مشخصی برای درآمدهای سینمای ایتالیا متصور شوند.
اقتصاد ایتالیا از زمان پایان جنگ جهانی دوم به طور قابل توجهی تغییر کرده است؛ از اقتصاد مبتنی بر کشاورزی، تبدیل به یک اقتصاد صنعتی شده است. ایتالیا عضو گروه هشت (جی8) است که شامل برترین کشورهای صنعتی دنیا میشود.
ایتالیا دارای منابع طبیعی محدودی است و با وجود زمینهای بسیار مناسب برای کشاورزی، یکی از بزرگترین واردکنندگان مواد غذایی محسوب میشود. ذخایر قابل توجهی از آهن، زغالسنگ، یا روغن نیز در این سرزمین وجود دارد.
اغلب مواد خام مورد نیاز برای تولید و بیش از 80درصد از منابع انرژی این کشور، از طریق واردات تامین میشود. قدرت اقتصادی ایتالیا در تولید کالا و عمدتا در شرکتهای متعلق به خانوادههای کوچک و متوسط است.
نزدیکترین دوستان تجاری این کشور در جهان نیز در میان کشورهای اتحادیه اروپا قرار میگیرند؛ موضوعی که آنها را به بزرگترین شریک تجاری اتحادیه اروپا تبدیل کرده است. مردمان سرزمین چکمه، به ترتیب در بازارهای آلمان (7/12درصد)، فرانسه (6/11درصد)، اسپانیا (7/5درصد) و انگلستان (1/5درصد) سهم تجاری دارند.
ایتالیا با ایالات متحده آمریکا نیز ارتباطات تنگاتنگ اقتصادی دارد. در سال 2010، تجارت کل بین این دو کشور از مرز 42/7 میلیارد دلار گذشت. این ارتباط تجاری شامل صادرات به ایتالیا بالغ بر 14/2 میلیارد دلار و واردات از ایتالیا به ارزش 28/5 میلیارد دلار بود.
ماشینآلات و هواپیما، یکی از مهمترین اقلام صادراتی ایالات متحده به ایتالیا به شمار میرود. سرمایهگذاری مستقیم خارجی ایالات متحده در ایتالیا نیز در پایان سال 2009 به بیش از 28/7 میلیارد دلار رسید.
پاشنههای «چکمه» بیکارترند
بیکاری یک مساله منطقهای در ایتالیا به حساب میآید، نرخ بیکاری در این کشور به 5/8درصد در سال 2010 رسید و بسیاری از اقتصاددانان انتظار دارند این نرخ تا سال 2012 باقی بماند.
نابرابریهای سنتی و البته منطقهای بازار کار، بدون تغییر باقی مانده است. یکسوم جنوبی این کشور یعنی پاشنههای چکمه، در واقع پاشنه آشیل بازار کار ایتالیا محسوب میشود. نرخ بیکاری در این منطقه، به میزان قابل توجهی بالاتر از منطقه شمال و مرکز ایتالیاست.
مشکلات مزمن از جمله زیرساختهای ناکافی، فساد و جرایم سازمانیافته، به عنوان عوامل بازدارنده در روند سرمایهگذاری و ایجاد شغل در جنوب این کشور، مطرح هستند. زنان و جوانان نسبت به مردان، سهم قابل توجهی از بیکاری را دارند.
بیشتر ایتالیاییها عضو چهار «کنفدراسیون کار» هستند: کنفدراسیون عمومی کار ایتالیا (CGIL)، کنفدراسیون اتحادیههای کارگری ایتالیا (CISL)، اتحادیه ایتالیایی کار (UIL) و اتحادیه عمومی کار (UGL) که ادعا میکنند 35درصد از نیروی کار را در دست دارند.
بخش شمالی ایتالیا، به تولید غلات، چغندر قند، سویا، گوشت و فرآوردههای لبنی مشغول هستند در حالی که جنوبیها، متخصص تولید میوهها، سبزیجات، روغن زیتون و گندماند.
ایتالیا یکی از اعضای موسس اتحادیه اروپا بود! این کشور در سال 1955 به سازمان ملل متحد پیوست و یکی از اعضای قوی سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)، سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD)، سازمان تجارت جهانی (WTO) و سازمان امنیت و همکاری در اروپا (OSCE) به شمار میآید.
شباهتهای قذافی و برلوسکونی
به هر حال، مردم در خیابانهای رم، به سبک دادگاههای زمان «روم» نخستوزیر 75سالهشان را به اتهام تضعیف اعتبار کشور محاکمه کردند و با ابراز خشم از سیاستهای وی، همانند مجلس نمایندگان، دست رد به برنامههای وی زدند!
رییسجمهور جورجیو ناپولیتانو خیلی زود استعفای نخستوزیر جنجالیاش را پذیرفت تا راه را برای به قدرت رسیدن ماریو مونتی 68ساله هموار کند.
برلوسکونی در حالی مجبور به ترک کاخ ریاستجمهوری از در پشتی (Quirinal) شد که تظاهراتکنندگان پشت در ورودی اصلی (clapped) انتظارش را میکشیدند؛ مردمی که از خوشحالی این استعفا، سر از پا نمیشناختند و فریاد میزدند: «لوده، دلقک»! در تصاویری که رسانههای دنیا منتشر کردند حتی چهره «معمر قذافی» که رفیق روزهای دور برلوسکونی محسوب میشود، نیز دیده میشد. هرچه باشد آنها در یک موضوع کاملا با هم تفاهم داشتند؛ در استفاده حداکثری از زنان در حکومت. به هر ترتیب 11/11/2011 که زمزمه استعفای برلوسکونی رسانهای شد در تاریخ ایتالیا ماندگار خواهد شد.
17 سال پیش، همین مردم به برلوسکونی که رییس حزب «فورزا ایتالیا» (برو ایتالیا) بود، رأی مثبت دادند و برای او هورا کشیدند اما حالا او را «هو» میکنند! فساد رسمی، فرار از پرداخت مالیات، فحشا، رسوایی جنسی و چند اتهام ریز و درشت دیگر، کارنامه مرد اول ایتالیا را حسابی تیره و تار کرده است. طوری که رتبه محبوبیت او 22درصد کاهش یافته است.
او تحت فشار بازار و افزایش اختناق مالی ایتالیا، سقوط کرد و حتی دست به دامن شدن او به صندوق بینالمللی پول، اتحادیه اروپا و بانک مرکزی اروپا نیز نتیجهای دربرنداشت.
روز 14/11/2011، برای برلوسکونی جوان (!)، یکشنبه سیاه بود. خداحافظ برلوسکونی.