* بسماللهالرحمنالرحیم.
جناب آقای حاجیبابایی خیلی متشکرم از اینکه وقتتان را در اختیار ما و خوانندگانمان قرار دادید تا از نظرات شما استفاده کنیم. انتخابات هفتم با تمام حساسیتها و اهمیتاش نزدیک میشود و کاندیداها کمکم به تکاپو افتادند و دیگر داریم به روز شمار انتخابات میرسیم و در این شرایط بسیاری از مردم چشمشان به سخنان نمایندگان است. نمایندگانی که در دور قبل به آنها رای دادند و با هزار امید برای تحقق آمالهایشان آنها را به درون خانه ملت فرستادهاند، و از طرفی هم همواره وقتی به هیاهوی انتخابات نزدیک میشویم، شنیدن سخنان نمایندگان خالی از لطف نیست. لذا از شما میخواهم که تصویری از وضعیت موجود سیاسی در کشور اراده نمایید و اینکه شرایط این انتخابات را چگونه میبینید؟ و به طور کلی میخواهم شرایط حال حاضری را که ما در آن بسر میبریم، خلاصه و مختصر تشریح بفرمایید تا باب ورود به بحث باز بشود.
** بسماللهالرحمنالرحیم.
با تشکر از شما و همه همکاران محترمتان.
به هر حال من علیرغم بحثهای گوناگونی که از طرف صاحبان سلایق و اندیشه در مملکت و گروههای سیاسی مطرح میشود، که متاسفانه اکثرا یا دارای یک ایراد افراط هستند و یا دارای یک ایراد تفریط، باید این نکته را عرض کنم که من فضای موجود کشور را برای انتخابات هفتم، فضای مناسبی میبینم. البته این فضای مناسب بدان معنا نیست که بتواند همه توقعات ما را برآورده کند. بلکه این فضای مناسب نیاز به این دارد که گروههای سیاسی، همه با رفع مشکلاتی که به هر حال در جامعه وجود دارد، حالا از طرف طیفهای مختلف هر کدام به یک نحوی، بتوانند در واقع برای یکم اسفند ماه حماسه بیافرینند. ما در یکم اسفند ماه نیاز به حماسه داریم و حضور مردم در انتخابات قطعا آبرومند خواهد بود و دارای سطح مناسب بینالمللی خواهد بود و حتی از نرمهای دنیایی هم بالاتر خواهد شد، اما ما در طول 23 انتخابات گذشته، به هر حال در دنیا رکوردهایی را به جا گذاشتیم که باید این رکوردها را نگه داریم برای خودمان، و آن هم حضور گسترده و حماسی مردم است. بنابراین با این وضعیتی که الان داریم جلو میرویم، به نظر میرسد با صحبتهایی که گروههایی سیاسی دارند عنوان میکنند و بعضاً عقبنشینیهایی که برخی از تندروها دارند انجام میدهند از هر دو جناح، نشان میدهد که همه علاقهمند هستند که یک تفاهم کلی برای انتخابات مجلس هفتم انشاءالله شکل بگیرد.
* جناب حاجیبابایی در صحبتهایتان اشاره کردید به حماسه، من میخواهم اینجا یک سوالی را که در ذهنم شکل گرفته باز کنم، در همه جای دنیا، بالاخص در کشورهای توسعهیافته و در کشورهایی که دموکراسی نهادینه شده، مردم به پای صندوقهای رای میروند و نمایندگانشان را در پارلمانهایشان انتخاب میکنند، شما در سوئد نگاه کنید در انگلستان، در فرانسه و خیلی جاهای دیگر، هنگام انتخابات 20 تا 30 درصد مردم پای صندوق میروند و رای میدهند و هیچوقت هم حماسه نمیآفرینند و همه چیز هم سر جای خودش هست، یعنی پارلمانی که با رای 20 درصد مردم شکل گرفته به راحتی کار خودش را انجام میدهد و شهروندان هم راضی هستند. ولی ما در مورد مردم ایران همیشه منتظر حماسه هستیم، چرا؟ اصلا چرا ما باید حماسه بیافرینیم؟
** ببینید این دلیل دارد. از نظر من دلیلش این است که کشور ما با کشور انگلستان، کشور آمریکا، از نظر موقعیتی که دارد کاملا متفاوت است. کشور انگلستان در کنار آمریکا، چون در یک جایگاه قدرت بینالمللی نشستهاند و متاسفانه در نظام جهانی ما، حرف اول را زور و قدرت میزند، لذا معایب آن کشورها به دلیل قدرتی که در دستشنان هست. اگر هم بروز و ظهور پیدا بکند برای آنها تهدید جهانی محسوب نمیشود. جمهوری اسلامی ایران با جایگاهی که در دنیا دارد و به دلیل فشارهایی که از طرف کشور آمریکا و دیگر کشورها بر جمهوری اسلامی وارد میشود، در واقع مردم ما باید با توان مضاعف وارد بشوند، به این دلیل که یک توان برای حفظ وضع موجود و استحکام نظامشان و یک وضعیت و یک قدرت هم برای برطرف کردن و زایل کردن تهدیدها و توطئههایی که علیه نظام شکل میگیرد.
یعنی در واقع ما در یک حالت اضطرار هستیم، یک حالت ویژه هستیم. حالتی که نیاز به این داریم که مثل وضعیت کسانی که میخواهند وارد دانشگاه بشوند باید مضاعف درس بخوانند با کسانی که وارد دانشگاه شدند کاملا متفاوت است. ما در یک موقعیتی هستیم که میخواهیم وارد فاز قدرت در دنیا بشویم. چون میخواهیم وارد فاز قدرت در دنیا بشویم، طبیعی است که از طرف دنیا با مقاومتهایی روبرو بشویم و این در مرحله اول یک امر کاملا طبیعی است. لذا ما برای اینکه از این مرحله عبور کنیم و خودمان را تثبیت بکنیم، نیاز به توان مضاعف داریم و به این دلیل همیشه حرف از حماسه میزنیم. چون انقلابمان هم مردمی است.
* اجازه میخواهم که حرفتان را قطع کنم به دلیل اینکه به نکتهای اشاره کردید که همواره یکی از دغدغههای من هم بوده است. شما فکر نمیکنید که ما الان 25 سال است که شرایط ویژه اعلام کردهایم؟ فکر نمیکنید که در طول 25 سال گذشته همواره به دلیل شرایط ویژه از مردم انتظار حماسه داشتهایم اما موقع انجام وظیفه که شده است به درستی نتوانستهایم خواستههایشان را پاسخ دهیم؟
** ببینید به نظر من هنوز بعد از 25 سال، حالت ویژه ما برطرف نشده است. نمونه بارزش بحث پروتکل الحاقی است. نمونه بارز دیگرش پروژهسازی جدید حقوق بشر است و این اولین و آخرین نیست. قطعا باید ما منتظر باشیم که یک پروژه جدیدی شکل بگیرد. کما اینکه از یک ماه قبل هم کاملا میدانستیم که چون پروژه پروتکل دارد به انتها میرسد، پروژه حقوق بشر را در آینده نزدیک خواهیم داشت.
* در روزهای اخیر شاهد این هستیم که بسیاری از گروههای سیاسی و احزاب برای حضور در انتخاب یک سری پیششرطهایی را مطرح کردند و در واقع حضور و شرکت خودشان در انتخابات را منوط به تحقق برخی شروط نمودهاند و احتمالا تحلیلشان هم این هست که نظام برای بالا بردن مشروعیت خود نیاز به حضور مردم و حمایت احزاب در انتخابات دارد و آنها هم میخواهند از این موقعیت استفاده نموده و خواستههای خود را تحقق بخشند. نظر شما در مورد گذاشتن پیششرط برای شرکت در انتخابات چیست و روش آنها را چگونه ارزیابی میکنید؟ و اصلا این نوع روش را قبول دارید که کسی برای حضور در انتخابات شرط بگذارد یا خیر؟
** من اعتقادم بر این است که صاحبان اصلی انقلاب مردم هستند. همه گروههای سیاسی نظام ما اعم از چپ و راست و هر کس، حتی رئیسجمهور همه به مردم بدهکارند. هیچ کس از مردم بستانکار نیست. انتخابات هم از آن مردم است. انتخابات هم باید مطابق با مطالبات مردم باشد و این مردم هم هستند که تصمیم میگیرند. لذا شرط تعیین کردن برای مردم به نظر من خلاف عقل است. کما اینکه الان ممکن است که گفته بشود که نه، شرط برای مردم نیست، شرط برای دیگران است که حالا اگر بحث به آنها رسید بیشتر توضیح میدهم، اما من هیچ پیششرطی را از طرف هیچ گروهی در داخل نظام، نه یک گروه خاص بلکه هر گروهی در رابطه با نظام نمیپذیرم، البته این را هم در کنارش عرض کنم که حکومت هم باید به شکلی عمل بکند که اطمینان و آرامش لازم برای انتخابات به همه گروههایی که میخواهند در چارچوب قانون حرکت بکنند بدهد. این را هم البته در کنار آن نپذیرفتن شرط وجود دارد.
* هر چه به انتخابات نزدیکتر میشویم، رایزنیها و گمانهزنیهای در مورد تایید صلاحیتها بیشتر میشود و شاهد اظهارنظرهای مختلفی در مورد نحوه عملکرد شورای نگهبان در این رابطه هستیم. و گاهی تحلیلها مبتنی بر این است که شورای نگهبان کوتاه خواهد آمد و با نرمش برخورد خواهد کرد و به دلیل شرایط حساسی که نظام در آن به سر میبرد صلاح نیست که رد صلاحیتها گسترده باشد شما عملکرد شورای نگهبان را در انتخابات هفتم چگونه ارزیابی میکنید؟
** البته من نمیتوانم عملکرد دیگران را به تصویر بکشم. اما به هر حال باید مکنونات قلبی خودم را بیشتر بگویم و آن را باید در قالب تحلیل بیان بکنم. من علاقمندم که در چارچوب قانون اساسی، شورای نگهبان تقریبا در یک میدان باز و گسترده به قضایا نگاه کند. بزرگتر و فراتر از انتخابات نگاه بکند. به نظام فکر بکند، به حفظ نظام فکر بکند و نهایت رحمت و مروت را به خرج دهد. من نمیگویم که قانون را اجرا نکند ولی قانون یک میدانی دارد که در این میدان میشود رحمت و مروت و عاطفه هم در آن اثر بگذارد. من امیدوارم که شورای نگهبان در انتخابات مجلس هفتم در تایید صلاحیتها نهایت مروت و انصاف و عدالت را به خرج بدهد و دیدگاه خودم این است با این وضعیت و با تاکیدهایی که مقام معظم رهبری و ریاست محترم جمهوری دارند و این که ما نیاز به این داریم که یک حماسه بزرگ در یکم اسفند ماه داشته باشیم و این نیاز به مرافقت و تعامل و به هر حال نیاز به ملاطفت دارد. شورای نگهبان علیرغم شعارهایی که داده میشود توسط دیگران، انشاءالله به نظر من در مجلس هفتم متعادل عمل خواهد کرد و سعی خواهد کرد با توجه به وضعیت موجود به شکلی عمل کند که حداقل ضایعات را ما در رابطه با مسائل انتخابات داشته باشیم و حداقل اعتراضات را داشته باشیم. البته اعتراضات منطقی که مهم نیست، اما لااقل اعتراضات منطقی باید به حداقل خودش برسد.
* جناب حاجیبابایی، در اسفند ماه سال گذشته و در دومین دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا شاهد کاهش چشمگیر حضور مردم در پای صندوقهای رای بودیم به طوری که این کاهش در شهرهای بزرگ تا به این حد بود که تنها 12 تا 15 درصد مردم در انتخابات شرکت کردند. این در حالیست که این مردم در چهار انتخابات گذشته یعنی خرداد 76 و خرداد 80 ریاست جمهوری و دوره اول شوراها و همچنین مجلس ششم حضور گسترده و به تعبیر جنابعالی حماسی داشتند. شما این کاهش ناگهانی را ناشی از چه عواملی میدانید و آیا آن عوامل قابل تعمیم به انتخابات مجلس هفتم هم میباشد و ما در این انتخابات هم شاهد کاهش حضور مردم هستیم با خیر، این عوامل خاص آن مقطع زمانی و آن انتخابات بوده است؟
** انتخابات شوراها در همه جای دنیا با انتخابات مجلس و ریاست جمهوری کاملاً متفاوت است. این در مرحله اول یک امر پذیرفته شده است که اگر حتی تعداد کسانی که حضور پیدا میکنند یک سوم و یا یک چهارم مجلس هم باشد این یک امر پذیرفته شده در دنیاست، ولی در کشور ما زیاد پذیرفته شده نیست و من قبول هم دارم که نباید بپذیریم . اما دلیلش چه بود؟ چون ما توقع نداریم که حضور مردم در انتخابات شوراها به اندازه انتخابات مجلس باشد این امری طبیعی است. ولی در همان حد هم که باید حضور پیدا میکردند ما شاهد کاهشی در سطح شهرهای بزرگمان هستیم. واقعیت امر من چون در بحث تحقیق و تفحص از شهرداری تهران حضور داشتم، از نزدیک قضایای در رابطه با شورای شهر تهران و موارد گوناگون را پیگیری میکردم و به دلیل اینکه عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی هستم در مباحث کلان شوراها در سطح کشور هم بودم. شوراهای شهر اولین دورهاش را سپری میکرد. نکات بسیار مهم و سرنوشتسازی را انصافا رقم زدند، اما در کنار این یکسری ندانمکاریها و ناشیگریها و مسائلی وجود داشت که چون مردم برای اولین بار میدیدند، خوب نمایندگان مجلس یک ویژگی دارند این است که در مجلس محل کارشان است با مردم هم مرتبط هستند اما رابطه خیلی تنگاتنگ نیست. اما در مورد اعضای شوراها خیلی تنگاتنگ است و در میان مردم حضور داشتند.
لذا مسایل و مشکلات را مردم خیلی ملموستر میدیدند. در خیلی از قضایا عدالت و رفتارهای مناسب اجرا نشد اولین دوره هم بود و به هر حال نه دولت، نه مجلس، نه کس دیگر مقصر نیست.
به هر حال اولین دوره است، آزمایش است و تجربه و یکسری مسایل را ما داشتیم متاسفانه این بحث در شورای شهر تهران به اوج خودش رسید. یعنی در واقع اعضای شورای شهر تهران بزرگترین ضربه را به جایگاه شورا زدند. یعنی یکی از مهمترین عوامل مشکلزایی بحث عملکرد شورای شهر تهران بود و لذا بارزترین عدم حضور هم باز در شهر تهران بود و متاسفانه عملکرد به نظر بسیار بسیار نامناسب شهرداری (شهرداری وقت) و بحث تراکمی که مطرح کردند و در سراسر کشور اثر گذاشت یعنی نرخ مسکن به یک باره به دو برابر قیمت افزایش پیدا کرد و مسائلی گوناگون، این هم نقش موثری داشت، درگیری که در شورای شهر وجود داشت. علاوه بر این درست در همان موقع درگیریهای جناحی در کشور ما در سطح کلان در این قضیه موثر بود. چه مسایلی که در مجلس مطرح میشود که در شورا هم اثر میگذارد مسایلی که در جامعه در مورد قوه قضاییه مطرح میشود روی شورا اثر میگذارد. اینها هم دست به دست هم داد و یک موقعیت استثنایی از نظر تبدیل وضعیت در کشور ما داشتیم. و ما یک انتخاباتی داشته باشیم اگر چه حضور مردم در کشور پنجاه و یک و نیم درصد بود اما خوب به هر حال بحث ما روی چندین شهر تهران و اصفهان و شیراز که مردم کمتر حضور پیدا میکردند، 51 درصد اگر به صورت متعادل بود در کشور بسیار بالاست این رقم برای شوراها و دلیل عمدهاش هم این است که شوراهای این چند شهر سیاسیترین شوراها بودند. یعنی هر چه قدر شما به هر شهری که میخواهید وارد بشوید به همان میزانی که اعضای شوراها سیاسی کار کردند و درگیری سیاسی داشتند به همان میزان ما کاهش جمعیت شرکتکننده در انتخابات را هم داشتیم. اما در رابطه با مجلس هفتم من اعتقادم این است که این شکل نمیگیرد من اعتقاد واثق خودم را عرض میکنم، این هم البته شعار نیست شاید من مثلا در هر ماه در چندین استان برای صحبت، بحث، پرسش و پاسخ در دانشگاهها حضور دارم. من کف حضور مردم را در انتخابات مجلس هفتم شصت و پنج درصد پیشبینی میکنم. از الان میشود بماند تا بعدا رویش نظر داد و البته در مورد کف، در اول بحث هم عرض کردم که وضع مناسب یعنی این. اما حرفم این است که با مجموعه تعامل نیروها در داخل نظام این شصت و پنج درصد تثبیت شده نظام است. یعنی به گروههای سیاسی ما مربوط نیست. از شصت و پنج درصد هر چقدر بالاتر برود نتیجه تفاهم و تعامل گروههای سیاسی است. یعنی مثلا اگر شورای نگهبان با وزارت کشور، جناح منتقد دولت با دولت، هر چقدر عاقلانهتر رفتار کنند، این درصد افزایش پیدا میکند میتواند تا هشتاد درصد هم افزایش یابد و میتواند در شصت و پنج درصد متوقف شود. بنابراین ما بین پانزده الی بیست درصد میدان مانور عقلانیت گروههای سیاسیمان است که اینها میتوانند در میزان حضور مردم موثر باشند. اگر شصت و پنج درصد بشود ما انتخابات خوبی داریم، اگر هفتاد و پنج تا هشتاد درصد بشود این حماسه است. لذا این که عرض کردم میتوانند گروههای سیاسی یک انتخابات مناسب و خوب را به یک حماسه تبدیل بکنند و آن هم توسط گروههای سیاسی ما. نیروهای معتدل که میتوانند میدانداری کنند، جراید معتدل ما که میتوانند میدانداری کنند مثل همین مردمسالاری، مثل بقیه روزنامهها، اینها میدانداری بکنند از افراطگریهایی که در بعضی از جراید ما، احزاب ما، افرادی حضور دارند اینها را یک مقداری کاهش بدهند. به نظر من میتوانیم انتخابات بسیار مناسبی داشته باشیم و من عرض کردم زمینه مناسبش را هم من دیدم یعنی بعضی از گروههای سیاسی تند ما بحثهایی که اخیر داشتهاند که بحث تحریم انتخابات که مطرح شده بود تقریبا لغو شد. واقع مطلب هم این است که عقلانیت به خرج دادند که از این حرف عقبنشینی کردند حضور مردم در روز قدس نشان داد که این مردم نه با چپ و نه با راست پیمان برادری با کسی نبسته است. پیمان فرزندی با آنها نبسته که آقا هر کس بیاید و پدرسالار آنها بشود چه میخواهد راستش باشد چه میخواهد چپش باشد مردم ما امروز نظام را دوست دارند و خدمترسانی به موقع مردم و عدم ایجاد موانع توسط احزاب و گروهها و قدرتمندان و دولتمردان و ایجاد شرایط مناسب میتواند شوق را در مردم بیشتر کند که این شوق بیست درصد افزایش حضور در انتخابات را داشته باشد. این یک جمعبندی کلی من از انتخابات هفتم است.
* ببینید مردم در دوم خرداد 76 که به پای صندوقهای رای رفتند خواستههایی داشتند که آن خواستهها را در دوم خرداد بیان کردند و در سه انتخابات بعد هم بر آن تاکید کردند. بسیاری معتقدند که این عدم حضور مردم در انتخابات به دلیل ناامید شدن آنها از برآورده شدن خواستهای مشروع و قانونی بود که در دوم خرداد بیان کردند و این میتواند به مثابه یک زنگ خطری برای جمهوری اسلامی باشد که روند موجود مورد تایید و خواست مردم نیست و این عدم حضور به نوعی یک روش بیان مطالبات و یک نحوه مخالفت مدنی است که ما شاهد آن هستیم نه این که صرفا عملکرد به شوراها یا نزاعها و کشمکشهای سیاسی دو جناح حالا اگر ما فرض کنیم که این عقیده درست باشد و همانطور که گفتم مردم با این حرکت زنگهای خطر را به صدار درآورده باشند آن وقت این کاهش حضور در انتخابات مجلس که یک انتخابات سیاسیتر از شوراهاست و آن حال و هوای قومی و فامیلی انتخابات شوراها را هم ندارد بیشتر خواهد شد و برخلاف تحلیل جنابعالی ما با کاهش چشمگیری روبرو خواهیم بود. شما از این جنبه چطور این روند را تحلیل میکنید؟
** من این را زنگ خطر نمیدانم من این را تنبه میدانم، متنبه کردن میدانم. تنبه و زنگ خطر با هم فرق میکند زنگ خطر زمانی است که ما حس کنیم که عدهای از نظام برگشتهاند.
تنبه یعنی این که مردم نظام را دوست دارند میخواهند مسئولین را متنبه بکنند اینها خیلی با هم فرق میکنند من این را از نوع تنبه میدانم و اعتقادم عرض کردم که بحث در حضور شوراها با حضور در انتخابات مجلس فرق میکند یعنی وقتی ما پنجاه و یک و نیم درصد حضور در شوراها داشتیم و من عرض میکنم که کف حضور شصت و پنج درصد است این پانزده درصد مال تهران و اصفهان و شهرهای بزرگ است که نشان میدهد که کشور اینگونه نیست اولا و ما اگر هم بخواهیم بگویم که این مردم هستند که اینگونه فکر میکنند پس باید همه کشور اینگونه باشند چرا همدان این جوری نبود. در شهر همدان، شورای ما شورای نمونه بود و در کشور شورای نمونه شد. رفتار متعادلی داشتند، به مردم خدمت کردند لذا حضور در شهر همدان بالای چهل درصد بود یعنی مرکز استان و در کل استان بالای شصت الی شصت و پنچ درصد بود این نشان میدهد که شهر همدان یکی از شهرهای مهم کشور است این چگونه است که آنجا حضور بالاست.
اتفاقا خیلی هم از روند کلان کشوری تاثیرپذیر هست پس چطوری شد که در یک شهری اینگونه رای میدهند و در یک شهر دیگری یک طور دیگری رای میدهند؟ پس این نشان میدهد که این یک پدیده کشوری نیست، پس به این میرسیم که عمده مسایل برمیگردد به نوع عملکردی که در شهرهای خاص انجام پذیرفته است و به این به عنوان یک حرکت کشوری من به حساب نمیآورم و تنبه هم میدانم تا اینکه زنگ خطر باشد.
* حالا اگر فرض بکنیم که به هر دلیل، مردم در انتخابات حضور پیدا نکنند، میخواهیم عوارض و مسائلی را که در اینصورت برای نظام پیش میآید را بررسی کنیم. یعنی شما فکر میکنید اگر مردم نیایند چه مشکلی ممکن است پیش بیاید، اعم از تهدید خارجی، فشارهای بینالمللی، آشوب و غیره، میخواهیم به صورت تئوریک بررسی کنیم و ببینیم که در صورت کاهش حضور مردم در انتخابات مجلس هفتم، آینده نظام را چگونه پیشبینی میکنید؟
** ببینید اگر مردم در انتخابات حضور پیدا نکنند، اصلا نظام معنا ندارد. چون ما اصلا معنای نظاممان را با مردم میدانیم. این مردم هستند که نظام را سرپا نگه داشتهاند. مردم اگر نیایند در میدان و در انتخابات حضور پیدا نکنند، یعنی به فرض مثلا درصد حضور مردم پایین باشد، نظام باید فکری بکند.
* حالا اصلا به عنوان فرض محال، ما میخواهیم یک بحث تئوریک بکنیم
** بله، فرض محال که محال نیست. ما دیدگاهمان این است که نظام با مردم زنده است و تا مردم هستند نظام هست. اگر مردم نباشند علی(ع) هم نمیتواند کاری بکند. اگر مردم نباشند امام حسن(ع) هم نمیتواند کاری بکند.
اگر مردم نباشند امام حسین(ع) هم نمیتواند کاری بکند، مسئولین ما که خاک پای آنها هم نمیشوند.
بنابراین اگر مردم آمدند، نظام هست و این طوری اگر تحلیل کنیم شاید بهتر باشد، میزان قدرت نظام به میزان حضور مردم است. یعنی اگر 65 درصد مردم حضور پیدا کنند، ما 35 درصد جای توطئه داریم یعنی کشورهای خارجی علیه ما توطئه کنند. اگر 85 درصد مردم حضور پیدا کنند، 15 درصد جای توطئه داریم. لذا میزان حضور مردم، میزان قدرت نظام را نشان میدهد و قدرت نظام به وجود من نماینده و وزیر و غیره نیست، به میزان حضور مردم در انتخابات است.
* آقای حاجیبابایی، به عنوان آخرین سوال میخواهم بپرسم که با تمام این تفاسیر، ترکیب مجلس هفتم را چگونه ارزیابی میکنید؟ یعنی حالا اگر فرض کنیم بنابر تحلیل شما حضور مردم بین 65 تا 85 درصد باشد، این آرا به سبد چه کسانی ریخته خواهد شد؟ یعنی طیف اکثریت مجلس را چه تفکری و چه گرایش سیاسی در اختیار میگیرد؟
** در مورد کیفیت مجلس هفتم که چگونه خواهد بود پیشبینی من این است که مجلس هفتم، اکثریت غالبش در دست نیروهایی هستند که امام را کاملا قبول دارند، نظام را با همان ارزشهای امام قبول دارند، اعم از چپ و راست. یعنی من وقتی عرض میکنم نیروهایی که امام راقبول دارند یعنی همه این نیروها. اینها اکثریت غالب هستند و کسانی که روی دیدگاه امام تجدیدنظر میکنند، یعنی بعضی حرفهایی مطرح میشود که با راه امام نمیخواند، در اقلیت محض قرار خواهند گرفت. لذا اسم مجلس هفتم را من مجلس امام میگذارم. مجلس هفتم انشاءالله مجلس امام خواهد بود.
انشاءالله؛ متشکرم از اینکه وقتتان را در اختیار ما قرار دادید.
خواهش میکنم، موفق باشید.