از زمانی که درگیری در کشمیر تحت کنترل هند در سال 1989 شروع شد، تعداد گروهها و افرادی که با نیروهای امنیتی هند میجنگند افزایش یافته است.
براساس آمارهای رسمی ارائه شده از سوی ارتش هند، یک نیروی 25000 نفری متشکل از نیروهای نظامی و شبهنظامی در دره کشمیر و نواحی اطراف آن مستقر هستند.
این در حالی است که آمارهای غیررسمی تعداد این نیروها را بیش از این تخمین میزنند.
گروههای اصلی
برخی از گروههای فعال در کشمیر تاکنون جزئیات آنچه را که برای آن مبارزه میکنند اعلام نکردهاند و فقط به این اکتفا میکنند که نیروهای هند باید از کشمیر خارج شوند.
البته باید در نظر داشت که وضعیت در کشمیر به سرعت در حال دگرگونی است و بسیاری از گروههایی که مثلاً پنج سال پیش در منطقه فعال و دارای نفوذ بودند، اکنون قدرت خود را تا حدی از دست دادهاند.
به طور مثال میتوان گفت که جبهه آزادیبخش جامو و کشمیر که از طرفداران استقلال منطقه است و زمانی از فعالترین گروهها در کشمیر بود، اکنون از اعضای آن کاسته شده است و قدرت نظامی آن کاهش یافته است.
گفته میشود که مقر چند گروه اصلی فعال در صحنه کشمیر در پاکستان است و پاکستان میگوید که از این احزاب فقط حمایت سیاسی، دیپلماتیک و معنوی به عمل میآورد.
اما مقامات هندی میگویند که بسیاری از گروههای فعال در کشمیر از پاکستان سلاح به دست میآورند.
به دنبال سخنرانی ژنرال پرویز مشرف، رهبر نظامی پاکستان، در 12 ژانویه سال جاری مقامات اسلامآباد فعالیت تعدادی از گروههای کشمیری از جمله لشکر طیبه و لشکر محمد را ممنوع اعلام کرد.
احزاب اصلی
حزب المجاهدین یکی از قدیمیترین گروههای مبارز در کشمیر است که بیشتر از کشمیریهای طرفدار پاکستان تشکیل شده است. این حزب از ابتدای ناآرامیها در کشمیر تاکنون فعال بوده است.
لشکر طیبه را «بیشتر غیرکشمیریها» تشکیل میدهند. گفته میشود که اعضای این حزب به شاخه بسیار متعصب جداییطلبان کشمیر وابسته است فعالیت این حزب از سوی پاکستان ممنوع اعلام شده است.
حرکت المجاهدین حزب دیگر فعال در کشمیر است که گفته میشود از ادغام دو گروه به وجود آمده است. براساس اطلاعات منابع وزارت دفاع بریتانیا در حقیقت این تشکل از تعدادی افغان، پاکستانی و حتی تعدادی عرب به وجود آمده است.
در این اواخر یک گروه دیگر به نام جیش محمد در کشمیر حضور پیدا کرده است. این گروه توسط یک روحانی به نام مولانا مسعود اظهر پایهگذاری شد و هدف آن مقابله با «سلطه» هند در کشمیر است. این گروه نیز از سوی پاکستان ممنوع اعلام شده است.
ائتلاف جداییخواهان
یکی از چند سازمانی که در کشمیر علیه حضور هند در منطقه فعالیت میکند سازمانی است موسوم به کنفرانس حریت (All Party Hurriat Conference).
سازمان کنفرانس حریت تشکلی است که در فعالیتهای خود به اقدامات خشونتآمیز دست نمیزند.
این سازمان از تشکیل 23 گروه کوچکتر به وجود آمده است که شامل اتحادیههای بازرگانی و سازمانهای مذهبی و سیاسی است.
اگر چه کنفرانس حریت سعی دارد تا بر سیاست عدم خشونت خود تأکید کند، اما اعتقاد بر این است که برخی از اعضای گروههای خشونتطلب از اعضای کنفرانس هستند.
ناظران بر این عقیده هستند که اختلاف در کنفرانس حریت عمیق است و به طور مثال اعضای این سازمان بر سر اینکه کشمیر باید مستقل باشد و یا اینکه به پاکستان بپیوندد توافق کامل ندارند.
هند و پاکستان، دو کشور با بیش از نیم قرن تنش
سالها پیش از سال 1947 یعنی هنگامی که «بریتانیای کبیر» مناطق شبهقاره را ترک کرد، هند و پاکستان در واقع یک کشور را تشکیل میدادند. اما از آن سال به بعد که دولت بریتانیا شبهقاره را ترک کرد هند به دو بخش تقسیم شد: هند و پاکستان.
از آن زمان تاکنون یعنی پس از حدود بیش از نیم قرن این دو به صورت دشمنان اصلی درآمدهاند و تا حالا سه بار با یکدیگر وارد جنگ شدهاند و علیرغم تلاشهایی که تاکنون صورت گرفته است تنش بین دو کشور کاهش نیافته است.
استقلال و دو پارچه شدن کشور
تقسیم شبهقاره به دو کشور هند و پاکستان به آرامی صورت نگرفت و شورشها و تنشهای قومی و مذهبی بین مسلمانان و هندوها در گرفت. در حدود نیم میلیون نفر در این درگیریها جان خود را از دست دادند تعداد کشتهشدگان در ایالت پنجاب از بقیه نقاط بالاتر بود چرا که به هنگام تقسیم، این منطقه دو تکه شد. بخشی از آن در هند و بخشی دیگر در پاکستان قرار گرفت.
البته شاید بتوان با صراحت گفت که منطقه کشمیر در تقسیم شبهقاره پردردسرترین منطقه بوده است و در واقع جدای از چند مشکل کوچکتر بین هند و پاکستان قضیه مالکیت کشمیر مهمترین مشکل این دو کشور برای رسیدن به یک تفاهم همهجانبه بوده است.
منطقه کشمیر به هنگام تقسیم شبهقاره دارای اکثریت مسلمان بود اما حاکم این منطقه راجهنشین یک مهاراجه هندو بود.
پاکستان میگوید به دلیل اینکه اکثریت مردم این ایالت مسلمان هستند و کشمیر میبایستی در سال 1947 به پاکستان میپیوست، مقامات پاکستان بر این عقیده هستند که قطعنامههای متعدد سازمان ملل متحد در خصوص کشمیر بدین معنی است که مردم کشمیر باید اجازه داشته باشند تا در یک همهپرسی بتوانند سرنوشت خود را برای پیوستن به هند و یا پاکستان تعیین کنند.
اما دولتمردان هند برداشت دیگری از وقایع 1947 دارند. مقامات هندی میگویند: کشمیر بخشی از هند است، چرا که براساس سند الحاقی که مهاراجه وقت کشمیر، با دولت هند در اکتبر سال 1947 به امضا رساند وی اختیارات مربوط به دفاع، مخابرات و امور خارجی را به دهلینو واگذار کرد.
از سوی دیگر مقامات هندی معتقدند که براساس معاهده شیملا که در سال 1972 بین خانم ایندیرا گاندی نخستوزیر وقت هند و ذوالفقار علی بوتو همتای پاکستانی او بسته شد دو کشور موافقت کردهاند تا قضیه کشمیر را در مذاکرات دوجانبه و نه از طریق سازمانهای بینالمللی مثل سازمان ملل متحد حل و فصل کنند.
دو همسایه، پنجاه سال استقلال و سه بار جنگ
هند و پاکستان تاکنون سه بار وارد جنگ با یکدیگر شدهاند. دو بار بر سر مسأله کشمیر یعنی در سالهای 1947 و 1965 و بار سوم در سال 1971 بر سر قضیه پاکستان شرقی که اکنون بنگلادش نام دارد.
به طور کلی میتوان گفت حدود یک سوم غرب منطقه کشمیر در کنترل پاکستان است و تقریباً تمامی مناطق باقیمانده در کنترل هند است.
شورش و ناآرامی در کشمیر در سال 1989 شروع شد. از آن زمان تاکنون مقامات هندی ادعا میکنند که پاکستان به شورشیان منطقه که خواستار جدایی کشمیر هستند کمک میکند. اما مقامات اسلامآباد میگویند که پاکستان فقط از این افراد حمایت معنوی میکند.
هند و پاکستان درگیر مسابقه هستهای
هند تلاشهای خود برای دستیابی به سلاح اتمی را در اواسط سال 1960 و پس از آنکه چین سلاح اتمی خود را به آزمایش گذاشت شروع کرد.
در سال 1974 اولین آزمایش هستهای خود را به مرحله اجرا گذاشت و چند سال پس از این واقعه پاکستان برنامههای هستهای خود را شروع کرد. هر دو کشور برنامهها موشکی خود را نیز فعال کرده و ادامه میدهند.
یازدهم ماه می سال 1998 هند اعلام کرد که سه آزمایش هستهای را به انجام رسانده است. دو روز بعد مقامات هندی اعلام کردند که هند دو آزمایش هستهای دیگر را نیز انجام داده است. این آزمایشها با واکنش شدید جامعه بینالمللی روبهرو شد. در همین حال جامعه بینالملل از پاکستان خواست تا خویشتنداری نشان دهد و دست به واکنش متقابل نزند.
اما پاکستان در بیست و هشتم ماه می 1998 اعلام کرد که این کشور دست به پنج آزمایش هستهای زده است. این عمل پاکستان نیز با واکنش شدید بینالمللی مواجه شد.
حمله به جامو، بهانهای برای درگیریهای جدید
در هر دو طرف جادهای که از جامو به سوی مرز هند و پاکستان میرود، ترافیک سنگینی به چشم میخورد. کامیونهای ارتشی به سوی مرز میروند و سیل آوارگان در جهت مخالف جاده جریان دارد.
شهر «سامبا» به خانه صدها آوارهای بدل شده که اغلب کشاورزند.
«آنجالی» 14 ساله و خانوادهاش میگویند که شدیداً در فشار و اضطرابند. آنها مزرعهشان را در ماه دسامبر پس از حمله انتحاری به پارلمان هند، ترک کردهاند. هنوز هم با وجود گذشت شش ماه امیدی به بازگشت به خانه ندارند.
«آنجالی» که سعی میکند حواسش را به کتاب مدرسهاش جمع کند میگوید:
«این چهارمین باری است که طی این چند سال مجبور شدهایم خانه را ترک کنیم و هنوز هم نمیدانیم که چه وقت میتوانیم به خانه برگردیم. دلم میخواست هند و پاکستان یک بار برای همیشه یک راهحل پیدا کنند.»
امروز خصومتهای جاری در کشمیر، برای بسیاری از کشمیریها مانند آنجالی اگر چه دردآور است اما مسأله چندان تازهای به شمار نمیآید.
در کنار دو جنگ عمده، درگیریهای کوچکی بین طرفین بوده که منجر به رد و بدل آتش در دو سوی مرزهای غیررسمی کشمیر شده است، اگر چه این بار مردم از همیشه نگرانترند. «راما کوپرا» یکی از ساکنان قدیمی کشمیر میگوید: «هر بار که رهبران دهلی یا اسلامآباد از جنگ هستهای حرف میزنند، تمام مدت فکر میکنم که چه اتفاقی در انتظار ماست. همیشه تنشهایی بین دو طرف وجود داشته اما امروز آنها از موشکها و کلاهکهای هستهای حرف میزنند. تا به حال هرگز اینقدر نترسیده بودم.»
در ارتفاعات کوههای غربی، در درهای که اکثریت مسلمانان کشمیر در آن مستقرند نیز همین احساسات وجود دارد.
سرینگر با وجود تمام باغهای پر از گل و بازارهای شلوغش نیز پر از اضطراب و دلهره است. «عبدالحق» راننده اتوبوس میگوید: 13 سال است که گوشمان پر از حرف جنگ و چشمهایمان پر از خون است. ما تنها گروگان رهبرانی هستیم که فقط از نفرت و جنگ حرف میزنند، رهبران ارشد کشمیر و منابع نزدیک به دولت معتقدند، تنشهای امروز ریشه سیاسی دارد.
از طرف دیگر حدسهایی وجود دارد که حزب «بی.جی.پی» که امروز قدرت را در دهلی نو به دست دارد، از کشمیر برای به دست آوردن اعتبار از دست دادهاش استفاده میکند، اعتباری که پس از شکست در انتخابات اخیر ایالتی به شدت زیر سؤال رفته است.
کشمیریها میگویند جنگ، سرپوشی برای جلوگیری از استقلال کشمیر است. «ود باسین» سیاستمدار کهنهکار کشمیری و روزنامهنگاری که مقامات آمریکایی گاه به گاه از مشاورهای او استفاده میکنند میگوید: امیدوارم که دو کشور معقولانه عمل کنند و به جای درگیر شدن در جنگی همهجانبه، مسأله را با گفتوگو حل کنند.
دیر یا زود باید بفهمند که راه جلوگیری از جنگ تنها در حل مسأله کشمیر نهفته است حتی اگر به معنی توافقاتی مشکل در مسائلی باشد که پیش از این دور از دست به نظر میرسید.