* شما چگونه جهانی شدن را تعریف میکنید؟
** جهانی شدن افزونشدگی جهانگستر ارتباط جوامع است به نحوی که مکانهای دور را به هم مرتبط میکند به گونهای که رویدادهای محلی توسط جریاناتی در دیگر جای شکل میگیرند و اتفاقت دور از رویدادهای محلی تأثیر میگیرند. جهانی شدن فرایندی است که به کاهش اثر عوامل جغرافیایی فاصلهای و موقتی به عنوان قیودی در برابر توسعه جوامع منجر میگردد.
این فرایند موجب ترقی ادارکی یکپارچه از جهان و تعدیل تفکر و عملکرد از سویه ملی به گونه بینالمللی و جهانی میگردد.
* چه چیز عامل جهانی شدن است و چه چیز این تمایل را تقویت میکند؟
** جهانی شدن را میتوان پیامد مدرنیته در نظر گرفت. رشد و توسعه اطلاعات و فناوریهای ارتباطات، محرک اصلی جهانی شدن میباشند. این فناوریها اجازه میدهند اطلاعات آزادانهتر و سریعتر منتقل گردند و چشماندازی جهانی به سرعت نمایان گردد.
* جهانی شدن کدامیک از بخشهای زندگی ما را تحتتأثیر قرار میدهد و چه التزاماتی را برای چگونه زیستن ما ایجاد میکند؟
** جهانی شدن جنبه و نمودهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی دارد. دولت مدرن صرفاً به واسطه پایههای اقتصادی آن تعریف نشده است بلکه مشخصه آن این است که حکومتی ملی است. نقش دولت ملی و جایگاه سیاسی و سیر تکاملی آن از سوی جهانی شدن زیر سؤال رفته است. بازآرایی اندیشه و ارتباطات فراملی که جهانی شدن به دست میدهد، نحوه تعامل دولتهای ملی، پویایی هویت، روابط بینالملل و مسائل جهانی را تحت تأثیر قرار میدهد.
جامعه جهانی وابسته به همه جهان است اما توسعه آن محصول آمیزهای از ضروریات ناشی از اقتصاد، فناوری و فرهنگ است. نهادها؛ نظیر ملت، خانواده، کار، سنت، طبیعت، همانگونه که پیشتر؛ پدیدار میشوند. اما اگرچه پوستر باقی مانده است اما باطن آنها به تمامی متفاوت است و به «نهادهای صوری» تبدیل خواهند شد و ما احتیاج خواهیم داشت نهادهای موجود را از نو بسازیم و یا نهادهای تازه به گونهای مناسب برای عصر جهانی، ایجاد کنیم.