* زوددویچه: آیا میتوانید بگویید، چرا تنها در آلمان هفتاد هزار نسخه از کتاب تازه شما زیر عنوان «رویارویی تمدنها به فروش رفته است؟
** هانتینگتون: مردم به من میگویند، آلمانیها نسبت به موضوعاتی که با تمدن در ارتباط میباشند، بسیار حساس هستند. از آن گذشته در کشور آلمان مشکلاتی در زمینه اقلیتهای فرهنگی وجود دارد. از طرف دیگر در آلمان تقاضا برای ایدههای بزرگ بسیار بالاست. زمانی، آلمان شخصیتهایی چون هگل و مارکس را داشت، که نظریهپردازان مشهوری بودند، و نظریات آنان در سراسر جهان طرفدار داشت. اما ظاهراً امروزه، وضع به گونهای دیگر است و در آلمان از نظر تئوری و نظریه، کمبود وجود دارد و همین امر باعث میشود که «نظریات وارداتی» با اقبال بیشتری روبهرو شوند.
* زوددویچه: بسیاری از آلمانیها بر این باورند، که شما قصد دارید با نظرات خود یک جنگ جهانی فرهنگی راه بیاندازید.
** هانتینگتون: من، تنها ادعا میکنم، پس از پایان جنگ سرد، فرهنگها و تمدنها تکیهگاه اصلی سیاست جهانی را تشکیل میدهند و هرگونه تحولی در دنیای سیاست، مستقیماً با آنها در ارتباط است. بر این اساس، کشورهایی که از نظر فرهنگی با هم شباهت دارند، به یکدیگر نزدیک میشوند، و فرهنگهایی که در نقطه مقابل هم قرار دارند، از هم فاصله میگیرند. شوروی سابق و یوگسلاوی پیشین نمونههای بارزی هستند، که این ادعا را اثبات میکنند در طول جنگ سرد، تفاوتها بیشتر از همه اختلافات ایدئولوژیک ریشه میگرفت، در حالی که امروزه فرهنگها تعیین کننده هستند.
* زوددویچه: پس چرا تا این حد شاهد بروز درگیری در میان پیروان یک فرهنگ واحد به ویژه فرهنگ اسلامی هستیم؟ گذشته از درگیری و تنش میان اسراییلیها و اعراب، بخش اعظم مصیبت بارترین رویاروییها در بین پیروان این فرهنگ به وقوع پیوسته است.
** هانتینگتون: دلایل بروز رویارویی در داخل یک تمدن ارتباط نزدیک و تنگاتنگی با سیر تحولات آن تمدن دارد. واقعیت آن است که در جهان اسلام یک کشور محور وجود ندارد. با سقوط امپراتوری عثمانی، آخرین کشوری، که مرکز ثقل جهان اسلام محسوب میشد، از میان رفت. دلیل دیگر بروز درگیری در جهان اسلام محسوب میشد، از میان رفت. دلیل دیگر بروز درگیری در جهان اسلام را باید فاکتور جمعیت دانست. زیرا به سبب نرخ بالای زاد و ولد در کشورهای مسلمان، بخش اعظم جمعیت این کشورها را افراد بین پانزده تا بیست و پنج سال تشکیل میدهد. تجربیات چندین و چند ساله نشان داده است، که این روند، گسترش ناپایداری و نیز خشونت را در جوامع در پی دارد. در حقیقت این امر دلیل عمده گسترش درگیریهای داخلی و خارجی در جهان اسلام است.
* زوددویچه: شما از چیزی به نام «مرزهای خونین» اسلام، در کتاب خود سخن گفتهاید
** هانتینگتون: در تمام نقاط تماس تمدن اسلامی، از بالکان گرفته تا اندونزی، شاهد درگیری و رویارویی هستیم.
* زوددویچه: رشد جمعیت در کشور مصر بسیار بالاست، ولی با وجود این، کشوری آرام و طرفدار صلح است.
** هانتینگتون: بله احتمالاً بدینگونه است که شما میفرمایید. در مصر یک رژیم مقتدر وجود دارد که به نوبه خود یک جنگ داخلی علیه مسلمانان بنیادگرا و تندرو به راه انداخته است.
* زوددویچه: به اعتقاد شما جمعیت نقشی تعیین کننده ایفا میکند.
** هانتینگتون: به هر حال نقش جمعیت در تحولات اجتماعی بسیار مهم است همواره در طول تاریخ افزایش شمار جمعیت گروه سنی پانزده تا بیست و پنج سال با رویداد انقلاب، نسبت مستقیم داشته است.
* زوددویچه: بر این اساس باید در اروپا، به واسطه کاهش رشد جمعیت و پیر شدن آن، شاهد تمدنی کاملاً صلح جو باشیم.
** هانتینگتون: کمتر پیش میآید، که انسانهای شصت ساله بخواهند با هم سن و سالهای خود وارد نبرد شوند دلیل دیگر این است، که انسانها نه تنها مسنتر شدهاند، بلکه به رفاه مادی دست یافته و از زندگی خود راضی هستند.
* زوددویچه: توسعه برق آسای چین را چگونه میتوان با کمک کنفوسیونیسم توجیه کرد؟
** هانتینگتون: در چین توسعه اقتصادی، جاهطلبی استراتژیک را تحت تأثیر قرار داده و به آن خط میدهد دولتهای امپریالیستی قرن نوزدهم میلادی نیز نمونههای بارزی برای درک رابطه میان توسعه اقتصادی و جاهطلبی استراتژیکی بودند فاکتور دیگری که باید در مورد چین مد نظر قرار گیرد، آن است، که چین قرنها به عنوان یک قدرت برتر در شرق آسیا مطرح بود در آن زمان، در آسیای شرقی از توازن قوای مرسوم در اروپا خبری نبود، در این منطقه از جهان چین در صدر هرم قدرت بود و یکه تازی میکرد چینیها بر این باور هستند، که این نظم کهن نسخه طبیعی برای این منطقه محسوب میشود به همین سبب آنان در انتظار احیای دوباره نقش چین به عنوان قدرتی برتر در منطقه هستند.
* زوددویچه: چه چیزی شما را تا این حد مطمئن کرده است، که در زمان ما فرهنگها، نقش کشورها و اتحادیهها را برعهده میگیرند؟
** هانتینگتون: من چنین ادعایی نکردهام حکومتها و کشورها همچنان به عنوان مهمترین فاکتور در تحولات جهانی باقی خواهند ماند اما پرسشی که در اینجا مطرح میشود، این است، که در این شرایط، کشورها و حکومتها چگونه میتوانند منافع خود را تعریف نمایند؟ باید بگوییم، که این منافع به طور عمده با توجه به تئوری واقع گرایانه سیاست بینالمللی براساس فاکتورهایی چون قدرت و امنیت تعریف میشوند...
* زوددویچه: فرهنگ در این بین چه نقشی دارد؟
** هانتینگتون: پس از پایان جنگ سرد، شباهتها، اولویتها و اختلافات فرهنگی، تأثیر رو به رشدی بر رفتار حکومتها و کشورها میگذارند برای روشن شدن قضیه به مسأله بالکان نگاهی میاندازیم، در طول جنگ سرد ترکیه و یونان از اعضای پیمان ناتو و بلغارستان و رومانی عضو پیمان ورشو بودند. در آن زمان یوگسلاوی غیر متعهد بود و آلبانی نیز از چین طرفداری میکرد. اما هم اینک این الگو به طور کامل از میان رفته است ترکیه به نقش تاریخی خود بازگشته و روابط تنگاتنگی با مسلمانان آلبانی و بوسنی برقرار نموده است رقابت دیرینه میان ترکیه و یونان نیز یک بار دیگر از سر گرفته شده است به طوری که اکنون یونان هم متحد خوبی برای روسیه محسوب میشود و هم برای ناتو، به هر حال در این شرایط ما شاهد تغییر ساختارهای سیاسی جهان هستیم، که در این روند عوامل فرهنگی نقشی تعیین کننده دارند.
* زوددویچه: آیا شما در این میان تأثیر عواملی چون مدرنیزه کردن و جهانی شدن، را به عنوان فاکتورهایی که مسایل فرهنگی را تحتالشعاع قرار میدهند، دست کم نمیگیرید؟ باید دانست که کشورهای بالکان دارای سیستمهای غیر مدرن هستند که تقریباً با جهان مدرن بیگانه مینمایند.
** هانتینگتون: نه خیر، اقتصاد لزوماً انسانها را به هم نزدیکتر نمیکند. زیرا در هر معاملهای یک خریدار وجود دارد، که خواهان قیمت کمتر است و یک فروشنده وجود دارد، که مایل است کالای خود را با قیمت بالاتری بفروشد. در این مثال ما با یک نوع رویارویی روبهرو هستیم، که جزء ذات هر نوع رابطه تجاری است. اگر تفاوتهای فرهنگی را نیز به این مجموعه بیافزاییم، با شرایط به مراتب بدتری روبهرو خواهیم بود ایالات متحده آمریکا و ژاپن کشورهای بسیار پیشرفتهای هستند، که دارای روابط تجاری گستردهای میباشند. اما این دلیل نمیشود، که میان این دو کشور مشکلی وجود نداشته باشد، بلکه برعکس، مشکلات آنها نیز به مراتب بیشتر شده است. در مورد رابطه آمریکا با چین نیز وضعیت بدتری را شاهد خواهیم بود. به علاوه کشورهای اروپایی نیز پیش از جنگ جهانی اول روابط تجاری تنگاتنگی با هم داشتند، ولی این امر به هیچوجه نتوانست مانع شعلهور شدن آتش جنگ شود.
* زوددویچه: اما مازاد تراز تجاری چین بالغ بر 38 میلیارد دلار میگردد و آمریکاییها نمیتوانند از تیشرتها و کفشهای ورزشی ساخت چین صرفنظر کنند. آیا به گمان شما وضعیت امروزی متفاوت با شرایط سال 1913 نیست؟
** هانتینگتون: من در این باره شک دارم تجارت به هیچوجه نمیتواند تضمینی برای صلح باشد. عوامل زیادی وجود دارند، که میتوانند منجر به وقوع جنگ با کشور چین شوند علاوه بر این روابط بازرگانی خود عامل مهمی در بروز درگیریها محسوب میشود. بنابر مواردی همچون عدم توازن در تراز بازرگانی کشورها یا اختلاف بر سر حق مؤلف به عنوان زیر مجموعه عوامل اقتصادی ممکن است روابط میان کشورها را متشنج و بحرانی سازند گذشته از اینها برای ایالات متحده آمریکا، هر روز که میگذرد، دفاع از منافع خود در برابر چینیها دشوارتر میشود.
* زوددویچه: منتقدان شما در مورد کدام یک از نظریات شما بیشتر از بقیه دچار سوءتفاهم شدهاند؟
** هانتینگتون: اغلب مرا متهم میکنند، که تمدن را واحدی بسته و ایستا میدانم، در حالی که اصلاً چنین وصلهای به من نمیچسبد. در واقع فرهنگها امروزه از آن جهت تا این حد اهمیت یافتهاند، که میان آنها مبادلات گستردهای صورت میگیرد، پدیدهای که پیش از این هرگز در تاریخ با آن برخورد نکرده بودیم. ایراد دیگری که بر من وارد میشود، این است که میگویند نظریه من نوعی پیشگویی است، پیشگویی که من در جهت تحقق آن میکوشم. وقتی که من میگویم روابط سرشار از اختلاف وجود دارد و فرهنگها رو در روی هم قرار میگیرند، منظورم این نیست، که به زودی جنگی رخ خواهد داد. فراموش نکردهایم که در سالهای دهه پنجاه و شصت برخی متفکرین پیشبینی کرده بودند، میان ایالات متحده آمریکا و شوروی جنگ اتمی روی خواهد داد یکی از دلایل عدم پیش آمدن این جنگ را باید، جدی گرفتن این پیشبینی دانست. بدین ترتیب که رهبران ابرقدرتها، احساس نگرانی کرده و روشهای نوینی جهت کاستن از تشنجات و کنترل درگیریها ابداع کردند من امیدوارم در مورد فرهنگها نیز وضعیت مشابهی تکرار شود.