تاریخ انتشار : ۲۹ آذر ۱۳۹۰ - ۰۹:۳۷  ، 
کد خبر : ۲۳۲۲۹۲
گفت‌وگوی متفاوت با وزیر ارشاد درباره مطبوعات، سینما و خطوط قرمز

در شرایط عادی، فضای جامعه باید باز باشد

سعید آجورلو ـ علی حاجی ناصری مقدمه: گفت‌وگو با سیدمحمد حسینی وزیر ارشاد دولت دهم سهل و ممتنع است. سهل از آن جهت که او به تمام سوال‌ها پاسخ می‌گوید و از آن جهت مشکل است که وزیر فرهنگ دولت دهم تقریبا بر تمام مسائلی که به وزارتخانه تحت مدیریتش مربوط می‌شود، تسلط و اشراف دارد. بنابراین نبود که گفت‌وگویی رسمی با حسینی داشته باشیم، اما زمانی که او از بیان مطالب خلاف واقع در خصوص وزارتخانه تحت مدیریتش آن هم از سوی دوستان ابراز گلایه کرد، فضا کمی رسمی‌تر شد و ما هم سوالات خود را جدی‌تر مطرح کردیم. حسینی سپس تفاوت‌های مدیریت فرهنگی در دولت نهم و دهم را طبیعی خواند و آن را نشانه متفاوت بودن آدم‌ها دانست، اما در عین حال سعی کرد به آسانی از کنار آن بگذرد؛ زمانی که گفت: «این تفاوت‌ها مبنایی نیست.» او البته این تغییرات را برای افزایش تعاملات و ارتباطات با اهالی فرهنگ و هنر ضروری می‌داند. وزیر ارشاد از استقبال خود از انتقادات و گوش شنوای وزارتخانه تحت مدیریتش سخن به میان آورد و حل اختلاف را تنها با گفت‌وگو ممکن دانست. او معتقد است که انتقادات هر چند مبنایی نداشته باشد، اما باید با گفت‌وگو حل شود و چارچوب‌ها برای منتقدان تبیین شود. حسینی این روش را موثر دانسته که می‌گوید: «وقتی به صاحبان آثار تذکر می‌دهیم بر اساس تعاملی که وجود دارد، کارها به خوبی پیش می‌رود.» تاکید بر پرهیز از افراط و تفریط و رعایت حد اعتدال بحث دیگری بود که او در خصوص نگرش مدیران فرهنگی مطرح کرد و دو دوره متفاوت برای مطبوعات در دولت دهم را پذیرفت و توجیهات خود در این خصوص را مطرح کرد. بعد از ظهر یک روز گرم تابستانی بهارستان با سیدمحمد حسینی به گفت‌وگو نشستیم. لازم است از آقایان امیراحمدی و حمیدی در انجام این گفت‌وگو به ما کمک کردند تشکر ویژه داشته باشیم.

* آقای وزیر! اگر موافق باشید خیلی رسمی و کلیشه‌ای صحبت نکنیم و از کلیشه خارج شویم.
** بله. البته می‌دانید که ما به دلیل گرفتاری‌هایی که وجود دارد و همچنین به علت تعداد زیاد نشریات، مصاحبه اختصاصی نمی‌کنیم؛ اما این گفت‌وگو را به فال نیک می‌گیریم. در عین حال علاقه‌مند هستیم که بتوانیم از تمام رسانه‌ها بازدید کنیم و گفت‌وگوهایی هم داشته باشیم، اما حجم کار به گونه‌ای است که واقعاً امکان‌پذیر نیست.
* آقای دکتر حسینی! وزیر ارشاد بودن خیلی سخت است؟
** به طور کلی مسئولیت سختی دارد؛ یعنی هم بار سنگینی که دارد و هم احساس مسئولیتی که باید فرد بکند باعث می‌شود کار تا حدی دشوار به نظر برسد. البته با توکل به خداوند و همت و تلاشی که هر فرد می‌تواند داشته باشد، ‌کارها خیلی ـ یا خیلی از کارها ـ سهل و آسان می‌شود. مسئولیت داشتن از این جهت خوب است که انسان افق‌های دوردست را ببیند و کارهای فراوانی را که بر زمین مانده به انجام برساند. در عین حال اگر بخواهد روال عادی را در پیش بگیرد و کارها را به صورت عادی انجام دهد، شاید چندان دشوار نباشد. اما اگر فرد بخواهد کارهای نویی را آغاز و تحرکی بیش از گذشته در مجموعه ایجاد کند، گاهی با مقاومت‌هایی مواجه می‌شود.
البته اصل کار اجرایی، گرفتاری‌های خاص خود را دارد و هر کسی که وارد این عرصه می‌شود این را پذیرفته که خود را وقف کار و خدمت و تلاش کند تا وضع بهتری را در مجموعه تحت مدیریت او شاهد باشیم. به یاری خداوند تاکنون کارها در مجموعه وزارت ارشاد به خوبی انجام شده است. اگر عملکرد دوره فعلی را با عملکرد دوره‌های گذشته مقایسه کنیم، به اذعان بسیاری، تحرکی که در وزارت فرهنگ وجود دارد بسیار قابل توجه است. از این جهت خداوند را شاکریم که چنین توفیقی به ما عنایت کرده است؛ البته این به معنای رضایت کامل ما نیست و باید فعالیت‌هایمان گسترده‌تر شود.
البته ما هیچ‌گاه از کار خسته نمی‌شویم. به هر حال ما سفرهایی که می‌رویم و اقداماتی که انجام می‌دهیم شاید برای بسیاری غیرقابل تصور باشد. به عنوان مثال اخیرا که ما سفری یک روزه به استان‌های یزد و کرمان داشتیم، 14 برنامه برای همان روز در شهرهای یزد، انار، سرچشمه، رفسنجان و کرمان در نظر گرفته شده بود. شما حساب کنید که چگونه باید این بازدیدها،‌سخنرانی‌ها، گفت‌وگوها، پرسش و پاسخ‌ها و... انجام شود. یکی از برنامه‌ها، سخنرانی‌ در نماز جمعه بود. برنامه‌هایی در کانون‌های فرهنگی ـ هنری مساجد و همچنین دیدارهایی با هنرمندان و... داشتیم. شاید برخی اصلا از ابتدا برنامه‌هایی در دستور کارشان نباشد، اما ما پذیرفته‌ایم که در یک روز می‌توان کارهای زیادی انجام داد.
البته ممکن است برای همکاران و اطرافیان مشکلاتی به همراه داشته باشد اما کارها با سرعت خیلی بیشتری انجام می‌شود. به عنوان مثال کاری که به طور عادی در سه روز انجام می‌گیرد با تلاش بیشتر مجموعه، در یک روز و به شکل فشرده به انجام می‌رسد. اینها شاید برای برخی سخت باشد، اما برای ما شیرین است چرا که نتایجش ملموس است و انسان تاثیرات مثبت کارهایش را می‌بیند. حتی گاهی برای گفتن «خسته نباشید» به سراغ همکاران می‌رویم. این کارها چندان خسته‌کننده نیست، اما مساله‌ای که شاید مسئولان را بیشتر رنج می‌دهد ـ و البته ما با آنها عادی برخورد می‌کنیم ـ حرف و حدیث‌ها، گفت‌وگوها و برخی مطالب است که بعضا بهره‌ای از واقعیت ندارد و حتی گاهی خلاف واقع است. این‌گونه مسائل ممکن است انسان را بیشتر دلخور و آزرده خاطر کند و او را تحت تاثیر قرار دهد.
کسی که شب و روز خود را وقف کرده و در خدمت به مردم صرف نماید گاهی مطلبی درباره او می‌نویسند که اساس و واقعیتی ندارد. این تا حدی دور از انتظار است، خصوصاً از کسانی که خود را متدین، ارزشی و اصولگرا می‌دانند، توقع بیشتری می‌رود که تقوای سیاسی را رعایت کنند. شاید برخی افراد و مدیران نتوانند در مقابل این فشارها مقاومت کنند اما ما امیدواریم که بتوانیم این مسائل را نیز تحمل کنیم (لبخند). به هر حال طبع کار این است که هر فردی مسئولیتی را می‌پذیرد، باید خود را برای بحث‌ها و حرف و حدیث‌هایی که می‌شود آماده کند. منظورم این است که این بخش از کارها شکننده‌تر است تا کارهای اجرایی که ممکن است به ظاهر سخت و دشوار باشد.
* یعنی از مجموعه انتقاداتی که به وزارتخانه تحت مدیریت شما می‌شود، آن بخشی که از زاویه ارزشی و مذهبی، عملکرد وزارتخانه را نقد می‌کند، برای شما مهمتر است؟
** ببینید! اگر بی‌بی‌سی، صدای آمریکا یا برخی کسانی که در داخل از قبل مسیرشان جدا بوده به ما تهمت ناروا بزنند، ایراد بگیرند و... برای ما چندان عجیب نیست؛ چرا که از ابتدای انقلاب این وضعیت وجود داشته است. اما کسانی هم هستند که در شمار دوستان به حساب می‌آیند ولی بدون تحقیق و بررسی مطالبی را بیان می‌کنند یا می‌نویسند. انسان چون از دسته دوم انتظار چنین برخوردی را ندارد، مقداری تحمل این وضعیت برایش دشوارتر است؛ حتی برای خود آنها هم تاسف می‌خورد که چنین مطالب نادرستی را بیان می‌کنند. اما همان‌طور که عرض کردم کسی که در مسئولیتی قرار می‌گیرد باید آمادگی هرگونه مساله و بحثی را داشته باشد.
* عده زیادی بر این اعتقادند که وزارت ارشاد در دولت دهم تفاوت‌های بسیاری با وزارت ارشاد دولت نهم دارد و بخش زیادی از این تفاوت‌ها نیز تفاوت‌های سیاسی قلمداد می‌شود. شاهد این امر نیز برخی از جریانات اصولگرا هستند. آقای حسینی! می‌خواهم به طور شفاف عرض کنم تا شما بتوانید پاسخگو باشید و در برابر شبهه‌هایی که وجود دارد دیالوگ سازنده‌ای ایجاد کنید. اعتقاد این گروه بر این است که برخی بخش‌های وزارت ارشاد گرایش‌های بازتری نسبت به دولت نهم دارند که تا حدی با ارزش‌های اصولگرایی زاویه دارد. این را از زبان منتقدان روایت می‌کنم تا شما پاسخ شبهه‌هایی را که برای آنها وجود دارد، بدهید.
** تفاوت‌هایی که میان وزارت فرهنگ دولت نهم و دهم وجود دارد، طبیعی است. به هر حال انسان‌ها با یکدیگر متفاوت هستند؛ ولو اینکه در یک طیف سیاسی باشند، اما نگاهشان تفاوت دارد و عملکردشان فرق می‌کند. ما به هیچ‌وجه وجود اختلافات مبنایی را احساس نمی‌کنیم؛ دوستانی که قبل از ما در وزارت ارشاد حضور داشتند، نیروهای اصولگرا و ارزشی بودند. ممکن است در روش‌ها مقداری اختلاف سلیقه وجود داشته باشد.
تصور بر این بود که در دوره گذشته، بهتر از این می‌توانستند با گروههای مختلف اعم از نویسندگان، شاعران، هنرمندان تجسمی، اهالی سینما و... تعامل داشته باشد. سعی ما بر این بوده که در این دوره ارتباطات گسترده‌تر باشد، حرف‌های این گروه‌ها بیشتر شنیده شود و تا جایی که ممکن است سلیقه‌ای عمل نشود. به عنوان مثال در حوزه کتاب ما این بحث را دنبال کردیم که هیاتی بر بحث کتاب نظارت کند؛‌ یعنی از اختیارات اداره کل کتاب ما خارج شود و تصمیم‌گیری در اختیار مدیر کل نباشد بلکه هیاتی بنشیند و با طرف مقابل بحث کند، گلایه‌ها مطرح شود، تقاضاهای خود را عنوان کنند و... البته این جریان تا حدودی نیز شکل گرفته است.
* گویا بخش‌هایی از این هیات نیز معرفی شده است؟
** بله؛ هم در بخش کتاب کودک و هم در بخش کتاب بزرگسالان این کار در حال شکل‌گیری و انجام است.
از این‌رو می‌خواهم بگویم که سعی کرده‌ایم ارتباطات ما گسترده‌تر باشد، حرف‌ها، انتقادات و ابهامات را بشنویم و مشکلات موجود را حل کنیم. هر چه تعامل بیشتر باشد، نتیجه بهتری حاصل خواهد شد. در عین حال آنها نیز متوجه می‌شوند که نوعی دلسوزی وجود دارد و این‌گونه نیست که تعدادی مدیر قصد کنند به صورت آمرانه و دستوری برخورد کنند. ملاحظاتی دارند و مطالبی را می‌دانند که در گفت‌وگوها روشن و برطرف می‌شود. اگر اختلافی هم باشد، از این جهت است؛ تحرکی که ما نیاز داشتیم، مدیریت قوی‌تری که احساس می‌کردیم باید در بخش‌های مختلف باشد، کارهای فراوانی که می‌توان در استان‌ها انجام داد و به طور کلی وزارت فرهنگ بتواند در دایره‌ای وسیع‌تر کار کند و با دیگر دستگاه‌ها و وزارتخانه‌ها تعامل برقرار کند.
همچنین در عرصه جهانی باید فعالیت بیش از گذشته باشد و شخص وزیر فرهنگ باید در بسیاری از مسائل فرهنگی خارج از کشور وارد شود. در داخل هم همین‌طور است. سازمان‌هایی مانند حج و زیارت که باید فعالیت‌های آنها را از نزدیک دید و اشکالات را برطرف کرد. به عنوان مثال در خصوص سازمان حج و زیارت، در روزهای اول وزارتم شخصا سفری به عراق انجام دادم که البته غیر رسمی بود. این سفر تنها برای ارزیابی نحوه عملکرد این سازمان بود و حتی در راه بازگشت از طریق بصره به ایران آمدیم. البته سفر ما سه روز بیشتر نبود اما در همین مدت کوتاه بسیاری از واقعیت‌ها برایمان روشن شد.
می‌خواهم بگویم که اگر تمام اختیارات را به سازمان مربوطه واگذار می‌کردیم و هر کاری که خودشان صلاح می‌دیدند انجام می‌دادند، شاید چندان شایسته نبود. باید به این نکته هم اشاره کنم که تنوع کاری ما در گذشته به شکلی بود که با تمام این مجموعه‌ها، تا حدی آشنا بودیم. مثلا به دلیل اینکه مدتی به عنوان رایزن فرهنگی فعالیت می‌کردم، با سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی آشنا بودم. همچنین سال‌ها از طرف بعثه مقام معظم رهبری به عنوان «زباندان» به حج اعزام می‌شدیم و مسائل سازمان حج و زیارت را تا حدودی می‌دانستیم. در خصوص بخش‌های دیگر نیز به همین شکل بود؛ یعنی هر یک را به نحوی می‌شناختیم.
در عین حال زمانی که وارد کار شدیم، آشنایی بیشتری با جزئیات کار پیدا کردیم و انجام کارها شکل جدی‌تری به خود گرفت. در همین جا لازم می‌دانم از تمام مسئولانی که در گذشته بودند خصوصا دوستانی که در دولت نهم فعالیت می‌کردند، تشکر کنم. البته هنوز بخشی از افرادی که در دولت نهم در مجموعه وزارت ارشاد بودند، هنوز هم به کار خود ادامه می‌دهند و بنای ما بر این بوده که حتی‌المقدور همان نیروها به کار خود ادامه دهند، اما در برخی موارد به دلایل مختلف مانند عدم تمایل به ادامه همکاری یا ضرورت تغییرات در مجموعه، جابه‌جایی‌هایی در وزارتخانه داشتیم. در تغییرات نیز سعی کرده‌ایم کارها به شکل بهتر و دقیق‌تری انجام شود.
* بخش عمده‌ای از حوزه‌ عملیاتی وزارت فرهنگ و ارشاد به افراد و گروه‌هایی برمی گردد که دارای گرایش‌های خاص فکری و سیاسی هستند. خصوصا در حوزه‌هایی مانند تئاتر، موسیقی، ادبیات و... این مساله بیشتر مشاهده می‌شود. البته نه اینکه کاملا اینگونه باشد، اما بخش عمده‌ای از این گروه‌ها چنین گرایشاتی دارند. بالاخره این مخالفت‌ها و نظرات می‌تواند از حوزه سینما، ادبیات و... اعمال شود.
فکر می‌کنم بخش عمده‌ای از تفاوت وزارت ارشاد دولت دهم با وزارت ارشاد دولت نهم در نوع برخورد با این گروه‌هاست. اگر بخواهیم مثال بزنیم، در جشنواره اخیر فیلم فجر به آقای کیمیایی جایزه داده شد، در حالی که در 32 سال اخیر هیچ‌یک از فیلم‌های ایشان برگزیده نشده بود. فارغ از هرگونه داوری می‌خواهم بدانم که شما در وزارت فرهنگ دایره و مرزها را برای برخورد با مخالفان یا منتقدان نظام چگونه تعریف کرده‌اید؟
** اگر انتقاد سازنده‌ای از مجموعه صورت بگیرد، باید استقبال کرد؛ چه از سوی کسانی باشد که از بیرون به ماجرا نگاه می‌کنند و چه کسانی که ما به نوعی با آنها تعامل داریم، مانند افرادی که اثری دارند، کار هنری انجام می‌دهند و از مجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به حساب می‌آیند. این افراد نظراتی دارند که باید شنیده شود. البته ممکن است که گاهی انتقاداتشان مبنایی نداشته باشد که باید به آنها توضیح داد، اما در خصوص اینکه چگونه عمل می‌کنیم، باید بگویم که ما یک سری موازین و چارچوب‌هایی داریم و در آن مبنا کاری می‌کنیم.
بالاخره خطوط قرمزی را تعریف کرده‌ایم که اگر رعایت نشود، ناچاریم اقدام قانونی لازم را انجام دهیم. به عنوان مثال در حوزه کتاب، ممیزی یک اصل پذیرفته شده است و با مطبوعات که پس از نشر بررسی می‌شوند، تفاوت دارد. در حوزه کتاب این گونه عمل می‌کنیم که پیش از چاپ، کتاب بررسی می‌شود و اگر اصلاحاتی لازم باشد به صاحب اثر منعکس می‌کنیم تا اصلاحات مورد نظر انجام شود. ما سختگیری بیجا و بی‌مورد را نمی‌پذیریم تا جلوی انتشار یک کتاب به دلایل واهی گرفته نشود. حتی گاهی ناشرین می‌آیند و من شخصا بررسی می‌کنم و می‌بینم دلیل موجهی ندارد که ما بخواهیم این قدر سختگیری کنیم. در اینجا دو مساله وجود دارد: یکی بحث مجوز است که به یک کتاب، فیلم یا تئاتر داده می‌شود و دیگری بحث حمایت است.
اگر استانداردها و حداقل‌ها در یک اثر هنری و فرهنگی رعایت شود، مشکلی برای اخذ مجوز ندارد. اما برای حمایت از یک اثر، توقعات و انتظارات ما بالاتر است. مانند اینکه یک کتاب خریداری و در کتابخانه‌ها توزیع شود یا بخشی از سرمایه‌گذاری برای تولید یک فیلم سینمایی از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام شود. ما می‌خواهیم یک کار مفید و ارزشمند باشد، گره‌ای از مشکلات کشور باز کند و به رشد، تعالی و پیشرفت کشور کمک نماید. برای این منظور، افرادی در قالب یک هیات می‌نشینند و اثر را بررسی می‌کنند؛ اگر انتظارات ما برآورده شود، از آن اثر را بررسی می‌کنند؛ اگر انتظارات ما برآورده شود، از آن اثرا حمایت می‌کنیم.
به عنوان مثال در سال، 65 هزار عنوان کتاب منتشر می‌شود، اما اینگونه نیست که همه این کتاب‌ها به دلیل اینکه از ما مجوز گرفته‌اند، مطلوب و ایده‌آل هستند. ممکن است ما هم تعدادی از این کتاب‌ها را به عنوان کتابهای خوب انتخاب کنیم. اگر 100 فیلم در سال ساخته می‌شود، این طور نیست که بگوییم ما تماشای تمام این فیلم‌ها را به مردم توصیه می‌کنیم؛ ممکن است خود ما نسبت به برخی فیلم‌ها انتقادات یا ایراداتی داشته باشیم. از این جهت، اگر اثری حداقل‌ها را داشته باشد، مجوز می‌گیرد و اگر ایرادات جدی داشته باشیم باید اصلاح شود. در خصوص برخی فیلم‌های سینمایی، تذکر می‌دهیم که این بخشی که شما نشان می‌دهید، سیاه‌نمایی است، با واقعیت‌ها مطابقت ندارد و مفید نیست.
در همین راستا تعاملات لازم انجام می‌شود تا این کار را انجام دهند. خود صاحب اثر، نویسنده و ... در بسیاری از موارد قانع می‌شوند. به هر حال جامعه ما یک جامعه دینی و مذهبی است که حساسیت‌های بالایی در آن وجود دارد و اگر ما هم بخواهیم اغماض کنیم این آثار با واکنش متدینین مواجه می‌شوند. شما در خصوص برخی برنامه‌ها، فیلم‌ها و تئاترها دیده‌اید که این قشر موضع‌گیری کرده‌اند. از این جهت این مسائل را برای آنها توضیح می‌دهیم و امیدواریم که این تعامل همیشگی باشد تا کارها به خوبی پیش برود.
ما در هفته اولی که به وزارت ارشاد آمدیم، فیلم «کتاب قانون» در اینجا توقیف بود. دیدیم که اگر این فیلم نمایش داده شود، جنبه‌های مثبتش برای بیننده بیشتر است. در خصوص برخی دیگر از فیلم‌ها مثل «به رنگ ارغوان» نیز عده‌ای می‌گفتند که شاید اقتدار نظام را زیر سوال ببرد یا وزارت اطلاعات را خدشه‌دار سازد در حالی که اینگونه نبود.
گاهی اوقات براساس برخی برداشت‌ها، افراد به یک جمع‌بندی می‌رسیدند و همان را مبنا قرار می‌دادند. برای اینکه دیگر چنین اتفاقاتی تکرار نشود، از جمعی افراد خبره و کارشناس دعوت می‌کنیم تا اثر مورد نظر را بررسی کنند. گاهی از نمایندگان مجلس دعوت می‌کنیم یک فیلم را ببینند و متوجه می‌شویم که نظرات متفاوت است و این طور نیست که همان برداشتی که ما داریم، لزوما برداشت دیگران نیز همان باشد. می‌خواهم بگویم که در گذشته اثراتی را با این تصور که برای جامعه زیانبار است، نگه داشته بودند. در حالی که در برخی موارد اینگونه نبود و مجوز داده شد.
* در حوزه فرهنگ، دو طرز تفکر میان متدینین وجود دارد. یکی فرمایش شماست که تا جایی که می‌توانیم دایره را باز کنیم و انتظار حداقلی داشته باشیم تا افراد بیشتری بتوانند فعالیت کنند. گرایش دیگری که وجود دارد این است که به ما ربطی ندارد که آنها چه می‌خواهند و ما باید نگاه حداکثری داشته باشیم و دایره را کوچک کنیم. حتی اگر برخی نتوانستند در داخل کار کنند، کتاب بنویسند، فیلم بسازند و ... به ما دخلی ندارد و می‌توانند از ایران بروند. هر یک از این دو دیدگاه نیز دارای بیانات و استدلالاتی است.
به عنوان مثال، دسته دوم که احتمالا شما با آنها مخالفید، می‌گویند که ما هر چه به این گروه‌ها امتیاز بدهیم، آنها پیشروی می‌کنند و این گونه نیست که آنها به حرف‌ها و خواسته‌های ما تن بدهند. همان طور که اشاره کردید در حوزه تئاتر ما در چند سال اخیر شاهد مشکلاتی بوده‌ایم؛ البته شاید تقصیر ارشاد نباشد و بافت هنرمندان حوزه تئاتر مغایرت‌هایی با دیدگاه‌های مدیریتی دارد. در حوزه حمایتی هم اشاره کردید که حمایت از آثاری صورت می‌گیرد که به ارزش‌های ما نزدیک باشد. در جشنواره بیست‌ونهم، باز هم به نظر نمی‌رسد که فیلم «جرم» چندان سنخیتی با آنچه ما به آن اعتقاد داریم داشته باشد.
** البته ما از فیلم جرم حمایت چندانی نکردیم.
* اما وقتی یک فیلم از یک جشنواره دولتی جایزه می‌گیرد، بسیاری از آن تعبیر به حمایت می‌کنند.
** ما سرمایه‌گذاری برای ساخت این فیلم نکردیم و این هیات داوران بودند که این فیلم را انتخاب کردند. ما هم بنا نداریم در کار هیات داوران دخالت کنیم. داوران و معاونت سینمایی به این نتیجه رسیدند و به تصور خود افرادی را قرار دادند که هم جنبه‌های حرفه‌ای را مدنظر داشتند و هم ارزش‌ها و اصول انقلاب را، بنابراین قرار بوده که فیلم بر اساس جنبه‌های حرفه‌ای انتخاب شود. شاید ما در آینده جنبه‌های ارزشی را در جایزه دادن هم بیشتر مدنظر قرار دهیم. اما اینکه گفتم «حمایت»، یعنی ما برای تولید یک اثر سرمایه‌گذاری کنیم، کتابی را خریداری و در سطح وسیعی توزیع کنیم یا حتی از فیلمی به گونه‌ای حمایت کنیم که فروش بیشتری داشته باشد.
ما در شورای عالی سینما تصویب کردیم که 15 درصد بلیت‌های یک فیلم خریداری شود و در اختیار اقشار مختلف قرار بگیرد. مشابه کاری که در حوزه کتاب انجام می‌شود و ما کارت الکترونیکی یا بن کتاب را در اختیار مردم قرار می‌دهیم. نظری هست که حداقل 15 درصد از تمام فیلم‌ها حمایت شود، در حالی که نظر ما غیر از این است و از یک فیلم باید پنج درصد حمایت کرد و از فیلم دیگری 20 درصد. تفاوت بحث حمایت در اینگونه مسائل باید بروز و ظهور داشته باشد.
اما در خصوص دو نگرش باید تاکید کنم که نه باید افراط باشد و نه تفریط، بلکه باید یک حد اعتدال و متوسطی را رعایت کرد. در اینکه ما باید کادرسازی کنیم، نیرو کم داریم و کسانی که هستند شاید کافی نباشند، تردیدی نیست و کارهای لازم به شکل‌های مختلف در حال انجام است. در این راستا، ساده‌ترین کاری که در حد خیلی ابتدایی و آماتور انجام می‌شود، همان کاری است که در کانون‌های فرهنگی و هنری مساجد انجام می‌گیرد. به عنوان مثال در حال حاضر 800 نشریه در این کانون‌ها وجود دارد و آموزش‌هایی در این خصوص انجام می‌شود.
کسی که در این نشریات فعالیت می‌کند، بعدها می‌تواند در یک روزنامه یا رسانه حرفه‌ای کار کند. تئاتری که برپا می‌کنند، سرودی که اجرا می‌کنند یا کارهای تجسمی که انجام می‌دهند، حداقل در مرحله آموزش است. اینها نیروهای متدین جامعه و بچه‌های مسجد هستند، امیدواریم تحرک بیشتری هم ایجاد شود؛ در حال حاضر تعداد این کانون‌ها به 10 هزار و هفتصد رسیده که به سرعت در حال افزایش است. البته در کنار رشد کمی، ارتقای کیفی را هم داریم. ما باید از این ظرفیت‌ها و شیوه‌ها برای نیروسازی استفاده کنیم؛ این گونه نباشد که فقط در تهران تعداد اندکی به فعالیت حرفه‌ای در بخش تئاتر مشغول باشند.
کار دیگری که صورت گرفته است. حدود 570 گروه شهرستانی را مورد حمایت قرار داده‌ایم تا بتوانند طی سال برنامه داشته باشند و تئاتر، حرفه و شغل آنها شود. اینها اغلب نیروهای متدین و دلسوزی هستند که در سراسر کشور به فعالیت مشغولند. اگر این حالت ایجاد شود، تعداد هنرمندان و نیروهای بیشتر و متعدد و رقابت سازنده‌ای ایجاد می‌شود که ما هم قدرت انتخاب خواهیم داشت، یعنی می‌توانیم قدرت انتخاب داشته باشیم و نیروهای فعال را مقایسه کنیم و برترین‌ها را مورد حمایت قرار دهیم. البته حمایت مالی فقط یک جنبه از حمایت است. در اجرای برنامه‌ها، اعزام به خارج از کشور، هفته‌های فرهنگی و ... از اینها استفاده کنیم.
اما در خصوص گروهی گفتید هر چه از اینها حمایت شود و امتیاز بدهیم، بیشتر جلو می‌آیند، باید این مساله مدیریت شود. یعنی مدیریت باید بتواند کار را انجام دهد و محصول و نتیجه چیزی باشد که مناسب است و با ارزش‌های ما هم سازگاری دارد.
* به عنوان مثال، زمانی که آقای فرهادی در حال فیلمبرداری «جدایی نادر از سیمین» بود، در جشن خانه سینما حرف‌های سیاسی تندی زد که منجر به توقیف فیلم ایشان شد. بعد هم آقای شمقدری بیانیه تندی دادند و حتی جنابعالی هم موضع گرفتید علیه این حرف‌ها، اما مدتی بعد باز هم به فیلم ایشان اجازه ساخت دادند و حتی از جشنواره بیست و نهم جایزه گرفت. بعد که ایشان برای اکران فیلم خود در جشنواره برلین به آلمان رفت، باز هم همان حرف‌های تند سیاسی را تکرار کرد و گفت که من به حمایت گروه موسوم به جنبش سبز نیاز دارم.
** من نمی‌خواهم در خصوص ایشان اظهارنظر خاص داشته باشم اما به طور کلی می‌گویم که ما باید اتمام حجت کنیم؛ یعنی زمینه را به گونه‌ای فراهم کنیم که هنرمندان بتوانند کار کنند. حتی ممکن است هنرمندی به خارج از کشور رفته که مشکلی دارد، مصاحبه‌ای کرده یا مسائلی از این قبیل برای او پیش آمده است. البته لازم نیست که ما اسامی این افراد را بگوییم. فردی در جریانات سال 88 به خاطر احساسات، هیجانات یا هر چیز دیگری که بوده در خارج از کشور مصاحبه تندی کرده و بعد که به کشور بازگشته، خودش متنبه و متوجه اشتباهش شده است.
ما درباره این فرد صحبت کردیم تا مانعی برای کارش وجود نداشته باشد. می‌خواهم بگویم که ما حسن نیت خود را در خصوص بسیاری از افراد نشان دادیم یا اگر در جایی کارشان معطل مانده، حمایت کردیم که کارشان انجام شود. حالا اگر خود فرد نخواهد و به هر دلیلی خواست که با جای دیگری همکاری کند، در اختیار خودش است. اگر به یاد داشته باشید، دوستان معاونت سینمایی در خصوص یکی از بازیگران زن که به خارج از کشور رفته بود، اعلام کردند که اگر بخواهد برگردد حرفی نداریم. اما اگر فرد در برنامه‌های مختلف، شبکه‌های تلویزیونی و ... رفت، تمام پل‌های پشت سر خود را خراب کرد.
هیچ راهی برای دفاع از خود باقی نگذاشت، دیگر به خود او برمی‌گردد. گویی نیازی ندارد و در یک فضایی قرار گرفته که دیگر نمی‌خواهد در جمهوری اسلامی کار کند. این انتخاب به خود فرد مربوط است و فقط هم مختص هنرمندان نیست. ما در میان سیاستمداران، مسئولان و نمایندگان مجلس شاهد این مساله بوده‌ایم. حتی نماینده‌ای در دوره مسئولیت خود به کشور دیگری پناهنده شده و دیگر به کشور بازنگشته است. اینها طبیعی است. بالاخره شاید برخی افراد نمی‌خواهند تا آخر با نظام همراهی کنند. روزنامه‌نگارانی بوده‌اند که به خارج از کشور رفته و در همان جا ماندگار شده‌اند. گاهی انسان می‌بیند که حتی خود آنها هم از اینکه چنین شرایطی ایجاد شده، ناراحت هستند؛‌ اما به هر دلیلی در یک فضایی قرار داشتند که تصمیم به این کار گرفته‌اند.
چه بسا افرادی در پشت صحنه اینها را هدایت و تحریک کرده‌اند و بعد از مدتی هم دیگر کسی به دنبالشان نمی‌آید. ابتدا که به خارج از کشور می‌روند، حمایت‌هایی صورت می‌گیرد؛ جار و جنجال و تبلیغات به پا می‌شود. اما بعد از مدتی به یک فرد عادی تبدیل می‌شوند که تاریخ مصرف‌شان تمام می‌شود و نمی‌توان از نظر سیاسی روی آنها سرمایه‌گذاری کرد. اوایل ممکن است یک تازگی در خصوص آنها وجود داشته باشد؛ این مساله در خصوص روزنامه‌نگاران و سیاسیون چشمگیرتر است. اما بعد از مدتی به فردی معاند تبدیل می‌شوند که با یک نظام و انقلاب مخالف است و دیگر کارآیی نخواهد داشت. حتی ممکن است برای خودشان مشکلاتی ایجاد شود؛ و این انتخاب خود افراد است.
اما در خصوص فردی که گفتید، من فکر نمی‌کنم که ایشان بخواهد راه خود را از نظام و انقلاب جدا کند، اما افراد عاقل و مختار هستند و حق انتخاب دارند. بحث کلی ما این است که هنرمندان، نویسندگان،شاعران، اصحاب رسانه و ... در کشور بمانند، کار و تلاش کنند و اگر مانعی هست و حرف حسابی دارند، می‌توانند مراجعه کنند و ما حامی آنها هستیم. اما اگر خود فرد در یک موضع سیاسی قرار می‌گیرد که نمی‌خواهد همکاری کند، دیگر ما نمی‌توانیم او را مجبور کنیم.
* اگر موافق باشید قدری هم در خصوص مطبوعات صحبت کنیم. در دوران وزارت شما، دو دوره سیاست‌های مطبوعاتی وجود داشته است. یک دوره که با توجه به فضای جامعه بعد از فتنه 88، فضای خاصی بود و ملاحظات خاصی وجود داشت، اما در ماه‌های اخیر، فضای رسانه‌ای بازتر شده است. در هفته‌های اخیر شاهد هستیم که چند روزنامه و هفته‌نامه رفع توقیف شده‌اند و احتمالا موجی در راه است که شاید تا انتخابات مجلس بیشتر هم بشود. آیا اساسا سیاست خاصی وجود دارد که به مطبوعات اصلاح‌طلب اجازه کار داده شود؟
** در سال 88 طبیعت کار به گونه‌ای بود که ما چاره‌ای جز تذکر و حتی برخورد با برخی رسانه‌ها نداشتیم؛ چرا که برخی سایت‌ها و نشریات به تنش‌ها و اختلافاتی که در کشور وجود داشت دامن می‌زدند و حاضر نبودند در چارچوب قانون حرکت کنند. حتی تعابیری در خصوص دولت به کار می‌بردند که شاید شایسته نباشد که ما تکرار کنیم. از این جهت کاملا در یک موضع مقابله قرار داشتند و به نوعی سخنگوی گروه موسوم به جنبش سبز بودند. موضع آنها کاملا روشن و مشخص بود که در مقابل نظام و رهبری ایستاده‌اند؛ طبیعی بود که این روزنامه‌ها می‌خواستند حرف‌های آنها را در جامعه دنبال کنند.
از این رو می‌بایست در مرحله‌ای جدیت به خرج داده می‌شد و مراقبت صورت می‌گرفت، اما بعد شرایط عادی شد. ما نمی‌خواهیم که در شرایط عادی فضای جامعه محدود باشد؛ بلکه باید شرایط باز باشد، افراد بیایند حرف خود را بزنند، مسائل مختلف را نقد و بررسی کنند و نیاز چندانی به برخورد احساس نمی‌شد. البته همان زمان هم اینگونه نبود که تعداد زیاد باشد؛ مواردی بود که باید به دادگاه می‌رفتند. سپس می‌توانستند به کار خود ادامه دهند. شاید تعدادی که توقیف شدند و نتوانستند به کار خود ادامه دهند، به عدد انگشتان یک دست هم نرسد. یکی از روزنامه‌هایی که در آن مقطع مواضع تندی اتخاذ می‌کرد و توقیف شد، روزنامه اعتماد بود که اخیرا فعالیت‌های خود را از سرگرفته است.
بعد از اینکه آن مرحله را پشت سر گذاشتیم و پس از حضور حماسی مردم در 9 دی، لازم بود که تغییراتی در آن روش انجام شود. ملایمت و مدارا، گفت‌وگو، تذکرات شفاهی به جای روش‌های گذشته اعمال شد. هم‌اکنون جلسات هیات نظارت هر هفته به شکل منظم برگزار می‌شود و در بسیاری از موارد مدیران مسئول برای گفت‌وگو احضار می‌شوند و اشکالات به آنها گفته می‌شود. اشکالات هم در زمینه‌های مختلفی است؛ از زمینه‌های اعتقادی بگیرید تا مسائل سیاسی و حتی عرفان‌های کاذب، مسائل اخلاقی و .... البته این گونه مسائل کمتر رسانه‌ای می‌شود؛ چرا که باید حیثیت و حرمت افراد رعایت شود. اما اگر لازم باشد تذکرات کتبی به رسانه‌ها داده می‌شود.
شما اخیرا دیدید که وضع به گونه‌ای شد که مقام معظم رهبری هم در سخنان‌شان اشاره کردند کسی که هنوز جرمش اثبات نشده نباید رسانه‌ای شود. البته هم خطابشان به مطبوعات بود و هم خطاب به سیاستمداران، مسئولان، نمایندگان مجلس و افرادی که تریبون دارند. حتی به صدا و سیما نیز انتقاد داشتند که نباید این فضا در کشور به وجود بیاید. ما وظیفه داریم که منویات رهبر معظم انقلاب را اجرایی و عملیاتی کنیم و برای روزنامه‌نگاران تبیین کنیم. در حال حاضر فضای مشاوره بهتر از گذشته است؛‌ در همین سرای روزنامه‌نگاران ما مشاوره‌های حقوقی، مطبوعاتی و تبلیغاتی داریم و به کسانی که به تازگی نشریاتی را راه‌اندازی کرده‌اند، کمک می‌کنیم و مشاوره می‌دهیم.
الان هم این‌گونه نیست که با هیچ نشریه‌ای برخورد نشود. الان هم ممکن است تذکر داده شود، برخورد شود یا پرونده یک نشریه به دادگاه فرستاده شود. اما در میان بیش از سه هزار و دویست نشریه فعال، ممکن است در هفته فقط به 10 نشریه تذکر بدهیم یا حتی از تعدادی برای گفت‌وگو دعوت کنیم. از این جهت تعداد کم است؛ افراد غالبا نسبت به کشور و نظام دلسوز هستند و خودشان رعایت می‌کنند؛ اگر هم مواردی باشد که اطلاع نداشته باشند به آنها تذکر داده می‌شود.
* شما در جلسات هیات نظارت شرکت می‌کنید؟‌
** بله؛ معمولا حضور پیدا می‌کنم. البته در جلسه‌ای که نشریه 9 دی را توقیف کردند من نبودم.
* من در جایی خواندم که شما با توقیف این نشریه مخالف بوده‌اید.
** نه، اما گفتم چون 20 شماره بیشتر منتشر نکرده بودند شاید جا داشت که با آنها صحبت شود. اما استدلال دوستان این بود که کاریکاتور با لباس روحانیت کشیده شده است و نباید باب این قضیه باز شود. در گذشته نیز در مواردی که کاریکاتور یا استهزای روحانیت بوده، برخورد شدیدی صورت گرفته است. استدلال اعضای هیات نظارت هم این بود که این کاریکاتور تندی بوده است. البته من در آن جلسه نبودم اما شاید می‌شد صحبت کرد تا فرصت دیگری داده شود.
* اگر شما در آن جلسه بودید، ممکن بود که اتفاق دیگری بیفتد؟
** نه، ما که یک رای داریم. اعضای هیات نظارت هفت نفر هستند و معمولا دوستان هر یک نظری دارند.
* اما معمولا رای وزیر وزن بیشتری دارد؟
** خیر؛ تفاوت چندانی ندارد. اما چون دوستان محبت دارند، معمولا با هم تعامل داریم و کارها به خوبی پیش می‌رود.
* به منویات رهبر معظم انقلاب اشاره کردید. با توجه به حساسیت‌هایی که ایشان نسبت به حوزه فرهنگ دارند، جنس فرهنگ را می‌شناسند و کاملا مسلط هستند؛ در دیدارهایی که با ایشان دارید، خواسته اصلی ایشان از مجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چیست؟‌
** همان طور که اشاره کردید، رهبر معظم انقلاب خبره‌ترین فرد در عرصه فرهنگ و هنر هستند. یعنی در بحث قرائت، تلاوت و حفظ قرآن که ایشان دقت‌های خاص خود را دارند و حتی قاریانی که به حضور ایشان می‌آیند، رهبر معظم انقلاب نکاتی را درباره تلاوت و قرائت آیات قرآن بیان می‌فرمایند و اشراف کاملی بر موضوع دارند. در بحث شعر و کتاب هم همین گونه است. ایشان نسبت به کتاب‌ها کاملا آشنایی دارند و این مساله در نمایشگاه کتاب کاملا مشخص است. در بحث سینما نیز که چندین بار سینماگران با ایشان دیدار کرده‌اند، رهبر معظم انقلاب نظرات بسیار دقیقی دارند. در خصوص فیلم‌هایی که خودشان هم می‌بینند نظرات تازه‌ای دارند و گزارشات و اخبار این مسائل را هم دنبال می‌کنند.
هر سال جشنواره فیلم فجر را که ما برگزار می‌کنیم، قطعا گزارشات و اخبار متعددی درباره این جشنواره‌ها دارند. بالاخره این جشنواره‌ها ویترین سینمای کشور است و در پایان هر سال نشان می‌دهد که چه کارهایی انجام شده است. در بحث موسیقی هم نظرات ایشان صائب است و مدت زیادی موضوع درس خارج رهبر معظم انقلاب روی بحث موسیقی و منابع فقیه این مساله قرار داشت. از این رو برای اینکه بتوانیم انتظارات ایشان را برآورده کنیم، کار ما بسیار دشوار است؛ در عین حال رهبر معظم انقلاب همیشه به طور جدی حمایت کرده و نظرات صائب و روشنی را مطرح می‌کنند که ما باید بتوانیم آنها را عملیاتی و اجرایی کنیم.
به طور طبیعی ایرادات و ضعف‌هایی وجود دارد که به نوعی به ما منتقل می‌شود؛ یا مستقیما از طریق دفتر مقام معظم رهبری یا به طور غیرمستقیم. تلاش ما هم بر این است که بتوانیم بخشی از این اهداف را تحقق ببخشیم چرا که با این سرعت نمی‌توان همه این انتظارات را محقق کرد؛ به هر حال کار فرهنگ و هنر کاری تدریجی و دشوار است.
چندی پیش یکی از خبرنگاران سوال می‌کرد که امسال سال جهاد اقتصادی است، اما تاکنون هیچ یک از فیلم‌هایی که ساخته شده در راستای این موضوع نبوده است. گفتم اینها فیلم‌هایی است که سال گذشته ساخته شده و ما نمی‌توانیم با این سرعت روند ساخت فیلم‌ها را تغییر دهیم. ممکن است ما فراخوانی بدهیم و بگوییم که مستندهای کوتاه، فیلم‌های صدثانیه‌ای و ... در این باره ساخته شود. ما در مقایسه با دیگر کشورها، این را از افتخارات نظام اسلامی می‌دانیم که فردی در راس نظام باشد و به حیطه‌های مختلف فرهنگ اشراف داشته باشد. اینکه کسی بر همه عرصه‌های فرهنگ اشراف داشته باشد، بسیار مهم است و از این جهت ما کار بسیار دشواری داریم.
* با توجه به بیداری اسلامی و تحولات خاورمیانه، رهبر معظم انقلاب تاکید ویژه‌ای بر مساله دیپلماسی فرهنگی دارند. وزارت ارشاد تا چه حدی در این مسیر حرکت کرده‌ است؟
** این کار بیشتر از سوی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی دنبال می‌شود. اخیرا رئیس سازمان سفری به تونس داشت و هیات‌های مختلفی به صورت متوالی به کشورهای مختلف اعزام می‌شوند. چرا که در شرایط فعلی یک نیاز جدی احساس می‌شود و دوره‌ای است که مردم این کشورها باید دست به انتخاب بزنند مانند شرایطی که در ابتدای انقلاب در کشور ما وجود داشت. به عنوان مثال در ابتدای انقلاب در خصوص تدوین قانون اساسی شاهد بودیم که شهید بهشتی یک دیدگاهی داشت، اما نیروهای ملی ـ مذهبی دیدگاه دیگری داشتند. یا حتی مارکسیست‌ها مانند احسان طبری می‌آمدند و در مناظرات شرکت می‌کردند و اختلافات روشنی وجود داشت. در این کشورها نیز همین وضعیت وجود دارد.
عده‌ای که به اسلام گرایان شهرت دارند به دنبال حاکمیت اسلام هستند و عده‌ای دیگر تفکرات غربی را دنبال می‌کنند و به دنبال تحقق دموکراسی غربی در کشورشان هستند. از این رو این نیاز احساس می‌شود نظام اسلامی که الگویی موفق بوده و توانسته در مقابل تمام تهدیدها و تحریم‌ها بایستد باید به این جریانات کمک فکری کند. نباید به گونه‌ای باشد که غربی‌ها خصوصا آمریکایی‌ها بر این موج سوار شوند و جریانات را مدیریت کنند، در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی نیز آمریکا و غرب به دنبال چهره‌سازی در ایران بودند؛ خصوصا کسانی را انتخاب می‌کردند که احساس می‌کردند بی‌خطر هستند و همراهی بیشتری با آنها خواهند داشت. این گونه افراد را برجسته می‌کردند تا کار دست نیروهای انقلابی واقعی نیفتند.
الان این وضعیت در کشورهای دیگر هم وجود دارد و ما سعی می‌کنیم در مناسبت‌های مختلف هیات‌های مختلفی از این کشورها را دعوت کنیم. برای نمایشگاه‌های کتاب، قرآن کریم و برنامه‌های مختلف دیگر افراد موثر از روزنامه‌نگاران تا شخصیت‌های حزبی را به ایران دعوت می‌کنیم تا واقعیت‌ها را ببینند. این مساله خصوصا برای مردم مصر اهمیت بیشتری دارد که در دوران استبداد و دیکتاتوری مبارک جرات سفر به ایران را نداشتند و تبلیغات منفی نیز علیه جمهوری اسلامی بسیار زیاد بوده است. اگر اینها بیایند و ایران را ببینند، با قاطعیت و قدرت بیشتری می‌توانند صحبت و بحث کنند و ما در این زمینه‌ها وظیفه خود را انجام می‌دهیم.
* آقای وزیر! در حوزه کتاب عده‌ای این انتفاد را مطرح می‌کنند که وزارت ارشاد رفتاری دوگانه دارد؛ یعنی برخی کتاب‌ها که مشکل چندانی نداشتند و سال‌ها از وزارت ارشاد مجوز می‌گرفتند، لغو مجوز شده‌اند و برخی دیگر از کتاب‌ها به سرعت در حال اخذ مجوز هستند. به طور کلی شما چه نگاهی در اعطای مجوز کتاب دارند؟
** اینکه ما با سرعت مجوز می‌دهیم از افتخارات وزارت ارشاد است. حتی کتاب‌های دفاع مقدس گاهی چندین ماه در اینجا معطل می‌ماندند و برای اعلام نظر، آنها را به بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس می‌بردند؛ در حالی که خود این افراد کارشناس هستند و نیازی نیست که یک کتاب این قدر معطل شود. برخی کتاب‌ها یک روزه مجوز نشر می‌گیرند؛ دوستان در بخش ممیزی تورق می‌کنند و تشخیص می‌دهند که کتاب مناسبی است. حتی به دست کارشناس هم داده نمی‌شود یعنی انتشارات یا نویسنده‌ای که آن را منتشر می‌کند، به گونه‌ای است که کاملا مورد تایید است. مثلا کتاب اخلاق آیت‌الله مشکینی را کدام کارشناس ما باید نظر بدهد که منتشر شود یا نه؟ یا یک کتاب علمی و ریاضی چه ایرادی می‌تواند داشته باشد؟
البته ممکن است در مقدمه‌اش اشکالاتی باشد و رفع شود ولی ضرورتی نیست که بسیاری از کتاب‌ها ماه‌ها در اینجا معطل شود. اما در خصوص برخی کتاب‌ها خصوصا در حوزه علوم انسانی با توجه به وضعیت فعلی این علوم در کشور، نیاز به بررسی بیشتری داریم. همین بحث عرفان‌های وارداتی که در کشور مطرح است (و البته من نمی‌خواهم خیلی وارد این موضوع بشوم)، مساله ساده‌ای نیست که متاسفانه برخی افراد به ظاهر موجه در داخل آمده‌اند و یک رنگ و لعاب اسلامی هم به این موضوع داده‌اند. اما این اندیشه‌ها، بسیار متفاوت از فرهنگ ماست و زمانی که فرد با این آموزه‌ها آشنا شود و پرده‌ها کنار برود، به راحتی گرایش پیدا می‌کند، یعنی زمینه در او فراهم می‌شود که این اندیشه را بپذیرد.
در کشوری که عرفان ناب دارد و ما کتاب‌های ارزشمندی همچون صحیفه سجادیه را داریم، چه نیازی وجود دارد که برخی این آموزه‌ها را تبلیغ و ترویج کنند و ما هم به راحتی مجوز بدهیم مهر وزارت فرهنگ و ارشاد را بر آن بزنیم؟ بسیاری از مردم با اعتماد به اینکه این کتاب ارزیابی شده، آن را تهیه می‌کنند. از این رو جاهایی که کتاب‌ها نیاز به اصلاح دارند اعلام می‌کنیم و اگر معطلی وجود داشته باشد به دلیل این است که خود ناشران تعلل می‌کنند و کتابی را که نیاز به یک یا دو مورد اصلاح دارد، دیگر پیگیری نمی‌کنند. البته ما گفته‌ایم که به خود نویسندگان اطلاع بدهند. در عین حال عده‌ای هم هستند که دستشان به رسانه‌ها و مطبوعات می‌رسد و جنجال و هیاهو در این باره زیاد است.
بنده چندین بار اعلام کردم که هر فردی مدعی است که کتابش اینجا مانده، مراجعه و مشکل خود را اعلام کند تا ما هم بررسی کنیم. در خصوص برخی انتشارات یا اشخاص اعلام می‌کنیم که روی شخص خاصی حساسیت نداریم خصوصاً با کسانی که سابقه خوبی دارند و سال‌های سال با نظام همکاری کرده‌اند قصد نداریم به گونه‌ دیگری برخورد کنیم. باز هم تاکید می‌کنم که تعداد مواردی که می‌گویند نزد ما معطل مانده بسیار کم است، اما هیاهو درباره آنها فراوان! خصوصا برخی روزنامه‌ها، سایت‌ها، خبرگزاری‌ها و نشریات ادعاهای فراوانی مطرح می‌کنند.
حتی موردی بوده که فرد اصلا تقاضایی برای اخذ مجوز نداده اما اعلام می‌کند که به من مجوز نداده‌اند. ما هم بنا نداریم که هر موردی را تک‌تک پیگیری کنیم و چرا که گرفتاری‌های اجرایی اجازه نمی‌دهد. البته اعلام کرده‌ایم که بخش‌های مربوطه، مطالبی که در نشریات و روزنامه‌ها منعکس می‌شود را پیگیری و با افراد صحبت کنند. می‌خواهم بگویم که اولا تعدد بسیار کم است و حتی گاهی ناشران به نویسنده اطلاع نمی‌دهند یا خودشان انگیزه ندارند، اما اگر هم موردی هست مراجعه کنند تا مشکلشان را پیگیری کنیم.
* در بحث حجاب و عفاف نیز انتقاداتی مطرح می‌شود و عده‌ای بر این عقیده‌اند که سیاست‌ها و برنامه‌های وزارت ارشاد تاکنون نتیجه چندان مثبتی نداشته و موثر نبوده است. آیا سیاست جدیدی برای این بحث تدوین کرده‌اید؟
** شورای عالی انقلاب فرهنگی در بحث حجاب و عفاف مصوباتی داشته و وظایف تک‌تک دستگاه‌ها و وزارتخانه‌ها مشخص است. ما از روز اول فعالیت در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم در شورای معاونین مطرح کردیم و هم در جلسات دیگری همچون شورای فرهنگ عمومی کشور که فراتر از وزارتخانه است چندین جلسه را به این موضوع اختصاص داده‌ایم و از بخش‌های مختلف خواسته‌ایم وظایف خود را بدون فرافکنی انجام دهند. من در شورای فرهنگ عمومی استان‌ها هم که استاندار، نماینده ولی فقیه در استان، ائمه جمعه شهرستان‌ها و ... حضور دارند حاضر می‌شوم، اعلام می‌کنم که همه باید به وظیفه خود عمل کنند. یعنی روحانی باید کار اعتقادی خود را انجام دهد، آموزش و پرورش باید در مدارس مراقبت کند و در دانشگاه‌ها وزارت علوم وظایفی را بر عهده دارد.
ما هم در بخش مطبوعات، فیلم‌های سینمایی، هنرهای تجسمی، کتاب و ... باید مراقبت کنیم تا مبادا خدای ناکرده مروج بی‌حجابی و بی‌بندوباری در کشور باشیم. یکی از خطوط قرمز جدی ما همین است؛ یعنی اگر در نشریه‌ای تبلیغاتی یا مطلبی درج شده باشد که با این خطوط قرمز منافات دارد، تذکر می‌دهیم و برخورد می‌کنیم. بنده معتقدم که ما نه تنها باید در جنبه‌های سلبی کار کنیم بلکه باید در جنبه‌های ایجابی هم فعال باشیم و البته همین کار را هم می‌کنیم. باید تبلیغ و ترویج کنیم، سرمایه‌گذاری کنیم و از کتاب‌هایی که در این زمینه نوشته می‌شود حمایت نماییم. به عنوان مثال در بحث جنگ نرم و فتنه که بحث‌های جدی یکی، دو سال اخیر است، ما سرمایه‌گذاری کردیم و کتاب‌هایی منتشر شد.
در بحث عفاف و حجاب نیز به همین شکل است؛ کتاب‌هایی که نوشته می‌شود و در برنامه و نمایشگاه‌هایی که برگزار می‌کنیم، معمولا بخش عمده‌ای را به بحث حجاب و عفاف اختصاص می‌دهیم. همچنین جلساتی در وزارت ارشاد داریم که چندان عمومی و رسانه‌ای نمی‌شود؛ جلسات شورای فرهنگ عمومی به شکل منظم تشکیل می‌شود، اما ما هیچ‌گاه این جلسات را رسانه‌ای نمی‌کنیم. این شورا یکی از شوراهای اقماری شورای عالی انقلاب فرهنگی است و گاهی باید مصوباتش به شورای عالی انقلاب فرهنگی برود و تایید شود.
می‌خواهم عرض کنم که در این مساله دائما ما به جای اینکه مصاحبه کنیم و حرف بزنیم، باید عمل کنیم. البته در کمیسیون فرهنگی مجلس هم نمایندگان ما رفته‌اند و در خصوص عملکرد ما توضیح داده‌اند. پس اینکه تبلیغ می‌کنند وزارت ارشاد وظیفه خود را انجام نداده یا بی‌اعتناست، این گونه نیست و برای ما از اهمیت بسیاری برخوردار است.
* آقای حسینی! اگر سازمان سینمایی تشکیل شود، چه نسبتی با وزارت ارشاد خواهد داشت؟‌
** مانند سازمان حج و زیارت، یکی از سازمان‌های زیر نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است و رئیس این سازمان نیز معاون وزیر خواهد بود. اما در عین حال یک شخصیت حقوقی، جایگاه بالاتر و استقلال نسبی برای خود خواهد داشت؛ از این جهت که معاونت‌های اداری، مالی و ... دارد و در مجامع داخلی و خارجی می‌تواند حضور یابد. اگرچه وابستگی خود را به وزارت ارشاد حفظ می‌کند، اما یک ارتقای جایگاهی پیدا می‌کند. این فرصت خوبی برای سینماگران ماست تا بتوانند در قالب سازمان سینمایی فعالیت کنند و ما هم کمک می‌کنیم.
البته وارد بگومگوها و جنجال‌ها نمی‌شویم چرا که به قدری حجم کار زیاد است که ما نمی‌خواهیم انرژی خودمان را صرف این مسائل کنیم، ولو اینکه گاهی مطالب نادرستی علیه ما گفته شود اما این مسائل را ادامه نمی‌دهیم تا از کار اصلی خودمان بازنمانیم. خوشبختانه کارنامه و کار مشخص است و به گواهی فعالیت‌هایی که در این دو سال انجام شده، تقریبا وزارت ارشاد دولت دهم از فعال‌ترین دوره‌ها بوده است. یعنی حضور در مجامع، برنامه‌ها، بزرگداشت‌های مفاخر، علما، بزرگان، شاعران و همچنین کارها و طرح‌های جدیدی که در حال انجام است.
* آقای دکتر حسینی! به عنوان حسن ختام مصاحبه، بفرمایید ماموریتی که آقای دکتر احمدی‌نژاد در روز اول وزارت به شما دادند چه بود؟
** من فکر می‌کنم که نظر آقای رئیس‌جمهور این است که فعالیت‌های فرهنگی باید گسترده شود و در کشور شور و نشاط و شادابی ایجاد شود. بالاخره هنرمندان می‌توانند در حاکم شدن یک فضای مناسب فرهنگی کمک بسیار زیادی به ما کنند. متاسفانه گاهی اوقات در نظرسنجی‌هایی که انجام می‌شود، انتظاری که از جوانان می‌رود، وجود ندارد. در فیلم‌های مستندی که ساخته می‌شود در برخی موارد جنبه‌های منفی بیشتر است و یأس و ناامیدی را القا می‌کند در حالی که جوان باید منشا انرژی، توان نشاط و شادابی در جامعه باشد. ما فکر می‌کنیم که با هنر می‌توان این کار را انجام داد و فرهنگ و هنر می‌تواند نقش بسیار قابل توجهی را ایفا کند.
یکی از انتقاداتی که در انتخابات ریاست جمهوری دهم در خصوص آقای احمدی‌نژاد مطرح می‌شد این بود که آن طور که باید و شاید به مقوله فرهنگ و هنر بها داده نشد و توقع بیشتری از ایشان وجود داشت. آقای رئیس‌جمهور با اعلام این که رویکرد دولت ما رویکرد فرهنگی است، در استان‌هایی که ما سفر می‌کردیم شخصا در تمام کار گروه‌های فرهنگی و هنر شرکت می‌کردند. این حداقل نشانگر اهتمام ایشان به مساله است. صحبت‌ها را می‌شنیدند و نظرات خود را بیان می‌کردند. فکر می‌کنم که در دولت دهم این کمبودها را جبران کردند البته هنوز عمر دولت به پایان نرسیده و نتایج برخی کارهایی که آغاز کرده‌ایم بعدها مشخص می‌شود. الان هم هر زمانی که با ایشان ملاقات می‌کنیم، به مسائل فرهنگی توجه دارند.
شورای عالی سینما با حضور ایشان تشکیل می‌شود. تاکنون سه جلسه از این شورا تشکیل شده و پیشنهاداتی که مطرح کرده‌ایم ایشان پذیرفته‌اند و بر رونق فعالیت‌های فرهنگی تاکید دارند. چرا که راه مقابله با هجمه‌هایی که از سوی ماهواره‌ها و محصولات متعددی که از سوی غرب به کشور ما سرازیر می‌شود، چیزی جز افزایش تولیدات و ارائه کارهای فاخر و ارزشمند نیست تا بتواند جامعه را مصون نگه دارد. شعار و تبلیغات کارساز نیست بلکه باید در عمل اقداماتی انجام شود. من فکر می‌کنم با توجهی که مقام معظم رهبری دارند و همیشه هشدار داده‌اند که باید از فرهنگ مظلومیت‌زدایی شود و رئیس‌جمهور هم که پای کار هستند، فرصت خوبی برای کشور ما ایجاد شده و بهترین زمان برای کار است.
از این رو باید تمام اهالی فرهنگ و هنر دست به دست یکدیگر بدهند و ما هم در خدمتشان هستیم؛ نظرات‌شان را می‌شنویم؛ با آنها در تعامل هستیم و همکاری می‌کنیم. در عین حال اگر برخی به دلایل خاص سیاسی و با فضاسازی، حاشیه‌سازی و حرف‌های آنچنانی نخواهند این شرایط در کشور ایجاد شود، بحث دیگری است. آنها با این کارها به صنف و گروه خود خدمت نمی‌کنند چرا که به نظر ما یک همگرایی بسیار خوبی در کشور وجود دارد و اعتبارات مناسبی هم تخصیص یافته است. شاید اگر کارهایی که امروز انجام می‌گیرد در گذشته صورت می‌گرفت، شرایط بهتری داشتیم.
چقدر تبلیغات و هیاهو کردند در حالی که ما توجه و دقت کردیم و در حال راه‌اندازی سازمان سینمایی هستیم، شورای عالی سینما تشکیل دادیم و اعتبارات در حال افزایش است. اما اینها را نمی‌بینند و به گونه‌ای سیاه‌نمایی می‌کنند که گویی هیچ کاری انجام نمی‌گیرد، اما حرکتی که در کشور ایجاد شده، تحرکی که وجود دارد و فعالیت‌های خارج از کشور مشخص است. به عنوان مثال ما به شکل منظم هفته‌های فرهنگی در کشورهای گوناگون برگزار و هنرمندان را به کشورهای دور و نزدیک اعزام می‌کنیم. به تازگی اولین رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در آمریکای لاتین برای کشور ونزوئلا تعیین شده و به زودی اعزام خواهد شد. در حالی که ما پیش از این با آمریکای لاتین کاری نداشتیم.
اما امروز اولین رایزن فرهنگی ما تعیین شده و به زودی رایزنان بعدی نیز به این منطقه خواهند رفت. این نشان می‌دهد که ما در حال توسعه کار فرهنگی در کشور هستیم و همه باید از این فرصت خوب استفاده کنند. به جای اینکه بخواهیم بحث‌های غیرمفید را مطرح کنیم، بیاییم طرح، ایده و حرف‌های تازه‌ای را بیان کنیم. ما هم نشان داده‌ایم که حاضریم با همه بنشینیم صحبت کنیم و اگر حرف حسابی در مطالب‌شان باشد، استفاده کنیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات