تاریخ انتشار : ۱۶ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۳:۳۷  ، 
کد خبر : ۲۳۲۳۷۱

هشدارهای حضرت آیت‌الله طالقانی


بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
پس از پایان نماز عید فطر آیت‌الله طالقانی در جایگاه مخصوص قرار گرفت و خطبه‌ای به این شرح ایراد کرد:
بعد از آن که مرکز توحید "مکه" توسط پیامبر فتح شد، بت‌ها فرو ریخت و همه مشرکین تسلیم شدند رسول خدا در خطبه مفصلی فرمود:
هر افتخاری در جاهلیت و هر امتیازی در جاهلیت زیر پای من محو شده است، همه افتخارات ملغی، همه امتیازات ملغی، عرب بر عجم، عجم بر عرب، سفید و سیاه بر یکدیگر، گرامی‌ترین شما آنهم نزد خدا نه امتیازات دنیوی، متقی‌ترین شما هستند.
بهمین جهت همه قریش و سران قریش و آن کسانی که باد افتخارات جاهلیت در دماغشان بود بخود می‌پیچیدند.
زمان گشت، رسول خدا وفات یافت. بتدریج همه آن کسانی که مارک به پیشانی‌شان خورده بود در دستگاه خلافت نفوذ کردند. امتیازات شروع شد. امتیاز قریش بر عرب، امتیاز عرب بر عجم چه در مقامات و پست‌ها و چه در تقسیم بیت‌المال و زمینه‌های اقتصادی تا به آنجا رسید که مسلمان‌های اصیل را به حرکت درآورد و در این میان خلیفه قربانی شد. مردم با علی بیعت اما حزب اموی در دستگاه نفوذ پیدا کرد.
یزید بن ابی‌سفیان در شام و پس از او معاویه بن ابی‌سفیان، مروان رانده شد. همه‌کاره دستگاه خلافت شد.
علی مواجه بود با اجتماعی که اسلام آنرا از هر امتیازی و از هر افتخاری پاک کرده بود اما دو مرتبه به وضع جاهلیت برمیگشت.
این بود که ایستاد و خطابه معروفش را خواند. علی در مقابل چشمان مردم به صراحت موضع تاریخ و گذشته را بیان میکند که ظلم، سرکشی و خودخواهی‌ها چگونه منجر به خونریزیها و انقلابها خواهد شد.
این نمونه‌های تاریخی که مردم دارای تقوای اجتماعی و روحی از فرو رفتن در مکتبها، مسائل، برنامه‌ها شعارهای شبهه‌انگیز خود را نگه دارند تا دوباره تاریخ گذشته تکرار نشود، فرمود:
گرفتاری‌های شما دوباره برگشت، گرچه بظاهر اسلام و در لباس اسلامند ولی همان گرفتاری است که پیامبر در مقابل آن شرکها، خودخواهیها، وحشی‌گری‌ها و امتیازات منبعث شد.
این گرفتاری‌ شما همان گرفتاری است. گرچه اینها (مخالفین من) در شعار اسلام و لباس اسلام هستند ولی آن بصیرتی که خداوند به من عنایت کرده باطن و اندیشه‌های جاهلیت و کفرآمیز اینها را میبینم.
این مردمی که در لباس اسلام و در پناه اسلام به جاهلیت برگشته‌اند مینگرم که حتی نماز میخوانند، در صف جماعت هستند و شعار قرآن میدهند پس از این دو تذکر علی میفرماید:
پس برنامه چیست؟ همه باید بهم آمیخته شوند. این دیوارها و سدهای طبقاتی بین قریش و عرب و عجم و موالی همه باید برداشته شود.
پس از آن این بهم‌ریختگی غربال شود. دانه‌های درشت متعهد و متقی و آنهایی که اسلام را دریافته‌اند و پای اسلام ایستاده‌اند شناخته شوند و نخاله‌ها بیرون بروند.
این برنامه انقلابی علی است. بهم‌ریختن آن نظامات فاسد و فاصله‌ها و بالا آمدن شخصیت‌های متعهد و از میان رفتن و برکنار شدن نخاله‌های خودخواه و فرصت‌طلب و بعد یک ترکیب اجتماعی نو، اجتماع انقلابی و پیشرو. امروز هم ما دچاریم.
اگر این مسیر و برنامه علی در انقلاب اسلامی ما پیش نرود باید بطور یقین بدانیم که بجای اول برخواهیم گشت.
علی سپس میفرماید:
آنقدر باید زیر و رو شود که پائینی‌ها، پائین شهری‌ها، محروم‌ها زیر پا مانه‌ها، آنهایی که نفس ندارند، ناله‌شان بگوش نمیرسد بالا بیایند و خودخواه‌هایی که بر گرده مردم سوارند به زیر کشیده شوند. گرچه طلحه و زبیر باشند. گرچه در مقابل پیغمبر شمشیر زده باشند. گرچه خویش نزدیک پیغمبر باشند.
باید بروند کنار. از این انقلابی‌تر شما هیچ خطبه‌ای از رهبری در دنیا شنیده‌اید؟
چکسی مجری قانون اساسی باشد؟
آیت‌الله طالقانی افزود:
اگر انقلابی که علی آنروز گفت و امروز هم صدایش بگوش همه مسلمانها و شما میرسد تداوم پیدا نکند هر کاری هر اندیشه‌ای و هر تفنین قانونی کم‌اثریابی اثر خواهد بود.
مگر ما در مشروطیت هفتاد و خرده‌ای سال پیش قانون اساسی ننوشتیم؟
چقدر مترقی... غیر از چند قسمتش همه مسائل ولی چه شد؟
برای اینکه همینقدر قانون اساسی تدوین شد توده انقلابی مردم خیال کردند کار تمام شده و رفتند دنبال زندگی خودشان.
دوباره همان‌هایی که در اطراف دربار محمدعلیشاه و قاجار بودند، بودند، آن اشراف و طبقات آمدند داخل مجلس و از این میان رضاخان آمد بیرون. اگر انقلاب تداوم پیدا نکند هر اندیشه‌ای. هر کاری که بکنیم علاج ارتجاع و برگشت به وضع جاهلیتی که علی اعلام خطر کرده نیست.
من نمیخواهم نفی کنم. باید قانون اساسی هم نوشته و تدوین بشود ولی هشیار باشیم. این قانون اساسی مسئله‌ای است و اصولی روی کاغذ، مجری‌اش کیست؟ شما مردم. شما مردم چه وقت میتوانید یک قدرت اجرایی قوی باشید و این اصول آزادیبخش را پیاده کنید؟ وقتی انقلابی باشید.
لغزش‌ها، اشتباهات و کجروی‌ها بتدریج بجای اینکه انسان‌ سوار بر کار و مسلط بر اوضاع باشد بر انسان حاکم میشود. چشم و گوش بسته افراد و جماعات و امت را بیک جهتی میکشند.
جهت انحرافی تا اینکه به حد سقوط میرسانند.
علی میفرماید:
اشتباهات، لغزش‌ها و کجروی‌ها مانند اسب‌های چموشی است که سوارانی بر آن سوار شده‌اند و افسارها گسیخته شده و اختیار از دست سوارکار بیرون رفته و یکسره سوارکار را بطرف پرتگاه و جهنم میبرد.
همیشه یا از راست‌گرایان متعصب جامد و یا از خوارج نهروانی و چپ‌گراهای مکاتب دیگر ضربه خورده‌ایم.
راه وسط، صراط مستقیم جاده‌ای است که کاروان بشر را به سرمنزل نجات و سعادت میرساند.
علی میفرماید:
قرآن بر همین مبنی است. عاقبت خیر در همین طریق وسطی است. مردم پرادعای کم‌کار و فریب‌کار در حکومت از بین میروند. آنها که تهمت میزنند و دروغ میبافند دستشان خالی است. فقط مردم صادق این وسط میتوانند راه انقلاب علی را پیش ببرند. کسی که روبروی انقلاب بایستد باید هلاک شود، باید نابود شود، انقلاب، انقلاب محرومین، توده مسلمان، پیروان قرآن و توحید است.
هرکس از مسیر منحرف شد باید پایمال شود. در محیط تقوا ریشه زراعت هیچکس خشک نخواهد شد، همه به آمال دنیوی و اخروی خود میرسند.
سیاست اسلام برعکس تمام سیاستهای دنیا، سیاست صداقت و صراحت است. اسلام که مظهرش علی است، نمیتواند بهر وسیله‌ای به هدف که ادامه حکومت است برسد و دست یابد. در اسلام "حق" شکست خوردنی نیست. همانطور که علی شکست نخورد، کشته شد ولی شکست نخورد. ما نمیخواهیم مثل سیاستمداران دنیا فریبکاری کنیم، بازی دربیاوریم و اغفال کنیم، وعده دروغ بدهیم و گول بزنیم و بی‌جهت وعده آب و نان بدهیم و عنمل نکنیم، زیرا فریبکاری و اغفال، سیاست اسلام نیست، انقلاب ما انقلاب اسلامی است.
آیت‌الله طالقانی گفت: همین وضعی که امروز ما داریم حضرت علی(ع) پیش‌بینی میکند. خوارج از یکسو، خون‌خواهان عثمان و خون عثمان از سوی دیگر، بهانه‌جویی‌ها از یکسو، گروههای سیاسی در هر جهتی، در هر شهری در هر سرزمینی تشکیل شده، سلاح اینها برای کوبیدن یکدیگر چیست، که اول محکومش کنند و بعد نابودش کنند. سلاح اینها چیست؟ مواخذه‌های دینی، این روشش کج است، آن چنین حرف میزند. آن دینش، کامل نیست، آن مذهبش چه جور است، آن ولایتش کم است. آن یکی چه‌ جور است؟ آن طرفدار خوارج است، آن ضدخوارج است، آن طرفدار خون عثمان است، آن ضدخون عثمان است و آن نسبت به شیخین نظرش چیست که بهمین وسیله همدیگر را بکوبند تا اسلام مجموعا کوبیده بشود، همین کاری که امروز داریم میکنیم، همین وضعی که امروز ما داریم، ما مسلمانها باسم اسلام داریم همدیگر را میکوبیم، همان دعواهای نعمتی که دستگاه‌های قدیم ما براه میانداختند، ما داریم تو سر همدیگر میزنیم و میگوئیم اسلام. آنهم میگوید اسلام، همان بازی‌های جاهلانه را در این شرایط امروز دنیا که چشمها بطرف ما است داریم در میآوریم، یک‌عده باج‌بگیرها همه را میخواهند بجان هم بیندازند به اسم اسلام.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات