تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۶:۳۰  ، 
کد خبر : ۲۳۲۴۵۰

جنگ علیه ایران؛ سناریوهای محتمل (بخش اول)

دکتر امیر محبیان اشاره: طی سالیان گذشته آمریکا و متحدان غربیش به همراه رژیم صهیونیستی کوشیده اند که احتمال درگیری با ایران را دائما در بوته امکان نگه دارند. فعالیت های هسته ای ایران و فضا سازی علیه آن توسط رسانه های هماهنگ غربی باعث شده است که آنها از این بهانه برای اعمال فشار بهره گیرند هر چند که روشن است فعالیت های هسته ای ایران صرفا بهانه بوده و تلاش آنها برای حذف تنها رژیمی است که با ایستادگی خود در برابر تز نظم نوین جهانی ونیز موثر بودن در پیدایش امواج جدید بیداری در کشورهای اسلامی عملا اقتدار نظام کنونی جهان را به چالش کشیده است.تحلیل حاضرسناریوی جنگ و اهداف و امکان آن را مورد واکاوی قرار می دهد.

مواضعی که اخیرا سران ایالات متحده ورژیم صهیونیستی و بعضی از کشورهای غربی علیه ایران اتخاذ کرده و به بهانه گزارش آمانو فشارهای جدیدی را بر ایران وارد کرده و حتی بر طبل جنگ می کوبند؛ در دوران اوباما نیز سخنان جدیدی نیست؛چنانچه در25 سپتامبر2009 در نشست کشورهای صنعتی غربی (جی 20) در پیتسبورگ، باراک اوباما به همراه سران انگلیس و فرانسه از وجود تسهیلات اتمی مخفی ایران در چند کیلومتری جنوب تهران در دل کوهها خبر داد و مدتی نیز جنجال تبلیغاتی حول آن پدید آوردند.ایران در آن زمان برای خنثی سازی تبلیغات غربی ها اعلام کرد که به بازرسان سازمان ملل اجازه بازدید از نقاط اعلام شده را می دهد؛زمانبندی تبلیغات غربی‌ها هم جالب بود؛در حالی در 25 سپتامبر این سخنان ابراز شد که در اول اکتبر 2009 گفتگوهای مستقیم ایران با کشورهای غربی طبق برنامه قرار بود انجام گیرد.این بازی تبلیغاتی غربی ها البته بی پاسخ نماند و ایران هم همزمان با روز یوم کیپورو جشن اسرائیلی ها آزمایش برنامه موشکی خود را انجام داد که شادی را در کام صهیونیست ها به تلخی مبدل ساخت.
مطالعه رفتارهاو تحلیل های اسرائیلی ها و غربی ها در قبال ایران حاکی از آنست که آنها امیدها و دغدغه هایی را دارند که به بروز رفتار فعلی آنها انجامیده است:
نقاط امید:
ایران را کشوری با ترکیب قومیتی متکثر می دانند و در همین راستا تلاش کرده اند که ناامنی در مرزهای ایران در نقاط تماس قومیت‌ها با همسایگان را بوجود آورده یا تشدید کنند.پدید آوری و حمایت از پدیده هایی چون ریگی در شرق و پژاک در غرب در همین راستا صورت گرفته است.
آنان‌چشم امید به تحولات درونی همسو با خواسته های خود یا آشوبهایی که کنترل را از دست دولت مرکزی خارج کند؛ داشتند و آشوب های سال 88 در همین راستا از سوی رسانه های غربی تقویت شد.
نقاط نگرانی:
ارتباط بسیار نزدیک و عقیدتی ایران و حزب الله که به صورت نگرانی از ارسال سلاح و موشک از سوی ایران به حزب الله ابراز شد.
ارتباط نزدیک ایران و سوریه
رشد قدرت نظامی ایران علیرغم تحریم ها که به صورت نگرانی ازمانورها و تحرکات نظامی ایران که اسرائیل را تهدید می کند؛بیان شد.
گسترش نفوذ ایران در منطقه و رشد بیداری اسلامی که عملا بخش اعظم متحدان آمریکا و کشورهای محافظه کار منطقه را که با ایران شدیدا مسئله دار بودند؛یا سرنگون یا شدیدا تهدید کرد.
عدم تاثیر قابل توجه و ناتوانی در بازدارندگی مورد انتظار از تحریم ها
اقدامات انجام‌گرفته و نتایج:
نقاط امید غربی ها و اسرائیل در مناطق مرزی با دستگیری ریگی و سرکوب پژاک به ناامیدی مطلق یا حداقل نسبی تبدیل شد. لذا ایران در این زمینه بازی موفقی انجام داد.
غربی ها برای محدود سازی حزب الله و قطع رابطه ایران با سوریه، حرکت اپوزیسیون در سوریه را فرصت دانسته و تلاش دارند با سرنگونی بشار هم ارتباط ایران با سوریه را از میان برده و هم پل حمایت از حزب‌الله را تخریب کرده و عملا حزب الله را نیز تحت فشار قرار دهند.آنها با این تصور که دلیل بقای بشار تاکنون هدایت ها و مدیریت ایران بوده است؛ تلاش کردند با طرح بحث ترور یکی از فرماندهان سپاه قدس عملا تحرک او را به حداقل کاهش داده و مدیریت اوضاع در سوریه را از منظر خود ، ازپشتیبانی فکری وعملیاتی که از دیدگاه آنها دارای تجربیات ارزنده ای در کنترل آشوب های گسترده پس از انتخابات 88 می باشد؛ محروم ساخته تا از اشتباهات احتمالی سوری ها نهایت بهره برداری را داشته باشند. در حالی که چه بسا آنچه که خطر بزرگ ایران می نامند بیشتر توهمی است که آگاهانه یا ناآگاهانه برآن دامن می زنند.
در مورد کنترل نفوذ ایران در جنبش های فعال در منطقه ؛ غربی‌ها با تحلیلی واژگونه نقش سپاه قدس را پررنگ دیده و تصمیم گرفته اند برای در بند کردن آن، سپاه قدس را از لحاظ تبلیغی به عنوان عنصر خطرناک جایگزین القاعده ساخته و با زیر ذره بین قرار دادن سپاه قدس، بازوهای فعال ایران در منطقه بلکه جهان را بنا به زعم خود قطع نمایند.در حالی که انگیزه ها و مبانی فکری و عقیدتی مشابه بیشترین اثر را در الگو گیری نهضت های منطقه از ایران دارد و تقلیل یا انحراف انگیزه های تحرک مردم منطقه به پشتیبانی یا دخالت خارجی صرفا موجب بدفهمی و واکنش نادرست در مورد جنبش های منطقه شده وقدرت درک و حل مسئله را از کشورهای غربی خواهد ستاند.
پیرامون ناکارآمدی تحریم ها ،آمریکایی ها تلاش دارند با تشدید تحریم ها بر کارآمدی آن در جهت فلج سازی ایران بیفزایند و فعلا هیچ گزینه دیگری جز تشدید در ذهن ندارند.
اما جنگ:
در تمام مدتی که بازی های سیاسی غرب در حال انجام است دائما نوای امکان جنگ چون موسیقی متن به گوش می رسد.آیا امکان جنگ تمام عیار علیه ایران وجود دارد؟ جنگ محدود و نقطه ای چطور؟ اهداف آن چیست؟ واکنش های ایران چه خواهد بود؟ تبعات آن کدامست؟
تحلیل وضعیت نشان می دهد که هدف آمریکا و متحدانش بویژه اسرائیل از هر جنگی تامین هدف نهایی آنان یعنی سرنگونی نظام انقلابی واسلامی در ایران است.در این راستا مشکل اصلی از سرنگونی ، احتمال و نیز هزینه های احتمالی آن‌است.امید بستن به فشار همسایگان نظیر آنچه که اقدام صدام و جنگ تحمیلی برای آن رخ داد یا نوعی قیام یا شورش درونی نظیر آشوب های 88 یا تحولات آرام درونی به سمت سکولاریزه کردن نظام چون حرکات هشت ساله دوران اصلاحات یا فشارهای ایذایی از حاشیه ها چون عملیات سازمان مجاهدین خلق( منافقین) ، پژاک وریگی عملا بیش از سی سال فرصت به نظام اسلامی داده است؛از این رو این سناریوها ناکارآمدی خود را نشان داده است.پس دو راه باقی می ماند:
1. تضعیف نظام تا حدی که به شکاف ها و اختلافات درونی امکان سر باز کردن داده و مخالفان درونی را آن چنان جسارتی بخشیده که همچون ویروس های درونی پیکره ضعیف شده نظام را هدف قرار دهند.
2. وارد آوردن یک ضربه سنگین از طریق جنگ تمام کننده به صورتی که مستقیما ارکان نظام را متلاشی گرداند.
آنچه که هر سناریو را اولویت می بخشد؛ میزان هزینه ها و فواید آن سناریوست.در میان این دو سناریو ابتدا هزینه های اقدام سخت و خشن را مورد تحلیل قرار می دهیم. نخست باید دانست جنگ علیه ایران به سه صورت امکان تحقق دارد:
1.جنگ تمام عیار فرسایشی با مداخله نیروهای زمینی پس از یک عملیات هوایی مخرب.
2.جنگ به عنوان مقدمه هدف سیاسی به منظور ضربه زدن به اعصاب کنترل گر نظام(مخچه نظام) تا با از میان بردن قدرت تعادل نظام اسلامی عملا در خوشبینانه ترین سناریومنجر به بروز آشوب در کشور شده و از درون نظام را متلاشی سازند یا آنکه در بدترین سناریو، نظام را از فاز تهاجمی به فاز بقاء کشانده و پای میز مذاکره برای تسلیم بکشانند.
3.جنگ کانونی یا نقطه ای با هدف از کار انداختن ماشین تهاجمی نظام بویژه علیه رژیم صهیونیستی.
اما گزینه نخست به چند دلیل زیر از کمترین احتمال برخوردار است:
امکان هماهنگ سازی کشورهای همپیمان برای چنین عملیاتی دشوار و توجیه همه آنان تقریبا نزدیک به ناممکن است.
تسخیر ایران و کنترل کامل این کشورحتی اگر فرضا محتمل بدانیم؛ تاثیرات ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک گسترده ای در سطح توازن قوای بین المللی داشته و به‌دلیل قرار دادن کامل کلید کنترل انرژی جهان در دست آمریکا،موقعیت روسیه و چین را شدیدا تهدید کرده و واکنش آنها را به‌دنبال خواهد داشت.
سابقه تاریخی نبردهای خارج از مرزهای ایالات متحده حاکی از آن‌است که بعد از جنگ ویتنام این کشور وارد هیچ جنگی که از واکنش کشور هدف مطمئن نبوده ؛ نشده است و مورد عراق و افغانستان هم علی‌رغم اطمینان از عدم واکنش سوژه ها به هزینه‌های سنگینی انجامیده که هر حرکت مشابه را برای آنان غیر عقلانی می سازد.
 آمریکا دوران اوج رادیکالیسم در سیاست خارجی را به‌صورت یکجانبه‌گرایی دوران بوش پسر طی کرده است و ظهور اوباما به‌واقع حاصل تجربه گرفتن از اشتباهات بوش بود و تکرار آن رفتار هم به وجهه دموکرات ها صدمه زده و هم توجیه افکار عمومی داخل آمریکا را دشوار خواهد کرد.
 انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و رقابت های انتخاباتی آن در رویکرد سیاست خارجی آن کشور تاثیر قاطعی دارد و هر گونه جنگی تنها زمانی ارزش انتخاباتی خواهد داشت که نتیجه مثبت آن تا قبل از انتخابات به‌دست آید والا هر حرکتی که آغاز ولی تا انتخابات نتیجه مثبت نداشته و حتی چشم انداز منفی یا نامعلومی ارائه کند؛ فقط شکست حزب دموکرات را تضمین خواهد کرد.
 ایالات متحده در حال حاضر با مشکلات اقتصادی و اجتماعی و حتی سیاسی قابل تاملی مواجه است و عقلا افزودن بر آنها از طریق ورود به جنگی با دامنه و هزینه نامشخص قابل پذیرش نیست.
 گستره ایران با تنوع جغرافیایی و موانع طبیعی یاریگر هر نبرد فرسایشی ونیز نوع حکومت حاکم و حجم هوادارانش که دارای تجربه ژرف و گسترده جنگی هستند؛ ورود به هر نبرد فرسایشی با این کشور را نامعقول می سازد.
- فقدان اطلاعات کافی غربی ها از میزان؛نوع و شدت و حتی دامنه واکنش ایران هر حرکتی را در فضای مبهم غیر عقلانی و حتی محاسبه ناپذیر می گرداند.
موارد فوق و پاره ای عوامل دیگر امکان درگیری گسترده و جنگ تمام عیار را تا سرحد صفر پایین می آورد.          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات