یوسف مولایی
تحولات سوریه شتاب بیشتری میگیرد. برگزاری اجلاس مشترک اتحادیه عرب و ترکیه در رباط مراکش درخصوص سوریه، در نوع خود یک اقدام بیسابقه محسوب میشود. در این اجلاس وزیر امورخارجه امارات متحدهعربی (شیخ عبدالله بن زاید آل نهیان) نقش منطقهای ترکیه در تحولات مربوط به بهار عرب را ستود و خواهان گسترش هر چه بیشتر مناسبات اقتصادی اتحادیه عرب با ترکیه شد. شیخ عبدالله همچنین از مواضع محکم ترکیه در مبارزه علیه تروریسم و تولید سلاحهای هستهای پشتیبانی کرده و خواهان همکاری مشترک کشورهای عربی و ترکیه برای ایجاد منطقه عاری از سلاحهای هستهای در خاورمیانه شد. وزیر امورخارجه ترکیه در این اجلاس با جملات تندی دولت بشار اسد را مورد حمله قرار داد. داوود اوغلو با لحن غیرمعمول و غیرمتعارف دیپلماتیک سرنوشت اسد را با معمر قذافی مقایسه کرد و از اینکه دولت سوریه پیشنهاد اتحادیه عرب برای مذاکره با مخالفان خود را رد کرده بود، اظهار تاسف کرد. به نظر میرسد که دولتهای عربی به طور پنهان و آشکار از اقدامات ترکیه در اعمال فشار بیشتر به سوریه استقبال میکنند و از اعمال فشار اقتصادی علیه سوریه در زمینه انرژی از جانب ترکیه کاملا حمایت میکنند. در عین حال بعضی از مقامات عربی، زمان را برای تسویهحسابهای قدیمی با دولت سوریه را مناسب تشخیص دادهاند. ملک عبدالله پادشاه اردن بهطور صریح و بدون رعایت ادبیات دیپلماتیک از بشار اسد میخواهد که از قدرت کنارهگیری کند. در یک مصاحبهای با BBC پادشاه اردن به بشار اسد توصیه میکند که از قدرت کنارهگیری کرده و مرحله جدیدی از زندگی سیاسی را تجربه کند.
او میگوید که اگر من جای بشار بودم دست از قدرت برمیداشتم و شرایط را برای تغییرات آماده میکردم. ولیعهد عربستان (فیصل) در گفتوگویی با باشگاه مطبوعات ملی آمریکا در واشنگتن با صراحت بیشتری اعلام میکند که سقوط اسد به این شکل یا آن شکل اجتنابناپذیر است. اظهارات مقامات عرب باعث خوشحالی بیشتر مقامات آمریکایی شده است. اوباما با استقبال از این اظهارات بیان کرد که آمریکا به همکاری با دوستان و متحدان خود برای اعمال فشار به رژیم بشار اسد ادامه خواهد داد و از ملت سوریه برای گذار به دموکراسی حمایت خواهد کرد. خانم کلینتون بیپرده اظهار کرده است که اسد کنارهگیری کند تا شرایط برای گذار مسالمتآمیز فراهم شود. از سوی دیگر اتحادیه اروپا به تحرکات دیپلماتیک خود با ترکیه شتاب بخشیده است. آلن ژوپه وزیر امورخارجه فرانسه برای تبادلنظر با مقامات ترکیه عازم آن کشور شده است تا سیاستهای اتحادیه اروپا را با جهتگیریهای ترکیه هماهنگ کند. صداهایی نیز از بعضی از اپوزیسیون سوریه شنیده میشود که آنها علاقهمند به ایجاد منطقه پرواز ممنوع توسط اتحادیه عرب و ترکیه هستند. در یک اقدام دیپلماتیک دیگر، دولتهای فرانسه، آلمان و انگلیس درصدد تهیه پیشنویسی در مورد سوریه و ارایه آن به شورای امنیت هستند. تشدید عملیات نظامی از جانب معترضان و اعلام موجودیت ارتش آزاد سوریه (FSA) و حمله به پایگاههای نظامی سوریه، اوضاع سوریه را بسیار پیچیده کرده است. متاسفانه سرعت اصلاحات دولت سوریه متناسب با سرعت تحولات در آن کشور نیست و بیم آن میرود که اوضاع هرچه بیشتر از کنترل خارج شود. یکی از ویژگیهای تحولات سوریه در مقایسه با کشورهای دیگری که تحتتاثیر بهار عربی قرار گرفتهاند، این است که در مورد سوریه ظاهرا ابتکار عمل در اعمال فشار به سوریه در دست ترکیه و کشورهای عربی منطقه است و اتحادیه اروپا و آمریکا پشتسر این کشورها قرار گرفتهاند. این مساله با توجه به بحران اقتصادی آمریکا و اتحادیه اروپا تا حدی قابل درک است. به خصوص دولت آمریکا که هنوز با مشکلات عراق و افغانستان دست و پنجه نرم میکند و از طرف دیگر وارد فضای انتخاباتی شده است که ریسکپذیری در سیاست خارجی را کاهش میدهد.
مساله قابل توجه این است که فدراسیون روسیه و دولت چین که در مقابل تصویب قطعنامهها علیه سوریه در شورای امنیت مقاومت میکنند برای حمایت از دولت سوریه و کاهش دادن فشارهای سیاسی از امکانات خود در عرصه جهانی استفاده نمیکنند. تقریبا ما شاهد هیچگونه ابتکار عمل سیاسی و دیپلماتیک از جانب این دو کشور نیستیم و این دو کشور فقط از کارت حق وتوی خود در شورای امنیت استفاده میکنند و به نظر میرسد که دولت آقای بشار اسد قادر به تشکیل هیچ جبههای از حامیان خود در سطح جهانی برای تقابل با کشورهای مخالف نیست و این امر ممکن است هر چه بیشتر به انزوای سیاسی سوریه منتهی شود. تعلیق عضویت سوریه در اتحادیه عرب در شرایط عادی یک امر مهمی تلقی نمیشود. چراکه علیالاصول اتحادیه عرب به عنوان یک بازیگر مهم در نظام بینالمللی قلمداد نمیشود. ولی با توجه به حمایتهای همهجانبه آمریکا و اتحادیه اروپا از ابتکارات و تصمیمات اتحادیه عرب و هماهنگی هر چه بیشتر اتحادیه عرب با سیاستهای ترکیه و حتی دنبالهروی اتحادیه عرب از برنامههای ترکیه، به نظر میرسد که اتحادیه عرب به لحاظ سیاسی در تحولات سوریه جایگاه بسیار برجستهای را به خود اختصاص داده است که این امر با ساختار و رویه عمل اتحادیه عرب سازگاری چندانی ندارد، هرچند که سازمانهای منطقهای در چارچوب فصل هشتم منشور میتوانند در حل و فصل اختلافات و مناقشات منطقهای به عنوان بازوی سازمان ملل عمل کنند.
ولی اتحادیه عرب به لحاظ ضعفهای ساختاری خود تاکنون نتوانسته از این ظرفیت و امکانات خود به درستی بهرهبرداری کند. ضعفهای ساختاری باعث شد که موضوع تجاوز عراق به کویت درنهایت توسط سازمانها و دولتهای فرامنطقهای حل شود و در موضوع مناقشات اعراب با اسراییل نیز نقش برجستهای ایفا نمیکند و در تحولات اخیر مصر، تونس و لیبی نیز نقش برجستهای به عهده نگرفته است. در مورد یمن نیز میانجیگری این اتحادیه توسط عبدالله صالح جدی گرفته نشده است. در مورد بحرین نیز موضعگیریهای آن کاملا مایوسکننده بود. از این رو قرار گرفتن اتحادیه عرب در خط مقدم جبهه علیه سوریه جای تامل دارد. از یک طرف از اینکه سازمانهای منطقهای به جای سازمانهای فرامنطقهای در مسایل مربوط به منطقه ابقای نقش میکنند، باید با استقبال مواجه شود و از طرف دیگر اتحادیه عرب در تصمیمگیریهای خود به نوعی ملاحظات قدرتهای فرامنطقهای را لحاظ میکند باید احساس خطر کرد. تحت این شرایط و برای جلوگیری از ایجاد بیثباتی در منطقه که جا برای مداخلات بیشتر قدرتهای بزرگ را فراهم میکند، باید دولت بشار اسد را به انجام اصلاحات واقعی در مورد نظر مردم سوریه تشویق و ترغیب کرد. زمان به ضرر دولت اسد به پیش میرود. هرگونه درنگ و تاخیر در انجام اصلاحات عمیق و واقعی سطح سیاسی و اقتصادی، اوضاع سوریه را از کنترل خارج خواهد کرد.