تاریخ انتشار : ۲۴ آذر ۱۳۹۰ - ۰۷:۵۳  ، 
کد خبر : ۲۳۲۴۷۵

فرقه‌های عصر جدید

دکتر همایون همتی اشاره: ظهور، رشد، گسترش و فراگیری گروه‌های التقاطی اما شبه‌عرفانی و شبه‌دینی در جهان، نظرها را به خود جلب کرده و سبب بحث‌ها و بررسی‌های زیادی شده است. «عصر جدید» عنوانی برای این جنبش‌ها است گذشته از تمایز میان گروه‌های تشکیل‌دهنده آن، مشترکاتی نیز دارند. نویسنده در «فرقه‌های عصر جدید» به زمینه ظهور، ویژگی‌های آنان و رویکردهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی‌شان می‌پردازد. گروه اندیشه

واژه عصر جدید، دلالت بر جنبش وسیعی دارد که در اواخر قرن بیستم و دوران معاصر در فرهنگ غرب، پدید آمده است و مشخصه آن، رویکرد التقاطی به عرفان و معنویت است. روی هم رفته، جنبش عصر جدید دارای صفات و خصوصیات یک دین جدید است و در دوران ما شبکه گسترد‌ه‌ای از مرشدان و معلمان معنوی، شفادهندگان و به اصطلاح سالکان را دربرمی‌گیرد.
این جنبش در جاهایی مثل «بازارهای عصر جدید»، کتابفروشی‌ها، فروشگاههای لباس‌، مراکز موسیقی و نمایشگاههای مربوط به عصر جدید‌، کاملاً مریی و قابل مشاهده است و یکی از خصوصیات عمده آن همین مطلب است که تنها یک جنبش نظری و فکری مهم نیست بلکه در قالب گروهها، بازارها‌، شهرک‌ها، خانه‌های تیمی، فرقه‌ها، مراکز موسیقی و... متبلور شده است و دارای نوعی کارکرد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی نیز هست. این را شاید بتوان مهمترین وجه بارز و متمایزکننده آن به شمار آورد.
تعاریف جنبش عصر جدید
جنبش‌های معروف به عصر جدید، هیچ‌گونه حد و مرزی برای عضوگیری ندارند و شامل آموزش‌ها و اعمال و حتی مراسم و مناسک بسیار متنوعی می‌شوند، که گاه در بخشی از این عقاید و مناسک با بعضی از جریان‌های اصلی بعضی ادیان تداخل یا ارتباط می‌یابند و گاه نیز کاملاً از آموزش‌های ادیان فاصله می‌گیرند و تکنیک‌های برساخته و خودساخته‌ای را ترویج و ارائه می‌کنند. طرفداران نهضت «عصر جدید» به جای پیروی از یک دین مشخص یا یکی از ادیان رسمی جهان دقیقاً می‌کوشند تا براساس به اصطلاح سفر معنوی و تجارب روحی خود، فرمول‌بندی خاص خودشان را در مورد اعتقادات ارائه دهند و البته هر جا نیازی ببینند از مواد و مطالب سنن عرفانی همه یا اکثر ادیان جهان نیز استفاده می‌کنند.
البته در میان ادیان جهان بیش از ادیان توحیدی و آسمانی به دین‌های برساخته و شرک‌آلودی همچون شمنیسم، پاگانیسم جدید و علوم غریبه و ادیان سرّی گرایش دارند. اعمال و عقاید فرقه‌های عصر جدید در حقیقت نوعی بدیل و جایگزین برای دین و عرفان دینی به شمار می‌رود. حتی استثناهایی که مثل فرقه‌های علاقه‌مند به طب سنتی هستند نیز غالباً مدعی ابعاد معنوی و عرفانی‌، یا عقیده به اتحاد ذهن و بدن و یا یگانگی روح و جسم هستند.
نکته مهم درباره فرقه‌های عصر جدید این است که باید دانست اساساً جنبش عصر جدید، یک پدیده غربی و یهودی -‌‌‌ مسیحی است. هرچند که از آیین‌های شرقی مثل هندوئیسم، تائوئیسم، شمنیسم نیز کاملاً بهره می‌جویند اما اساساً و ماهیتاً پدیده‌ای غربی است که در درون سنت یهودی -‌‌‌ مسیحی نضج یافته است گرچه امروز دامنه آن به دیگر کشورها و از آن جمله کشور عزیزمان ایران کشیده شده است و دیگر پدیده‌ای منحصر به اروپا و آمریکا نیست.
یکی از خصوصیات فرقه‌های عصر جدید، مخالفت با سیطره باورهای دینی به شکل عام آن است و از همین جاست که اغلب با تمامی فرقه‌های عصر جدید به گونه‌ای صریح یا ضمنی به انتقاد از «جریان اصلی» مسیحیت و عقاید دینی به هر شکل هستند. آنان به جای تأکید بر عبادت و ایمان، بر لزوم مراقبه و تأمل تأکید می‌ورزند و عبادت، ایمان را ناکافی و ناقص و بی‌اهمیت می‌دانند.
آنان به تناسخ کاملاً پایبند و معتقد هستند و با آموزه‌های ادیان توحیدی در باب معاد و رستاخیز آدمی و قیامت، کاملاً مخالفت می‌کنند. بدینسان هم توحیدستیزند و هم معاد‌ستیز و با عقاید و ارزش‌ها و نیز مناسک‌ دینی به شدت مخالفت می‌کنند. همین موجب می‌شود تا آنها را خطر عمده‌ای برای دینداری، جهان‌بینی دینی و به طور کلی حاکمیت دین بر ارزش‌های الهی و اخلاقی به حساب آوریم.
تاریخچه جنبش‌های عصر جدید
اصل واژه عصر جدید توسط مطبوعات و رسانه‌های آمریکایی در اواخر سال 1980 به کار رفته است و مقصود از آن نوعی خرده فرهنگ به اصطلاح معنوی و عرفانی است که بدیل و جایگزین دین باشد. این خرده فرهنگ به اصطلاح عرفانی بر مراقبه‌‌‌‌‌‌‌، ذهن‌شویی، تناسخ روح، مصرف داروهای روانگردان مثل کریستال و کرک و نیز تجربیات دارویی روانی، شفابخشی تأکید می‌کند که ‌آمیخته با نوعی گرایش به شبه‌‌‌علم‌ها یا علم کاذب است.
فرقه‌های عصر جدید، عمدتاً بر وجود «اسرار» تکیه می‌کنند. اسراری که به عقیده آنها ادیان نتوانسته‌اند آنها را بشناسند و معرفی کنند و همچنان نامکشوف و حل نشده تلقی می‌شوند. اسراری مربوط به آسمان، کهکشان، محیط‌‌‌زیست و ذهن و روح آدمی، ادعاهای بسیار عجیب کشف اسرار از طریق استعمال دارو و تکنیک‌های خاص روانگردان دارند. آنها در خانه‌های تیمی و به شکل گروهی زندگی می‌کنند.
به مراقبه‌های گروهی می‌پردازند، در سخنرانی‌ها و نمایشگاههای خاص خود و به خرید کتاب‌ها، نوارهای موسیقی و دیگر محصولات مثل کریستال، شیشه، کرک و داروهای روانگردان می‌پردازند. از فالگیرها و طالع‌بین‌ها، پیشگوها و کف‌بین‌ها حمایت می‌کنند و با مشاوران به اصطلاح روحی معنوی به رایزنی می‌پردازند و بدین منوال کاملا در یک مدار و حلقه بسته‌، در یک جهان بسته و روابط بین گروهی خودشان زندگی می‌کنند.
بعضی محققان معتقدند که خرده‌‌فرهنگ‌های معروف به «عصر جدید» در سال‌های 1960 و 1970 و حتی پیش از آنها وجود داشته‌اند و عقاید و افکار این فرقه‌ها، بسیار پیشتر از ظهور رسمی آنها در قالب اعمال و عقاید فرقه‌هایی مثل «احضار روح»، «تئوسوفی»، «تعالی‌گرایی»، افکار کسانی مثل سوئینبرگ، سنن مربوط به «باطن‌گرایی غربی»، علوم غریبه، افکار هرمسی، نجوم و طالع‌بینی، جادو، کیمیا و... وجود داشته است. در جهان انگلیسی زبان ما باید بخصوص به کسانی همچون گروههای آمریکایی طرفدار خلسه، ادگار کایس اشاره کنیم که الهام‌‌‌بخش اولیه فعالان امروز عصر جدید به شمار می‌روند.
آلیس‌ بیلی، نویسنده انگلیسی در آثارش شاید برای نخستین بار، تعبیر «عصر جدید» یا «دوره جدید» را به کار برد. بنیاد فیندهورن که یکی از نخستین انجمن‌های بین‌المللی عصر جدید در شمال اسکاتلند بود، در 1962 تأسیس یافت و نقش مهمی را ایفا کرد. جنبش‌ عصر جدید در روسیه عمدتاً با وام‌گیری از میراث نیکلاس ریچ و هلنا روریچ پا گرفت که آموزش‌هایشان شامل سنت تئوسوفی می‌شد. یکی دیگر از اولین تئوسوفیست‌ها، رودلف اشتاینر و نهضت انسان‌شناسی اوست که تأثیر عظیمی بخصوص بر طرفداران آلمانی‌‌‌زبان فرقه‌های عصر جدید نهاده است.
در برزیل، طرفداران نویسنده روح‌گرا، آلان کاردگ، کوشیدند تا سنن فولکلور آفریقایی را با سنت‌های کاندوم بل و اومباندا تلفیق کنند. وقایع مهم مربوط به جنبش عصر جدید و فرقه‌های فعال آن را می‌توان در انتشار آثار پرفروش کسانی مثل لیندا گودمن به نام نشانه‌های خورشید (1968) و ترانه‌های عاشقانه (1978) و همایش‌های موسیقایی سازماندهی شده توسط خوزه آرگوئلس در سدونا و آریزونا در 1987 سراغ گرفت.
در همان ایام بود که پخش سری تلویزیونی برنامه‌های شرلی‌ مک‌‌لین موجی از علاقه را نسبت به فرقه‌های عصر جدید ایجاد کرد. نوارهای او که شامل زندگینامه او به روایت خودش و کشفیات معنوی نیمه عمرش می‌شد، به زودی رواج یافت. از دیگر میدان‌داران این عرصه می‌توان از کسانی همچون ژان رابرتز و جی. زد. نت (رامتا) و همچنین نوشته‌های الهام‌‌‌بخش هلن ‌‌‌شومان به نام «درس‌هایی در باب معجزات»، پیشگویی اثر جیمز ردفیلد و آثار مارلو مورگان و نیل دونالد والش به نام مکالماتی با خدا نام برد.
واسطه‌های به کار گرفته شده در عرفان‌های عصر جدید، نقاط مشترک زیادی با مدیوم‌های روحی در حلقه‌های احضار روح دارند. به لحاظ سوء‌‌استفاده‌های فراوان این فرقه‌ها، بعضی از گروههای طرفدار آنها ترجیح می‌دهند که این نام‌ها را به کار نبرند و خود را با نام‌های دیگر بنهند که به بعضی از آنها اشاره خواهیم کرد. برای مثال، افراد شاخص «جنبش اندیشه جدید» مثل ارنست هولمز، سعی کرده‌‌اند تا با رویکرد علمی‌تری خود را از مشارکت در عقاید خرافی فرقه‌های عصر جدید به تناسخ روح، جادو یا واسطه‌های روحی کنار بکشند.
از میان تلاش‌های عمده‌ای که برای عرضه جنبش عصر جدید به عنوان یک جنبش اجتماعی -‌‌‌ سیاسی ارزشمدار انجام گرفته می‌توان به کسانی مثل مارک ساتین (1976)، تئودور روزاک (1978)، مریلین فرگوسون (1980)، گوردون دیویدسون و کورین مک‌لاف‌لین و سیاست معنوی او اشاره کرد. در واقع باید گفت جنبش عصر جدید یک طیف بسیار وسیع و گسترده از عقاید و فعالیت‌هاست که هر فرقه‌ای بخشی از آنچه را که خود جالب یافته است اخذ می‌کند و طبق آن برنامه خود را تنظیم نموده و هویت خود را تشکیل می‌دهد.
عقاید و باورهای مشترک فرقه‌های عصر جدید
محققان حدود 21 وجه مشترک در میان کلیه فرقه‌های عصر جدید یافته‌اند، که فهرست آنها را در اینجا به اختصار بیان می‌کنیم:
1-‌‌‌ همه بشریت، کل حیات و هر آنچه که در جهان است به لحاظ روحی با همدیگر مرتبط‌اند و در یک انرژی واحد با همدیگر مشارکت دارند. خدا تنها نامی برای این انرژی است.
2-‌‌‌ موجودات روحانی (مثل فرشتگان، روح عروج‌ یافته استادان و مرشدان، اشباح و موجودات آسمانی) وجود دارند و ما را راهنمایی می‌کنند در صورتی که ما خود را در مقابل هدایت آنها قرار دهیم.
3-‌‌‌ ذهن بشر دارای سطوح عمیق و نیروهای وسیعی است که قادرند حتی بر واقعیت مادی او غلبه یابند. «تو خود، واقعیت خود را می‌آفرینی».
4-‌‌‌ ولی با این همه ذهن و روح بشر، محکوم قوانین معنوی مثل اصل علت و معلول یا «قانون کرمه» است.
5-‌‌‌ هر فردی دارای هدفی در همین دنیا و روی همین زمین و در همین جایگاه کنونی است و همواره درسی برای آموختن در همین‌‌‌‌‌جا روی زمین وجود دارد و مهمترین درس برای آموختن، درس عشق است. عشق عام و همگانی و بدون مرز.
6-‌‌‌ مرگ به معنای پایان نیست و تنها حیات وجود دارد که در شکل‌های مختلف بروز می‌کند. آنچه که بعضی مذاهب تحت عنوان آخرت یا معاد به آن اشاره می‌کنند، مجازات و عقوبت نیست بلکه نوعی آموزش دادن ماست، شاید از طرق مکانیسم‌های تناسخ و تجربه‌های نزدیک به مرگ.
7-‌‌‌ علم و معنویت در نهایت با یکدیگر هماهنگی دارند. کشفیات جدید و علم مثل تکامل یا مکانیک کوانتومی اگر درست فهمیده شوند به اصول معنویت دلالت دارند.
8-‌‌‌ عصر جدید این نکته را با همه ادیان عمده جهان مشترک است که «شهود یا هدایت الهی»‌ راهنمای مناسب‌تری است تا عقل‌گرایی، شکاکیت یا روش علمی. علم غربی به اشتباه می‌کوشد تا اموری مثل فراروانشناسی، مراقبه و شفابخشی کلی‌نگر را انکار کند.
9-‌‌‌ در درون همه ادیان، یک هسته و گوهر عرفانی وجود دارد، چه شرقی چه غربی. عقاید دینی و هویت دینی، اهمیت چندانی ندارند. مهم کشف این گوهر عرفانی است.
10-‌‌‌ از نظر برخی فرقه‌های عصر جدید و نه همه آنها، کتاب مقدس، کتابی حکمت‌‌آمیز و دارای تقدس است. حقایق مهم بسیاری در کتاب مقدس یافت می‌شود اما بعضی می‌گویند عیسی یک اسنی بود، یا حتی می‌گویند او در جوانی به هند مسافرت کرد و به مطالعه ادیان شرقی پرداخت. بعضی دیگر می‌گویند عیسی یکی از تجسدهای اوتارهای بودا بود.
11-‌‌‌ فرقه‌های عصر جدید به معنویتی زنانه معتقدند که شامل تصاویر زنانه از اولوهیت است، مثل تصویر آئون سوفیا در آئین گنوسی و معتقدند که متأسفانه صورتهای زنانه الوهیت همواره توسط کشیشها و ارباب کلیسا تحقیر شده، بر آنها نقاب زده شده یا ممنوع اعلام شده و در نخستین نوشته‌های مقدس از مکتوب کردن آنها جلوگیری شده است. اما ایجاد یک رنسانس زنانه و زن‌محور در این دوران بخصوص کاملاً مناسبت دارد.
12-‌‌‌ تمدن‌های باستانی مثل آتلانتیس شاید حقیقتاً وجود داشته‌اند و شاید باقیمانده‌ها و ویرانه‌های آنها مثل اهرام و ستون‌های سنگی ممکن است بر جا مانده باشد که ماهیت حقیقی آنها هنوز توسط جریان اصلی تاریخ‌نگاری کشف نشده است.
13-‌‌‌ هیچ‌گونه اتفاق و تصادف وجود ندارد. هر چیزی پیرامون شما دارای معنای معنوی است و درس‌های معنوی به شما می‌دهد. هدف این بوده که شما اینجا بر روی زمین باشید و همیشه دقیقاً هر چه که شما نیاز داشته باشید بدانید با شما مواجه شود.
14-‌‌‌ ذهن بشر بسیاری از نیروها و قدرت‌هایش را پنهان نموده است در حالی که این نیروها اهمیت معنوی بسیار زیادی دارند. رؤیاها و تجربیات روانی ما راههایی هستند که ارواح ما خود را از طریق آنها بیان می‌کنند و نشان می‌دهند. مراقبه، یوگا و تائی‌چی و دیگر تکنیک‌های شرقی بسیار مهم و ارزشمند هستند.
16-‌‌‌ غذایی که شما می‌خورید هم بر ذهن شما و هم بر بدن شما تأثیر می‌گذارد. بهتر است همواره غذاهای گیاهی تازه بخورید.
17-‌‌‌ هرگونه رابطه بین فردی در نهایت می‌تواند تجربه مفیدی برای رشد ما بشود.
18-‌‌‌ ما از طریق ارتباط با دیگران، درباره خودمان می‌آموزیم. هم قابلیت‌های خود را می‌شناسیم و هم توان آنها را می‌فهمیم که چگونه باید بر روی خود کار کنیم و چه نیرویی به دیگران می‌دهیم تا در ساختن حیاتشان به آنها کمک کنیم.
19-‌‌‌ تقدیر ما چنین است که روابط ما باید ادامه یابد مگر این که به شفای کامل دست یابیم حتی اگر لازم باشد در زندگی‌های آینده (تناسخ‌های بعدی) این روابط باید ادامه پیدا کند.
20-‌‌‌ از آنجا که همه ارواح، دنبال رسیدن به کمال هستند، هدف نهایی ما باید آموختن از دیگران و عشق ورزیدن به تمام کسانی باشد که با آنها در تماس هستیم.
21-‌‌‌ توسل جستن به زبان طبیعت و ریاضیات، آن‌‌گونه که در علم اعداد و آئین کابالا و گئوسی هست موجب شناخت ماهیت خدایان می‌شود.
شیوه زندگی فرقه‌های عصر جدید
در فرقه‌های عصر جدید بر ارتباط درونی همه اشیا و موجودات و نیز شناخت قبلی انسان‌ها از یکدیگر تاکید شده است. البته در همه این موارد، مبنا و محور روابط عقیده به تناسخ است. به عقیده این فرقه‌ها همه انسان‌ها در زندگی‌های پیشین و تناسخ‌های قبلی همدیگر را می‌شناختند و اکنون نیز وقتی یکدیگر را ملاقات می‌کنند همدیگر را می‌شناسند و با هم انس می‌یابند. همچنین بر تبادل اطلاعات و تبادل با یکدیگر بسیار تأکید شده.
تعامل اجتماعی و اقدام جمعی نیز از اعتقادات مهم و اساسی این فرقه‌هاست. لزوم برگزاری بحث‌های گروهی و اساساً زیستن با جمع و زندگی گروهی از دیگر اعتقادات آنهاست و به طور کلی می‌توان که شیوه زندگی آنها یک شیوه زیست‌‌‌گروهی، تعامل اجتماعی براساس روابط نهانی و باطنی تناسخی است. آنها معتقدند که جمع شدن در گروه یا دیدار یکدیگر در خیابان، یا مراکز خرید، یا به جمع آوردن یکدیگر اصلاً امری تصادفی نیست و همگی ریشه در تناسخ دارد.
عقاید و مفروضات پنهان
فرقه‌های عصر جدید دارای اصول و عقاید مشترکی هستند و آرمان‌هایی را تبلیغ می‌کنند و شعار می‌‌دهند که می‌توان آنها را نوعی «مدعیات هزاره‌ای» به شمار آورد. در اساس هزاره‌گرایی و عقیده به آینده ایده‌آل نیز، یکی از شعارها و عقاید اصلی آنهاست. از یکسو به آینده‌ای آرمانی معتقدند و از یکسو قدمت عقایدشان را به قدیم‌ترین دوران باستان، زرتشت و فراتر از آن می‌رسانند. آنها تقویم خاص خود را دارند و براساس عقایدشان، عمر جهان را به دوره‌هایی تقسیم می‌کنند که در هر دوره شرایط جدیدی پدید می‌آید که با دیگر دوره‌ها متفاوت است.
فرقه‌های عصر جدید، علاقه‌ای عجیب به بخش عرفانی ادیان جهان دارند. گویی این ادیان، دیگر هیچ آموزشی جز بعد عرفانی‌شان ندارند. در میان ادیان جهان آنها بخصوص بر این دین‌ها و آیین‌ها تاکید دارند: ودانتا، بودیسم تبتی، آیین‌ذن،‌‌‌ تصوف، تائوئیسم، شمنیسم، کابالا، آیین گنوسی و شکل‌های عرفانی مسیحیت.
یکی از مهمترین نکته‌ها که دانسته آن درباره کلیه فرقه‌های عصر جدید لازم است ماهیت التقاطی آنهاست. اساساً جنبش عصر جدید را باید نوعی تلفیق‌گرایی دینی به حساب آورد که به اعتقاد محققان محصول پروسه جهانی شدن است. در مطالعه این فرقه‌ها به تنوع و طیف رنگارنگ عجیبی از عقاید، آداب، مناسک و مراسم برمی‌خوریم. از اصول و عقاید اساسی آنها، عقیده به خدایان مذکر و مونث است.
نوعی نگرش وحدت وجود هلولی، نه وحدت وجود استعلایی و معقول و معتدل در میان همه آنها رایج است. مصرف دارو برای رسیدن به حالات خلسه، جزء لاینفک عقاید این فرقه‌هاست که خود خطرات و مخاطرات انکارناپذیری را به همراه دارد. عقیده تناسخ نیز اساس و زیربنای عقاید آنهاست. آنها به هیچ‌یک از ادیان جهان به خصوص به بخش شریعتی و مناسکی آنها هیچ‌‌‌گونه الزام و پایبندی ندارند. در عوض می‌کوشند تا خود مناسک و تکنیک‌های مورد نیازشان را ابداع و اختراع کنند.
از عقاید معنوی موجود در ادیان جهان، بخش‌هایی را برگزیده‌اند و با اختلاط و التقاط آنها معجون ناسازگاری را پدید آورده‌اند که مرکب از عقاید دینی، تکنیک‌های عرفانی، تلاش برای عمل و عقیده به جادو است. بدینسان، فرقه‌های عصر جدید را نمی‌توان مذهبی از مذاهب یا شاخه‌ای از هیچ‌‌‌یک از ادیان جهان به شمار آورد. آنها درکی سطحی و تناقض‌آلود از ادیان دارند و به لحاظ معرفت‌شناختی، مواضعی به شدت نسبی‌گرایانه دارند.
از ادیان شرقی و تکنیک‌های تعمل و مراقبه شرقی، استفاده بسیار می‌کنند و این عقاید را با عقاید کنونی در هم می‌آمیزند. عمل به جادو، مغزشویی، به کارگیری تکنیک‌های روانی، فنون مختلف هیپنوتیزم، استفاده از داروهای روانگردان، طالع‌بینی و عمل به جادو از اصول اعتقادی و روشهای اصلی این فرقه‌‌هاست. استفاده نابجا و افراطی از ادیان شرقی و تلاش همه‌‌‌جانبه برای رسیدن به حالت خلسه از هر طریق، حتی با استفاده از معجون‌های گیاهی از امور رایجی است که برای دستیابی به معنویت مورد ادعای فرقه‌های عصر جدید به کار برده می‌شود.
آنها به هیچ‌‌‌گونه اصل یا اصول ثابت و مطلقی اعتقاد ندارند. ماهیتی تلفیقی و التقاطی داشته و از نوعی تکثرگرایی یا پلورالیسم دینی یا فرهنگی دفاع می‌‌کنند که آن را موضع بین‌‌فرهنگی می‌توان نامید. آنها به این شعار وداها استناد می‌کنند که می‌گوید: «یک حقیقت ولی راههای بسیار» و نیز به این نظریه معنوی آیین ‌ذِن بودیسم تاکید می‌کنند که می‌گوید: «راههای بسیار که به یک کوه ختم می‌شوند».
لذا، در نظر این فرقه‌ها هر شخصی حق دارد که خود با انتخاب شخصی‌اش راه خود را انتخاب کند و عقاید خود را طبق نظر خود عمل کند و انتخاب نماید و اساسا تجارب شخصی هر فردی، چه زن و چه مرد یگانه حجت اوست. فرقه‌های عصر جدید آشکارا به نوعی نسبی‌گرایی معنوی تن داده‌اند. نگاهشان به واقعیت، نگاهی تجربه‌گرایانه و در عین حال مبتنی بر ذهنیت و نفسانیت خودشان است. آنها به تله‌پاتی و دیگر فنون روحی برای تماس با ذهن و دیگران، بسیار اهمیت می‌دهند. طبق نظر آنها، ذهن هر فردی از پیش مشروط شده است و در نگاه به موقعیت، مشوب به عقاید قبلی و تناسخی است.
جهان‌بینی فرقه‌های عصر جدید چنان که گفتیم به اصطلاح عرفان‌محور است و مخلوطی از تجربه‌گرایی و نظریه‌گرایی است که در پی به کنترل درآوردن جهان خارجی است. آنها براساس عقیده به اصل «ارتباط درونی» با استفاده از تمام روشها حتی به کار گرفتن کارت تاروت می‌کوشند تا جهان بیرونی را تحت کنترل خود درآورده و روند بیماری و شفا یافتن را در اختیار خود بگیرند. مساله بیماری‌ها و پروسه شفا یافتن، از اصول مهم فکری و اعتقادی این فرقه‌هاست.
آنها بیشترین تلاش را برای شفا یافتن و شفابخشی بیماران ذهنی، جسمی و روحی می‌کنند و در این زمینه از طب سنتی و متون قدیمی نیز بسیار بهره‌گیری و حتی سوء‌ا‌‌‌ستفاده می‌کنند. جادواندیشی چنان که گفتیم از اصول و فنون مهم اعتقادی و عملی این فرقه‌هاست. آنها از کتاب سِر جیمز جرج فریزر؛ مردم‌شناس انگلیسی و اثر مهم او «شاخه ‌زرین» (1890) به همراه تفکر جادوگرایانه برای پی بردن به ارتباطات موجودات، بهره می‌جویند. در اساس ماهیت ضدعقلی، یکی از اختصاصات فرقه‌های عصر جدید است.
بعضی محققان با توجه به تاکید فرقه‌های عصر جدید بر اهمیت انتخاب فردی و شهود شخصی به رابطه فرقه‌های عصر جدید با تفکر موسوم به پست مدرنیسم پرداخته‌اند ولی باید گفت این فرقه‌‌ها هیچ‌‌گاه یک جهان‌بینی منطقی و معقول و یکپارچه و منسجم ارائه نکرده‌اند، بلکه عقایدشان هر یک برگرفته از یک جغرافیای اعتقادی و خاص است و مجموعه‌ای از اندیشه‌های التقاطی و ترکیب شده که سخت تناقض‌آلود و فاقد مبنای عقلی و فلسفی است.
اسرارگرایی نیز، یکی از اصول این فرقه‌هاست بی‌آنکه تعریف درست و منطقی از اسرار و معیارشناسی آنها و چگونگی فنون کشف آنها به دست دهند. همه جا با مدعاهای رنگین و فریبنده و پرطمطراق می‌کوشند تا به اصطلاح اسرار را به دیگران بفروشند. مثلاً ادعا می‌کنند مکان‌های باستانی قدیمی، حاوی انرژی مخصوص هستند اما چه استدلالی برای اثبات این مدعا وجود دارد؟ جز ادعاهای پرزرق و برق و مردم‌فریب، چیزی در آثارشان دیده نمی‌شود.
زبان و بیان فرقه‌های عصر جدید
فرقه‌های عصر جدید در آثار و نوشته‌هایشان استفاده فراوانی از تمثیل و استعاره می‌کنند و می‌کوشند تا مطالب دشوار علمی و فلسفی را در قالب استعاره‌های ساده و جذاب بیان کنند. آنها آگاهانه یا غیرآگاهانه در واقع به نوعی واژگان نظام‌های اعتقادی را بازتعریف می‌کنند. بدین معنا که، در عین به کارگیری همان کلمات و واژه‌ها به تغییر معنای آنها می‌پردازند و معانی جدیدی را که مغایر با معانی اصلی آنها در ادیان سنتی است به آنها نسبت می‌دهند و ذهن را موجب برانگیختن خشم و دشمنی پیروان فلسفه‌ها و نگرش‌های فلسفی مختلف می‌شوند.
بخصوص آنها اصطلاحات علمی را از زبان علم گرفته و معانی دیگر غیر از معانی رایج آنها به کار می‌برند. مثلاً آنها از واژه‌‌های انرژی، میدان انرژی بسیار استفاده می‌کنند. همچنین اصطلاحاتی را از فیزیک کوانتومی و دانش روانشناسی وام کرده و در معانی‌‌‌ای به غیر از معانی اصلی آنها به کار می‌‌‌برند و البته از این راه موجب تخریب دیالوگ علم و معنویت شده و نوعی تشویش و سردرگمی ایجاد می‌‌‌‌کنند و همین هم باعث شده تا مخالفان آنها تهمت‌‌های مختلفی به آنها بزنند و نظریه آنها را نوعی شبه‌‌علم یا علم کاذب، سرقت علمی یا علم دزدی بنامند.
در واقع، شگرد اصلی فرقه‌‌‌های عصر جدید همین تحمیل معانی باطنی و تناسخی بر کلمات و واژ‌‌‌ه‌‌‌‌‌‌های آشنا برای جامعه است. برای اینکه نمونه‌‌‌هایی را به دست دهیم در اینجا چند مورد از این معنا‌‌‌سازی‌‌‌ها و به کارگیری اصطلاحات جا افتاده علمی، فلسفی در معانی ساختگی ذکر می‌‌‌کنیم:
نیروها -‌‌‌ این واژه معمولاً برای نشان دادن وجود بعضی نیروها که مستقل از موجودات روحانی یا عوامل معنوی هستند به کار می‌‌‌روند که کاملاً متمایز از نیروهای تعریف شده در امور رایج هستند مثل قوه جاذبه یا نیروی الکترومغناطیس، این نیروها، عناصر اصلی طبیعت هستند که همان عناصر اربعه نامیده می‌‌‌شوند و به طور خودکار موجب تأثیر در بخشی از نظم طبیعی مثل رشد بذرها و گیاهان می‌‌‌‌شوند.
قدرت / نیرو -‌‌‌ مقصود از این قدرت، نوعی نیروی پنهانی و باطنی است که همه جا وجود دارد و در سطوح مختلف بر همه موجودات تأثیر می‌‌‌گذارد. این قدرت، امری امکان‌‌‌پذیر است و از طریق تماس فیزیکی، ادراک حسی یا صرف هرگونه مجاورت و نزدیکی انتقال می‌‌‌یابد. این قدرت می‌‌‌‌‌‌تواند در یک شخص یا شی‌‌‌ء انباشته شده، منشاء کارهای حیرت‌‌‌انگیز و اعمال باطنی بشود. این قدرت به لحاظ مادی قابل مشاهده بوده و در قالب هاله، شبح یا انرژی متراکم دیده می‌‌‌شود. به هنگامی که به شکل عظیمی تمرکز یابد می‌‌‌تواند حتی بسیار خطرناک باشد.
انرژی / نیروی حیاتی -‌‌‌ در بعضی نظام‌‌‌های اعتقادی، نیرو یا قدرت ممکن است با یکدیگر ادغام شده و نوعی «نیروهای حیاتی» بیافریند. این عقیده در بعضی نظام‌‌‌های اعتقادی وجود داشته و در مفاهیم فرقه‌‌‌های عصر جدید نیز به عنوان انرژی‌‌‌های ادعایی در درمان از طریق لمس، به خصوص در فرقه ریکی مطرح شده است که طبق این عقیده، جریان عظیمی از قدرت در زمین ایجاد شده و فوران می‌‌‌کند و موجب جوشش انرژی خاصی می‌‌‌شود و البته آشکار است که در اینجا مفهوم انرژی با معنای آن به عنوان یک اصطلاح علمی خلط شده است.
روح -‌‌‌ مقصود از روح در اصطلاح فرقه‌‌‌های عصر جدید، انرژی مخصوص است که همراه همه موجودات هست و آگاهی آنها را تشکیل می‌‌‌دهد و از جسم آنها به نوعی استقلال دارد. این انرژی به طور شاخصی از هویت مادی موجودات، متمایز و بر آنها مقدم است. به طوری که حتی بعد از مرگ و نابودی آنها نیز باقی می‌‌‌ماند.
کل‌‌‌نگری -‌‌‌ این اصطلاح بر این عقیده دلالت دارد که کیهان یک مجموعه منسجم دارای روابط درونی است و همه اجزای آن با یکدیگر، ارتباط درونی دارند. به طوری که گویا توسط یک ریسمان نامریی به یکدیگر بسته شده‌‌‌اند. نه تنها از حیث مکانی بلکه در زمان نیز همچون رشته به هم تنیده و مرتبطی هستند. به علاوه، طبق این نظر، هر امر و هر حادثه‌‌‌ای که اتفاق افتاده یا در حال اتفاق افتادن است یا در آینده اتفاق می‌‌‌افتد از طریق «واسطه»‌‌‌های کیهانی، کاملا قابل ردگیری و پیش‌‌‌بینی است.
هدف کیهانی -‌‌‌ طبق این نظر، همه موجودات خواسته یا ناخواسته در یک هدف کیهانی برای رسیدن به یک موقعیت برتر یا انسجام کاملتر با شعور کیهانی مشارکت دارند که معمولاً به عنوان یک پروسه تکاملی توصیف شده است. این هدف کیهانی پنهانی و رازآمیز، موجب جهت‌‌‌یابی همه حوادث شده و به معنای تقلیل مفهوم تصادف در پیدایش حوادث جهان می‌‌‌شود.
اینها نمونه‌‌‌هایی بود از استفاده‌های نابجای فرقه‌‌‌های عصر جدید از مفاهیم علمی و تجربی که با نقد دانشمندان رو‌‌‌به‌‌‌رو شده و آنها را مورد اعتراض قرار داده‌‌‌اند که چرا علوم غریبه را با مفاهیم فیزیک درآمیخته‌‌‌اند یا این که از تجربه‌‌‌گرایی بهره‌‌‌برداری نادرست کرده‌‌‌اند. حتی رهبران بومیان آمریکایی نیز از التقاط‌‌‌گرایی فرقه‌‌‌های عصر جدید انتقاد کرده‌‌‌اند. بعضی از رهبران فرقه‌‌‌های شمنیست نیز طرفداران فرقه‌‌‌های عصر جدید را به طرفداری از عقاید علمی متهم ساخته‌‌‌اند.
بحث استفاده از داروها نیر خود فصل گسترده‌‌‌ای در مباحث جاری مربوط به فرقه‌‌‌های عصر جدید را تشکیل می‌‌‌دهد.
در پایان این مقاله برای استفاده بیشتر علاقه‌‌‌‌مندان و به خصوص پژوهشگران جوان، فهرستی از انجمن‌‌‌های عصر جدید و نیز گزیده کتابشناسی این فرقه‌‌‌ها، جنبش‌‌‌ها و سازمانهای عصر جدید و بعضی شخصیت‌‌‌های برجسته و تأثیرگذار آنها را ذکر می‌‌‌کنیم بدین امید که موجب آشنایی بیشتر و کسب بصیرت افزونتر گردد.
انجمن‌‌‌‌ها و جوامع عصر جدید:
-‌‌ Significant New Age communities exist the following plases
-‌‌ Arcosanti. Arizona, USA
-‌‌ Auroville, Tamil Nadu, India
-‌‌ Boulder, Colorando, USA
-‌‌ Byron Bay, Australia
-‌‌ Christiania, Copenhagen, Denmark, EU
-‌‌ Dammanhur, Italy. EU
-‌‌ Dornach, Swiitzerland
-‌‌ Esalen at Big Sur, California
-‌‌ Findhorn, near Forres, Scotland, EU
-‌‌ Glastonbury, Sornerset. England. EU
-‌‌ Monthe Verita near Ascona, Switzerland
-‌‌ Mount Shasta, California. USA
-‌‌ Sadona, Arizona, USA
-‌‌ Toynes, Devon. England, EU
-‌‌ Lampeter, Creedigion. Wales, EU
مطالعه آکادمیک درباره فرقه‌‌‌‌های عصر جدید
-‌‌ Albanese, Catherine L. (1991) Nature Religion in America; From the Algonkian Indians to the New Age. University of Chicago Press. Chicago & London.
-‌‌ Berna, Georgo, (1996) The Index of Leading Spiritual Indicators. World Publishig. Dallas. TX.
-‌‌ Bloch, Jon P, (1998) New Spirituality. Self and Belonging: How New Agers and Neo – Pegans Talk About Themselves. Praeger, Westport. Connecticut & London.
-‌‌ Drane, John, (1999) What is the New Age Still Saying to the Church? Marshall Pickering, London.
-‌‌ Ferguson, Marilyn (1982) The Aquarian Conspiracy, Paladin, London.
-‌‌ Godwin, Joscelyn, (1994) The Theosophical Enlightenment, State University of NewYork Press, NewYork.
-‌‌ Hanegraaff, Wouter J. (1998) New Age Religion and Western Culture: Esotericism in the Mirror of NewYork Press. Albany, NewYork.
-‌‌ Heelas. Pual, (1996) the New Age Movement, Blackwell. Oxford.
-‌‌ ...and Linda Woodhand (2004) The Spiritual Revolution Why Religion is Giving – Way to Spirituality, Blackwell. Oxford.
-‌‌ Kemp, Daren, (2004) New Age: A Guide. Alternative Spiritualities from Aquarian Conspiracy to Nexs Age. Edinburgh University Press, Edingyragh.
-‌‌ Kohn, Rachael, (2003) The New Believers: RE -‌‌‌‌‌ Imagining God, Harper Collins, Sydney.
-‌‌ Langone, Michael D (1993). “What Is “New Age?””, Retrieved 26 Aygust 2005.
-‌‌ Lewis, James, R. and J gordon Melton (eds). (1992) Perspectives on the New Age. State University of New York Press, Albany, NewYork.
-‌‌ Melton, J. Gordon. (1995) Whither the New Age? Chaoter 35 of T. Millaer ‘s, America’s Alternative Religions; SUNY Press, Albany, NY.
-‌‌ Michael, June, (2000) Path to Truth A Spiritual Guide to Higher Conciousness, Writers Club Press, NewYork.
-‌‌ Naisbitt J. & Aburdene P. (1990) Megatrends 2000, William Morow & Company. NewYork , NY.
-‌‌ Pike, Sara M., (2004) New Age and Neopagan Religions in America, Columbia University Press. NewYork.
-‌‌ Roof. Wade Clark (1991) Spiritual Marketplace: Baby Boomers and Remarking of American Religion, Princeton University Press, Princeton.
-‌‌ Rothstein, Mikael (ed). (2001) New Age Religion and Globalization, Aarhus University Press, Aarhus, Denmark.
-‌‌ Saliba, John A., (1991) Christian Responses to the New Age Movement: A critical Assessment, Geoffrey Chapman, London.
-‌‌ Sutcliffe. Steven & Marion Bowman (eds). (2000) Beyond New Aeg: Explorign Alternative Spirituality, Edinburgh University Press. Edinburgh University Press, Edinburgh.
-‌‌ Sutcliffe, Steven J. (2003) Children of New Age: A History of Spiritual Practices.
Routlrdge. Lonodn and NewYork.
-‌‌ York. Michael, (1995) The Emerging Network: A sociology of the New Age and Neo -‌‌‌‌‌ Pagan Movements, Rowman & Littlefield -‌‌‌‌‌ Lanham, Maryland.
-‌‌ Carlos Seeker: Searching for answer (e -‌‌‌‌‌ book format)

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات