تاریخ انتشار : ۱۶ آبان ۱۳۹۱ - ۱۰:۴۵  ، 
کد خبر : ۲۳۲۴۷۷

عراق و توسعه موشکهای بالستیک (بخش دوم)


وی. اندرو تویل‌‌‌‌
خسارات واقعی ناشی از حملات موشکی عراق ناچیز بود. براساس یک ارزیابی، فقط حدود چهل تن مواد منفجره از طریق این موشکها به شهرهای ایران پرتاب شد. این میزان به سختی قابل مقایسه با میزان متنابهی از مواد منفجره‌‌‌ای است که از طریق هواپیماهای بمب‌‌‌افکن در خلال درگیریهای مختلف به شهرها ریخته شده بود.
به علاوه براساس یک برآورد سطحی، تلفات ناشی از حملات موشکی در طول جنگ در ایران، 2000 کشته و 6000 مجروح بوده است، هرچند که وارد آوردن هر‌‌گونه حمله به مناطق مسکونی عمل ناپسند و کریهی است اما میزان تلفات ایران در مورد حملات به مناطق مسکونی در مقایسه با تلفاتی که شهرهای مختلف اروپا و سایر نقاط در خلال جنگ دوم جهانی دادند، میزان اندکی است.‌‌‌
پیشرفت دیگر بعد از تولید موشکهای «الحسین»، تولید سیستم موشکی «آل‌‌‌عباس» بود. این موشک برای اولین بار و بطور آزمایشی در اواسط سال 1988 پرتاب شد اما بخاطر آتش‌‌‌‌بس ماه اوت 1988 بین ایران و عراق مورد استفادۀ مجدد قرار نگرفت. این موشک پیشرفته احتمالاً به تولید انبوه نرسید.‌‌‌
«آل‌‌‌عباس» در مقایسه با «الحسین» بزرگتر بود و برد بیشتری داشت. به علاوه، برد آن با افزایش طول آن بطوری که گنجایش سوخت اضافی را داشته باشد، بیشتر شد. روشن نبود که آیا کلاهک مشابهی که در اسکادهای تغییر یافته بکار رفته بود، در این موشک نیز مورد استفاده قرار گرفته است یا خیر ولی کلاهک آن از کلاهک «الحسین» بزرگتر بود.
پس از جنگ نیز عراقیها به سرمایه‌‌‌گذاری گسترده در زمینه تولید و توسعۀ موشکها ادامه دادند. این امر نسبت به توسعۀ موشکهای اسکاد، پیشرفت بیشتری داشت. در این زمان یک سری موشکها موسوم به «فهد» تولید می‌‌‌شد که انتظار می‌‌‌رفت برد آنها حدود 250 الی 500 کیلومتر باشد.
یک نوع موشک تک‌‌‌سوختی با برد بیشتر به نام «کرکس» یا «بدر 2000» نیز با همکاری آرژانتین و مصر در حال ساخت بود. بعدها این همکاری از سوی عراقیها قطع شد. تمامی این قدرتهای جاری، عراق را قادر ساخت تا به تجارت تکنولوژی کلیدی ساخت موشک دست یابد.‌‌‌
در سال 1989، عراق کارخانه‌‌‌ای تاسیس کرد که می‌‌‌توانست موتورهای موشکی تک‌‌‌سوختی تولید کند. این در حالی بود که آزمایشات با موشکهای «کرکس» نیز پیشرفت در زمینۀ سایر موشکها را به همراه داشت.
در سال 1989 عراقیها اعلام کردند که دستگاه پرتاب ماهواره‌‌‌ای به نام «آل‌‌‌عبید» را نیز آزمایش کرده‌اند. آنها همچنین اعلام کردند که این ماهواره یک سیستم سه مرحله‌ای چهل و هشت تنی می‌باشد که از ایستگاه فضایی «الانبار» عراق، پرتاب شده است. آنان در همین زمان اعلام نمودند که یک نوع موشک دوربرد به نام «تموز 1» ساخته‌اند. به نظر می‌رسید که این سیستم براساس تکنولوژی موشک «آل‌عبید» ساخته شده باشد.‌‌‌
اما تنها در صورتی می‌‌‌توانست یک تهدید جدی محسوب گردد که مجهز به یک سیستم هدایت‌‌‌شونده مناسب و کلاهک غیرمتعارف باشد. ضمناً بغداد ادعا کرد که پرتاب ماهوارۀ مذکور، توازن استراتژیک میان اعراب و اسرائیل را بر هم زده است. عراق ادعا کرد که دیگر یک قدرت جهان سومی نیست بلکه یک ابرقدرت منطقه‌‌‌ای می‌‌‌باشد.‌‌‌
در اوایل دهۀ 1990 عراقیها به توان عظیم سیستم موشکی خود مباهات می‌‌‌کردند. این سیستمهای موشکی به علت توام بودن با حمایتهای صنعتی و نیز پیروزیهای نظامی حاصل از آنها، عراقیها را مغرور کرده بود. آنان می‌‌‌پنداشتند که با این سیستمهای پیشرفته قادرند به اسرائیل ضربه بزنند. به نظر می‌‌‌رسید همین امر عراقیها را در جهان عرب، صاحب موقعیت ممتازی کرده بود و دورنمای رهبری جهان عرب به وسیلۀ صدام را نزدیک می‌‌‌ساخت.‌‌‌
کمک موشکها در ادعای رهبری جهان عرب، دارای سابقۀ تاریخی نیز هست. در 1960 جمال عبدالناصر، رئیس‌‌‌جمهور وقت مصر، با ساخت موشکهای بالستیک، سعی داشت خود را به عنوان رهبر جهان عرب معرفی نماید. مصریها نیز مانند عراق سعی داشتند موشکهای خود را به طرز غیرقابل تصوری خطرناک جلوه دهند.‌‌‌
در واقع موشکهای ناصر تنها چند مایل برد داشتند و در هیچ جنگی میان مصر و اسرائیل مورد استفاده قرار نگرفتند. صدام احتمالاً در ایجاد یک سیستم حملات موشکی با دوام خود را تنها فرد موفقی می‌‌‌پنداشت که در مرحله‌‌‌ای که ناصر با شکست مواجه شده بود، می‌‌‌تواند به پیروزی دست یابد.‌‌
تهدید حملات موشکی در دوران قبل از جنگ خلیج‌‌‌فارس‌‌
صدام در طول دوران قبل از بحران خلیج‌‌‌فارس، تلاش نمود تا با مطرح کردن اینکه تهاجم نیروهای متحدین بیشتر از آنچه غرب تصور می‌‌‌کند هزینه دربرخواهد داشت، از این امر جلوگیری کند. وی سعی داشت غرب را متقاعد سازد که سربازان عراقی در صورت آغاز تهاجم از سوی نیروهای متحدین، قادرند تلفات سنگینی به این نیروها وارد سازند. وی ادعا کرد که سربازان وی تحمل تلفات سنگین را دارند.‌‌‌
حال آنکه خسارات وارد آمده به غرب به حدی زیاد خواهد بود که آنها را ناچار خواهد ساخت تحت فشارهای داخلی، آتش‌بس را بپذیرند. عراق همچنین اعلام داشت که دامنۀ جنگ از طریق نیروهای تروریسم و جنبشهای حامی عراق به کشورهای غربی نیز کشانده شده و رژیمهای هوادار غرب در جهان سوم نیز با از عراق حمایت خواهند کرد و یا بوسیلۀ مردم خودشان سرنگون خواهند شد.‌‌‌
تاکید بر قدرت تخریبی موشکهای اسکاد و انواع دیگر آن د‌‌‌ر صورت بروز جنگ، بخش دیگری از جنگ روانی صدام به منظور جلوگیری از آغاز تهاجم به عراق بود. بغداد به کرات، توانایی موشکهای اسکاد را خاطرنشان ساخته و همچنین چندین آزمایش پرتاب موشک را در موقعیتهای زمانی مناسب با هدف ارزیابی توانایی خود انجام داد. بغداد در خلال این اقدامات، تاکید بر اینکه موشکهای اسکاد، خسارات سنگینی به غرب و هم‌‌‌پیمانانش در خاورمیانه وارد خواهد کرد، ادامه داد.
صدام قبل از جنگ و در اطلاعیه‌‌‌های عمومی خود، مدام نیروهای متحدین را به استفاده از موشکهای خود در جنگ احتمالی تهدید می‌‌‌کرد. این امر از طریق جلب توجه آشکار به این سیستمها و تهدیدات مبهم درخصوص تسلیحات سرّی و عجیب نظامی صورت می‌‌‌گرفت. رسانه‌‌‌‌های گروهی عراق ادعا می‌‌‌کردند که در عراق عجایب نظامی بسیار متنوعی وجود دارد. یکی از این عجایب بعدها کشف شد. این هواپیماها «عدنان دوم» نام داشت و بدون خلبان کار می‌‌‌کرد.
صدام با این جاروجنجالهای تبلیغاتی سعی داشت ثابت کند که عراق دارای امکانات و تجهیزات تکنولوژیکی پیشرفته‌‌‌ای است که ضمناً این تجهیزات برای غرب کاملاً ناشناخته است. عراق دائماً تهدید می‌‌‌کرد که از موشکها برای پرتاب سلاحهای شیمیایی و بیوژیکی استفاده خواهد کرد.‌‌‌
عراق همچنین قبل از آغاز درگیریها، ادعا می‌‌‌کرد که به هر کشوری که سربازان غربی را بپذیرد حمله خواهد کرد و هشدار می‌‌‌داد که موشکهایش کاملاً پیشرفته‌‌‌اند و از این‌رو هیچ کشور مدافع غرب از خطر حملات موشکی مصون نخواهد بود. به ویژه تصمیم عربستان در پذیرش تعداد کثیری از سربازان غربی صدام را به تعجب واداشت، زیرا این کار مغایر سیاست دیرینۀ سعودیها در مذاکرات بود و در واقع نوعی باج‌‌‌دهی به غرب جهت حل مشکلات امنیتی خودشان قلمداد می‌‌‌شد.
به علاوه سعودیها این بار برخلاف قبل مبنی بر عدم پذیرش سربازان غربی، حضور سربازان را در خاک خود پذیرفته بودند. چه‌بسا تهدیدهای صدام مبنی بر بکارگیری موشکهای اسکاد به منظور تضعیف آل‌‌‌سعود و ایجاد تفرقه در این خاندان صورت می‌‌‌گرفت.‌‌‌‌
شاید این تهدیدها در جهت ترساندن کشورهای کوچکتر خلیج‌‌‌فارس مانند قطر و بحرین که در طول جنگ به عنوان ابزار کلیدی متحدین عمل می‌‌‌کردند نیز بود. مردم بحرین بخصوص نگران حملات موشکی اسکاد بودند و احساس می‌‌‌کردند که به خوبی از آنها محافظت نمی‌‌‌شود. زمانی که جنگ شروع شد، آژیرهای خطر بحرین به صدا درآمد. در حالی که هیچ حمله‌‌‌ای بحرین را تهدید نمی‌‌‌کرد. ژنرال خلیفه، وزیر دفاع بحرین همواره در کنفرانس‌‌‌های خبری اطمینان می‌‌‌داد که خطری مردم بحرین را تهدید نمی‌‌‌کند.‌‌‌
در واقع به جز عربستان، هیچ کشور عربی مورد حملات موشکهای اسکاد قرار نگرفت. فقط چند بار ترکشهای موشکهای بازدارنده در قطر فرود آمد و خساراتی را به این کشور وارد کرد. چه‌‌‌‌بسا تهدید صدام کشیدن اسرائیل به صحنۀ جنگ از طریق پرتاب موشک به این کشور، برای استراتژی نیروهای متحدین خطرناکتر بوده است.‌‌‌
صدام در مصاحبه با تلویزیون اسپانیا، شخصاً اظهار داشت که اسرائیل اولین هدف عراق خواهد بود. در طول بحران، زیردستان صدام نیز بکرات این تهدید را مطرح نمودند. زمانی که از طارق عزیز، وزیر امور خارجۀ وقت عراق، درخصوص اینکه آیا احتمال حمله به اسرائیل وجود دارد سؤال شد، پاسخ داد: بله، مطمئناً بله.          ادامه دارد...‌‌‌

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات