تاریخ انتشار : ۰۳ دی ۱۳۹۰ - ۱۱:۴۸  ، 
کد خبر : ۲۳۲۶۹۹
فاروق قدومی در گفت‌وگو با نوروز:

آمریکا در «مذاکرات خاورمیانه» صادق نیست

گفت‌وگو: هنگامه شهیدی / hengamehshahidi@hotmail.com اشاره: فاروق (خاروق) قدومی ملقب به «ابولطف» در سال 1930 میلادی در نابلس به دنیا آمد و تحصیلات خود را در رشته مهندسی نفت در مصر به پایان رساند.‌‌‌ وی از سال 1974 رئیس بخش امور خارجه سازمان آزادیبخش فلسطین بود و پس از آن ارتباط بیشتری را با کشورهای غربی به منظور معرفی «سازمان آزادیبخش فلسطین» برقرار کرد. «ابولطف» تا سال 1976 هنگامی که عضو کمیته مرکزی «فتح» بود توسط ارتش اردن دستگیر شد ولی با دخالت «جمال عبدالناصر» همراه با «ابوایاد» از زندان آزاد شد.‌‌‌ «فاروق قدومی» هم‌‌‌‌اکنون عضو کمیته مرکزی و رئیس بخش سیاسی «سازمان آزادیبخش فلسطین» است.‌‌‌ وی در این سمت دفاتر امور مربوطه «سازمان آزادیبخش فلسطین» را در «آفریقا» و «آسیا» تأسیس نمود و در سال 1975 «سازمان آزادیبخش فلسطین» در اتباع چهار جانبه‌ای که در قاهره تشکیل شده بود شرکت کرد. «فاروق قدومی» رئیس دفتر سیاسی «ساف» و از جمله کاندیداهای جانشین «عرفات» است.‌‌‌ وی در سال 1994 پیشنهاد ریاست Palestinian natroherl authorrty را رد نمود و از طرف «یاسر عرفات» به ریاست کمیته توسعه و بازسازی اقتصادی فلسطین منصوب شد.‌‌‌ «قدومی» جزو گروهی متشکل از اعضای با سابقه و کهنه‌کار «فتح» و «سازمان آزادیبخش فلسطین» می‌باشد که به شکل اصولی همچنان به مواضع بنیادگرایانه تاریخی و سنتی خود پایبند است و براساس آن عمل می‌کند.‌‌‌ وی همچنین از مخالفان «پیمان اسلو» به شمار می‌رود و معتقد است که این پیمان هیچگونه ضابطه یا محدویتی را برای شهرک‌سازان یهودی مطرح نکرد و اگر اسرائیلی‌ها نتوانند بر تعداد این شهرک‌ها بیفزایند این امکان را دارند که شهرک را گسترش دهند.‌‌‌ علاوه بر آن «پیمان اسلو» اثرات امنیتی و سیاسی و اقتصادی خواهد داشت چرا که ملت فلسطین تنها 400 کیلومتر مربع را در اختیار خواهد داشت و 98% سرزمین فلسطین در اختیار صهیونیست‌ها باقی می‌ماند و این ستم بزرگی برای مردم فلسطین است که برای آزادی سرزمین‌‌شان سال‌های بسیاری مبارزه می‌کنند.‌‌‌ او با روند کنونی عملیات سازمان و همچنین ارتباط «ساف» با برخی از کشورهای عربی مخالف است. به منظور آشنایی بیشتر با دیدگاه‌های «قدومی» در ارتباط با وقایع اخیر سرزمین‌های اشغالی،‌‌‌ در سفر روز شنبه وی به تهران به عنوان نماینده ویژه عرفات با او به گفت‌وگو نشستیم.‌‌‌

* اولین سؤال من از شما به دیدار چندی پیش مقام‌های امنیتی «تشکیلات خودگردان فلسطین» و «اسرائیلی‌»‌ها در حضور مقام‌های عضو سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (SIA) برمی‌گردد. می‌خواهم بدانم چه افرادی از سوی «تشکیلات خودگردان فلسطین» در این دیدار حضور داشتند و اصولاً این دیدار با چه هدفی انجام شده است؟
** من از چنین دیداری بی‌خبرم و چنین چیزی را نیز نشنیدم.
* اما این خبر از سوی خبرگزاری‌های معتبر جهان مخابره شد. آیا شما چنین خبری را تکذیب می‌کنید؟
** اصل این خبر نادرست است و حقیقت ندارد.
‌‌‌* «جرج دبلیو بوش» برای آرام نگه داشتن اوضاع «خاورمیانه» به ویژه با توجه به روند «انتفاضه فلسطین» برای نخستین بار از لزوم تشکیل «دولت فلسطین» پس از جنگ در «افغانستان» سخن گفت تا شاید مانع بروز شکاف و دودستگی در کشورهای هم‌پیمان برای «مبارزه با تروریزم» شود و در عین حال کشورهای عربی و اسلامی را نیز با خود همصدا نگه دارد.
از سوی دیگر «عرفات» نیز موفقیت طرح «امیر عبدالله» را بدون کوچک‌ترین تردیدی به حمایت آمریکایی‌ها ‌‌وابسته می‌داند. با توجه به این نکته که «آمریکا» همیشه از برخورد سیاسی دوگانه تبعیت کرده و در عین مدعی بودن برای «مبارزه با تروریزم»، تروریزم دولتی رژیم صهیونیستی را پشتیبانی می‌کند. این همه بها دادن به آمریکا‌یی‌ها از سوی «عرفات» چه توجیهی می‌تواند داشته باشد؟

** «واشنگتن» یک دولت جانبدار است. این کشور پس از جنگ خلیج‌[فارس] 32 کشور را به منظور رویارویی با «عراق» گرد یکدیگر جمع کرد و به یک اقدام و تسویه‌‌‌حساب سیاسی تمام‌‌عیار مبادرت ورزید. این همه تحت لوای شعار برقراری صلح و ‌‌امنیت در منطقه صورت می‌گرفت. این موضوع نشان داد که اگر «آمریکا» بخواهد کاری را انجام دهد قادر است. پس «آمریکا» می‌تواند شروطی را برای «اسرائیل» تعیین و حتی تحمیل کند. این موضوع پیشتر نیز تجربه شده است.
* «جورج تنت» (رئیس SIA) با ذکر نام سازمان‌های «حماس»، «جهاد اسلامی» و «جبهه ملی آزادیبخش فلسطین» گفت که بعضی از این سازمان‌ها در «خاورمیانه» و جهان هدف بعدی حملات ضدتروریستی آمریکا هستند آیا فکر نمی‌کنید «واشنگتن» این سیاست را اکنون از طریق «شارون» دنبال کرده و به اجرا درمی‌آورد؟
‌‌** («شارون، آن روی سکه دیپلماسی «آمریکا» است.) کنگره آمریکا در سال 1987 میلادی رسماً اعلام داشت که «سازمان آزادیبخش فلسطین» یک تشکیلات تروریستی است و این مصوبه همچنان دست نخورده باقی مانده است. رئیس‌جمهوری ایالات متحده آمریکا هر شش ماه به منظور تعامل (گفت‌وگو و همکاری) با «سازمان آزادیبخش فلسطین» از کنگره آمریکا سؤال می‌کند و پس از پاسخگویی کنگره اقدام می‌کند. اگر چنین پرسشی صورت نگیرد و متعاقب آن چنین اجازه‌ای داده نشود او حق ندارد با ما ارتباط برقرار کند. پس ما همواره تروریست به شمار می‌آییم مگر آن که کنگره به مدت شش ماه ‌‌اجازه تعامل را صادر کند.
* آیا حضور «فرستادگان ویژه آمریکا به خاورمیانه» تأثیری در جهت بهبود «روند صلح خاورمیانه» داشته است؟
** آنان به خاطر جانبداری از دولت «اسرائیل» قادر نیستند به توافقی دست یابند. دیپلماسی آنان بر این اساس است که از طریق فشار بیشتری که به ما وارد می‌سازند و در همان حال سرگرم چانه‌زنی با ما هستند، وادارمان سازند تا انعطاف و نرمش بیشتری را به خرج دهیم و از مواضع اصولی‌مان به تدریج عقب‌نشینی نماییم. «اسرائیل» خواهان صلح نیست.
‌‌آنان در هر شرایطی با ایجاد مانع و دست‌انداز و چوب لای چرخ قرار دادن‌ها مایلند زمان به توافق رسیدن صلح را با تأخیر مواجه سازند. پروژه قتل‌‌‌عام درمانی، ایجاد ترس و پدیداری اضطراب و خفقان در این راستا قابل فهم و درک است. «آمریکا» نیز تنها ژست صلح‌طلبی دارد و با چراغ سبز نشان دادن به «شارون» برای کشتار ملت فلسطین در حقیقت مسؤول مستقیم هرگونه جنایات این رژیم است.
‌‌* زمانی که در ذهن رئیس دولت آمریکا «جنگ صلیبی» نقش بسته و زمانی که حتی «واشنگتن» نمی‌تواند به اشغال مجدد سرزمین‌های عربی توسط «اسرائیل» ظرف روزهای اخیر پایان دهد چگونه می‌تواند به اشغال ‌‌کلی سرزمین‌های فلسطینی توسط «اسرائیل» ظرف نیم قرن گذشته کمک کند؟ به نظر شما آیا «آمریکا» توانایی حل این مشکل را دارد؟
** («شارون» و «بوش» سیاست مشترک و یکسانی دارند)، با علم به این که همگان آگاهند که ایالات متحده در پی حفظ ‌‌منافع خود در منطقه که همان شریان حیاتی نفت است می‌باشد. برای آمریکا وارد آوردن فشار به «اسرائیل» و «شارون» و وادار ساختن آنان به عقب‌نشینی امری آسان و ممکن است، همان‌‌‌گونه که پیشتر با «اسحاق شامیر» رفتار کرد.
آن هنگام که «عراق» با 39 موشک اسرائیل را مورد هجوم قرار داد آمریکایی‌ها به «شامیر» پیغام دادند که «ساکت باش، ‌‌خفه شو و هیچ اقدامی نکن؛» او هم هیچ نگفت و هیچ اقدامی هم نکرد. پس «آمریکا» می‌تواند چنین کاری را انجام دهد. آنان حافظ امنیت «اسرائیل» هستند و این کشور را به سلاح‌های کشتار جمعی تجهیز کرده‌اند، پس خود آنان قادرند آنان را به تغییر سیاست وادار نمایند.
‌‌* آیا احساس نمی‌کنید که یک لحن و سخن سیاسی یکپارچه برای تقویت موضع عربی در قبال مسأله «فلسطین» ضروری باشد تا چشم امید داشتن به حمایت‌های «واشنگتن» که خود در رأس این جنایات قرار دارد؟
‌‌** این سخن صحیحی است. به باور اینجانب اعراب هم‌‌اکنون بیش از گذشته به همکاری و همیاری با یکدیگر روی آورده‌اند به ویژه پس از مصالحه‌ای که میان «عربستان سعودی» و «عراق» در جریان برگزاری اجلاس سران کشورهای عرب در «بیروت» انجام گرفت.
‌‌* کشورهای عربی تنها نظاره‌گر وقایع «فلسطین» هستند، چرا هیچ موضع واحدی میان آنان در قبال قضیه «فلسطین» وجود ندارد؟
** کشورهای عربی در حال حاضر در این قضیه تنها «نظاره‌گر» نیستند و «متفرق» هم نیستند.‌‌‌ آنان سعی می‌کنند ‌‌خط‌مشی یکسانی را به کار گیرند به ویژه پس از توافق دوجانبه «سعودی -‌‌ عراقی» که گواه مدعای من است؛ این یکسوی ماجراست و اما سوی دیگر توافقنامه‌هایی است که توسط «مصر» و «اردن» با «اسرائیل» منعقد شده است که الزاماتی را موجب گشته است و به هم زدن آن نیازمند دلایل مبرهن و خاصی است.‌‌‌
‌‌* متأسفانه شاهدیم که اقدام کشورهای اسلامی در مورد «فلسطین» از حد محکوم کردن و دفاع شفاهی و سیاسی از «فلسطین» فراتر رفته است این در حالی است که «سازمان کنفرانس اسلامی» و کشورهای اسلامی ابزارهای برنده‌ای چون نفت،‌‌‌ تحریم کالاهای آمریکایی و کشورهای حامی «اسرائیل» و نیز امکان رساندن حمایت‌های مالی کشورهای اسلامی به مردم «فلسطین» را دارند.‌‌‌
‌‌آیا فکر می‌کنید قطع ارتباطات سیاسی این کشور‌ها با رژیم صهیونیستی و هم‌پیمانانش و تحریم فروش نفت به آنان می‌تواند موازنه را به نفع فلسطینیان تغییر دهد؟ یعنی در واقع به کار بردن عملی پیشنهاد آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران.‌‌‌
**‌ بله،‌‌‌ موضع‌گیری روشن و مقتدرانه رهبر انقلاب اسلامی ایران نیز که در اصل پیشنهاد‌دهنده تحریم نفتی از سوی ‌‌کشورهای اسلامی بودند می‌تواند تداوم‌بخش مبارزات آنان علیه «اسرائیل» باشد.‌‌‌ البته اگر کشورهای عربی و اسلامی قطعنامه‌هایی را به تصویب برسانند و به آن جامه عمل بپوشانند.‌‌‌
‌‌یعنی این که آنچه تصویب شده است،‌‌‌ اجرا نیز گردد و از نفت به مثابه یک حربه بهره ببرند و برای مدت زمانی صدور نفت خود را متوقف سازند تا زمانی که «اسرائیل» عقب‌نشینی کند.‌‌‌ به نظرم «اسرائیل» ناگزیر به عقب‌نشینی خواهد شد چرا که آنان نیازمند پشتیبانی اروپا و آمریکا هستند،‌‌‌ از نظر مالی،‌‌‌ سیاسی و اقتصادی.‌‌‌
* «ماهاتیر محمد» به زودی در «واشنگتن» با «بوش» دیدار دارد و به شما قول داده است که مشکل درگیری ‌‌«فلسطینی‌ها» و «اسرائیلی‌ها» را در گفت‌وگوهای خود در «واشنگتن» مطرح کرده و دیدگاه «فلسطینی‌ها» را با «بوش» در میان بگذارد.
«امیل لحود» نیز به عنوان رئیس دوره‌ای اتحادیه عرب قول داده که تماس‌های فشرده و فوری با «سازمان ملل» و «اتحادیه اروپا» انجام دهد و از آنان بخواهد با اعمال فشار بر «اسرائیل» این رژیم را به عقب‌نشینی از ‌‌سرزمین‌های اشغال شده فلسطینی وادارد. از سوی دیگر «فرانسه»، «آلمان» و «انگلیس» هم «اسرائیل» را تحریم تسلیحاتی کردند آیا این نوع فشارها و گفت‌وگوها مؤثر واقع خواهد شد؟
**بله، من از آقای «ماهاتیر محمد» خواهش کردم که به خاطر مسأله «فلسطین» به آمریکا سفر کند. این درخواست ‌‌هنگامی که در مالزی بودم از وی به عمل آمد همان‌‌‌طور که از رئیس‌جمهور «امیل لحود» به عنوان رئیس‌ برگزارکننده اجلاس سران کشورهای عربی تقاضا کردم با اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل و برخی سران کشورهای عضو اتحادیه اروپا، همچنین رهبران کنگره و رهبران کلیسا‌ها تماس‌هایی را برقرار سازد تا موجبات وارد آوردن فشار به ایالات متحده و همچنین «اسرائیل» به عمل آید. تصور می‌کنم ادامه چنین رویه‌ای برای وارد آوردن فشار ثمربخش باشد و «اسرائیل» وادار به ‌‌عقب‌نشینی خواهد شد.
* مهمترین بحث در ماه‌های اخیر طرح «امیر عبدالله» بود که واکنش‌های زیادی را در سطح محافل سیاسی و خبری برانگیخت برخی آن را مهمترین طرح اعراب پس از «کنفرانس مادرید 1991» می‌دانند و برخی دیگر نیز معتقدند این طرح چیزی بیش از طرح سال 1981 «ملک فهد» که در سال 82 در اجلاس سران عرب در واکنش به ‌‌عنوان طرح صلح کشورهای عربی مطرح شده نیست شما به کدامیک از این دیدگاه‌ها معتقدید؟
** به عقیده ما ادامه فشار بین‌المللی و افکار عمومی «اسرائیل» را به عقب‌نشینی وادار خواهد ساخت و البته در کنار ادامه جنبش‌ انتفاضه (با همدیگر)، که همانا مقاومت همه‌‌‌‌جانبه فلسطینیان محسوب می‌‌شود بله حق با شماست اکنون طرح «امیر عبدالله» مشابه طرح «ملک فهد» است. طرح «ملک فهد» در ماه سپتامبر سال 1982 میلادی ارائه شد در جریان ‌‌کنفرانس‌ فاس؛ و طرح «امیر عبدالله» نیز مشابه آن طرح است که موضوعات اساسی مسأله فلسطینی در این طرح گنجانده شده و مورد توجه قرار گرفته است.
* تشکیلات فلسطین تنها در حال حاضر در 20 درصد از سرزمین‌های اشغالی سال 1967 که شامل کرانه باختری و نوار غزه است سیادت دارد. مهمترین مسائلی که باید در مذاکرات نهایی اعراب و اسرائیل بر سر آنها ‌‌توافق نشود پنج محور اساسی شامل بازگشت آوارگان فلسطین به سرزمینشان، روشن شدن سرنوشت شرق بیت‌المقدس، برچیده شدن آبادی‌های یهودی‌نشین کرانه باختری و نوار غزه، بهره‌گیری از منابع آب در کرانه باختری و غزه توسط دولت فلسطین و سرانجام سیادت فلسطینی‌ها به مرزهای زمینی، هوایی و دریایی ‌‌است آیا در طرح «امیر عبدالله» همه این موارد لحاظ شده است و امکان تحقق چند درصد از این خواسته‌ها وجود دارد؟
** در همه موارد گمان نمی‌کنم، چرا که طرح «امیر عبدالله» با طرح اسلو متفاوت است. طرح اعراب اسرائیل را در موقعیت ‌‌بغرنج و وضعیت ناچاری قرار می‌دهد. چه آن را بپذیرد و یا این که آن را رد کند. اما همان‌گونه که گفتم بدون مقاومت ملت فلسطین امکان ندارد که اسرائیل به نیروهایش دستور عقب‌نشینی دهد. در اینجاست «مقاومت» یک عنصر عمده و اساسی به شمار می‌آید.
‌‌طرح «امیر عبدالله» همه این مسائل را شامل می‌شود اما سؤال اساسی این است که آیا اسرائیلی‌ها در عمل نیز آن را ‌‌محقق خواهند ساخت. این امر نیازمند پیکاری خونین در درازمدت است.
* تشکیلات خودگردان فلسطین آمادگی خود را برای ایجاد یک مکانیزم به منظور اجرای فوری بیانیه کمیته بین‌المللی «میچل» و تفاهمنامه امنیتی «تنت» اعلام کرده است فکر می‌کنید اجرای فوری این دو برنامه برای وارد شدن به مذاکرات نهایی تا چه حد ضروری است؟
‌‌** اینها فقط به منظور اتلاف وقت است.
* در اجلاس اخیر سران عرب در بیروت حضور «عرفات» به عنوان «رئیس‌ تشکیلات خودگردان فلسطین» ضروری می‌نمود. آیا بهتر نبود «عرفات» به جای ضبط اظهاراتش در رام‌الله در نشست بیروت حضور می‌یافت؟
‌‌** نخست آن که باید توجه داشته باشیم که اگر برادر «ابوعمار» (یاسر عرفات)‌ به قصد شرکت در اجلاس بیروت خارج می‌شد دیگر نمی‌توانست به فلسطین بازگردد ضرورت حضور وی در سرزمین‌های اشغالی نقش مهمی در تشویق مبارزان و مجاهدان به استمرار مبارزه‌شان می‌بخشد.
‌‌* چرا هیأت فلسطینی جلسه بیروت را ترک کرد که در برخی محافل از آن به عنوان ضعف هیأت فلسطینی ‌‌صحبت می‌شود؟
** ما وقتی اجلاس را ترک کردیم به دلیل اعتبار هیأت نمایندگی فلسطینی بود که پیشنهاد کرد، برادر «ابوعمار» از طریق پخش مستقیم ماهواره سخنرانی کند. چهار سخنران پشت تریبون قرار گرفتند اما از سخنرانی برادر «ابوعمار» خبری نبود از ‌‌این‌‌‌رو دست خودمان را بالا بردیم تا به رئیس اجلاس این امر را یادآور شویم ولی رئیس تجاهل‌ العارف کرد، تو گویی متوجه درخواست ما نیست.
این رویه با روش اداره جلسات اجلاس سران مخالف است و خطای محض به شمار می‌آمد و عامل آن هم کم‌‌‌‌اطلاعی در مدیریت چنین اجلاس‌هایی است، از این‌‌‌رو اجلاس را ترک کردیم و رؤسای کشورهای عربی نیز این اعتراض را پذیرفتند و از ما خواستند به سالن بازگردیم و ما نیز دعوت آنان را اجابت کردیم و به اجلاس بازگشتیم و جناب رئیس به ما خوشامد گفت و همچنین از ما پوزش خواست و اعلام کرد که مهم‌ترین موضوع که باعث گردهمایی رؤسا شده است موضوع فلسطین است و البته کسی حق ندارد نسبت به این امر مهم غفلت ورزد.
* آیا مصوبات نشست سران عرب دربرگیرنده حمایت از انتفاضه فلسطین بود؟
‌‌** هر کشور براساس شرایط خود مصالح خاصی دارد که آن را تعقیب می‌کند.
* «شارون»‌ چندی پیش اعلام کرد که تا زمانی که «عرفات» در منصب رهبری «فلسطین» است صلح در ‌‌منطقه مقدور نیست آیا این امکان وجود ندارد که برای رسیدن به صلح پایدار جایگزین دیگری را به جای «عرفات» به عنوان رهبر فلسطینیان راهی مذاکرات صلح کرد؟
** مشکل «یاسر عرفات» نیست. معضل اصلی «شارون» است که به سیاست‌های خودسرانه خود در منطقه ادامه می‌دهد و حتی از آمریکا نیز حرف‌شنوی ندارد. برادرمان «یاسر عرفات» نرمش و انعطاف‌ فراوانی را به خرج داد به گونه‌ای که با انتقادات و اعتراضاتی از سوی فلسطینیان و غیر آنها مواجه شد، لیک با این حال «شارون» راه‌حل منازعه و مناقشه از رهگذر گفت‌وگوی سیاسی را به نقطه صفر رساند. وی تعرضات و حملات مجرمانه و وحشیانه را علیه ملت فلسطین سازماندهی کرد. پس مشکل «عرفات» نیست. مشکل «شارون» و حکومت اوست.
* «سید حسن نصرالله» دبیرکل حزب‌الله لبنان جنگ چریکی و عملیات شهادت‌طلبانه را بهترین شیوه برای آزادی فلسطین می‌داند. آیا همه عملیات‌های استشهادی که تاکنون انجام شده از نظر شما مورد تأیید است؟ آیا ‌‌این عملیات‌ها با هماهنگی بوده یا خیر؟
** عملیات استشهادی که از سوی ملت «فلسطین» به وقوع می‌پیوندد‌‌‌‌ نتیجه فشارهای روزافزونی است که از سوی تروریسم صهیونیستی و حاکمیت «شارون» به آنها وارد می‌شود، این امر همچنین نشانگر عدم در اختیار داشتن اسلحه به منظور رویارویی با تانک‌ها،‌‌‌ هواپیماها،‌‌‌ توپ‌ها و خمپاره‌های اسرائیلی است.‌‌‌ از این‌‌‌رو مردم «فلسطین» ناگزیر به منظور دفاع از خود،‌‌‌ به عملیات استشهادی روی آورده‌اند.‌‌‌ چندان آسان نیست که آدمی خود را فدا سازد مگر این که هدف بزرگ و مقدسی را تعقیب نماید.‌‌‌ بنابراین بر این عملیات‌ها هیچ خدشه‌ای وارد نیست.‌‌‌
* بین «عرفات» و سایر گروه‌های آزادیبخش فلسطین،‌‌‌ تا چه حد هماهنگی وجود دارد؟ برخی اوقات شاهدیم عملکرد «عرفات» از سوی برخی دیگر از گروه‌ها مورد تایید نیست.‌‌‌
** ما اختلاف‌‌ نظر و سلیقه که منجر به درگیری و نزاع نشود را پذیرفته‌ایم.‌‌‌ امور فلسطینیان در محدوده‌ای که براساس ‌‌توافقنامه اسلو مشخص شده است برعهده تشکیلات خودگردان است و این تشکیلات ملزم است آنچه مورد توافق واقع شده است را مطمح نظر قرار دهد و اجازه زیر پا نهادن توافقات و شکستن حریم‌ها را ندهد.‌‌‌ اما به گاه آغاز جنبش انتفاضه همگان توافق کردند که باید به منظور پیشبرد ثمرات این جنبش رهبری آماده در صحنه و هماهنگ‌کننده میان خود را پشتیبانی کنند.‌‌‌
* قطعنامه 1397 شورای امنیت اخیراً به تصویب رسید و به نظر من صدور این قطعنامه بیش از آنکه کمکی برای فلسطینیان باشد زمینه‌سازی برای موفقیت فرستادگان ویژه آمریکا به خاورمیانه است. من معتقدم این قطعنامه به دلیل وجود ابهامات گسترده آن تأمین‌کننده حقوق مشروع ملت فلسطین نیست. شما چه عقیده‌ای ‌‌دارید؟
** این قطعنامه مانند سایر قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل لازم‌الاجرا است اما «اسرائیل» به این قطعنامه‌ها وقعی نمی‌نهد. من هم با شما معتقدم که «آمریکا» به این وسیله درصدد آسان کردن مأموریت فرستادگان خود است. آنان در حالی پای به منطقه می‌نهند که راهبرد اصلی‌شان حمایت از موضعگیری سیاسی «اسرائیل» است. از این‌‌‌رو همواره میان کارکرد این عناصر و اظهاراتشان شاهد تناقضات روشنی هستیم.
‌‌* اجرای طرح منطقه حائل میان کرانه باختری رود اردن و نوار غزه با سرزمین‌های اشغالی 1948 که از اوایل اسفند ماه آغاز شد یادآور کمربند امنیتی است که صهیونیست‌ها در سال 1985 در جنوب لبنان به وجود آوردند نظر شما در این باره چیست؟
** این دلیل ناتوانی «شارون» در حل معضل فلسطین و رویارویی جبهه اعراب با آنان است. وی سعی دارد مانع دخول اعراب ‌‌در محدوده «کمربند سبز» شود اما این پروژه نیز عقیم و ناکام خواهد ماند و به شکست منتهی خواهد شد.
* آیا اجرای این طرح به نوعی محاصره فلسطینی‌ها‌‌‌ تلقی نمی‌شود؟
** اگر موجب گشایش به روی کشورهای عربی شود دیگر محاصره به شمار نمی‌آید بلکه محدودیت‌هایی برای فلسطینیان در عدم راهیابی به حریم سبز امنیتی است، همین.
‌‌* برخی دولت‌های غربی منجمله آمریکا مشکلات خاورمیانه و انتفاضه مردم «فلسطین» و فرار نظامیان اسرائیلی از جنوب «لبنان» را مرتبط با «ایران» می‌دانند شما در این خصوص چه دیدگاهی دارید؟
** آنان به اتهام‌زنی روی آورده‌اند چرا که جریان مقاومت ماهیتی اسلامی دارد و از این‌‌‌رو ایران نیز به واسطه حضور نیروهای اسلامی در جریان مقاومت که با منافع آمریکا متعارض هستند، مورد اتهام و برچسب‌زنی واقع می‌شود. قصد آنان محاصره جمهوری اسلامی ایران در ابعاد مختلف آن است که دست از حمایت فلسطین و جنبش‌های اسلامی بردارد.
* تحلیل‌گران غربی «انتفاضه» ملت فلسطین را نوعی اشتباه استراتژیک می‌دانند. «انتفاضه» تا چه حد ‌‌توانسته است به شکاف و از هم گسیختگی جامعه فلسطینی و گروه‌های سیاسی پایان دهد و پیوند نزدیک و محکمی را میان مردم فلسطین و تشکیلات آزادیبخش به وجود آورد؟
** مردم فلسطین متحدند و دلیل آن نیز این که فلسطینیانی که داخل آن بخش از سرزمین‌های اشغالی که زیر سیطره اسرائیل اداره می‌شود، قرار دارند همواره بر هویت فلسطینی‌شان تأکید ورزیده‌اند و در زمره اعراب به شمار می‌آیند.
‌‌‌* آیا شما موافقید که کشورهای هم‌‌‌مرز با فلسطین مرزهای خود را برای ورود کسانی که می‌خواهند داوطلبانه در خط دفاعی فلسطین از مردم این کشور حمایت کنند باز نگه دارند؟
** این اقدام آسان نیست. این صحبت‌ها از حد شعار فراتر نمی‌رود.
* اگر عملی شود چه؟
‌‌** حتماً، قطعاً پیروزی نهایی با ملت «فلسطین» است؛ و این چیزی است که ما آن را سال‌هاست از کشورهای عربی تقاضا کرده‌ایم که شرایطی را برای پیوستن نیروهای داوطلب به جنبش مقاومت فراهم آورند.
* کمک 30 میلیون یورویی کمیسیون اروپا به دولت خودگردان فلسطین و 25 میلیون دلاری بانک اسلامی تاکنون ‌‌در چه راهی مصرف شده است؟
** این مبالغ برای پرداخت حقوق کارکنان تشکیلات خودگردان، خانواده‌های شهدا، مجروحان و اسرا صرف شده است؛ و همینطور پیشبرد جریان مقاومت.
* دلایل شکست توافقات سیاسی برای حل و فصل کشمکش در «خاورمیانه» را در چه موضوعاتی می‌دانید؟
‌‌** در «اسرائیل» به منظور اشغال کامل سرزمین و غصب اراضی فلسطین موضوعاتی پدید آمده است تا شهرک‌های یهودی‌نشین در این مکان‌ها احداث شود. چنین کشوری مرکز نقل و گرانیگاه دیپلماسی و مصالح ایالات متحده در منطقه به شمار می‌آید و این از مهم‌ترین دلایل است.
‌‌* راه‌های حمایت معنوی و مادی به «انتفاضه» چیست؟
** راه‌های کمک مالی مشخص است. یاری‌رسانی مالی، غذایی، پزشکی و همه لوازم پشتیبانی‌هایی که مقاومت فلسطین و جنبش انتفاضه بدان نیازمند است.
* آیا استراتژی صلح را به تنهایی در دستیابی به فرمول از سرگیری گفت‌وگو برای پیشرفت به صلح پایدار کافی ‌‌می‌دانید؟
** این کافی نیست. این تاکتیک در سال 1996 میلادی از سوی اعراب مطرح شد. اما سردمداران اسرائیل آن را نشانه ضعف و تشتت اعراب تفسیر کردند. اما در حال حاضر شرایط تغییر کرده است و اعراب در موضع قدرت قرار دارند و باید تاکتیک‌ دیگری را برای دستیابی به صلح و عقب‌نشینی اسرائیل اتخاذ نمایند.
‌‌* فکر می‌کنید «انتفاضه» در نهایت چه مدت طول خواهد کشید تا مردم «فلسطین» به حقوق حقه خود دست یابند؟
** به زعم اینجانب برای تحقق آن به سال‌های طولانی نیازمندیم.
* مثلاً تا چند سال؟
‌‌** آدمی قادر به محاسبه آن نیست. توجه داشته باشیم که مبارزه ابعاد گوناگونی دارد و یک امر یک بعدی نیست.
* پس به راه‌حل‌هایی که اکنون ارائه می‌شود هیچ امیدی ندارید؟
‌‌** نه.
* از اینکه این فرصت را در اختیار من قرار دادید سپاسگزارم.‌‌

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات