* آقای سلیمی نمین به نظر میرسد آرایش نیروهای سیاسی بعد از انتخابات از وضعیتی که در گذشته داشته خارج شده است و در حال حاضر ما شاهد صفبندیهای متفاوتی هستیم؛ هم در جبهه اصولگرایی و هم اصلاحطلبی. ریزش نیروهای اصولگرا و ایجاد شکاف اصولگرایان منتقد و اصولگرایان حامی دولت از دیدگاه شما قابل شناسایی است؟
** سلیمینمین: با تشکر از شما که شرایط بحث و تبادل نظر در این زمینه را فراهم کردید. من معتقد تغییرات در آرایش سیاسی «قبل» از انتخابات رخ داد که مختص و متوجه یک حزب و جریان در کشور نبود. جناحبندیهایی که در جریان دوم خرداد وجود داشت قبل از انتخابات ریاست جمهوری کاملا به هم ریخت. به طوریکه دو رقیب جدی دوم خرداد (خاتمی و ناطق) در کنار هم قرار گرفتند. این خودش نکته مهمی بود. بسیاری از افرادی که طبعاً در جبهه اصولگرایی بودند، به سمت جناح رقیب آمدند؛ از آقای رفیقدوست گرفته تا آقای واعظ طبسی یا سخنگوی وعاظ، آقای اکرمی. وقتی اینها در کنار آقای خاتمی قرار گرفتند نشان دهنده تغییر اساسی در جناحبندیهای کشور بود که نه براساس تفکر و اندیشه بلکه براساس تمایلات اقتصادی است. ما باید اول فضای قبل از انتخابات را تحلیل کنیم. صفبندیها با محوریت آقای هاشمی است و به همین دلیل مناسبات اقتصادی حرف اول را میزند، نه گرایشهای فکری یا سیاسی.
* چرا آقای هاشمی مترادف تمایلات اقتصادی است؟
** سلیمینمین: به این دلیل که آقای هاشمی در دوران ریاست جمهوری خودشان عمدتا دارای تمایلات اقتصادی و تاکیدشان بر این مسائل بود. البته هاشمی دوران مجلس وجه غالبش سیاسی بود. بعد از آن هم با همین تمایلات حول ایشان متمرکز شدند. حضور پر رنگ آقای هاشمی در این دوره از انتخابات موجب شد صفبندیها، عمدتا رنگ اقتصادی پیدا کند. البته بعد از انتخابات بحث دیگری دارد. من با این حرف که جریان دوم خرداد توانست نیروهای بیشتری را جذب کند موافق نیستم. نیروهایی که به میدان آمدند گرایشها و تمایلات متفاوتی داشتند. در اولین حرکت اجتماعی این تفکیک صفوف کاملا روشن شد.
* منظور شما از اولین حرکت اجتماعی چیست؟
** سلیمینمین: راهپیمایی روز قدس ناهمگونی که از اول هم مشخص بود را آشکار کرد. در این روز عدهای با تمایلات مختلف در کنار هم قرار گرفتند. همه آنها هواداران جریان دوم خرداد نیستند. از مارکسیستها تا سلطنتطلبها و طرفداران منافقین حضور داشتند. البته نیروهای دوم خرداد هم بودند.
روز قدس این تفکیک کاملا روشن شد. به همین دلیل هم بلافاصله تغییراتی در رهبری این جریان صورت گرفت. جدا شدن آقای هاشمی به وضوح روشن بود یا سیدحسن خمینی که بعد از آن روز تغییر مسیر داد.
* در جبهه اصولگرایی شکافی تقویت شد؟ در این جبهه ما شاهد ریزش نیرو نبودیم؟
** سلیمینمین: این شکاف از ابتدای دولت نهم وجود داشت. من این مساله را ناشی از تاکید بر مصالح ملی میدانم. در گذشته وقتی یک جریان بر دو قوه دولت و مجلس حاکمیت پیدا میکرد همپوشانی جدی داشتند. سعی میکردند ضعفها، ناتوانیها و انحرافها را کاملا بپوشانند و انتقاد نکنند. اما برای اولین بار در دولت نهم ما انتقادات جدی در درون یک جریان را دیدیم. اگر در مجلس دوم و ششم همین رویه بود شاید آن جریان در قدرت استمرار پیدا میکرد. آقای رجایی به یاد دارند وقتی آقای عبدالله نوری در شورای شهر بود گفت من یک رای، دیگران هم یک رای؟ و قهر کرد و به خانهاش رفت و هیچ دوم خردادی به او انتقاد نکرد و از همین نقطه هم ضربه خوردند.
* بنابراین انتخابات هیچ اثری در صفبندی اصولگرایان نداشت؟
** سلیمینمین: قطعا نداشت. در ابتدای دولت نهم هم انتقادهای جدی به این دولت وجود داشت و جریان اصولگرایی پرچمدار خیلی از این انتقادها بود. در مورد آقای کردان خیلی از نیروهای اقلیت با آقای کردان ساختند. آقای قدرت- علیخانی- شب قبل از استیضاح با ایشان ساخت و توانست آقای نصری استاندار را که با او در تقابل بود عوض کند. یعنی امتیاز هم گرفت. آقای شیخ قدرت، قدرت بزرگی در قزوین است. (هم به لحاظ سیاسی و هم اقتصادی) و استیضاح کردان به پافشاری اصولگرایان انجام شد. در حالیکه در گذاشته هم مصادیق اینچنینی داشتیم ولی با آن برخورد نشد.
رجایی: به طور قطع بعد از 22 خرداد فضای سیاسی کشور دگرگونی اساسی پیدا کرد. ادبیات جریان حاکم هم در قضاوت و تحلیل اتفاقات اخیر این مساله را نشان میدهد.
عبارت «فتنه» و «مخلوط شدن حق و باطل» و اینکه طی 30 سال بعد از انقلاب «تا این حد نظام در مخاطره قرار نگرفته است» حاکی از این است که با پدیده جدیدی روبهرو هستند. ابعاد این اتفاقات فراتر از برخی موانع اقتصادی است. آنچه تحت عنوان «جنبش سبز» میبینیم و آقای احمدی مقدم هم ظاهرا آن را به رسمیت شناخته است و گفته: «جنبش سبز» 13 آبان اگر به مرز اغتشاش نرسد، با آن برخورد نمیکنیم.»
به کارگیری لفظ جنبش سبز مهم است و حاکی از اینکه این جنبش به ساختار سیاسی تحمیل شده و از آنجا که نیرویی حائل بین نظام سیاسی و جامعه مدنی، اصلاحطلبها بودند در نتیجه اتفاقات 22 خرداد و تمهیداتی که از قبل اندیشیده شده بود، از بین رفت. بنابراین مجموعه اعتراضاتی که در جامعه مدنی وجود دارد خیلی زود در شکل جنبشی منعکس میشود. اینکه آقای سلیمی نمین فرمودند تنوعی میان شرکتکنندگان این جنبش وجود دارد حقیقتی است که اتفاقا در نتیجه حذف نیروهای حائل به وجود آمده و مجموعهای از مطالبات اجتماعی در یک جنبش عام متبلور شده است. اگر این مطالبات مانند دوران قبل از 22 خرداد و به خصوص در دوران اصلاحات به صورت خرده جنبشها رخ میدادند اینها به هم متصل نمیشدند. قبلا ممکن بود زنان و دانشجویان فراخوان بدهند ولی جنبش فعلی توانسته تمام مطالبات را در یک جبهه قرار دهد.
این مطالبات را اگر براساس عناوین کلاسیکی که ما از سوابق دهه 60 سراغ داریم شناسایی کنیم، در فهم آن دچار مشکل میشویم. یعنی اگر ما مطالبات را در جامعه ببینیم و آن را با منافقین دهه 60 همذات پنداری کنیم نوعی اجساس دافعه در ما ایجاد میشود. ولی اگر آنها را به عنوان مجموعه مطالبات از شهروندان ببینیم مطالباتشان را طبیعی خواهیم دانست، چه خوشمان بیاید چه نیاید. وقتی عناوین سیاسی بار آن میشود نمیتوانیم از منظر حل مساله با آن برخورد کنیم. آنچه هم در حرکت جناح راست میبینیم حاکی از ریزش است که در ساخت سیاسی در حال وقوع است.
در جنبشهایی که به جنبشهای تودهای پهلو میزند میتوان ریزشهایی مشاهده کرد. در مورد خاصی که ما صحبت میکنیم یعنی آقای احمدینژاد، هرگز کسی مثل آقای هاشمی با ایشان همخوان نبود. ما در دو سطح شاهد پوست انداختن شدهایم؛ یکی در سطح ساختار سیاسی و یکی هم در سطح نیروهای جامعه مدنی. در ساختار سیاسی، امکانات محدود حضور سیاسی زیادی مضمحل کردهاند و این از طرف فردی مثل آقای هاشمی برای ادامه حیات سیاسی خطرناک تلقی شده، در طرف دیگر در جامعه مدنی ارتقایی صورت گرفته که توانسته جنبشی به این گستردگی که نظام سیاسی هم حقیقت آن را باور کرده، از ابعاد خشونتآمیز، تهی بکند. ولی در عین حال جنبههای اعتراضیاش را با گذشت سه ماه محفوظ نگه دارد. بنابراین به اعتقاد من صحنه سیاسی ایران دگرگون شده است.
* من در اینجا یک سوال از آقای سلیمی نمین دارم. شما روز 29 خرداد در یک برنامه تلویزیونی با آقای زارعی و کواکبیان فرمودید انتخابات مهندسی شده بود. آقای کواکبیان پرسید چه کسی آن را مهندسی کرده؟ شما پاسخ دادید: مقام رهبری. منظور شما چه بود؟
** سلیمی نمین: قبل از آن چند نکته را باید از شما سوال کنم. شما چه تعریفی از جنبش دارید. تفاوت جنبش با شورش یا یک حرکت فاشیستی و قانون گریز چیست؟
اینکه گفته شود نظام، جنبش سبز را به رسمیت شناخته، من نمیدانم فرمایش آقای احمدی مقدم چه بوده که شما چنین تلقی کردید. یک زمان یکسری مطالبات اجتماعی در جامعه مطرح میشود که باید بررسی شود بحق است یا نه و بعد در مورد پاسخ مثبت دادن به آن به جمعبندی رسید.
واقعا خاستگاه همه کسانی که در این ایام به صورت غیرقانونی به خیابان آمدند را یک چیز میبینید؟ قطعا نمیبینید. آنها خاستگاههای متفاوت و حتی متعارض دارند. از طرفدار امام تا ضد امام در این گروه هست. این که جنبش نیست!
شما به تغییرات همین چیزی که «جنبش» مینامید دقت کنید.
* رجایی: شما چه اسمی روی آن میگذارید؟
** سلیمی نمین: یک پیوند نامقدس بین یک عدهای که هر کدام یک مطالبه دارند. اصلا این پیوند اصولی نیست و در اولین حضور منطقی از هم پاشید. روز قدس که امنیت راهپیمایی تضمین شده بود، بعد از آنکه شعار دادند از هم پاشیدند.
رجایی: در مثل مناقشه نیست. ولی در هر دورهای اگر مردم اعتراض کنند کار آنها غیرقانونی است. در دوره پیشین مگر راهپیمایی مردم قانونی بود؟
سلیمی نمین: خیلی هم مناقشه است. در آن زمان ملت ایران یک پروسه را طی کرد و همه راههای مبارزاتی را امتحان کرد. آن زمان مردم آنارشیست نبودند. من مبنای حرکت فعلی را آنارشیستی میبینم. این جنبش نیست.
اینکه در انتخابات شرکت کنی و اگر پیروز نشدی نتیجه را نپذیری، عین آنارشیسم است، نه قانونگرایی. جنبش یک سیر طبیعی را طی میکند و این سیر طبیعی در این قضیه نیست. بعضیها هم فکر میکردند میتوانند از نیروهایی که مطالبات اجتماعی دارند به عنوان سیاهی لشکر برای امتیازگیری استفاده کنند. شما میگویید آقای احمدی مقدم آن را به رسمیت شناخته در حالیکه خود نیروهای سردمدار، این جنبش را ول کردهاند. آقای هاشمی بلافاصله وقتی میفهمد که به نفعش نیست در جریانی که خودش ایجاد کرده بماند آن را رها میکند.
* در واقع شما هم دارید همان کار آقای احمدینژاد در مناظرهها را میکنید، یعنی پیوند زدن میرحسین با هاشمی.
** سلیمی نمین: خود آقای میرحسین در اولین نطقی که کرد گفت افتخار میکنم به حمایت آقای هاشمی. میرحسین هم میدانست سردمدار این انتخابات آقای هاشمی است.
سردمدار این جنبش اعتراضی هم هاشمی است؟
سلیمی نمین: بله. در اینکه شکی نیست. آقای هاشمی قبل از انتخابات شورشهای خیابانی را پیشبینی کردند چگونه توانستند چنین کاری کنند؟ در حالیکه قبل از انتخابات فضا بسیار باز بود. من جواب آقای رجایی را اینجا میدهم. براساس تدابیر رهبری هر دوره فضای انتخاباتی نسبت به دوره قبل بازتر و مشارکت گستردهتر بود. منظور من از مهندسی این بود. قطعا رهبری هر نظامی یا مهندسیاش در جهت منافع است یا علیه آن، مهندسی مقام معظم رهبری برخلاف مهندسی آقای هاشمی یک مهندسی رشد یابنده است. در گذشته مهندسی آقای هاشمی این بود که انتخابات در کشور معنا و مفهوم واقعی خودش را نداشته باشد. چند بار بعد از انتخابات دوم خرداد آقای هاشمی به رهبری گفته بودند که شما خیلی دموکراسی را جدی گرفتهاید. آقای کروبی هم یک زمان که من مدیر مسئول کیهان هوایی بودم به دعوت من آنجا آمده بود. او گفت رهبری تلاش میکند ما به صحنه بیاییم اما آقای هاشمی نخواهد گذاشت. چند بار هم که جلسه گذاشتیم عوامل آقای هاشمی آن را به هم زدند.
* یک نکته دیگری هم که باید بگویم این است که تاریخ نشان داده که مهندس موسوی همیشه در میدانی عمل کرده که آقای هاشمی آن را طراحی کرده بود. به طور مثال برای پایان جنگ آقای هاشمی، میرحسین را برای نوشتن نامه به امام جلو انداخت و شما میبینید که هاشیم در آن قضیه جلو نیامد.
** رجایی: در بحث جنبش باید بگویم که ما در مصطلحات سیاسی معانی ایدهآلیستی نداریم. هم جنبش فاشیستی داریم هم جنبش راستگرایانه و... یک حرکت فاشیستی یا یک حرکت قانونگریز هم میتواند جنبش باشد. تفاوتش با شورش این است که اهداف بلندمدتتر و عمیقتری دارد. شورش لحظهای است ولی جنبش استمرار دارد. البته از آنجا که جنبشها سازماندهی ندارند غالبا عمر طویلالمدت ندارند ولی اگر بتواند از یک پروسه چند ماه عبور کند رفته رفته برای نظام سیاسی این بیم وجود خواهد داشت که فراتر از یک جنبش عمل بکند. جنبش سبز به جهت زمانی و مطالبات استمرار داشته است و طبیعی است که حرکتهای جنبشی مطالبات متنوعی دارند. همان بحثهای ائتلافهای طبقاتی و سیاسی مطرح میشود که البته ائتلافهای شکنندهای هستند. البته بعد از پیروزی.
* جنبشها بیش از هر چیز به مبانی خودشان پایبندی دارند تا به مبانی بیرون از خودشان.
** سلیمی نمین: شما جنبش فاشیسم ر امثال میزنید همین جنبش یک ویژگی و تعریف و مبانی نظری مشخص دارد و همه کسانی که زیر یک پرچم جمع میشدند در یک مبانی متفق بودند.
* رجایی: خیر، یکسان نبودند طیفهای مختلفی بود.
** سلیمی نمین: در جامعه ما یکسری جوانها نسبت به برخی رفتارهای نیروی انتظامی مشکل دارند یا مطالبات اجتماعی بحقی دارند. این افراد ربطی به کسانی که میخواهند مارکسیسم را در جامعه گسترش دهند ندارند.
اصلا نمیتوانیم تعبیر جنبش را به کار ببریم. مبانی واحد نظری در کار نیست. همین الان بعضیها فهمیدهاند و دارند از هم تجزیه میشوند. در راهپیمایی روز قدس بعضی شعار سلطنتطلبی دادند در حالیکه برای بسیاری این شعارها منفور بود و صف خودشان را جدا کردند.
بعضی از عزیزانی که به هر دلیلی نسبت به حاکمیت انتقاد دارند نباید دچار این توهم شوند که جنبش سبزی وجود دارد.
* رجایی: جنبشها مثل یک حزب نیستند که براساس ایدئولوژیهای از پیش تعیین شده موفق شوند. مثلا جنبش 68 اروپا که با یک رخداد ساده شروع شد. این رخداد مثل یک بهمن که از کوه پایین میآید تودههای برف متفاوتی را با خودش همراه میکند. بنابراین حین تکوین خیلی از ایدهها هم خلق میکند. خیلی از مطالبات خفته را پدیدار میکند و یک جو خودآگاهی در جریان عمل اجتماعی ایجاد میشود. بنابراین جنبشها مثل حرکتهای حزبی نیستند.
** سلیمی نمین: مثال قشنگی زدید، بهمن ناخواسته برفهای مختلف را جذب میکند و نهایتا هم متلاشی میشود.
رجایی: این درست است. هر چقدر مطالبات جنبش داریم مطالبات ضد جنبش هم داریم. یعنی باید چه کرد که جنبش مهار شود. اگر دور جنبش حصار ایجاد شده و شبکه اجتماعیاش را محدود کرد رفته رفته افول پیدا میکند و چون سازماندهی شده نیست نیروی اجتماعی از نفس میافتد. اگر عمر جنبش از چند ماه طولانیتر شود، این خطر به وجود میآید که از شکل جنبش فراتر رود. همانطور که در ایران بعد از کودتای 28 مرداد حرکتهای اعتراضی تبدیل به یک حرکت مزمن شد و به انقلاب اسلامی منجر شد.
این جنبش سبز که آقی سلیمی نمین آن را توهم میداند متد فهمش اگر براساس ترمینولوژی واژههای مشخصی باشد که ما قبلا داشتیم، مثل سلطنتطلب و مجاهد و مارکسیست و... دچار تقلیل گرایی شدهایم و ما را از فهم عمق اجتماعی ماجرا دور میکند و چون اختلاف نظر من و آقای سلیمی نمین اساس است، تنها آینده میتواند صحت حرفهای ما را ثابت کند. وقتی ابعاد یک حرکت جنبشی وسیع میشود مطالبات متنوعی را شامل میشود ممکن است یک فرد سلطنتطلب هم وجود داشته باشد. اما «معدل» جنبش چیز دیگری است و براساس این معدل آن گرایش در کلیت جنبش هضم میشود. سرفصلهای اساسی آن را هم باید با خود آقای موسوی شناخت. من درباره صحبتهایی که درباره آقای هاشمی گفته شد حرفی ندارم. ولی باید بگویم آقای هاشمی در صدر این جنبش قرار ندارند. تفکیکهایی که شما اشاره کردید مبنی بر کنار رفتن آقای هاشمی و سیدحسن خمینی اتفاق نیفتاده است.
و رفته رفته این حرکت به ساختار سیاسی تحمیل خواهد شد. بنابراین ما باید یک مطالبه دقیق انجام بدهیم و صرفنظر از اینکه از آن خوشمان میآید یا نه ابعاد آن بشناسیم و طبیعی است که تنوع نیروهای اجتماعی در آن زیاد است و همین تنوع موید حرف من است که با یک جنبش فراگیر ملی روبهرو هستیم نه یک خرده جنبش. اگر در این حد نبود دلیل نداشت که آن را فتنه بزرگ و بیسابقه بدانند. در مورد پیشبینی آقای هاشمی که فرمودید از کجا چنین پیشبینی کردند، خود مقام معظم رهبری هم در نماز جمعه بعد از 22 خرداد گفتند نتیجه انتخابات هر چیز دیگری بود این اتفاقات میافتاد. یعنی اگر میرحسین هم پیروز میشد باز همین اتفاقات میافتاد.
یعنی ایشان هم چنین رخدادهایی را پیشبینی میکردند گستردگی آنچه هفته آخر ما قبل انتخابات مشهود بود این نکته را قابل پیشبینی کرده بود.
نکته جالب اینکه روز 23 خرداد کسی مردم تهران را سازماندهی نکرد. نه آقای هاشمی نه کس دیگری. بلکه حرکتهای خودجوش مردمی بود. حتی بیانیه آقای موسوی را کسی ندیده بود، حتی نمیدانستند میرحسین کجاست و نسبت به سرنوشت ایشان نگران بودند. من در چارچوب مشاهدات خودم میگویم که این تجمعات بدون سازماندهی فرد خاصی شکل گرفت و اگر این طور باشد به جهت عدالت خطای بزرگی بوده که سرچشمه همه اتفاقات را آقای هاشمی بدانیم ولی با افراد دیگری برخورد کنیم. مثل آقای قوچانی و برخی منتقدان سیاسی سابق هاشمی.
* سلیمی نمین: یعنی آقای قوچانی نسبت به مشی آقای هاشمی انتقاد دارند؟
** رجایی: ندارند. ولی در ستاد آقای کروبی بودند. شما گفتید آقای موسوی در پروژههای آقای هاشمی بازی میکردند نه کروبی.
آقای سلیمی نمین بفرمایید که آیا جامعه ما اکنون در یک وضعیت عادی به سر میبرد یا خیر؟ شما به عنوان یک پژوهشگر تاریخی اعتراضات مردمی را چگونه میبینید و در چه قالبی تحلیل میکنید؟
سلیمی نمین: من قبول دارم که یکسری ضعفها و نواقصی وجود دارد. برخی هم از این ضعفها دلگیرند و اگر فرصتی پیدا کنند این دلگیری را بروز میدهند. در همین مساله هیچ تردیدی نیست. من تاکید کردم افرادی در داخل کشور معترضند و وارد میدان شدهاند. جریانات دیگری هم وارد شدهاند. هر حرکتی اگر میخواهیم آن را جنبش بنامیم باید در یک امهاتی اشتراک داشته باشند.
آقای رجایی این ویژگی را مختص حزب میداند نه جنبش.
* رجایی: مگر در تظاهرات قبل از انقلاب چریکها و مارکسیستها و... هم شرکت نمیکردند. من شعار کارگر، برزگر متحد شویم را روز عاشورا از فدائیان شنیدم. البته شما آن موقع انگلیس بودید.
** سلیمی نمین: اتفاقا من آن موقع ایران بودم. آن موقع آنها میگفتند این حرکت انحرافی است و ما نباید همراهیاش کنیم. چرا که باعث روی کار آمدن بورژوازی خواهد شد. این تحلیل همه بچههای مجاهد خلق بود.
* رجایی: آمدند یا نه؟
** سلیمی نمین: البته برای اینکه بتوانند جریان را مصادره کنند بچههایشان را میفرستادند و آرمی هم بلند میکردند ولی اصلا امام را قبول نداشتند. امام براساس یک مبنای حرکت کردند که آن مبنا را به گروههای مختلف ارائه کردند.
الان هم در بیانیههای آقای موسوی حرفی از سلطنتطلبی و مارکسیسم زده نشده است.
سلیمی نمین: آقای میرحسین موسوی با یک بحثی وارد میدان شد و آن بحث تخلف در انتخابات بود. بیآنکه ادلهای ارائه کند. این ادله چقدر میتواند یک حرکت فکری را سامان بدهد؟ روز به روز که فضا آرامتر شود افراد وقتی به حرفهای ایشان رجوع کنند در افکار خود تجدیدنظر میکنند. به خاطر همین آقای موسوی الان اصلا به حرفهای اولیهاش برنمیگردد. مدام میگوید در فلان جا یک نفر کشته شده و ما به دنبال حقوق او هستیم. الان ما در فضایی هستیم که با نامه آقای هاشمی قبل از انتخابات شروع شد. این کار یک اشتباه فاحش بود. کار آقای احمدینژاد هم در اسم بردن از فرزندان ایشان اشتباه بود اما آقای هاشمی باید آنقدر سعهصدر میداشت که چنین کاری نکند. میگذاشتند بعد از انتخابات در یک فضای آرام از رئیسجمهور شکایت میکرد.
این نامه چراغی را برای خیلیها روشن کرد تا از فضای موجود استفاده کنند.
* بنابراین شما اعتراضات موجود در جامعه را هم دلیل نگارش آن نامه میدانید؟
** سلیمی نمین: قطعا اگر آن بحث مطرح نمیشد شاید ما آمادگیهای لازم را برای حرکتهای اینچنینی نمیداشتیم. به طور قطع مطالبات درستی هم وجود دارد. در این نظام هم تخلف وجود دارد و هم خطا؛ مگر میشود در کشوری به وسعت ایران در اداره جامعه ایرادی نباشد. پیشتاز طرح این ایرادها هم مقام معظم رهبری بوده است. خود ایان مطالبات درست را در جامعه به وجود میآورد.
اما اگر معترضین که برخی از آنها به قول شما با مطالبات بحق به میدان آمدهاند به خارج مربوط کنیم و بر چسب سلطنتطلب و... به آنها بزنیم، زمینه سرکوبشان را فراهم کردهایم.
سلیمی نمین: من هم گفتم باید با آنها گفتوگو کرد.
از چه طریقی؟ قشر حائل که به تعبیر آقای رجایی از بین رفته است.
سلیمی نمین: آن قشر، حائل نیست بلکه طالب قدرت است. زیادهخواهان در قدرت را حائل نگیرید.
آقای سلیمی نمین، سوال ساده است شما از چه مجرایی با معترضین گفتوگو میکنید؟
سلیمی نمین: خیلی از اینها نه عامل آمریکا هستند، نه وابسته به منافقین. خیلی از آنها جوانانی هستند که پلیس معترضشان شده و حیثیتشان لطمه دیده.
اگر به او برچسب سلطنتطلب هم بزنیم که اعتراضش بیشتر میشود.
سلیمی نمین: ما به عنوان رسانه باید کمک کنیم تفکیکها زودتر مشخص شود البته به نظر من تفکیک صورت خواهد گرفت. اگر نیروی انتظامی آمادگی لازم را برای مواجهه منطقی با مسائل اینچنینی میداشت قطعا به راحتی خیلی زودتر این تفکیک صورت میگرفت. براساس یکسری حرکتهای احساسی افراد را به خیابان میآوردند. اگر با یک حرکت احساسی بخواهند جلوی آن را بگیرند قطعا التهاب بیشتر خواهد شد. این نخبگان بودند که به این قضیه دامن زدند نه مردم. البته نخبگان از هر دو طرف.
آیا آقای هاشمی قدرت چنین تجمیعی را داشته، چرا دوره قبلی 10 میلیون بیشتر رای نیاورد، وقتی هم به نتایج انتخابات اعتراض کرد کسی با او همراه نشد. اصلا یکی از دلایل پیروزی آقای احمدینژاد سال 84 را تقابل او با هاشمی میدانستند. چطور حالا آقای هاشمی چنین قدرتی کسب کرده؟
سلیمی نمین: هاشمی وزن زیادی دارد. نه به خاطر اینکه همراهانش به او اعتقاد دارند بلکه به خاطر اینکه او را پتانسیلی میدانند که میتوانند زیر آن پتانسیل کار خودشان را دنبال کنند.
* رجایی: چرا نظام اینقدر با ایشان که فتنهگر است مماشات میکند؟ با ایشان که رئیس مجمع تشخیص و خبرگان هم هست. در حالیکه سوابق برخی دیگر بیشتر بود ولی با آنها چنین مماشاتی نشد.
** سلیمی نمین: جواب این سوال را در چرخشهای آقای هاشمی بیابید. شما صحبت آقای هاشمی در نماز جمعه را با صحبتهای مجلس خبرنگانش مقایسه کنید. 180 درجه با هم تفاوت دارد.
* رجایی: شما که گفتید به خاطر برملا شدن صفبندیها حساب خودش را جدا کرد.
** سلیمی نمین: این صحبتها با هم فرق داشت یا نه؟
* رجایی: پس گسستگی صورت نگرفته، ممکن است دوباره برگردند.
** سلیمی نمین: بله.
ولی شما گفتید آقای هاشمی و سیدحسن خمینی از جنبش بریدند.
سلیمی نمین: بریدند چون منافع خودشان را الان در آن نمیبینند. وقتی آقای هاشمی که یکی از عناصر عمده است به محض اینکه مصالح و منافع خودش را در خطر میبیند برمیگردد و آن بحثها را در خبرگان مطرح میکند موید حرفهای من است.
آقای هاشمی قطعا از همه ما سیاستمدارتر است. اگر ایشان هم تحلیل شما را داشت که این حرکت رو به گسترش است قطعا تغییر موضع نمیداد.
من فکر میکنم نظام اصلا داعیه برخورد تند ندارد کما اینکه در روز قدس هم نداشت.
ولی بحث برخورد با آنها بود.
سلیمی نمین: من چنین چیزی ندیدهام.
* رجایی: چطور ندیدهاید.
** سلیمی نمین: من به آنچه عمل شد کار دارم. من طرفدار اینم که آقای موسوی و کروبی حرف بزنند.
* در کجا؟
** سلیمی نمین: در همه جا، وقتی آقای کروبی میگوید من «سند شفاهی» دارم کسی آن را پیگیری نکرد. هر آدم صاحب درکی حساب خودش را از او جدا میکند. آقای کروبی باید حرف بزند. آقای موسوی باید استدلال کند تا مردم روشن شوند. این ترکیب باید در خیابان شعارهایشان را بدهند تا مردم بفهمند اصلا با هم همگون نیستند.
اولین بار نیست که آقای هاشمی به یک دیوار میخورد و خودش را بازسازی میکند. برخلاف موسوی که دیوار را میبیند اما سرش را به آن فشار میدهد اما هاشمی از یک راه دیگر میرود.
رجاییک من در فرمایشات آقای سلیمی نمین تقلیلگرایی میبینم. به اعتقاد من ابعاد جنبش گسترده است، تناقضی بین سخنان آقای هاشمی در نماز جمعه و حرفهای اخیرشان نمیبینم. آقای هاشمی یک مورد عدول نکردند. همیشه هم گفته دغدغه نظام دارم. البته من اصلا داعیه دفاع از ایشان ندارم.