* وجود عنصر نقد در حکومت چه فوایدی دارد؟
** اولا موضوع امر به معروف و نهی از منکر یک اصل اسلامی برای ماست و در واقع امر به معروف یعنی در ارتباط با آنچه معروف و خوبیها و نیکیهاست، گفته و توصیه شده و در اسلام هم محدودیت قائل نشدند. همان جمله معروف «النصیحه الائمه المسلمین». هر کس در هر موقعیتی است از نصیحتها، توصیهها و پیشنهادات افراد استفاده کند. در ارتباط با دولت، هر دولتی اگر مورد نقد منصفانه و مستدل قرار بگیرد این هم به نفع دولت و هم انتقادکنندگان است. البته ما انتقاد را از حالت تخریبی و تضعیفی جدا میکنیم. چون نخبگان کسانی هستند که ذهن فعالی دارند و معمولا از خلاقیت برخوردار هستند اگر نخبگان برنامه های یک دولت را رصد و انتقاد مستدلشان را مطرح کنند و در کنار آن پیشنهاد و راه حل هم ارائه دهند به نفع دولتهاست. دولتها در بهبود سیاستها و روشهایشان میتوانند از این نظرات و انتقادات حسن استفاده را بکنند. فکر میکنم مدنظر حضرت آقا هم در ارتباط با اینکه از نظرات مشورتی یا انتقادی نخبگان و فرهیختگان استفاده بشود همین است که دولت باید آنها را احصا بکند چه در روزنامهها چه در سایتها، چه در سخنرانیها و آنچه به عملکرد و نقش و کارکرد دولت کمک میکند، بررسی شود. اگر دولتی مورد نقدر قرار نگیرد و فضا طوری باشد که نتوانند نقادی بکنند، فکر کنند که تمام کارهایش درست است در حالی که درصدد اصلاح و تصحیح راههایی که احیانا به عنوان انسان ممکن است هر انسان و هر دولتی هم اشتباه بکند برنمیآیند. البته خود آقای رئیسجمهور هم گفتند ما از انتقادات استفاده میکنیم و اگر درست هم نباشد پاسخ میدهیم. منطقی هم همین است که انتقادات مطرح شود. باید در فضای آزاد و درست و مسلم مطرح شود و مورد توجه قرار بگیرد. نه اینکه افراد انتقاد بکنند، حرف درستی هم داشته باشند و بیاعتنایی بشود و مورد توجه قرار نگیرد. این انتقادات را انتقادات منصفانه، دلسوزانه و مستدل و منطقی میدانیم.
* مرز نقد و تخریب را چطور میشود تشخیص داد؟
** کسی که انتقاد میکند باید همسونگر باشد. مسائل اجتماعی و سیاسی، تک عاملی نیست. اینها عوامل مختلفی دارد و دیگر اینکه کسی که میخواهد موضوعی را نقد بکند باید همسونگر باشد و ابعاد مختلف یک موضوع را بررسی کند، در مسائل اجتماعی، سیاسی یا فرهنگی، نقادان باید نکات مثبت و منفی را ببینند نه فقط نقاط منفی را و نباید کارهای خوب دولت یا مسئولان را نادیده بگیرند و فرق نمیکند که دولت باشد، شهرداری باشد یا هر کجای دیگر. کارهایی که اشکال دارد را باید با دلیل و آمار صحیح و دیدگاه و با سعه صدر مطرح کنند. اگر ما و آنهایی که انتقاد میکنند به این درجه برسیم که این کار را بکنیم، فکر میکنم خیلی از مشکلات جامعه حل میشود و میتوانیم از آن نوع دشمنی و حالت تخاصمی که بعضا بر اثر یک نقد یا به طور متقابل برخوردهایی پیش میآید مبرا باشیم.
* اگر حکومت هر نقدی را تخریب بداند آن زمان شرایط متفاوت میشود. به هر حال حکومت طرف مقابل نقد است؟
** اگر هر نقدی را تخریب بدانند، منتقدان دلسرد یا دچار خودسانسوری میشوند و در جایی که دولتها برخورد منفی با منتقدان داشته باشند خودشان را از یک منبع فکری محروم میکنند و مطبوعات، رسانهها، منتقدان، فرهیختگان، دانشگاهیان و اساتید وقتی ببینند برخورد ناجور و منفی از انتقاداتی که از سر دلسوزی و وطندوستی و در جهت منافع ملی است، میشود دیگر انتقاد نمیکنند و جامعه، دولت و مسئولان از یک منبع خوب مرحوم میشوند.
* آیا مخالفان هم حق نقد دارند؟
** به نظر من نقد و نقادی و رصد کردن کار دولت و مسئولان و هر کسی که در جامعه کاری دستش است، حق شهروندی است. همه چیز را همگان دانند و یک شهروند با تجربیات و تحصیلاتی که دارد در جامعه زندگی میکند و ممکن است نظراتی داشته باشد حالا چه مخالف و چه موافق این نظرات قابل شنیدن است. این از دو حال خارج نیست. یا اینکه صحیح و درست است که باید پذیرفته و حتیالامکان عملی بشود یا اینکه اگر اشتباه است پاسخ داده شود. اصلا این تعاطی و تضارب افکار همواره بین مسئولان، منتقدان و دولتها باید وجود داشته باشد. مثل همین موضوع مناظره. مناظره این نیست که فقط در موقع انتخابات مثل گلادیاتورها به جان هم بیفتند. این مناظره میتواند در رسانهها، به صورت گفتاری، شنیداری و نوشتاری به طور مستمر جاری باشد و همه یعنی مخالفان، موافقان و افرادی که نظری ندارند به عنوان کارشناسان فن و متخصصان امر، مطالب خود را مطرح کنند. یک ملت به این مسائل نیاز دارد. جامعه با این چیزها رشد میکند. باید فضا، فضای مناسبی باشد برای عرضه نقد و انتقادات. حالا من فکر میکنم چه مخالفان و چه موافقان باید شرایط انتقاد را رعایت کنند، متکی بر آمار درست و منطقی باشد و قصد تخریب نباشد. هر کسی میتواند در کشور نقد بکند. قانون اساسی هم از چنین سیاست و رفتار اجتماعی حمایت میکند.
* دولت دهم چقدر نقدر پذیر بود؟
** نقدها را پذیرفته و قبول کرده است. بعضیهایش هم که نپذیرفته خودش باید پاسخگو باشد. در مورد انتقاداتی که اقتصاددانان گفتند ما جلسه گذاشتیم، نظر خواستیم. گفتیم اینها را مطرح بکنید. اینها را جمعآوری و عمل میکنیم. چنین برخوردهایی با قضایا شده است. آن بخش هم که نشده قابل احصاست و بالاخره جزو کارنامه دولت محسوب میشود.
* آیا دولت در تشکیل کابینه به نقدها توجه کرده است؟
** در مسائل سیاسی و اجتماعی صددرصد نداریم. از یک نسبیتی برخوردار است. اما از سوی مقام معظم رهبری، مجلس، فعالان و کارشناسان و حتی خودمان در مصاحبهها گفته شد که وزرا باید ویژگیهایی را داشته باشند مثل تعهد، روحیه انقلابی، تواناییهای مدیریتی، تجربه، تحصیلات مرتبط. اینها گفته شده و آن امر به معرف انجام شده است. اینکه چقدر انجام شده قابل احصاست. یعنی شما به اسامی این وزرا نگاه بکنید مشخص است که چقدر اینها عمل شده و چقدر عمل نشده است.
* چقدر عمل شده؟
** دولت دلایل خودش را دارد.
* چقدر در انتخاب وزرا به انتقادها پاسخ داده شد؟
** مجلس با سعهصدر به این لیست و فهرست نگاه کرده است. اگر قرار بود سختگیری کند ممکن بود نتیجه جور دیگری شود. با توجه به فضای سیاسی کشور و با توجه به برنامههای زیادی که مانده است و باید پیگیری شود، این تعامل مثبتی است که با انعطاف خیلی خوب مجلس انجام شده است که آنها رای آوردند. وگرنه انتقادات خیلی صریحی هم در مجلس مطرح شده بود که اگر براساس آن انتقادات عمل میشد افراد بیشتری رای نمیآوردند.
* دولت چه میزان به مسائل و نقدهای موجود توجه کرده است؟
** ادعایی که دولت دارد این است که به نقدها و مسائل توجه کرده است. من هم فکر میکنم در بخشهایی توجه شده است. انتخابها هم انتخابهای بدی نبوده است.
* چرا خیلی از افرادی که انتظار میرفت با توجه به عملکرد مطلوبشان در دوره گذشته، در دولت فعلی هم حضور داشته باشند، حذف شدند؟
** مسائل زیادی در ارتباط با این موضوع بیان شده است. در واقع من نمیتوانم جواب دقیقی به این موضوع بدهم چرا که عوامل بسیاری در انتخاب شدن یا نشدن یک وزیر دخیل است. نوع تعامل وزیر در کابینه یا برداشت رئیسجمهور از رفتار یک وزیر بسیار تاثیر گذار است. من در موقعیتی نیستم که نقد کنم چرا برخی افراد مانند آقای فتاح حذف شدند.
* پس زمان نقد این مسائل کی فرا میرسد؟
** به اندازه کافی نقد شده است مثلا روزنامههایی که مخالف دولت هستند این مسائل را خیلی نقد و بررسی کردهاند. شما نباید از ما که حامی دولت هستیم انتظار داشته باشید وارد مسائلی شویم که نقطه ضعف و مناقشه برانگیز است.
* این حرف شما کاملا اظهاراتتان را در مورد نقد و نقادی نقض میکند. شما میگویید از آنجا که روزنامههای مخالف دولت این مسائل را بررسی و نقد کردهاند ما نباید روی این مسائل دست بگذاریم؟
** حرف شما متین است. ما حامی دولت هستیم ولی نقد خود را داریم. نقد ما درون گفتمانی است. ممکن است نامههای محرمانه بنویسیم یا نشستهای غیر رسمی برگزار کنیم و قبلا هم این کار را کردیم.
* آقای مطهری پیشنهاد کردهاند برای حل مسائل اخیر از ریشسفیدی آقای مهدویکنی استفاده شود. آیا شما این مساله را کارآمد میدانید؟
** نظام برای خودش معتمدانی دارد، افرادی که به اصطلاح ریشسفید هستند، افرادی که اگر مشکلی پیش بیاید و فضا غبارآلود شود یا کار به گونهای پیش رود که گرهای به وجود بیاید باید از آنها استفاده شود.
شخصیتهایی که با نفوذ و صادق هستند، افرادی که عمری را برای انقلاب صرف کردهاند، اینها هستند که میتوانند با زبان ملایم و گفتاری که بتواند موجب سکینه دلها شود مسائل کشور را حل کنند. اختلافها و کدورتها را حل کنند و اگر فضا غبارآلود است، شفافش کنند. در یک نظام این مسائل دعوای خانوادگی محسوب میشود. این گروه افراد که گروه مرجع محسوب میشوند میتوانند از علما، اساتید و افرادی که وابسته انقلاب هستند تشکیل شوند. نباید ما تا 20 سال دیگر اختلاف داشته باشیم بالاخره مشترکاتی داریم که میتوانیم بر مبنای آن اختلافات را حل کنیم. باید روی مشترکات توافق شود.
* با توجه به شناختی که از آقای هاشمی و احمدینژاد و سایر افراد مطرح در این مسائل دارید، چنین راهکاری را موثر میدانید؟
** این پیشنهاد یک قدم به جلو است برای حل معضلاتی که بعد از انتخابات ایجاد شده است. من فکر میکنم افرادی مانند آیتالله مهدویکنی، آیتالله یزدی و آقای عسگر اولادی هم این پیشنهاد را قبلا مطرح کرده بودند. این کار آرامش ذهنی در جامعه ایجاد میکند.