تاریخ انتشار : ۰۶ دی ۱۳۹۰ - ۰۸:۳۶  ، 
کد خبر : ۲۳۲۷۰۷

تغییر ناگهانی استراتژی آمریکا در مورد ایران


محمدحسین ادیب- استاد دانشگاه اصفهان
عربستان

1- ساخت اجتماعی در عربستان بسیار دموکراتیک‌تر از ساخت سیاسی است و این عدم تعادل به مرز فلج‌کننده‌ای رسیده است.
2- عربستان راه را برای هر نوع تحول در ساخت سیاسی مسدود کرده است. همه شیوه های مسالمت‌آمیز طرح مطالبات سیاسی سرکوب شده است و این الزاما مخالفین را به سمت خشونت هدایت کرده است.
3- بن‌لادن در عربستان محصول چنین شرایطی است. راست رادیکال مذهبی بزرگترین برنده این شرایط است.
4- هر نوع حرکت برای بازکردن فضای سیاسی در عربستان در کوتاه مدت منجر به غلبه راست رادیکال مذهبی در عربستان خواهد شد اما در صورتی که غرب دخالت نکند حداکثر طی 5 تا 10 سال رادیکال‌های راست بی‌کفایتی خود را در اداره عربستان نشان می‌دهند و پس از 10 سال، راست رادیکال مذهبی بی‌اعتبارترین جریان سیاسی در عربستان خواهد بود.
5- آیا استراتژی آمریکا در باب عربستان در چارچوب مفاد بند چهار تئوریزه می‌شود؟ آیا آمریکا می‌خواهد عربستان را به حال خود رها کند تا چالش‌های ناشی از این دوران گذار طی شود؟
6- جدال بین نو و کهنه در عرصه عمومی عربستان احتمالا طول عمری حدود 10 سال خواهد داشت آیا برای 10 سال آینده عربستان در بی‌ثباتی سیاسی به سر خواهد برد؟
7- بهترین شیوه مبارزه با تروریسم بن‌لادن رها کردن عربستان به حال خود است.
عراق
1- پس از سقوط بغداد عراق برای مدت سه روز غارت شد. بهترین شیوه این بود که پس از سقوط بغداد برای مدت یک هفته در عراق حکومت نظامی برقرار می‌شد تا مانع غارت عمومی شوند اما اینسان عمل نشد.
2- غارت سه روزه کشور سبب شد تا قسمت اعظم اموال دولتی غارت شود و به عبارت دیگر دولت جدید فاقد امکانات لازم برای ارائه خدمات عمومی گردد. غارت بیمارستان‌های بغداد و به یغما بردن لوازم بیمارستانی و تجهیزات اتاق عمل نمونه بارز آن است. دانشگاه بغداد غارت شد. بازگشایی مجدد دانشگاه بدون لوازم آزمایشگاهی و... چگونه امکان دارد؟
3- در جریان اشغال عراق، آمریکایی‌ها نباید تاسیسات زیربنایی عراق مثل برق، آب، تلفن و... را به گونه‌ای موشک‌باران می‌کردند که دولت جدید نتواند خدمات رسانی کند. در جریان اشغال، برخی از تاسیسات زیربنایی مثل نیروگاه‌ها نیز ظاهراً همچون اهداف نظامی تلقی شد. لذا در بغداد 3 ساعت برق هست و 3 ساعت برق نیست. نظر به اینکه بغداد در شیب واقع شده فقدان برق، به فقدان آب منجر می‌شود. نتیجه اینکه دولت جدید از مردم می‌خواهد که هر سه ساعت یکبار به مدت 3 ساعت مثل اجداد ریش حنا بسته‌شان در هزار سال پیش زندگی کنند. این وضعیت همه را عاصی می‌کند.
4- پس از اشغال، آمریکا، ارتش، پلیس و نیروی امنیتی را منحل کرد و به این طریق الف- همه عوامل ایجاد نظم در کشور اخراج شدند ب- 600000 نفر بیکار شدند. افراد اخراج شده با از دست دادن شغل دوران صدام را دورانی طلایی تلقی خواهند کرد.
5- تجربه استفاده از نیروهای نظامی برای برقراری نظم در شهرها، نه تنها تجربه‌ای موفق نیست بلکه به تحریک وسیع مردم علیه نیروی نظامی منجر می‌شود. با نیروی نظامی آن هم از نوع خارجی هرگز نمی‌توان در عراق امنیت برقرار کرد.
6- در صورتی که تحول در رفتار آمریکا در عراق ایجاد نشود و طی یک سال آتی آمریکا همان سال عراق را اداره کند که تاکنون، عراق به صحنه و عرصه یک باتلاق سیاسی برای ارتش آمریکا تبدیل خواهد شد.
7- مجموعه فرآیندهای فوق به رشد افکار ضدآمریکایی در عراق منجر می‌شود.
8- ظاهرا به نظر می‌رسد آمریکا تمایل به تغییر شیوه اداره عراق ندارد لذا عراق در آینده مهم‌ترین کانون بحران در سیاست خارجی آمریکا خواهد بود.
9- آیا عراق در آینده به صحنه جنگ تن به تن بین نظامیان آمریکایی و شهروندان عراقی تبدیل می‌شود؟
ایران
1- حرکت عربستان و عراق به سمت بی‌ثباتی میان مدت، آمریکا را در موقعیتی قرار داده است که از ایجاد یک بحران جدید با ایران احتراز جوید.
2- آمریکا استراتژی بی‌ثبات کردن ایران را کنار گذاشته است، سه کشور بی‌ثبات در خلیج‌فارس به سود هیچ‌کس نیست.
3- برای حفظ تعادل در منطقه، با ایجاد بی‌ثباتی در عربستان و عراق، تمهید آرامش در ایران، صدور نفت از منطقه نفتی خلیج‌فارس را تضمین می‌کند.
4- در چارچوب بند قبل، آمریکا استراتژی متورم کردن تعارضات درونی ایران را دنبال نخواهد کرد.
5- دادن جایزه صلح نوبل به شیرین عبادی، حل بحران پروتکل، نطق معاون وزیر خارجه آمریکا در کنگره و سخنرانی چند روز قبل بوش عناصر منفرد یک خط زنجیر هستند و همه بر یک بنیاد و بستر قرار دارند، استراتژی آمریکا در باب ایران تغییر کرده است.
عناصر اصلی استراتژی آمریکا
1- استراتژی آمریکا در باب ایران ظاهری چند رویه خواهد داشت اما عمق استراتژیک یک لایه‌ای دارد.
2- تا اینجا یازده سپتامبر و حضور فعال آمریکا در صحنه بین‌الملل برای مهار تروریسم تنها دو نتیجه داشته است دو دشمن استراتژیک ایران یعنی افغانستان ملاعمر و عراق صدام سرنگون شدند. یازده سپتامبر تا اینجا تنها به سقوط دشمنان ایران منجر شده است و دیگر هیچ!؟
3- آمریکا استراتژی اعتراض با صدای گوشخراش را در مقابل ایران دنبال نخواهد کرد.
4- مسیر و جهت حرکت افکار عمومی در ایران، عراق و عربستان ماهیتی متفاوت دارد:
1-4- راست رادیکال در ساخت اجتماعی عربستان حالت غالب دارد.
2-4- راست رادیکال در ساخت اجتماعی عراق رو به رشد است.
3-4- راست رادیکال در ساخت اجتماعی ایران بی‌اعتبار و حیات اجتماعی رو به افولی دارد.
5- نگارنده در قسمت بعدی مقاله نشان می‌دهد که 15 متغیر کلان اقتصادی در ایران طی چند سال آینده و عمدتا در حدود سال 1385 به پیک بحران خود می‌رسد. احتمال سقوط اقتصاد ایران در سال 1385 وجود دارد.
6- آمریکا باید با یک فاصله مطمئن از تحولات ایران حرکت کند که مسئول این وضع تلقی نشود.
1-7- ساخت اجتماعی ایران نیمه دموکراتیک است.
2-7- ساخت اجتماعی ایران دموکراتیک‌تر از ساخت سیاسی است.
3-7- ساخت سیاسی نمی‌تواند دموکراتیک‌تر از ساخت اجتماعی باشد.
4-7- لذا حداکثر در بهترین حالت ساخت سیاسی در ایران نیمه دموکراتیک خواهد بود. ساخت سیاسی ایران فقط به میزانی می‌تواند دموکراتیک‌تر باشد که ساخت اجتماعی دموکراتیک‌تر است.
1-8- طی 10 سال آینده اگر تحول تازه‌ای اتفاق نیفتد، از هر 4 جوان که به سن اشتغال می‌رسد فقط برای یک نفر امکان اشتغال خواهد بود.
2-8- سه چهارم جوانانی که نمی‌توانند اشتغالی کسب کنند به سمت افکار رادیکال از نوع چپ و راست متمایل خواهند شد.
3-8- لذا گزاره «راست رادیکال در ساخت اجتماعی ایران بی‌اعتبار است و این فرآیند همچنان ادامه دارد» در آینده در معرض چالش جدی است.
4-8- حرکت 60 درصد جمعیت ایران که جوانان زیر 30 سال هستند، به سمت رادیکالیسم به سود هیچ کس نیست بالاخص آمریکا.
5-8- نگارنده در قسمت‌های بعدی مقاله نشان می‌دهد ساخت اجتماعی ایران دچار تعارض است؛ از یک سو به سمت دمکراسی بیشتری می‌رود و از سوی دیگر به سمت هرج و مرج.
6-8- آیا آمریکا ترجیح می‌دهد به داشتن یک صندلی در کنار میز بازی قناعت کند؟ استراتژی جدید آمریکا نشان می‌دهد آمریکا به جای بازیگر بودن در عرصه سیاسی ایران ترجیح می‌دهد به نقش یک تماشاچی بسنده کند، چنین نقشی به سود همه خواهد بود.
در ذیل تعارضات دوگانه رو به رشد در ساخت اجتماعی و حرکت اقتصاد ایران به سمت پیک بحران توضیح داده می‌شود. تا نشان داده شود چرا آمریکا استراتژی خود را در مقابل ایران تغییر داده و به داشتن یک صندلی در کنار میز بازی قناعت خواهد کرد.
حرکت اقتصاد ایران به سمت بحران:
1- اگر درآمد نفت در سال 18 میلیارد دلار باشد هزینه استخراج نفت سالیانه حدود چهار میلیارد دلار، اقساط وام خارجی که هر سال سررسید می‌شود حدود سه میلیارد دلار، بودجه دفاع چهار میلیارد دلار، هزینه وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم چهار میلیارد دلار در سال می‌باشد. جمع چهار مورد فوق می‌شود 15 میلیارد دلار. جز در بخش دفاع، آموزش، اقساط سررسید شده وام خارجی و استخراج نفت من بعد کشور باید بدون اتکا به نفت اداره شود.
2- اداره مملکت بدون اتکا به درآمد نفت مستلزم گفتن هزاران «نه» به مردم است.
3- حداقل 2 تا 3 دولت در ایران باید عوض شود تا مردم این امر را بپذیرند.
4- تا ده سال آینده هر سال حدود 1800000 نفر به سن 24 سالگی می‌رسند یعنی فرصت اشتغال می‌خواهند. بضاعت اقتصاد ایران ایجاد 1500000 اشتغال، در سال است تا اطلاع ثانوی سالیانه 1500000 نفر به تعداد بیکاران موجود اضافه شود، طی سه سال آینده لشکر بیکاران در ایران به حرکت درمی‌آید.
5- با عضویت ایران در WTO حداقل 30 درصد از شاغلین فعلی بیکار می‌شوند یعنی چیزی حدود پنج میلیون نفر شغل خود را از دست می‌دهند.
6- قیمت گوشت قرمز در ایران 5/2 برابر بازار جهانی است و 1200000 نفر عشایر کشور طی سه سال آینده با غیر اقتصادی شدن تولید گوشت، فرصت اشتغال خود را از دست می‌دهند. علاوه بر عشایر 600000 تولید کننده گوشت قرمز در کشور وجود دارد. قیمت گوشت مرغ تولید داخلی نیز دو برابر بازار جهانی است. صنعت دامپروری کشور در آستانه ورشکستگی سنگینی قرار دارد.
7- قیمت برنج تولید داخل سه برابر بازار جهانی، قیمت چای 5/2 برابر، شکر دو برابر و گندم و پنبه 30 درصد از بازار جهانی گران‌تر است. در وضع موجود برنج و شکر به صورت غیرقانونی وارد می‌شود و طی دو سال آینده، واردات غیرقانونی شکر و برنج تولیدکنندگان داخلی را ورشکست می‌کند. عمده محصولات کشاورزی داخلی بین 30 درصد تا 300 درصد گران‌تر از بازار خارجی است. واردات قانونی و غیرقانونی این محصولات حداقل 50 درصد کشاورزان موجود را طی پنج سال آینده، بیکار می‌کند. کارخانجات نساجی داخلی نمی‌توانند پنبه را 30 درصد گران‌تر از بازار جهانی از کشاورز داخلی خریداری کنند. چرا که پارچه خارجی غیر قانونی به قیمت بازار جهانی وارد می‌شود. نمی‌شود پنبه را 30 درصد گران‌تر از بازار جهانی خریداری کرد و بعد پارچه تولیدی را به قیمت بازار جهانی فروخت. تولید پنبه طی دو سال آینده در ایران متوقف می‌شود.
8- معادن زغال سنگ داخلی محصول خود را 80 درصد گران‌تر از بازار جهانی به کارخانجات فولاد می‌فروشند اما کارخانجات فولاد مجبورند تا محصولات خود را تنها بین 5 تا 15 درصد گران‌تر از بازار جهانی بفروشند؛ تداوم این وضعیت غیر ممکن است. حداقل 70 درصد معادن ایران وضعیتی شبیه معادن زغال سنگ دارند. تعطیل شدن بخش قابل ملاحظه‌ای از معادن موجود اجتناب‌ناپذیر است. بحران ناشی از تعطیل شدن شمار زیادی از معادن سنگین خواهد بود. علت عمده بالا بودن هزینه تمام شده معادن ایران استفاده از تکنولوژی قدیمی در استخراج معادن است.
9- با آمار وزارت نیرو، سطح آب‌های زیرزمینی از سال 1340 تا سال 1379، 40 متر کاهش یافته است یعنی به طور متوسط هر سال یک متر و از سال 1379 به بعد در بسیاری از مناطق سالیانه سه متر سطح آب‌های زیرزمینی کاهش می‌یابد. از سال 1379 به بعد میزان استفاده از منابع آب زیرزمینی سه برابر میزانی است که طبیعت جایگزین می‌کند. در بسیاری از مناطق شرقی و مرکزی ایران اگر استفاده بی‌رویه از ذخایر آب‌های زیرزمینی طی پنج سال آینده در سطح 40 سال گذشته باشد در پایان پنج سال حتی آب برای شرب هم نخواهد بود و آب شرب بسیاری از روستاها هم باید با تانکر حمل شود. در صورت تداوم این وضعیت قسمت عمده جمعیت از شرق و مرکز کشور باید به شمال و غرب کشور مهاجرت کنند. یک انتقال وسیع جمعیتی در راه است.
10- صید بی‌رویه در دریای مازندران و خلیج‌فارس باعث کاهش منابع آبزیان این دو حوزه شده و آینده شغلی صیادان را زیر سوال برده است. صید ماهیان استخوانی در دریای مازندران در سال 1381 نسبت به 1380 حدود 16 درصد کاهش یافته، صید ماهی در استان بوشهر در سال 1381 به 30000 تن کاهش یافته و صید در سال 1380، 45000 تن بوده است. صید کلیکا در دریای مازندران به قدری کاهش یافته که در سال 82 از 17 واحد مجاز تبدیل کلیکا به پودر ماهی هفت واحد تعطیل شده است.
11- ارتباط بین درآمد نفت و بیش از 99 درصد شرکت‌های دولتی قطع شده است به عبارت بسیار صریح از محل درآمد نفت، سوبسید و کمکی به شرکت‌های دولتی پرداخت نمی‌شود و بیش از 99 درصد شرکت‌های دولتی به حال خود رها شده‌اند.عرف موجود در ساختار دولتی به گونه‌ای است که شرکت‌های دولتی که زیان قابل ملاحظه‌ای داشته باشند به ندرت تحمل می‌شوند لذا در ایران مدیران دولتی می‌کوشند تا یا زیان‌بر نباشد و یا زیان‌دهی در سطحی نحیف و قابل قبول باشد، در عمل بیش از 90 درصد شرکت‌های دولتی نه زیان قابل ملاحظه‌ای دارند و نه سود قابل ملاحظه. اما فساد در شرکت‌های دولتی با قوت گذشته ادامه دارد؟ فساد نوعا و نه البته همواره فقط تا سطحی تحمل می‌شود که شرکت به زیان‌دهی نیفتد و مدیران دولتی شیوه بسیار خاصی در پیش گرفته‌اند. شرکت را نوسازی نمی‌کنند. شرکت در حال مستهلک شدن و فرسوده شدن قرار دارد. گرایش برای نوسازی نیاز به بودجه‌ای دارد که یا باید از محل کمک‌های دولتی مثل درآمد نفت تامین شود و یا از محل عایدات شرکت. از محل نفت کمکی به شرکت‌های دولتی نمی‌شود و فساد حاکم بر شرکت‌های دولتی در حدی است که عایدی چندان و قابل ملاحظه‌ای برای نوسازی ایجاد نمی‌کند. لذا مدیران شرکت‌های دولتی در اکثر موارد و نه البته همواره پروسه نوسازی شرکت‌های دولتی را متوقف کرده‌اند تا بتوانند مداخل لازم را داشته باشند. به عبارت بسیار صریح بیش از 80 درصد شرکت‌های دولتی طی 3 تا 5 سال آینده مستهلک شده و تعطیل می‌شوند. آنچه که در کشور جریان دارد پروسه مرگ تدریجی شرکت‌های دولتی است.
12- حداقل 80 درصد کارخانجات طی پنج سال آینده به مرور و به صورت پلکانی تعطیل می‌شوند مگر اینکه نوسازی شوند و در صورت نوسازی نیز معمولاً 70 درصد پرسنل موجود مازاد خواهند بود و به هر سو یا این قبیل کارخانجات تعطیل می‌شوند و یا اگر نوسازی شوند عمده پرسنل موجود اخراج خواهند شد.
13- تعداد کارمندان وزارتخانه‌های دولتی ژاپن 200000 نفر (به استثنای بخش آموزش) و ایران نیز منهای بخش آموزش 1300000 نفر است. نظر به اینکه جمعیت ژاپن دو برابر ایران است آشکارا تعداد کارمندان دولتی ایران 13 برابر استاندارد ژاپن است. در صورتی که نظام اداری ایران مکانیزه شود حداقل یک میلیون نفر نیروی مازاد در وزارتخانه‌های دولتی و نه شرکت‌های دولتی وجود دارد. هزینه حقوق یک میلیون پرسنل مازاد دولتی در سال معادل ریالی سه میلیارد دلار است. اخراج پرسنل مازاد دولتی به بحران اجتماعی منجر می‌شود.
14- در ایران پنج برابر حد نیاز مغازه وجود دارد. سیستم توزیع در ایران استوار است بر فروش اندک و سود بسیار، به اعتقاد نگارنده طی ده سال آینده به مرور و به صورت پلکانی این سیستم با سیستم جدیدی جایگزین می‌شود، سیستم فروشگاه‌های بزرگ که مبتنی است بر فروش بسیار و سود اندک به صورت تدریجی جایگزین سیستم ظل‌السلطانی موجود می‌شود. ریزش نیروی مازاد در بخش توزیع حداقل 5/1 میلیون شاغل طی 10 سال آینده خواهد بود. این فرآیند از هم اکنون آغاز شده است.
15- برای اینکه صندوق‌های بازنشستگی وضعیت مطلوبی داشته باشند باید به ازای هر هشت شاغل یک بازنشسته وجود داشته باشد و در وضع حاضر در باب صندوق بازنشستگی کشوری به ازای هر سه شاغل یک بازنشسته وجود دارد و طی 5 سال آینده، احتمالا به ازای هر 2 شاغل یک بازنشسته خواهد بود که در این صورت صندوق‌های بازنشستگی ورشکست می‌شوند.
16- به سبب کاهش رشد جمعیت، سالیانه 6 درصد تعداد دانش‌آموزان کاهش می‌یابد. در وضع موجود 70000 معلم مازاد در وزارت آموزش و پرورش وجود دارد. کاهش 6 درصدی طی 5 تا 10 سال آینده منجر به اخراج حداقل 40 درصد معلمین موجود می‌شود.
17- 7 میلیون خودرو و موتورسیکلت در کشور وجود دارد که مصرف عمده آنها دو تا 3 برابر استاندارد امروز خودرو در دنیا است. این شیوه مصرف سالیانه یک میلیارد دلار مصرف اضافی بنزین بر کشور تحمیل می‌کند.
تحول در جامعه
1- ساخت اجتماعی ایران در طی عملکرد راست رادیکال مهم‌ترین عامل ایجاد انسجام در ساخت اجتماعی است.
2- ساخت اجتماعی ایران در درون گفتمان سنتی تنفس نمی‌کند.
3- عضویت ایران در WTO اساسا حرکتی به راست تلقی می‌شود اما ساخت اجتماعی ایران در وضع موجود اساسا گرایش به چپ دارد. و این تعارض مهم‌ترین مانع عضویت در WTO است.
4- در ساخت اجتماعی در موارد عدیده و نه البته همواره مشاهده می‌شود مردم در انتظار تحولات اجتماعی هستند تا خود را با آن تغییر دهند.
5- پویایی نهاد جامعه به چه سمتی است؟ پویایی نهاد جامعه به سمت قرائت جدیدی از سنت است که با مسایل مبتلا به موجود سازگار باشد شریعتی به فهمی سنتی از مدرنیسم رسید و ساخت اجتماعی امروز به فهمی مدرن از سنت رسیده است.
6- معدل جامعه ایران خواهان تغییر است بدون خشونت.
7- تعارض بین 3 نسل در جامعه رو به رشد ارزیابی می‌شود. نسل بالای 50 سال بیشتر از آنچه که مدرن باشد، سنتی فکر می‌کند، نسل بین 30 تا 50 سال بیشتر از آنچه که سنتی باشد، مدرن فکر می‌کند و نسل زیر 25 سال بیشتر از آنچه که سنتی باشد گرایشات فرهنگ دیجیتال در آن رو به رشد ارزیابی می‌رسد.
ساخت اجتماعی
1- 58 درصد دانش‌آموزان مقطع پیش‌دانشگاهی را دختران تشکیل می‌دهند و 62 درصد کسانی که امسال در دانشگاه‌ها پذیرفته شدند را دختران تشکیل می‌دهند در وضع موجود در مقطع دبیرستان و دانشگاه‌ها تعداد دانش‌آموزان و دانشجویان دختر بیشتر از پسران است اما در کل هنوز در آموزش و پرورش ما قبل دانشگاهی 52 درصد دانش‌آموزان را آقایان تشکیل می‌دهند در صورت تداوم وضع موجود طی 5 سال آینده در همه سطوح آموزشی حتی راهنمایی تعداد دانش‌آموزان دختر بیشتر از پسران خواهد بود. ایجاد تبعیض مثبت و اعمال سهمیه برای تحصیل پسران یکی از مهم‌ترین چالش‌های ایران طی 5 ده سال آینده خواهد بود.
2- نظر به این که خانم‌ها عموما برای اشتغال دستمزد کمتری طلب می‌کنند اقتصاد علامت می‌دهد جز در مشاغلی که به توانایی فیزیکی احتیاج دارد و نیز مشاغلی که امنیت اجتماعی مطلوب را برای زنان تأمین نمی‌کند خانم‌ها به جای آقایان استخدام شوند. در بسیاری از رشته‌ها گرایش بازار به استخدام بیشتر خانم‌ها به جای آقایان است. تداوم این وضعیت طی ده سال آینده بازار کار ایران را عمیقا متحول می‌کند ایران به سمت بازار کار زنانه پیش می‌رود.
3- در سال 1358 و همزمان با انقلاب ایران الگوی جامعه‌شناسی خانواده، الگوی پدرسالاری بود امروز در بخش قابل ملاحظه از جمعیت شهری فرزندسالاری جایگزین پدرسالاری شده است.
نوعا در خانواده‌ها فرزندان از سطح تحصیلات به مراتب بالاتری از والدین برخوردارند و این الگو پدرسالاری را به فرزندسالاری تبدیل کرده است. ایران طی 5 سال آینده با پدیده جدید و رو به رشدی مواجه می‌شود خانواده جدیدی که زنان شاغل‌اند و مردان خانه‌نشین و یا که خانه‌دار!
4- جناح راست بگونه‌ای جامه را دعوت به پایبندی به سنت می‌کند که در بدنه جمعیت عکس‌العمل معکوس ایجاد می‌کند لذا نحوه عملکرد جناح راست مهمترین عامل سوق دادن جامعه به دور شدن از سنت است. موتور سوق دادن جامعه به دور شدن از سنت طی 25 سال گذشته، روشنفکران نبوده‌اند، عکس‌العمل سلبی و معکوس مردم در مورد شیوه تبلیغ جناح راست بوده است.
عملکرد جناح راست دور شدن جامعه ایران را از سنت سرعت و شتاب شگفت‌آمیزی داده است اگر جناح راست از دعوت خود برای پایبندی به سنت‌ها دست بر می‌داشت سرعت جامعه ایران برای دور شدن از سنت کندتر می‌شد.
5- در وضع حاضر ساخت اجتماعی ایران یکی از لیبرال‌ترین ساخت اجتماعی خاورمیانه است.
6- فرهنگ ابزاری است که بین انسان با پیرامون‌اش سازگاری ایجاد می‌کند رابرت هال جامعه‌شناس انلگیسی می‌نویسد هر فرد حداقل در 9500 مورد نیاز دارد که به کمک فرهنگ رفتارش را با پیرامون‌اش به طور آگاه و ناخودآگاه سازگار کند. حاکمیت در ایران تنها در دو حوزه حجاب و روابط زن و مرد اعمال محدودیت می‌کند و در 9498 مورد دیگر جامعه را برای اعمال خود به حال خود رها کرده است و این نکته‌ایست که ایرانیان خارج از کشور به آن عنایتی ندارند. اعمال محدودیت در دو مورد از 9500 مورد را مساوی با اعمال محدودیت در کل فرهنگ دانستن سبب می‌شود تا تغییرات اجتماعی در جامعه ایران درک نشود.
7- مردم روستاها در ایران و شهرهای کوچک با محدودیت‌های اعمال شده در باب حجاب بوسیله حاکمیت مشلکی ندارند. در شهر کاشان هنوز حجاب چادر است و کسی از مانتو استفاده نمی‌کند و اگر زنی با مانتو مشاهده شود از مهاجرین است و نه از بومیان شهر.
8- در باب اعمال محدودیت در ایران پیچیدگی‌های خاصی وجود دارد. از یکسو ماهواره قانونا ممنوع است از سوی دیگر حداقل 30 درصد جامعه شهری از ماهواره استفاده می‌کند.
9- تقریبا همه استان‌های مرزی تحت پوشش تلویزیون کشورهای همسایه قرار دارند و نوعا در استان‌های مرزی زبان محاوره‌ای مردم با زبان کشور همسایه یکی است. این نکته کمبود تلویزیون داخلی را جبران می‌کند تنها می‌ماند استان‌های مرکزی‌تر که به تلویزیون کشورهای همسایه دسترسی ندارند.
10- کلاسهای دانشگاهی بسیار آزادتر از گذشته اداره می‌شود اگر یک استاد دانشگاه در سال 1362 فقط ده درصد آن چه را به نظرش صحیح می‌رسید می‌توانست در یک کلاس علوم اجتماعی طرح کند این درصد در سال 1370 به 30 درصد در سال 1375 به 40 درصد و امروز به 90 درصد رسیده است. اساتید دانشگاه شاید در حد کمتر از ده درصد در کلاسهای علوم اجتماعی دچار خود سانسوری هستند. ایرانیان خارج از کشور تصور می‌کنند همان محدودیتی که بر مطبوعات اعمال می‌شود در همه سطوح جامعه تعمیم دارد در حالی که اصلا چنین نیست. مطالبی ده‌ها برابر تندتر از آنچه که در مطبوعات چاپ می‌شد و به سبب آن روزنامه تعطیل می‌شد در کلاس‌های دانشگاهی مطرح می‌شود و تحمل می‌شود. ساخت آموزشی دانشگاهی ایران شاید فقط در حد ده درصد در کلاس‌های دانشگاهی احساس محدودیت می‌کنند.
11- از عملکرد اقتصادی دولت جز رمضان‌زاده سخنگوی دولت هیچ کس دفاع نمی‌کند. وزرای دولت در انتقاد از اقتصاد مملکت بسیار صریح عمل می‌کنند. تلویزیون در انتقاد از اقتصاد حاکم بسیار افراطی عمل می‌کند. مردم در به دشنام گرفتن سیاست‌های اقتصادی دولت از هیچ‌کس بیم ندارند.
مخالفت با نحوه اداره اقتصاد مملکت به معنای مخالفت با نظام تلقی نمی‌شود. راست رادیکال اقتصاد کشور را مافیایی و بسیار فاسد ارزیابی می‌کند. دفاع از حاکمیت در ایران به دفاع از حوزه اخلاق و فرهنگ و سیاست محدود شده است هیچ کس نیز حاضر نیست از آنچه در اقتصاد مملکت اتفاق می‌افتد، قبول مسئولیت کند لذا اگر چه در باب آزادی بیان در ایران محدودیت‌های بسیار هست اما این محدودیت‌ها شامل اقتصاد نمی‌شود مردم و مسئولین در به دشنام گرفتن وضعیت اقتصادی کشور بر هم سبقت می‌گیرند.
12- در زندگی روزمره، در روابط بین مردم با مردم انتقاد از سیاست‌های رسمی به سهولت مشاهده می‌شود و مردم در انتقاد از سیاست‌های رسمی دچار بیم نیستند. مشاهده نشده حداقل طی 3 سال اخیر کسی به این سبب بازداشت شده باشد.
13- کارمندان وزارتخانه‌های دولتی در برخورد با مردم از مواضع رسمی دولت حمایت نمی‌کنند و بر بنیاد آن با ارباب رجوع گفت‌وگو نمی‌کنند اگر چه علیه آن نیز موضع نمی‌گیرند. اما نوعا ارباب رجوع اسنتباط می‌کند که کارمندان دولت در درون گفتمان رسمی تنفس نمی‌کنند و کارمند نیز به هنگام گفت‌وگو با ارباب‌رجوع از انتقال چنین نکته‌ای واهمه ندارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات