علی مزورعی
فرد نکتهسنجی میگفت یکی از پدیدههائی که در سالهای اخیر در جامعه ما رواج پیدا کرده است ساختن واژهها و جملاتی زیبا برای برخی امور است که صورت قدیمی آنرا نمیپسندیم و یا از گفتن واقعیت آن خوشمان نمیآید مثل بکار بردن «مدارس غیرانتفاعی» برای مدارس «خصوصی»، «موسسات اعتباری غیربانکی» برای «بانکهای خصوصی»، «خودیاری» بجای «اخذ عوارض» و... در حالی که کاربرد چنین کلماتی در ماهیت امر چندان تغییری ایجاد نمیکند و مثلا «مدارس غیرانتفاعی» در عملکرد وجه بیمسمائی میباشد و اگر «مدارس خصوصی» میگذاشتند، بهتر بود. بهرحال یکی از روزنامههای عصر در همین راستا قدم برداشته و برای برخوردهائی که بین جناح اکثریت مجلس و دولت پیرامون مسائل مختلف و بخصوص برنامه دوم وجود دارد، اصطلاح تازهای را اختراع کرده است و آنهم «بحث طلبگی» است، دقت بفرمائید: «انتقاد سازنده مجلس از دولت و همدلی نمایندگان و هیئت دولت در کلیه زمینهها تصویر زیبائی از هماهنگی و همدلی نمایندگان و هیئت دولت را تصویر میکرد. جمعی که این تصویر را خوشایند نمیدانند در آستانه بررسی برنامه دوم دل خود را به این خوش کردهاند که از «بحث طلبگی» بین مجلس و دولت نمدی برای کلاه خود بسازند. تیترهائی چون «متحدین دیروز منتقدین امروز... فردا؟» و یا «مخالفت با برنامه دوم!» در یکی از روزنامههای صبح نشان میدهد برخی مصمماند ماهی خود را پس از گلآلود کردن آب، بگیرند. جالب اینجاست همین جماعت تاکنون هیچ پیشنهاد مشخصی در مقولات گوناگون برنامه ارایه ندادهاند!»
در اینکه «بحث طلبگی» بین جناح اکثریت و دولت در جریان است، شکی نیست و ما نتایج آنرا در تعیین کابینه و... دیده و لابد در تدوین برنامه دوم هم خواهیم دید و امیدواریم که عاقبت این «بحث طلبگی» ختم به خیر شود! اما لازم میدانیم این مطلب را متذکر شویم که چرا وقتی همین «بحث طلبگی» در مجلس سوم در رابطه با برنامه اول جریان داشت، همین روزنامه به یک طرف بحث لقب «مخالف» «کارشکن» و... داد و نهایتاً هم با ساختن این شعار «مخالف هاشمی دشمن پیغمبر است» مردم را به رای ندادن به دشمنان پیامبر تشویق و تایید کرد! دوستان به عقب برگردید و روزنامۀ خودتان را مطالعه کنید تا دریابید که «بحث طلبگی» امروز ماهیتاً چه فرقی با گذشته کرده است، نوشته یکی از سرمقالهنویسان روزنامهتان را دوباره مرور کنید: «لایحه برنامه دوم به مراتب از برنامه اول درهم ریختهتر است و وضعیت فعلی آن دقیق نیست و نرخ رشد و اولویتهای ما در آن روشن نیست... یکی از برجستگیهای مهم نظریات آقای هاشمی دربارۀ سیاست تعدیل است که یک بیان محافظهکارانه از سیاست بازار آزاد است.» از این سخنان معلوم میشود که:
1ـ برنامه اول برنامه درهم ریختهای بوده است، در حالی که تا یکسال قبل هیچیک از افراد جناح راست چنین سخنی را نمیگفتند.
2ـ برنامه دوم تقدیمی دولت از اولی بدتر است و بنابراین وظیفه مجلس جناح (اکثریت) است که این بهمریختگی را اصلاح نماید!
3ـ نظریات آقای هاشمی بیان محافظهکارانه از سیاست بازار است. اینکه چه دیدگاهی از سیاست تعدیل بیان و قابل قبول جناح راست باشد، بر ما نامعلوم است.
آیا چنین دیدگاههائی دربارۀ برنامه و آقای هاشمی بدیع و تازه نیست؟ و آیا اینها در چارچوب «بحث طلبگی» جای میگیرد، اما دیدگاههای گذشتگان در این چارچوب جای نمیگرفت؟
اما دو سه نکته دیگر:
1ـ در اینکه افراد و گروهها ممکن است در طی زمان دچار تحول فکری شوند، بحثی نیست و بخصوص در عالم سیاست این امری رایج است، اما صداقت حکم میکند که افراد بطور روشن و صریح موضع خود را مشخص کنند، نه اینکه در قالب الفاظ و القاب نیات واقعی خود را پنهان دارند.
2ـ با اینکه دو تن از سرمقالهنویسان روزنامه یاد شده رئیس و معاون مرکز پژوهشهای مجلساند که بودجه زیادی را صرف مطالعه و تحقیق در ارزیابی برنامه اول و تدوین برنامه دوم کردهاند و دسترسی این روزنامه به اطلاعات و تحقیقات انجام شده کاملا باز است و.... با این حال چرا تاکنون این روزنامه هیچ پیشنهاد روشنی در مورد برنامه ارائه نداده است؟
حال چه انتظاری از روزنامه سلام با امکانات محدودش دارد؟ با اینحال ما در حد و توان و امکاناتمان نظراتمان را بیان داشتهایم.
3ـ راستی جناح راست که سیاستهای اقتصادی دولت سابق (آقای موسوی) را «کمونیستی»، «سوسیالیستی»، «دولتسالاری»،...... لقب میدادند و حال سیاست اقتصادی آقای هاشمی را «بیان محافظهکارانه از سیاست تعدیل یا اقتصاد بازار»،.... لقب میدهند، در مورد سیاست اقتصادی کشور چه نظری دارند؟ آیا بکار بردن القابی از قبیل «الگوی توسعه اسلامی» میتواند مشکلگشا باشد؟ بنظر میرسد که جناح راست با نوعی عملگرائی هر روز نظریات جدیدی را بیان میدارد و این در حالی است که «خیاط در کوزه افتاده است» منتظر میمانیم تا ببینیم «برنامه دوم» چگونه خواهد شد؟ و چه تفاوتهای اساسی را با گذشته خواهد داشت؟ و در عرصه عمل چه نتایجی ببار خواهد آورد؟ و...