سیدمصطفی تاجزاده
1ـ توسعه و تعمیق فرهنگ نقادی از شعارهای اصلی اصلاحطلبان و از نیازهای ملی ماست. به باور دوم خردادیها، نقد مرز نمیشناسد و با «خودی و غیرخودی» بیگانه است و هیچ موضوعی، جز رعایت موازین قانونی، آن را محدود نمیکند. البته بسیاری از شهروندان و فعالان سیاسی و اجتماعی، علاوه بر قانون، خود را ملزم میبینند که «موازین اخلاقی» را در رفتار و گفتار خود رعایت کنند که جای خوش وقتی و تشکر دارد.
2ـ این روزها افراد، شاید هم جریانهایی، با انگیزههای گوناگون «جبهه دوم خرداد» را مورد نقد قرار دادهاند. رفتار اصلاحطلبان در مواجهه با انتقادات مذکور به ملت ایران اثبات خواهد کرد که آنان چه میزان به شعارهای خود پایبندند و در شرایط گوناگون از اصول خود عدول نمیکنند.
3ـ نقد، نقد است، چه منتقدان محترم با انگیزههای فردی و مادی جبهه دوم خرداد را مورد نقد قرار دهند، چه با انگیزههای ملی و اسلامی. چه لحن آنها مؤدبانه باشد، چه نباشد. چه انتقاداتشان منصفانه و همهجانبه و به جا باشد، چه نباشد. چه تیتر اول روزنامههای محافظهکار شود و چه در مطبوعات دوم خردادی درج شود. چه ناقدان محترم عامل به انتقادات خود باشند، چه نباشند. انتقادها چه هماهنگشده و سازمانیافته باشد، چه نباشد و در هر حال هر انتقاد، مستقل از عناصر مذکور، یا وارد است یا نیست. اصلاحطلب واقعی کسی است که بدون ناراحتی یا عصبانیت، بدون هرگونه گلهگذاری علنی و خدایناکرده طلبکارانه، با نقد مسئولانه، همدلانه و منصفانه مواجه شود. اگر انتقاد وارد است، آن را شجاعانه بپذیرد و سعی در اصلاح خود یا مجموعه منتسب به خود کند و در رفع ضعف و نارسایی بکوشد. اگر هم انتقاد را وارد نمیداند، به شکل منطقی و با رعایت موازین قانونی و اخلاقی توضیحات لازم را به استحضار ملت برساند. بیتوجهی به انتقادات، به هر دلیل و بهانه، سرنوشتی مشابه جناح محافظهکار برای اصلاحطلبان رقم خواهد زد. مواجهه دقیق و همهجانبه با انتقادات، علاوه بر این که پویایی جنبش اصلاحی ملت ایران را تضمین میکند، منتقدان محترم را با هر گرایش و انگیزه، ناچار خواهد کرد که دقیقتر و منصفانهتر به نقد اصلاحات یا اصلاحطلبان بپردازد و خود نیز همین منش را درباره منتقدان خود به کار گیرند.
4ـ محافظهکاران چون تغییر جهتگیری اکثریت مردم را در آینده نزدیک محتمل نمیدانند و حتی تردید دارند که در انتخابات آینده همان پانزده درصد آرای انتخابات قبلی را کسب کنند، بیشترین امیدشان به ایجاد شکاف و اختلاف در جبهه دوم خرداد است و این اشتیاق را پنهان نمیکنند. بعضی محافظهکاران کار را به جایی رساندهاند که علناً میگویند قرار است شورای محترم نگهبان نقش کلیدی در ایجاد شکاف بین اصلاحطلبان ایفا کند. محافظهکاران آنقدر از آینده ناامیدند که از هماکنون و به صراحت اعلام میکنند شورای نگهبان قرار است در انتخابات دو سال آینده صلاحیت داوطلبان فعال حزب مدرن اصلاحطلب را رد و کاندیداهای آن تشکل سنتی اصلاحطلب را تأیید کند و رئیسجمهور آینده از بهمان گروه دوم خردادی خواهد بود (جالب آن که شورای محترم نگهبان نیز تکذیب چنین ادعاهایی را ضرور نمیداند!؟) تیترها و مقالات برخی روزنامههای محافظهکار حاکی از آن است که عدهای تلاش میکنند دستهبندی و آرایش واقعی نیروهای سیاسی را که به اصلاحطلب ـ محافظهکار و به اعتباری به صلحطلب ـ جنگطلب تقسیم شدهاند، به درون جبهه دوم خرداد بکشانند و آنان را به اصلاحطلبان سنتی ـ مدرن، اصولگرا ـ آمریکایی، ارزشی، بیبند و بار و تقسیم کنند تا به تصور خود، پس از حذف یک بخش، سراغ بخش دیگر بروند!؟ حفظ هوشیاری در چنین فضایی شرط خردمندی است.
5ـ جبهه دوم خرداد در عمل اثبات کرده است که بیش از ائتلافهای مشابه در گذشته و به مراتب بیش از جناح منتقد از محوریت (خاتمی)، شعارها و خواستهای روشن و در مجموع از انسجام و صمیمیت اکثر قریب به اتفاق اجزای تشکیلدهنده آن برخوردار است. مهمتر آن که ملت آگاه، هوشیار و باتجربه ایران رفتار و گفتار فعالان و جناحهای سیاسی را دقیقاً زیر نظر دارد و خواهان حفظ وحدت این مجموعه برای تحقق آرمانهای خود است. بنابراین مهم خروج احتمالی گروه یا گروههایی از جبهه دوم خرداد نیست، که بعید است چنین اتفاقی رخ دهد، خطر آن است که مردم احساس کنند اصلاحطلبان از تلاش برای تحقق مطالبات واقعی مردم دست برداشتهاند. در آن صورت، چه متحد باشند و چه متفرق، با آنان همدلی و همراهی نخواهند کرد و عکسالعمل لازم را در موقع مقتضی نشان خواهند داد. با وجود چنین ملت آگاهی، انتقاد موجب نگرانی نیست، بیتوجهی به انتقادهایی که اعمال خواست ملت را مطرح میکنند، پیامدهای بعضاً جبرانناپذیری دارد.
6ـ امید است اصلاحطلبان همچون گذشته به خدا توکل و به ملت اتکا کنند و از هر سخن یا اقدامی که کمترین بوی قیممآبی، کینهتوزی، کمظرفیتی، بیادبی، عقدهگشایی و از آن به مشام برسد، شدیداً پرهیز کنند،چون توهین به شعور این ملت بزرگ محسوب میشود. اصلاحطلبان میدانند که اگر حمایت قاطع ملت نبود، کل جبهه دوم خرداد به حساب نمیآمد که اکنون نگران جدایی احتمالی اجزایی از آن باشیم. دوم خردادیها یقین دارند که هر فرد، گروه و جبههای که به شعور و خواست ملت بیاعتنایی کند، آینده روشنی را در سپهر سیاست در ایران اسلامی برای خود رقم نزده است.