تاریخ انتشار : ۰۱ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۵:۲۰  ، 
کد خبر : ۲۳۲۷۵

در دفاع از اصلاح‌طلبی پیشرو


حمید سیدی

آقای مرتضی حاجی، رئیس ستاد انتخاباتی آقای خاتمی در دوم خرداد  و وزیر آموزش و پرورش دولت اصلاحات، اخیراً در مصاحبه‌ای با خبرگزاری فارس اعلام کرده‌اند: «من با بخشی از برنامه‌های دکتر معین موافق نبودم و حتی نامزدی ایشان برای انتخابات را هم توصیه نمی‌کردم.»

صرف‌نظر از درست یا نادرست بودن نظرات آقای حاجی آنچه موجب نگرانی است، گفتمان غالبی است که این روزها در بین بخش‌هایی از اصلاح‌طلبان رواج یافته و آن شدت انتقاد نسبت به عملکرد اصلاح‌طلبان در انتخابات ریاست جمهوری نهم است، بی‌آنکه سایر مقاطع دوره اصلاحات نقد شود.

همه ما به این واقف هستیم که عملکرد گروه‌های مختلف اصلاح‌طلب در انتخابات گذشته ریاست جمهوری دارای اشکالاتی است و نقدهایی بر آن وارد است، اما اینکه از نقد علمی و منصفانه دوران اصلاحات چشم‌پوشی کرده و نوک پیکان نقد را فقط به سمت ایام انتخابات و رفتار انتخاباتی گروه‌های فعال در ریاست جمهوری نهم نشانه رویم، دور از اخلاق سیاسی و انصاف است. آنچه به عنوان شعارها و برنامه‌های «اصلاح‌طلبان پیشرو» در انتخابات مذکور ارائه شد و مورد استقبال بسیاری از نخبگان و فرهیختگان قرار گرفت، حاصل کار مجموعه‌ای از نیروهای اصلاح‌طلب بود که به خرد جمعی و مدیریت مشارکتی اعتقاد داشته و دغدغه ادامه روند اصلاحات، آنها را به این جمع‌بندی رسانده بود که با حمایت از یک شخصیت دانشگاهی که سابقه درخشانی هم در مدیریت اجرایی پس از انقلاب داشته است، در راه اصلاحات «گامی به پیش» بردارند. نامزدی آقای دکتر معین از ابتدا خواسته خود ایشان نبود، چنانکه کسانی که به روحیات و خصایل وی اندک آشنایی دارند، نیک می‌دانند که واقعیت آن است که سیاست هیچ‌گاه اولویت اول دکتر معین نبود، و اگر احساس مسوولیت او در قبال جامعه نبود، لذت کار علمی و پژوهشی خود را با تلخی عرصه سیاست و سیاسی کاری عوض نمی‌کرد.

آقای حاجی در مصاحبه خود با نقد عملکرد جبهه مشارکت طی دوره اصلاحات در مورد نامزدی آقای دکتر معین ابراز داشته‌اند که نامزدی ایشان را توصیه نمی‌کردند. باید خدمت ایشان روزی را یادآور شد که کنگره هفتم جبهه مشارکت برای تصمیم‌گیری در مورد انتخابات ریاست جمهوری نهم در محل اردوگاه باهنر برگزار شده بود و دوستان قدیم ایشان در حزب (که اکنون آقای حاجی از عضویت در آن اعلام برائت می‌کنند) دغدغه آینده کشور و سرنوشت مردم را داشتند و آقای حاجی در حالی که در چند قدمی محل برگزاری کنگره حضور داشتند، در جلسه شرکت نکردند؛ ایشان اگر واقعاً نسبت به انتخاب آقای معین به عنوان نامزد ریاست جمهوری نقد یا توصیه‌ای داشتند، می‌توانستند چند دقیقه‌ای وقت گذاشته و با حضور در کنگره به عنوان عضو موسس حزب مشارکت، نظرات خود را ابراز کنند.

مواضع امروز آقای حاجی و دوستان دیگری که در نظرات خود همواره اعلام می‌کنند از ابتدا پیش‌بینی چنین وضعیتی را می‌کردیم، با رفتار آن روزها فاصله بسیاری دارد. این کاش دوستانی که نقدی نسبت به برنامه‌ها و شعارهای «اصلاح‌‌طلبان ‌پیشرو» دارند، این نقدها را دقیق و منصفانه اعلام کنند و از کلی‌گویی و زیر سوال بردن تلاش‌ نیروهایی که بدون کوچک‌ترین ادعایی براساس باورهای خود، موفق به کسب بیش از 4 میلیون رای آگاهانه شدند، بپرهیزند. برنامه‌ها و شعارهای اصلاح‌طلبان پیشرو به گفته اکثر کارشناسان و تحلیگران، شعارهایی عامه‌پسند نبود و اتفاقاً نخبگان و فرهیختگان جامعه را مورد خطاب خود قرار داده‌ بود.

آنچه امروز مایه مباهات و افتخار حامیان آقای معین است، طرح آن برنامه‌ها و شعارهاست، هر چند برخی از آن شعارها با واقعیت‌های جامعه توده‌ای ایران فاصله داشته باشد که اتفاقاً سعی و تلاش آقای دکتر معین و حامیان ایشان آگاه کردن توده‌های مردم به حقوق اساسی خود بود.

شعارهای «ایران برای همه ایرانیان»، «توسعه دانایی محور»، «دموکراسی در خانه، صلح در جهان»، «دفاع از حقوق شهروندان» و ...، یک‌شبه و بداهتاً به عنوان باورها برنامه‌های اصلاح‌طلبی پیشرو و مطرح نشده بود، بلکه هر یک از این شعارها حاصل کار جمعی مدیران اصلاح‌طلبی بود که طی 8 سال دوره اصلاحات متحمل بیشترین هزینه‌ها شده بودند. شاید مخالفت آقای حاجی با بخش آموزش و پرورش برنامه‌های دکتر معین بوده، آنجا که آقای معین در گردهمایی فرهنگیان اعلام کرد: «به منظور همفکری و مشارکت معلمان عزیز در عرصه تصمیم‌گیری دولت، پارلمان معلمان ایجاد خواهم کرد و وزیر آموزش و پرورش با همفکری با فرهنگیان انتخاب خواهد شد»، یا جایی که ایشان گفتند: «وزیر آموزش و پرورش، شاخص‌ترین وزیر کابینه خواهد بود، چنانچه روزی رئیس‌جمهور در کابینه حضور نداشته باشد، همه نگاه‌ها به سمت وزیر آموزش و پرورش خواهد بود.» برنامه‌های آقای معین در بخش آموزش و پرورش حتماً با عملکری آقای حاجی در دوره اصلاحات متفاوت بود، همان‌طور که پیش از آن دکتر معین تنها و زیر دوره اصلاحات بود که موفق به تغییر ساختار نظام مدیریتی در وزارت علوم و تصویب و وارد کردن آن به برنامه سوم توسعه شده بود. امری که در هیچ‌ یک از وزارتخانه‌ها اتفاق نیفتاد؛ لذا دور از ذهن نیست که آقای حاجی با کدام بخش از برنامه‌های آقای معین موافق نبوده‌اند.

همان‌طور که امروز هم در بین مدیران بنیاد باران که آقای حاجی مدیر عاملی آن را عهد‌ه‌دار هستند، مدیرانی از این دست کمتر جایی دارند.

علاوه بر آنچه ذکر شد، اصولاً توصیه‌‌پذیری و کدخدامنشی در قاموس اصلاح‌طلبی پیشرو واژه‌ای تعریف نشده است. متاسفانه این روزها بر بسیاری از دوستان این امر مشتبه شده که با توصیه و رهنمود، شایستگی‌ها و خدمات مدیران دلسوز و بی‌ادعا را نفی کرده و موجبات انفعال این نیروها را فراهم سازند و برای تثبیت موقعیت خود آنها را متهم به خارج‌شدن از حد اعتدال کنند، بدون آنکه معیاری برای اعتدال مورد نظر خود تعیین کرده باشند. در حالی که اعتدال تنها نفی تندروی نیست، بلکه پرهیز از افراط و تفریط، تواماً مدنظر است. اگر تندروی و شعارهای غیرواقعی را نفی می‌کنیم، درجا زدن، عقبگرد و قدرناشناسی فرصت‌هایی که در اختیار بوده را هم باید محکوم کنیم. وانگهی به نظر می‌رسد اصلاح‌طلبی به این حد از بلوغ رسیده باشد که از دوره توصیه و رهنمود و ریش‌سفیدی عبور کرده باشد و براساس مصلحت جامعه و منافع ملت، بر پایه سازوکارهای دموکراتیک به خرد جمعی تن بدهد. لذا تصور جایگاه ارائه رهنمود و توصیه، آن هم به کسانی که سابقه مدیریتی درخشانشان قابل قیاس با فرد توصیه‌کننده نیست، چندان وجاهتی ندارد. مقایسه عملکرد و وزارتخانه علوم تحقیقات و آموزش و پرورش در دوره اصلاحات بهترین گواه برای قضاوت افکار عمومی است.

سخن آخر اینکه در شرایطی که اهمیت ائتلاف و یکپارچگی اصلاح‌‌طلبان در انتخابات پیش‌رو بر کسی پوشیده نیست و تلاش هم دلسوزان اصلاحات، گسترش دامنه ائتلاف و استفاده حداکثری از همه ظرفیت‌های اصلاح‌طلبی است، موضع‌گیری‌هایی که موجب دلخوری و دوری اصلاح‌طلبان از یکدیگر می‌شود، شایسته نیست.

آقای حاجی باید توجه داشته باشند که به عنوان سخنگوی ائتلاف اصلاح‌طلبان در انتخابات شوراهای سوم و مدیرعامل بنیاد باران (محلی که مدیران آقای خاتمی گردهم آمده‌اند) سخنان ایشان در مورد یک همکار سابق و منتخب بیش از 4 میلیون نفر از جوانان، دانشجویان و فرهیختگان این کشور ممکن است این شائبه را به وجود آورد که عده‌ای از دست‌اندرکاران دولت اصلاحات در پی ایجاد فضایی هستند تا ارتباط آقای خاتمی با نزدیک‌ترین مدیران دلسوز خود قطع شود. واقعیتی که خواسته یا ناخواسته در انتخابات شوراهای سوم اتفاق افتاد و عملاً اصلاح‌طلبان پیشرو و نقشی در ائتلاف اصلاح‌طلبان نداشتند. نگرانی امروز اصلاح‌طلبان پیشرو این است که قبل از آنکه توسط جناح مقابل فضا بر آنها تنگ شود، با موضع‌گیرهایی از این دست، از جانب مدعیان اصلاحات، حذف و خانه‌نشین شوند. چنین مباد!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات