تاریخ انتشار : ۲۰ دی ۱۳۹۰ - ۰۸:۵۴  ، 
کد خبر : ۲۳۲۷۵۳
نظریه‌های اقتصادی دولت احمدی‌نژاد برآمده از آرای مصباح یزدی

اقتصاد منهای ربا


احمد کشاورز
هنگامی که دولت نهم سکان اداره کشور را در دست گرفت بسیاری ریشه‌های سیاسی دولت را در آن سوی تهران جست‌وجو می‌کردن. آیت‌الله‌ای در قم از مدت‌ها قبل سخنرانی در باب بانکداری بدون ربا را آغاز کرده بود و مردان قوه مجریه در تهران نیز در مزمت ربا و نرخ بهره بسیار بانک‌ها سخنرانی می‌کردند. اما آیت‌الله مصباح یزدی ربا را جنگ با خدا می‌دانست و برای رهایی از این نبرد برنامه‌هایی داشت که الگوی اقتصادی دولت نهم شد.
آیت‌الله‌ای در قم راهنمای دولت شده بود و برای مردان قوه مجریه هدایتگری می‌کرد. مصباح یزدی در تربیت دولتمردان چندان بی‌تجربه نبود چرا که پیش‌تر احمد عبدالله محمد سامی رئیس‌جمهور کومور شاگردی مصباح را تجربه کرده بود.
عده‌ای روایت می‌کردند محمود احمدی‌نژاد دوستدار استادی از قم است. مصباح یزدی هنگامی که ستاره اقبال اصلاح‌طلبان در آسمان ایران طلوع کرد خود را به کانون منتقدان اصلاحات افزود و در اندک مدتی مرکزیت منتقدان را گرد خود جمع کرد. مصباح یزدی اما خوش‌اقبال بود که دولت پس از اصلاحات نه اصولگرا که شاگردان فکری او بودند.
اقبال مصباح بلند بود که احمدی‌نژاد اداره دولت را در دست گرفت. باز هم اخبار غیررسمی حکایت از مشاوره به دولت از آن سوی تهران داشت ولی ساکنان پایتخت دینی ایران این‌‌بار پای تکذیب را پیش نکشیدند،‌‌‌‌‌ چه تکذیب اساسا مسلک آنان نبود که اگر قصدی برای تکذیب داشتند گفتار محفل‌نشینان کرمان را رد می‌کردند که رفتار خود را منتسب به دیگرانی نزدیک به آیت‌الله کرده بودند.
آیت‌الله مصباح یزدی روزگاری هدایتگر موسسه‌ای مطالعاتی در قم بود ولی اقبال بلندی داشت که اندکی بعد اندیشه‌ورز دولت لقب گرفت. سفر ناگهانی محمود احمدی‌نژاد به قم و دیدار با آیت‌الله نیز رسمیتی بر رابطه دوستانه میان آیت‌الله و رئیس دولت بود.
رئیس دولت دل‌‌‌نگرانی از انتساب به قم نداشت و اندیشه‌ای برای فرار از گفتار منتقدان در سر نمی‌پروراند. سیاست‌‌‌ورزان در جست‌وجوی خطی جدید بودند ولی شاید هنوز اقتصادپیشگان تصور نمی‌کردند راه اقتصاد این‌‌‌بار نه از تهران و دانشگاه‌های بسیارش که از قم و معدود پژوهشکده‌هایش عبور کند.
در این میان آرای آیت‌الله مصباح یزدی اندرزهای بسیاری برای دولت و سیاست‌ورزهایش بود؛ از سیاست خارجی گرفته تا سیاست داخلی در میان گفته‌های آیت‌الله به وضوح آمده بود. اما اقتصاد هنوز چهره پنهانی داشت. برای اقتصاد اسلامی بسیاری پیش از مصباح یزدی و بیش از او نسخه‌ها پیچیده بودند ولی در عمل همچنان راه‌های رسیدن به اقتصاد اسلامی در تئوری دنبال می‌شد.
اما این‌‌‌بار همراه دولت،‌‌‌‌‌ اندیشه‌های خود را سازمانی تازه داده بود. او در میان اظهارنظرهای سیاسی گفتاری اقتصادی هم پیش گرفته بود. اقتصاد به سبک دولت نهم به شیوه‌ای طراحی شده بود که راهی به اصول مدرن نمی‌برد. اما عده‌ای سرنخ‌ها را نه در تهران که کمی دورتر جست‌وجو می‌کردند.
آیت‌الله مصباح یزدی اظهارنظرهای اقتصادی بسیاری نداشت ولی در میان همان اندک نقل‌‌‌‌قول‌ها نیز خطی را برای دولت اصولگرا ترسیم کرده بود که احمدی‌نژاد چهار سال را بر مدار آن گذراند و چهار سال دوم حضور خود را به مدد آن بیمه کرد. ریشه گفتار اقتصادی محمود احمدی‌نژاد در واژه عدالت مخفی شده بود. عدالت هم در گفتار مردی تفسیر می‌شد که نه در تهران که در قم سکونت دارد.
محمود احمدی‌نژاد اندکی پیش از آنکه از شهرداری به کشورداری برسد،‌‌‌‌‌ در میان شعارهای اقتصادی خود از واژه‌هایی بهره گرفت که در ادبیات سیاسی ایران جای نداشت. او قصد داشت نفت را به سفره‌ها کشاند،‌‌‌‌‌ دست‌های فاسد را از سفره‌های مردم دور کند،‌‌‌‌‌ آقازاده‌های بهره‌مند از رانت‌های اقتصادی را ناکام گذارد و نظام اقتصادی تازه‌ای رقم زند. احمدی‌نژاد مسیری را طی کرد که آیت‌الله سال‌ها قبل در میان انبوه نقدهای خود به اصلاح‌طلبان آنها را بیان داشته بود.
مصباح یزدی شهرت خود را شاید مدیون نقدهای بسیار رسانه‌های اصلاح‌طلب بود. اکبر گنجی او را به صفت عالیجناب نواخته بود و دیگری به شیوه‌ای دیگر تصویری از آیت‌الله مصباح یزدی ارائه داده بود که به تجمع سه روزه در قم منجر شد. اما دولت احمدی‌نژاد خطاهای گذشته را تکرار نکرد. او به موازات اجرای ایده‌های سیاسی آیت‌الله تئوری‌های اقتصادی مصباح یزدی را نیز عملیاتی می‌کرد.
مصباح یزدی برای اقتصاد برنامه‌هایی داشت که از جنس دهه اول انقلاب هم نبود. او تنه‌ای به اندیشه‌های اقتصادی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در صدر انقلاب زده بود و برداشتی از اقتصاد اسلامی را قرائت می‌کرد که از جنس احمدی‌نژاد بود. هنگامی که احمدی‌نژاد در نطق‌های تلویزیونی و سخنرانی‌های استانی خود از مفاسد اقتصادی نامی به میان آورد و با هیجان بسیار از تریبون آنها را رسوا می‌ساخت،‌‌‌‌‌ آیت‌الله مصباح یزدی در گوشه‌ای دیگر تئوری‌های مبارزه با مفاسد اقتصادی را به مخاطبان خود ارائه می‌داد.
گفتمان مبارزه با مفاسد اقتصادی رئیس دولت نهم از میان اندیشه‌های مصباح یزدی سر برآورده بود: «جمله‌ای هست که همیشه خدمت دوستان عرض می‌کنم آن هم این است که خدای جبهه با خدای دانشگاه،‌‌‌‌‌ با خدای حوزه،‌‌‌‌‌ با خدای بازار یکی است و اگر در جبهه خدا چنین پیروزی‌هایی نصیب ما کرد آن خدا جای دیگری نرفته،‌‌‌‌‌ در بازار ما هم هست و می‌تواند اقتصاد ما را درست کند به شرطی که ما همان روحیه جبهه‌ای را پیدا کنیم و در مسئولیتی که شما برعهده گرفته‌اید چیزی که نباید فراموش کنید توسل و دعاست و ما هم برای شما دعا می‌کنیم.»
تفسیرهای مصباح یزدی تفاوتی میان عدالت بازار و جبهه قائل نبود. او در بیان اندیشه‌های اقتصادی خود پرده‌ها را بالا زده بود. آیت‌الله مصباح یزدی بر این باور است که اقتصاد اسلامی زمانی به ثمر می‌نشیند که ریشه‌های غربی اقتصاد از میان برود: «ما نباید تنها به دفاع از خود اکتفا کنیم. بهترین دفاع حمله است.
یکی از شاهکارهایی که متاسفانه برخی از اشخاص ضعیف‌النفس که مسئولیت‌های بزرگی را هم برعهده داشتند انجام دادند،‌‌‌‌‌ این بود که وانمود می‌کردند برای اینکه اقتصاد ما پیشرفت کند چاره‌ای نداریم جز اینکه نسخه اقتصاد غربی را پیاده کنیم. می‌گفتند رئیس بانک مرکزی ما باید تحصیلکرده آمریکا باشد،‌‌‌‌‌ وزیر اقتصادمان باید تحصیلکرده فرانسه باشد. در غیر این صورت ما پیشرفت نمی‌کنیم.
دنیای غرب اقتصادش را با علم پیش می‌برد،‌‌‌‌‌ ما اگر آن علم را نداشته باشیم و نپذیریم،‌‌‌‌‌ عقب می‌مانیم. حالا وقت آن رسیده که بگوییم کجا رفتند این عالمان اقتصادی که فکری برای اقتصاد آمریکا بکنند؟ کجا رفت این نظریه‌‌‌‌های اقتصادی؟ اگر علم غربی‌ها یک داروی شفابخش برای اقتصاد عالم بود،‌‌‌‌‌ پس چرا خودشان نمی‌توانند از این داروی شفابخش در اقتصادشان استفاده کنند؟ الان فرصت بسیار خوبی است. در مورد مسائل اجتماعی و... باید گفت این آلودگی‌ها و مسائل انحرافی تمدن کشور شماست.»
سیاست‌های اقتصادی آیت‌الله دوگانه بود. او بارها تاکید بر تولید علم اقتصادی جدید کرد و اندکی بعد دستور اجرایی شدن را صادر کرد. رئیس دولت نهم نیز اندیشه‌های آیت‌الله را بی‌عمل باقی نگذاشت. او در دورافتاده‌ترین استان‌های کشور و در میان محروم‌ترین مردم ایران استراتژی حمله را پیش گرفت و به گروهی که آنان را مفسد اقتصادی می‌نامید تاخت. احمدی‌نژاد قصدی برای عقب‌نشینی از اصول آیت‌الله نداشت.
او پس از حمله،‌‌‌‌‌ حلقه‌ای جدید هم گرد خود راه انداخت. حلقه‌ای که اقتصاددانان پرآوازه دانشگاه‌های کشور جایی در آن نداشتند ولی گروهی تازه هدایتگرش شده بودند. حسین صمصامی مزرعه آخوند از شاگردان رئیس دانشکده اقتصاد شهید بهشتی اینگونه به حلقه همراهان اقتصادی دولت افزوده شد و محمد خوش‌چهره به همین شیوه از نزدیکی به دولت بازماند.
احمدی‌نژاد گفتار آیت‌الله را روشن می‌دید. او به سرعت تاخت و تاز بر نظام جهانی اقتصاد را پیش گرفت و اقتصاد سرمایه‌داری را منحط و رو به نابودی تفسیر کرد. رئیس دولت نهم از تهران به جهان اندرز داد تا شیوه‌های تازه برای اقتصاد پیش گیرند و از اقتصاد سرمایه‌داری به سوی نسخه‌ای نامعلوم حرکت کنند.
آیت‌الله مصباح یزدی بسیار پیش‌تر از احمدی‌نژاد دستور استخراج تئورهای جدید اقتصادی را صادر کرده بود. او نسخه اولیه خود را در قالب بانکداری بدون ربا ارائه داد. بانکداری اسلامی اندیشه‌ای به شمار می‌آمد که مصباح یزدی برای تحقق آن تکاپوی بسیاری کرد و رئیس دولت هم برای پویایی‌اش تلاش‌های بسیاری را به کار بست.
همایش‌های متوالی با حضور مدیران دولتی در قم برگزار می‌شد و سخنرانی‌های مصباح یزدی بر شیوه‌ای تازه از بانکداری تاکید داشت که خود آن را اینگونه تفسیر می‌کرد: «اسلام به شدت مخالف رباست و تعبیرهای بسیار جدی که در مورد ربا در قرآن به کار رفته است نظیر ندارد. چنان که می‌فرمایند: اگر بساط ربا را در جامعه خود برنچینید،‌‌‌‌‌ این کار شما به منزله اعلان جنگ با خداست. نخست اینکه اقتصاد کشور ما همانند اکثر کشورها و شاید تمامی کشورهای جهان به ربا مبتلاست.
نه تنها بازار آزاد ما بلکه بنگاه‌های اقتصادی دولتی که سرآمد آن،‌‌‌‌‌ بانک‌ها هستند گرفتار ربا هستند. امروز بانک‌ها تغییر ماهیت داده‌اند،‌‌‌‌‌ مستقیما وارد عرصه اقتصادی شده و دیگر حالت واسطه را از دست داده‌اند. حال تئوری‌‌‌‌پردازی در مورد اینکه آیا می‌شود ماهیت بانک را تغییر داد،‌‌‌‌‌ موضوعی است که کمتر در مورد آن صحبت می‌شود و طرح آن شهامت می‌خواهد،‌‌‌‌‌ ولی معتقدم تحولات بزرگ،‌‌‌‌‌ با همین شهامت‌ها و جسارت‌های علمی محققان صورت گرفته و آنها با همین قدرت ابتکار و نقد،‌‌‌‌‌ طرحی نو درانداختند.
برخی افراد همواره برای فرار از ربا به دنبال راهی هستند که در عین تحقق هدف ربا،‌‌‌‌‌ نامی از آن برده نشود که از آن به عنوان حیله‌های شرعی یاد می‌کنند در حالی که مراجعی همانند امام راحل(ره) به شدت در برابر آن اعلام موضع کرده و این حیله‌ها را جایز نمی‌دانند.» مصباح یزدی سال 1385 اولین گفتار خود در مورد بانکداری بدون ربا را بیان داشت و پس از آن سه رئیس بانک مرکزی تغییر کردند تا شاید یکی از میان آنها به دیگردیسی نظام بانکی کشور رای دهد. از میان روسای بانک مرکزی نیز تنها محمود بهمنی هم‌‌‌رای آیت‌الله شد.
او در تمامی همایش‌های بانکداری اسلامی شرکت کرد و از مزایای بانکداری اسلامی بسیار سخن به میان آورد. آیت‌الله مصباح یزدی تنها بانکداری را هدف نگرفته بود. او به گذشته نیز تاخت: «سیاستگذاری‌های اقتصادی کشور باید بر مبنای ارزش‌های اسلامی و اصول علمی انجام شود. در ابتدای امر با ورود دولت به عرصه فعالیت‌های اقتصادی از تراکم سرمایه جلوگیری شد،‌‌‌‌‌ اما پس از مدت کوتاهی مشخص شد که این مساله به سود مردم نیست و راه سوءاستفاده را برای برخی از گروه‌ها باز نگه می‌دارد.
کسانی که برای سیاستگذاری‌های اقتصادی انتخاب می‌شوند نباید تحت‌‌‌تاثیر جریان‌های سرمایه‌داری قرار بگیرند و سیاست‌ها را بر مبنای اصول علمی و ارزش‌های اسلامی تدوین کنند.» آیت‌الله مصباح یزدی به دولت اندرز می‌داد تا اداره اقتصاد را مانند دولت‌های گذشته در اختیار گروه‌های مخالف قرار ندهند. او به صراحت بازاریان سنتی ایران را نیز از گردونه رقابت خارج کرده بود و گروهی تازه را برای بهره‌گیری از مواهب اقتصادی معرفی می‌کرد. مصباح یزدی مانند گذشتگان خود در حوزه علمیه چندان اعتمادی به بازاریان نداشت و عده‌ای دیگر را معتمد می‌شمرد.
آیت‌الله مصباح یزدی در دیداری با گروهی از اعضای سپاه پاسداران از فعالیت‌های اقتصادی این نهاد نظامی تمجید کرد: «خوشبختانه ما امروز شاهد هستیم که این نهاد مقدس با توجه به اینکه برخورد با چنین سیاست‌هایی رسما جزو وظایف این نهاد به حساب نمی‌آید این فداکاری و دفاع از فرهنگ و باورهای اسلامی را انجام می‌دهد و به برکت رهبری مقام معظم رهبری وظایف سپاه خیلی توسعه داده شده به طوری که سپاه در حوزه‌های سازندگی،‌‌‌‌‌ اقتصاد،‌‌‌‌‌ فرهنگ و دیگر حوزه‌ها وارد عمل شده است و در سایه همین رهنمودهاست که شما می‌توانید حرکتی انجام دهید،‌‌‌‌‌ وگرنه به شما اجازه نمی‌دادند.»
آیت‌الله مصباح یزدی راه اقتصادی دولت را نمایان ساخته بود. بازاریان باید گوشه‌نشین می‌شدند،‌‌‌‌‌ اندیشمندان اقتصادی سی سال گذشته به سوی دیگر می‌رفتند و گروهی تازه می‌آمدند،‌‌‌‌‌ نهادهایی به غیر از موسسات غیرقابل اعتماد از نگاه دولت اداره اقتصاد را برعهده می‌گرفتند و نظام بانکداری ایران را دگرگون می‌ساختند. دولت نهم بازار را کنار زد تا نهادهایی تازه را به میدان اقتصاد راه دهد. این بار اقتصاد تنها براساس سخنرانی‌های آیت‌الله مصباح یزدی در مورد بانکداری اسلامی و مبانی دیگر اقتصاد معنا می‌شد.
راه اقتصاد در دولت نهم و دهم نه از میان نهادهای دانشگاهی و مناظره‌های اقتصادی که شاید از کنار اندرزهای معدود اقتصادی آیت‌الله می‌گذرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات