تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۹۱ - ۰۷:۴۳  ، 
کد خبر : ۲۳۲۷۵۵

آیت‌الله کاشانی و قیام مقدس سی تیر 1331 (بخش دوم)


شهید دکتر سیدحسن آیت
بعد از این پیام، شاه و قوام حکومت نظامی اعلام کردند، روشن است که قوام و شاه به این زودی تسلیم نمی‌شدند، آنها حکومت نظامی برقرار کردند و ارتش را به خیابانها آوردند و در سرتاسر کشور بخصوص در تهران به کشتار مردم پرداختند و به همین منظور آیت‌الله کاشانی از ارتش خواست دست به برادرکشی و حق‌کشی نزند. ایشان گفتند: «عزت شما (ارتش) در گرو خدمات صادقانۀ شما به ملت و به مملکت و دین است و هر قدر استقلال، بیشتر و محکمتر باشد، قدر و ارزش شما بیشتر خواهد بود. بگذارید خدا و ملت از شما خشنود باشد، زیرا امروز جنگ و جدال بین دو صف حق و باطل است. اعمال احمد قوام که تنها برای جاه‌طلبی و برگشت انگلیسیها و استعمار است، نباید بدست شما انجام و شما را در مقابل خونها و حق‌کشیها مسئول کند.
قیام مردم در سی تیر و سقوط دولت قوام
بالاخره نتیجه بر این شد که ملت مسلمان مجبور گشت مجدداً سینه‌های جوانان خود را سپر گلوله‌های دشمن نماید و در پی اعلامیه‌ آیت‌الله کاشانی که مردم و ارتش را دعوت به مقاومت و فداکاری می‌کرد روز 30 تیر 1331 قیام عمومی صورت گرفت و مردم مظلوم با دادن صدها کشته و مجروح توانستند قوام‌السلطنه را از عرشۀ قدرت به زیر آورند و بحران خطرناکی را که مصدب با استعفای خود بوجود آورده بود از سر ملت رد کنند و مجدداً پس از اینکه ملت قدرت را بدست گرفت، مصدق خود را کاندیدای زمامداری کرد و با گرفتن پست وزارت جنگ و گرفتن اختیارات از مجلس و با مرعوب کردن مخالفین به حکومت خویش ادامه داد.
وقتی قیام سی تیر به پیروزی رسید مردم مسلمان که با خون و شهادت، موجبات پیروزی را فراهم و مصدق در پرتو آن به مقام نخست‌وزیری رسیده بود از او خواستند که با تشکیل محکمۀ انقلابی قوام و سایر جنایتکاران را به مجازات برساند.
اعلام مفسد فی‌الارضی قوام توسط آیت‌الله کاشانی و مجلس
آیت‌الله کاشانی در اعلامیه‌ای که برای تشکیل مجلس ترحیم شهدای قیام 30 تیر صادر کرد اعلام نمود که: «بدیهی است می‌توانم با کمال صراحت به هموطنان عزیز قول دهم که از گرفتن انتقام قانونی و خداپسندانه از عاملین وقایع ناگوار 30 تیر کوتاهی ننمایم» از طرف دیگر مجلس در 2 مرداد 1331 روز 30 تیر را روز قیام مقدس ملی نامید و در جلسه 12 مرداد قوام را مفسد فی‌الارض شناخت. اما باید ببینیم مصدق در برابر ایثار و از خودگذشتگی مردم و این خواست بر حق عمومی چه کرد؟ رفتار مصدق در حرف و در ظاهر با کردار او بسیار متفاوت بود. معلوم بود که چه می‌شود! مصدق در حالیکه اینچنین خون شهدا را وسیله تبلیغات و پیشبرد سیاست خود قرار می‌داد، در عمل هیچ اقدامی برای مجازات جنایتکاران 30 تیر انجام نداد و با مانورهای مختلف و با وعده‌ و وعیده‌های زیاد، خون این شهدای مظلوم را پایمال کرد و برای همیشه آن را در صحنه تاریخ محو نمود.
انتخاب هیئت دولت نامطلوب مصدق و فریاد آیت‌الله کاشانی
مصدق همکاران نامطلوبی در هیئت دولت برگزید که اکثر آن‌ها منسوبین مصدق و بعضی از آنها عامل به رگبار بستن مردم در 30 تیر بودند. آیت‌الله کاشانی نامه‌ای به دکتر مصدق می‌نویسد و در آن نامه چنین اظهار می‌دارد: «می‌دانید که من در امور و در انتصابات شما مداخله نکردم، اما الآن در خانۀ من باز است، مردم شهید داده‌اند و از من که از شما حمایت می‌کنم، می‌‌خواهند که این انتصابات غلط انجام نگیرد و اشخاصی مثل سرلشگر وثوق که مردم را کشته است و دکتر اخوی و نصرت‌الله امینی (که هنوز هم زنده است و جبهه ملی است و اخیراً اسناد جاسوسیش بدست آمد) این‌ها را چرا شما سر کار آورده‌اید؟ حالا ببینیم مصدق در جواب آن مرد بزرگوار چه می‌گوید: او نامه‌ای خدمت آیت‌الله کاشانی می‌نویسد و می‌گوید: «نمی‌دانم در انتخاب آقای سرلشگر وثوق و آقای دکتر اخوی که بدون حقوق برای خدمتگزاری حاضر شده‌اند و همچنان آقای نصرت‌الله امینی که از فعالترین اعضای نخست‌وزیری هستند، حضرتعالی چه عیب و نقصی مشاهده فرموده‌اید که مورد اعتراض واقع شده‌اند. بنده صراحتاً عرض می‌کنم که تاکنون در امور اصلاحی، عملی نشده و اوضاع سابق مطلقاًَ تغییر ننموده است و چنانچه بخواهد اصلاحاتی بشود باید از مداخله در امور، مدتی خودداری فرمائید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات