شورا در معنای لغوی آن رایزنی و مشورت کردن است. البته بنا به تعریف فرهنگ معین شورا در عربی با معنای متداول آن در زبان فارسی و حتی در خود عربی تفاوتی بنیادین دارد. در عربی شورا از نظر لغوی به معنای چیدن عسل از خانه زنبور و ریاضت دادن اسبان است تا بر آنها سوار شوند. لیکن در عربی هم معنای لغوی مراد نبوده است و مشورت کردن و نکتهای را برای تصمیمگیری به بحث گذاشتن معنا میدهد.
به هر تقدیر معنای متداول شورا عبارت است از تجمعی برای رایزنی، نظرسنجی و تصمیمگیری، بدیهی است که انسانها موجوداتی متفکرند و بر پایه تفکر و تجربه خویش، خواه از طریق آزمون و خطا، خواه پرسش و یا صدها تجربه روزانه اطلاعاتی را فرا میگیرند.
جالب آن که انسان اندیشهورز، فراگیرنده و انتقالدهنده، آنچه که آموخته است - که آن هم به مدد زبان صورت میگیرد - را از نسلی به نسل بعد انتقال میدهد و نسل جوانتر، از آن اندوختهها استفاده میکند. به جرح و تعدیل آنها میپردازد، آنها را در مواردی کاملتر میکند و این فرایند را سرباز ایستادن نیست.
پس انسانها، بر پایه مشخصاتی که ذکر شد، متفاوت از همدیگر میشوند. برخی در زمینهای اطلاعات بیشتری به کف میآورند و گروهی کمتر. در جوامع گذشته معمولاً این امر با سن افراد رابطهای مستقیم داشت و بدین دلیل پیرترها در عرصههای مختلف کار و زندگی و گذران عمر مورد پرسش قرار میگرفتند و سایر افراد با آنان به رایزنی میپرداختند.
اما با گذر ایام و پیچیده شدن جوامع، رابطه دانایی و سن تا حدود زیادی معنای خود را از دست داده است و امروزه ضرورتی ندارد که حتماً پیرترها منبع مهم کسب اطلاعات و راه و چاره امور تلقی شوند. پس میتوان ادعا کرد که انسان اندیشهورز، فراگیرنده و انتقالدهنده، موجودی است که رایزن یا مشورتکننده محسوب میشود و لذا مشورت سابقهای به کهنسالی بشریت دارد.
از آنجا که انسانها همواره با هم به مشورت میپرداختهاند و از قدیم این امر سابقه داشته است، پس به طور بدیهی چنین فرایندی به تدریج اشکال مختلفی به خود میگیرد. سادهترین آن فرایندی است که جورج زیمل آلمانی آن را رابطه دوتاییها یا گروه اجتماعی متشکل از دو نفر (دایاد) نامیده است، گرچه اطلاق گروه اجتماعی متشکل از دو نفر از سوی برخی جامعهشناسان مورد تردید قرار گرفته است، به هر تقدیر مشورت و رایزنی برای جریان یافتن حداقل به دو نفر نیاز دارد. سادهترین و متداولترین چنین مشورتی بین پدر و فرزند رخ میدهد که سابقهای دیرباز دارد و تا به امروز برقرار باقی مانده است. ازدواج فرزند شاید پرشمارهترین موارد مشورت است.
تمامی نحلههای فکری، مکاتب و ادیان بر مشورت بین افراد و یا به شکل سازمانیافتهتر تأکید روا داشتهاند. در دین اسلام نیز کراراً بر این امر تأکید شده است که معروفترین آنها «و شاورهم فی الامر» و «امرهم بینهم» میباشد که یکی از آیات قرآن مجید و دیگری از احادیث معتبر آمده است.
اما مشورت سازمانیافته و برای امور عمومی نیز سابقهای کهن دارد. در اجتماعات باستانی مواردی قابل ردیابی است که گروهی (معمولاً ریشسفیدان قوم) در قالب شورای ریشسفیدان یا معتمدین محلی نه تنها در باب امور شخصی بلکه درباره امور اجتماعی و مسائل عمومی، گاه به طور مرتب، گرد هم آمده و به شور پرداختهاند. در موارد متعددی تصمیمهای مهم اجتماع توسط شورای ریشسفیدان اتخاذ میشده است. شورای پیران در عهد باستان به ویژه در بینالنهرین و مصر امور آبیاری و سازماندهی کار دستهجمعی و حتی بیگاری را برعهده داشتهاند.
مشورت گروهی و بعد از آن تصمیمگیری و اجرا، میتواند موارد و عرصههای گوناگونی را دربرگیرد. این عمل جمعی از اولین اشکال اداره کردن (Governance) محسوب میشود و از مهمترین مباحث مربوط به شورا به حساب میآید. تنوع عرصههای شور و رایزنی سبب شده است تا با افزودن پسوندهایی انواع شورا پدید آید که شورای سیاسی، شورای اجتماعی، شورای صنفی، شورای علمی و نظایر آن از این دست بشمارند.
از این روی شورا گروه اجتماعیای در نظر گرفته میشود که بر پایه نوعی مشروعیت چه رسمی و قانونی (مثلاً از طریق رأی عمومی) و چه غیررسمی و براساس سنن هر اجتماعی، امور تعریف شده و حیطههای معینی را حیطه عمل خود معین کرده و بر پایه رایزنی به اخذ تصمیم و اعلام آن مبادرت میکند. در مواردی تصمیمهای متخذه توسط خود شورا و ارکان وابسته به آن عملی میشود و در سایر موارد تصمیمها به ارگانهای دیگری جهت اجرا محول میگردد و شورا تنها به نظارت بسنده میکند.
از جمله اولین شوراهای سازمانیافته و مدون پدید آمده در گستره تاریخ به قوم یهود تعلق دارد که با مفهوم سن هدرین (The Sanhedrin) معرفی شده است که به طور همزمان شورای عالی قوم یهود و دادگاه بوده است. ریشه یونانی این مفهوم Synedrion و Synedrium میباشد که از دو جزء «Syn» به معنای با هم بودن و «hedra» به معنی قالب یا مجمعی برای با هم بودن افراد در جهت امری خاص و هدفی معین، تشکیل شده است.
همین واژه در لاتین به صورت Consilium به معنای ارگان مشورتی یا تصمیمگیری و اجرا آمده است و برای اولین بار به وضوح اداره کردن را به ذهن متبادر میسازد. واژه انگلیسی «council» برگرفته از واژه لاتین است و به معنای ارگانی است از افراد انتخابی یا انتصابی برای انجام وظیفههایی مشخص و در قالب و ظرفیت مشورتی، قانونگذاری اداری و به عنوان رکنی از ارکان اداره شهر، محدوده مشخص، منطقه و حتی کل کشور (در قالب مجلس ملی). وظایف محوله به شورا میتواند جنبه قانونگذاری، نظارت، اجرایی و یا توأمان داشته باشد.
گرچه در بینالنهرین و مصر شورای پیران وجود داشته است و اولین نمودهای شورای رسمی به قوم یهود تعلق دارد، اولین نمودهای شورا به عنوان ارگان سیاسی - اجتماعی با هدف تصمیمگیری به معنای وسیع کلمه به تمدن یونانی - رومی مربوط است. اکثر شهرهای یونانی، چه آنهایی که توسط توده شهروندان اداره میشدند و یا توسط نخبگان حاکم، امور سیاسی - اجتماعی و شهری را به شوراها واگذار میکردند، اندازه شوراها از شهری به شهر دیگر متفاوت بود ولی معمولاً پانصد و پنجاه عضو داشت.
باید توجه داشت که نظام سیاسی - اداری یونان و بعداً روم، نظامی متکی به شهرهای مستقل بود که پولیس یا دولتشهر خوانده میشدند. اندازه پولیسها چه از نظر جمعیتی و چه از سایر جهات محدود بود و در این امر تعمدی وجود داشت. از جمله آن که به نظر ارسطو اندیشمند بزرگ و معلم اول، جمعیت پولیس همواره باید محدود باقی میماند تا شهروندان برای رأیدهی و انتخاب کردن با نمایندگان خود، آشنایی رویاروی داشته باشند. در نتیجه به هنگام برخورد با افزایش جمعیت، پولیسهای جدیدی احداث میکردند. از این روی نوشهرسازی رواجی تمام داشت.
با این بحث مشخص میشود که شورایی با بیش از پانصد عضو، شورایی جدی، کامل و قدرتمند به حساب میآمد. جمعیت پولیسها از نظر افلاطون باید متشکل از 5000 نفر شهروند کامل بود که به همراه زنان که در یونان شهروند به حساب نمیآمدند، به اضافه فرزندان صغیر خانوادهها و بردگان نزدیک به سیصد هزار نفر میشد. جمعیت پولیسها به ندرت از چند صد هزار نفر تجاوز میکرد. درک تعداد اعضای شوراهای یونانی با جمعیت پولیسها، اهمیت شورا را نشان میدهد. ادامه دارد...