تاریخ انتشار : ۰۶ دی ۱۳۹۰ - ۱۱:۵۶  ، 
کد خبر : ۲۳۲۷۶۲

دشمن قدیم، دوست جدید


پاول کوین ـ ماسیمو کالبرسی
مترجم: مهرنوش پورضیایی

پیشتر، وقتی که جورج بوش سخت مشغول مبارزات انتخاباتی‌اش بود، با یکی از خبرنگاران درباره ولادیمیر پوتین سرهنگ سابق کا.گ.ب که آن روز رئیس‌جمهور روسیه بود، گفت‌وگو کرد و گفت: «هر کس بگوید پوتین را می‌شناسد، حرف بی‌اساسی زده است.»
چند ماه بعد از آن، «کاندولیزا رایس» که امروز مشاور امنیتی جورج بوش است، در یک مهمانی رسمی کنار میزی ایستاد و آینده روابط آمریکا و روسیه را تاریک پیش‌بینی کرد: «اتفاق‌های بسیار بدی در روسیه می‌افتد، تجربه دیگر هیچ دلیلی برای اعتماد ما به پوتین باقی نگذاشته است».
امروز، بوش و رایس از جار و جنجال اطلاع از حادثه 11 سپتامبر و متهم کردن یکدیگر فارغ شده‌اند، اولین سفر خود به روسیه را انجام می‌دهند تا متحد و دوست خود را از نزدیک و با تردید برانداز کنند. برنامه این است که دو طرف، قراردادی مبنی بر کاهش کلاهک‌های هسته‌ای از 6 هزار به دو هزار و دویست کلاهک امضا کنند و پس از آن، رئیس‌جمهور روسیه برای جبران مهمان‌نوازی همتای آمریکایی‌اش که در نوامبر گذشته، دامپروری خود در تگزاس را به او نشان داده بود، بوش را در زادگاه خود ـ سنت‌پترزبورگ ـ می‌گرداند. هفته بعد، این دو دوباره یکدیگر را ملاقات می‌کنند.
این بار در رم، جایی که بناست توافقنامه پیوستن روسیه به ناتو ـ اتحادی که در طول جنگ سرد برای مقابله با تهدید شوروی ایجاد شد ـ منعقد شود. رایس که امروز در خوشبینی‌های تازه رئیس‌ خود درباره رهبر روسیه شریک شده، بسیار متملقانه صحبت می‌کند: شکل رابطه‌ای که رئیس‌جمهور بوش و پوتین، به آن بسط داده‌اند و دیدن اینکه روسیه تکیه‌گاه محکمی برای غرب است، نه تنها در طول جنگ سرد دست‌نیافتنی به نظر می‌رسید، که تحقق رؤیایی 300 ساله است. تحقق این رؤیا امید بزرگی برای هر دو کشور است.
روابط گرم با روسیه در حال حاضر به دولت بوش اجازه داده که سیاست دفاع موشکی خود را در کنار جنگ با تروریسم ادامه بدهد و امیدوار باشد که شاید روسیه با طرح بوش برای سرنگونی رژیم صدام حسین موافقت می‌کند. به علاوه واشنگتن امیدوار است روسیه که حدود 10 درصد از نفت جهان را تولید می‌کند، به آمریکا برای وابسته نبودن در نفت خاورمیانه کمک کند. از سوی دیگر روسیه نیز نه تنها به رابطه نزدیکتری با ناتو دست پیدا می‌کند، بلکه پذیرش تلویحی جنگ بر علیه شورشیان چچن و نیز امید روابط اقتصادی بهتر با غرب را نیز به دست می‌آورد.
در بین مناقشاتی که میان دو کشور حل نشده باقی می‌ماند، مهمترین مسأله، کمک‌های روسیه به برنامه تسلیحات هسته‌ای ایران است. اما در هر حال فعلاً روابط دو کشور از زمان جنگ جهانی دوم در بهترین شکل خود است. از این پس هیچ‌کس تعجب نمی‌کند که نخبگان سیاست خارجی آمریکا دیگر مانند یکسال پیش ـ زمانی که بوش درصدد به راه انداختن یک مسابقه تسلیحاتی و جنگ سرد دوم بود ـ درباره روابط آمریکا و اروپا هشدار نمی‌دهند.
وقتی که بوش مبارزه خود را در سال 1999 آغاز کرد، تمام ایده‌هایش درباره روسیه از طریق «رایس» می‌گرفت. شوروی‌شناسی که در دفتر پدرش، بوش اول در کاخ سفید نیز کار می‌کرد و استاد سیاست خارجی در ایالت تگزاس بود.
بوش در بدبینی‌های رایس درباره مسائل روسیه در دهه 90 شریک بود و انتقادهای او از سیاست‌های احساساتی کلینتون که یلتسین را مظهر اصلاحات دموکراتیک خوانده بود را منعکس می‌کرد.
رایس حتی در سال 91 پیشنهاد کرد که آمریکا باید به دنبال سیاستی برای مهار و قرنطینه روسیه باشد. یکی از مشاوران ارشد بوش اول می‌گوید: «رایس و رئیس‌جمهور نمی‌خواستند در ابتدای کارشان، اقدامی بر علیه روسیه بکنند. با این حال فکر می‌کردند که پوتین را می‌شناسند و اصلاً علاقه‌ای به تعمق در درستی یا غلطی تصوراتشان نداشتند.»
مشاوران بوش می‌گویند، اولین مرحله در تغییر دیدگاه‌های بوش بعد از دیدار دو رئیس‌جمهور در لوبلیانای اسلونی رخ داد بعد از یک ملاقات دو ساعته، بوش به این نتیجه رسید که پوتین مردی قابل اعتماد است: «من در چشم‌هایش خیره شدم، و به راحتی می‌توانستم اعماق روحش را بخوانم.» اظهارنظری که پوزخند و ترشرویی روزنامه‌نگارانی را در پی داشت که می‌گفتند بوش که از سیاست‌های افراطی و منفعلانه کلینتون درباره یلتسین انتقاد می‌کرد، امروز خود مثل او عمل می‌کند.
سندی برگر که عهده‌دار پست کاندولیزا رایس در دفتر کلینتون بود، می‌گوید: «من 7 سال تمام است که پوتین را می‌شناسم. پیش از این هم بارها در چشم‌های او نگاه کردم اما تنها جوابی که گرفتم نگاه خیره‌اش بود.»
ابراز احساسات بوش در اسلونی بیشتر از آنکه یک واکنش باشد، حاصل یک استراتژی جدید بود. در یک جلسه توجیهی در کاخ سفید با کارشناسان خارجی، بوش تلویحا گفت که مشتاق است اولین دیدارش با پوتین به آرامی پیش برود، در حالی که او در ماه‌های اولی که در دفتر کارش مستقر شده بود مرتباً توسط متحدان اروپایی‌اش به خاطر سیاست ضد روسی و نیز برنامه خلع سلاح یکجانبه تحت فشار بود. سیاستی که در یک مورد به مرحله‌ای توهین‌آمیز رسید، یعنی وقتی که 50 دیپلمات روسی به اتهام جاسوسی در مارچ 2001 از آمریکا اخراج شدند. اتفاقی که منجر به تأخیری 5 ماهه در اولین دیدار دو رئیس‌جمهور شد.
تونی بلر نخست‌وزیر انگلستان از بوش خواست که تندروی را کنار بگذارد و سیاست معتدل‌تری را با روسیه در پیش بگیرد. دیگران نیز از جمله عده‌ای از کارشناسان کارکشته دولت بوش پدر به پسر توصیه کردند که هنوز هم روسیه در جایگاهی بین‌المللی قرار دارد که نمی‌تون آن را نادیده گرفت.
پوتین نیز برنامه مخصوص خودش را داشت. در مدتی نه چندان طولانی بعد از استقرار در دفتر بوریس یلتسین در سال 1991، رئیس‌جمهور جدید سعی کرد رابطه خود را با غرب ـ ابتدا با بلر و بعد از آن ناتو ـ نزدیکتر کند. او که با بحرانی اقتصادی روبه‌رو شده بود، بر این باور بود که هیچ راهی به جز تسریع اتحاد با اقتصاد جهانی ندارد و برای رسیدن به این نقطه تنها مانع‌اش غلبه بر یگانه «ابرقدرت» جهان ـ لقب دولت آمریکا در روسیه ـ بود.
یکی از مشاوران سابق پوتین می‌گوید: قبل از دیدار لوبلیانا، مشاوران پوتین حجم گسترده‌ای از اطلاعات درباره بوش و هرچه که مربوط به او می‌شد، جمع کرده بود. او می‌دانست که دیدارهای دوجانبه بوش و برخوردهای رودررویش با دیگران، نقش عمده‌ای در سیاست‌های خارجی او بازی می‌‌کند و پوتین سرانجام درست مثل زمانی که مأموریت‌های جاسوسی‌اش را انجام می‌داد، عازم اسلونی شد تا نقشی را که شایسته مأموریت جورج بوش بود، بازی کند.
بعدها، پس از حادثه 11 سپتامبر پوتین، با یک تلفن به هواپیمای ویژه رئیس‌جمهور آمریکا ـ ایرفورس 1 که 35 هزار فوت بر فراز فلوریدا در پرواز بود، مهری بر برگ برنده‌ای که در دیدار اسلونی به دست آورده بود، زد. وقتی که رایس گوشی تلفن را برداشت، پوتین گفت علیرغم آماده‌باش نیروهای آمریکایی به ارتش خود دستور می‌دهد که در حالت عادی به فعالیت‌هایشان ادامه بدهند و این شکستن سنتی که بود که از زمان جنگ سرد بین دو کشور جریان داشت، سنتی که طبق آن هر نوع تشدید عملیات نظامی در یک طرف، عکس‌العملی نظامی طرف دیگر را به دنبال داشت.
رایس می‌گوید: «این اتفاق در روابط ما تغییر بنیادی ایجاد کرد. تا چند روز بعد از این حادثه، رئیس‌جمهور مرتباً به این نکته اشاره می‌کرد» چند ماه بعد، پوتین با پذیرش استقرار نیروهای آمریکایی در چند جمهوری سابق شوروی برای تسهیل جنگ آمریکا بر علیه تروریسم افغانستان، یک قدم اعجاب‌انگیز دیگر به سمت آمریکا برداشت.
اما نکته اینجاست که صمیمی شدن با آمریکا برای پوتین خطرساز است. گرایش او به آمریکا در سراسر روسیه انتقادهایی را در ارتش و نهادهای دیگر برانگیخته که او را متهم به رفتار گورباچف‌مآبانه و فروش روسیه به آمریکا با تشویق‌های جورج بوش می‌کنند. در یک نظرسنجی که هفته گذشته در «ایزوستیا» منتشر شد، 52 درصد از پاسخگویان اعلام کردند که هنوز هم ناتو خطری جدی برای مسکو محسوب می‌شود. تیتر درشت ایزوستیا در صفحه اول این بود: روسیه جنگ اتمی را باخت.
با این حال پوتین هم ژنرال‌هایش را با ادامه خشونت‌ها و درگیری‌های طاقت‌فرسا علیه شورشیان چچن خوشحال نگه داشته است. او علیرغم برخی از ناراحتی‌هایی که درباره سیاست خارجی‌اش وجود دارد، هنوز هم به خاطر ایجاد نظم و قانون در اجتماع بحران‌زده روسیه، محبوب مردم است.
پوتین به بوش گفته است که تولید هرگونه سلاح اتمی را باید در معاهده‌ای جدید گنجاند. اما این نکته‌ایست که بوش «غیر ضروری» دانسته است. معاهده در پیش رو چیزی به جز یک توافق روی کاغذ نیست. سندی سه صفحه‌ای که در عین حال هیچ برنامه زمان‌بندی شده‌ای برای کاهش کلاهک‌های هسته‌ای ارائه نمی‌کند، تنها مشخص کرده که تا سال 2012 باید براساس آن عمل شود. به علاوه طبق این توافق به از بین بردن کلاهک‌های هسته‌ای هیچ اشاره‌ای نشده و این بدین معنی است که دو کشور می‌توانند سلاح‌های خود را تا جایی که ممکن است برای استفاده احتمالی در آینده ذخیره کنند و قطعاً این کار را می‌کنند.
اصرار آمریکا به این مسأله برای روسیه مشکل‌آفرین بود، اما پوتین که در هر حال از عهده هزینه تولید مقادیر زیادی سلاح هسته‌ای برنمی‌آید در نهایت تسلیم شده است. جیم اشتاین برگ، یکی از مشاوران ارشد سیاست خارجی کلینتون با نارضایتی می‌گوید: «هیچ برنامه‌ای برای کاهش سلاح‌های هسته‌ای وجود ندارد. و تنها یک توافق درباره نحوه آرایش و آمادگی نیروهای دو کشور است. حتی نمی‌شود آن را برنامه کنترل تسلیحاتی نامید.»
این در حالی است که پوتین هنوز هم می‌تواند ادعا کند که از نزدیکی به آمریکا منافع دیگری هم عایدش می‌شود. در حالی که توافق تسلیحاتی قبلی ساختار نظامی کشور را موشکافانه کنترل و تعیین می‌کرد، توافق جدیدی برای ژنرال‌های روسی در استفاده از موشک‌های هسته‌ای حداکثر انعطاف‌ را قائل شده است. حتی اگر عضویت ثابت روسیه در ناتو که دولت آمریکا هنوز عملی شدن آن را بسیار زود می‌داند، محقق نشود، توافق جدید به مسکو اجازه می‌دهد در کنار 19 عضو ناتو بر سر میزی بنشیند که درباره کنترل تسلیحاتی در جهان و جنگ با تروریسم گفت‌وگو کند.
در همین حال به گفته «کویت بلکر» استاد دانشگاه استانفورد و دوست نزدیک «رایس»، امید مبهمی برای همکاری اقتصادی وجود دارد: «پوتین درصدد است دسترسی متقاضیان خارجی را به منابع نفتی مجاز کند، اما تجارت و سرمایه‌گذاری در بخش‌های دیگر، تا وقتی که قوانین اقتصادی روسیه در وضعیت فعلی هستند، بسیار پیچیده و دور از دسترس به نظر می‌رسد.
تقاضای دیگر پوتین، موافقت آمریکا با عملیات نظامی روسیه در چچن است، که ظاهراً توافق ضمنی با آن حاصل شده است چرا که «رایس» صراحتاً اعلام کرده روابط آمریکا و روسیه باید بر مسائل استراتژیک استوار باشد و نه در مسائل داخلی دو کشور. با این وجود او به محدودیت‌هایی که در روابط دو کشور وجود دارد نیز اشاره کرده که اصلی‌ترین آن مخالفت روسیه با تقاضای آمریکا بر متوقف کردن انتقال تکنولوژی هسته‌ای به ایران است. روسیه که مدت‌هاست در ساخت یک راکتور اتمی در بوشهر به ایران کمک می‌کند، مرتباً تأکید کرده که بر صادرات خود به ایران نظارت کامل دارد، اما سازمان سیا بدون ارائه هیچ مدرکی درباره ادعای خود با این اظهارنظر کاملاً مخالف است.
این روزها رایس برای کمک به رئیس خود در درک وضعیت روسیه خواندن چند کتاب را از جمله جنایت و مکافات واستایوسکی به جورج بوش پیشنهاد کرده است. اما اینکه نکته‌‌‌های این رمان درباره نقطه ضعف‌‌های انسان و قدرت ارتکاب به گناه او چه تأثیری در درک روابط آمریکا و روسیه خواهد داشت، را هیچ‌کس نمی‌داند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات