* س1- در ارتباط با مسایلی که انقلاب با آن درگیر است عمدهترین مسئلهای که فکر شما را به خود مشغول داشته چیست؟
** ج- وقتی این مصاحبه و سئوال را با بنده در میان گذاشتید برایم مشکل بود که چه جوابی بدهم انقلاب ما بعد از یک سال و نیم که از پیروزی اولیه آن میگذرد هنوز در خط مشخصی نیفتاده و با یک مسئله و دو مسئله درگیر نیست ضمن آنکه هر یک از این مسایل برای خود بسیار پیچیده و بحرانی است ولی دیدم خود شما مناسبترین جواب سئوال را آگاهانه یا ناآگاهانه در عنوان مصاحبه گذاشتهاید: عمدهترین مسئله انقلاب ما در حال حاضر فقدان یا ضعف امید در ملت است. ناامیدی ناشی از ندیدن افق روشن و برنامه معین. ناامیدی همراه یا ناشی از ناراحتیها و نارضایتیهایی شدید در عامه مردم مخصوصا در روشنفکران که در هر حال و در همه انقلابها تاثیر اصلی را دارند.
مردم قبل از سقوط شاه با وجود قدرت آنروز دستگاه مایوس از پیروزی نبودند و سقوط معجزهآسا و سریع آن نظام نیرومند کهن فوقالعاده امیدوارشان کرد (و فراموش نکنیم که یک عامل سقوط همان نارضایتیهائی بود که از چندین سال در تمام قشرهای جامعه انبار شده بود) ماههای اول دولت موقت مردم به گوش و چشم خود آثار حرکت و روی غلطک افتادن کارها را حس میکردند، یا لااقل میدانستند که جزو برنامه و اراده دولت هست. ولی بتدریج که با حملات و کارشکنیها و اختلافات و مشکلات روبرو میشدند وصول به نظام مطلوب را هر روز دورتر میدیدند.
حالا بجای بازشدن گروهها و عقدهها و بگردش درآمدن چرخهای تولیدی و اداری و استقرار دولت جمهوری و اجرای عدالت و آبادی و آرامش و تحلیل و ادغام مراکز تصمیمگیری در دولت مرکزی، آنچه میبینند و در روزنامهها میخوانند توسعه و تکثیر و تصادم این مراکز است، اختلاف و کینه و نابسامانی و گرانی است و تنگتر شدن دایرههای آزادی از ماههای نخستین بعد از پیروزی مسیر انقلاب به انتقام منحرف شد و اینک انتقام بصورت انهدام در میآید. انهدام افراد و ادارات و موسسات و امور حیاتی مملکت. عده قلیلی در تب و تاب انقلاب و انتقام و انهداماند و عده کثیری در مبارزه با یاس و در تلاش امید. ولی هاج و واجاند و احساس گیجی مینمایند. بهرکس میرسند میپرسند به کجا میرویم و عاقبت کارمان چیست؟...
* س2- ریشه و علل آن چیست؟
** ج- این سئوال هم مثل اولی ساده نیست و یک جواب و دو جواب ندارد اولا نباید فراموش کرد و نمیبایستی انتظار میداشتیم که انقلاب عظیم بیسابقهای بدون دردسر و زحمت و بدون هزاران مسئله و مشکل حل شده باشد. از غفلتهای بزرگ دستاندرکاران انقلاب همین بوده است که توجه به این موضوع و نقش خودمان نکرده و تذکر لازم نمیدهد و به جای آن به متهم کردن و مقصر شناختن این و آن مخصوصاً خدمتگزارانی که دعوت امام و دولت را اجابت و حداکثر تلاش را کردهاند.
ثانیاً از ابتدا حریفها کوچک گرفته شده به تحریکشان پرداختهایم و بیشتر متوسل به تهییج و تشنج شدهایم تا به تدبیر و تعقل
ثالثاً علیرغم خواسته و ادعای اینکه انقلاب ایران اسلامی است و جمهوری و همه چیزمان اسلامی است در عمل و محتوی اسلام و عدالت چندان رعایت نمیشود و یک حالت سرخوردگی وسیعی در قشرهای جامعه ظاهر شده است و به لحاظ علاقه و ایمان مردم نسبت به دین و به انقلاب یک تبلیغات منفی صورت گرفته است.
رابعاً و خامساً و خیلی علتهای دیگر.
اما آنچه به نظرم مهمتر از همه میآید اینکه برخلاف اصرار و تکراری که در زمان دولت موقت بعمل میآمد حرکت عمومی کمتر در جهت ترمیم و تولید و سازندگی و در سایه کار و عقل و منطق و اصول پیش میرود تا در تداوم انقلاب و در جهت تخریب و تفرقه یا تحریک شور و احساسات و تظاهر است.
برای بسیاری از گردانندگان نفس انقلاب و تصفیه حسابهای گذشته هدف اصلی است تا مملکت و نظام جمهوری و اسلام.
همانطور که قرآن به مشرکین ملامت کرده میگوید بل تحبو الاجل و تضرو الاخر، تعجیل برای اجرای برنامههای انقلاب بشر مدنظر میباشد تا تعقل یا دوراندیشی و تدبیر.
* س3- راه حل پیشنهادی چیست؟
** ج- راه حل پیشنهادی طبعا به اشکالات و خطاهائی که در سوال 2 ذکر شد و رفع و چارهجوئی آنها خواهد بود مخصوصاً آخری.
بنده در مصاحبه و سخنرانیها و سمینارهائی که در دوران انتخابات صورت میگرفت در جواب پرسشی که برنامه مجلس و انتظار شما و مردم از مجلس چه باید باشد جواب میدادم دو چیز یکی نظم و سامان و وحدت در خود مجلس و دیگر ارج گذاردن و مقدم شمردن برنامههای تامین و ترمیم و تقویت و تولید در مملکت و سازندگی آینده. در برابر آنهمه توسعه و تنوعی که انقلابمان پیدا کرده است یک قدری هم به خودمان و به ملت و مملکتی که باید پاسداری انقلاب و پیشبرد آنرا به عهده بگیرد بپردازیم. داخل خانه و اهل خانه را سروسامان بدهیم.
*س4- علیرغم تمام نگرانیها و مشکلات موجود امید شما به چیست؟
** ج- از این سئوال هم خوشم آمد بطور خلاصه باید بگویم از ابتدا امید و اتکای ما و نامی که روی انقلاب و نظام جمهوریمان گذاشتیم اسلام بود و همین توجه و توکل به خدا که در اعتقادامام به حد اعلا است انقلابمان را علیرغم دشمنیها و دسائس خارجی، که امر کاملا طبیعی است، و هزاران نقائص و قصور و تقصیرهای داخلی، که عامل و تقصیرهای داخلی، که عامل مهمتر و اصلی است، پیش برده و از مهلکههای بزرگ نجاتمان داده است. برای حال و آینده نیز همان خورشید امید را میبینم. یعنی توجه و توکل به خدا و به شرط تقوی. اسلام واقعی قرآن و محمد و علی نه اسلام اسمی و شعاری یا قشری و انحصاری و نه اسلام عملا مارکسیستی.
اگر بازگشت به اسلام و انسانیت و عدالت و محبت بکنیم و برای خودمان نقش و مسئولیت اصلی را بپذیریم و به فعالیت و فداکاری بپردازیم امید است که به فضل خدا بسیاری از مشکلات داخلی و مزاحمتهای خارجی حل شود. همانطور که تا به حال عنایت و لطف خدا شامل حالمان بوده است.
مهدی بازرگان
25/5/59