مجید ملکان
بدون شک «انقلاب اسلامی ایران» را میتوان یکی از نقاط عطف و حساس تاریخ ایران دانست که از بسیاری جهات از جمله میزان مشارکت مردم، نوع رهبری، همدلی تمامی گروههای موجود در جامعه، ایدئولوژی و... بینظیر میباشد.
طی این فرآیند مردم ایران ثابت کردند نه تنها ملتی آگاه و استوار هستند بلکه این توانایی را دارند که در یک ساختار سیاسی جهانی بشدت قطببندی شده، تغییراتی کلی ایجاد کرده و نوع جدیدی از یک نظام حکومتی را ایجاد و آنرا به یک «پارادایم بینالمللی» تبدیل نمایند.
در حقیقت پس از پیروزی انقلاب اسلامی، شیوه جدیدی از حکومت که مبتنی بر شاخصهها و نگرههای اسلامی بود، پا به عرصه جهان گذاشت و بسیاری از ملتها و دولتها را در نظام بینالمللی تحتالشعاع قرار داد.
این روند در خلال سالهای گذشته همچنان تداوم داشته و ایران اسلامی را به عنوان یکی از قدرتهای مطرح جهانی معرفی کرده است. با این حال این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت که به رغم تواناییها و ظرفیتهای بسیار بالای انقلاب اسلامی، چالشها و تهدیداتی نیز فراروی آن قرار دارد که در صورت عدم توجه و رفع به موقع آنها، میتواند خطراتی بس گسترده را متوجه نظام سیاسی کرده و فرصتهای زیادی را از آن بگیرد.
طبعاً برآیند چنین امری به هدر رفتن سرمایههای بسیاری است که باید در جاهای دیگر مورد استفاده قرار گرفته و هزینه شوند. در این چارچوب و با توجه به گذشت ربع قرن از عمر انقلاب اسلامی ایران، مقاله حاضر بر آن است تا چالشها و تهدیدات کلی فراروی انقلاب اسلامی در سالهای آتی را مورد نظر قرار داده تا مسئولان امر چارهای برای حل آنها و برون رفت از وضعیت کنونی بیابند:
انقلاب اسلامی ایران به عنوان مهمترین پدیده اجتماعی معاصر از آسیبهای اجتماعی و بحرانهای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی در امان نیست و پیگیری و درمان آنها بدون شناسایی میسر نخواهد بود. در این قالب ابتدا به آسیبهای اجتماعی فراروی خواهیم پرداخت.
1- آسیبهای اجتماعی:
آسیبشناسی اجتماعی مفهوم جدیدی است که از علوم زیستی به عاریه گرفته شده و مبتنی بر تشابهی است که دانشمندان بین بیماریهای عضوی و انحرافات اجتماعی قایل میشوند. مهمترین آسیبهای اجتماعی انقلاب اسلامی ایران را میتوان در چارچوب ناهنجاریهای اجتماعی قرار داد که به ویژه طی سالیان اخیر بسیار رواج پیدا کرده و در قالبهای متعدد از جمله نوع پوشش نامناسب برخی از افراد جامعه، به کارگیری الفاظ و جملات غیر اخلاقی در سطح جوانان که بعضاً الگو گرفته شده از برخی برنامههای تلویزیونی یا فیلمهای سینمایی میباشند، رواج فساد مالی، شیوع فحشا، گسترش مصرف مواد مخدر، مدگرایی افراطی و... قابل ملاحظهاند.
علاوه بر این موارد یکی دیگر از آسیبهای اجتماعی که اصول و ارزشهای اولیه انقلاب اسلامی را تهدید میکند تشدید شکافهای طبقاتی است، یعنی در واقع آن چیزی که انقلاب اسلامی برای از میان برداشتن آن شکل گرفت.
چه این مسئله یکی از مواردی است که در صورت عدم چارهاندیشی در قبال آن نه تنها نمیتواند یک شکاف ارزشی در جامعه ایجاد کند بلکه به دلزدگی مردم نیز خواهد انجامید که طبعاً در پی آن با بحرانهای اجتماعی و سیاسی گسترده مواجه خواهیم شد و همین دلیل باید این موضوع در اولویت اصلی برنامه ریزان جهت بهینه ساختن ساختار اجتماعی جامعه قرار گیرد.
2- آسیبهای فرهنگی:
«فرهنگ» از گستردهترین مفاهیم موثر در ساختار اجتماع است. برای جلوگیری از تفرق مباحث در این مقوله، تنها به بخشهایی که میتواند منشأ بحران و در نتیجه بروز ناهنجاری باشد، اشاره میکنیم. مهمترین این بخشها عبارتند از:
الف- گسست فرهنگی: این مفهوم از یک سو به معنای ایجاد شکاف در بین نسلهای جامعه و از سوی دیگر، شکاف طبقات جامعه میباشد. این شکافها میتوانند باعث تقسیم شدن جامعه به دو بخش گردند. بخشی که ارزشهای غالب را پذیرفته و بخشی که از پذیرش آنها خودداری میکنند.
گروه اخیر در درون خود فرهنگ و ارزشهایی را میپروراند که این ارزشها در صورت امکان ظهور یافته و در غیر آن صورت، مخفی شده و به صورت غیر علنی بروز میکنند.
به عبارت بهتر در حال حاضر جامعه ایران در آستانه یک گسست فرهنگی قرار دارد. بصورتی که بخشی از مردم هر چند اندک باشند- ارزشهای غالب جامعه را نفی کرده و آن را قبول ندارند. در این میان نقش تهاجم فرهنگی و مسایل مرتبط با آن بسیار حایز اهمیت میباشد.
بنابراین برای جلوگیری از تشدید این گسست باید چاره اندیشی نمود. ناهنجاری مذکور میتواند از طریق فراموشی ارزشهای مشترک بین مردم نظیر تاریخ، مذهبی و ملیت صورت پذیرد. خطر وجود چنین وضعی میتواند خروج بخش وسیعی از مردم از دایره پذیرندگان مشروعیت حاکمیت باشد که دشواریهای امنیتی خاص خود را در کنترل ناهنجاریهای حاصل از آن در پی خواهد داشت.
علاوه بر مورد فوق به نظر میرسد شکاف فرهنگی بعد از جنگ تشدید شده است. ارزشهایی که انقلاب اسلامی براساس آنها شکل گرفت و در جریان جنگ نیز تداوم یافت، به مرور در جریان تحولات بعد از جنگ، کمرنگ شد.
این شکاف از یک سوی توسط کسانی که معتقد به پذیرش فرهنگ غربی بودند و از یک سوی دیگر توسط کسانی که بعضاً مناصب حکومتی را در اختیار داشتند و خود را گم کرده و اصول اولیه انقلاب اسلامی را که پیشتر در مورد آن شعار نیز میدادند، فراموش کرده بودند، تشدید شد به گونهای که بروز ناهنجاریهای فرهنگی و ارزشی ناشی از این امر، در حال حاضر در سطح جامعه به خوبی مشهود میباشد.
از سوی دیگر بنظر میرسد شکاف فرهنگی بین جوانان و طبقات سنی دیگر افزایش یافته است. این پدیده خود را به شکل بارز در قالب «مدلسازی جوانان» از مقولههای فرهنگی، نشان میدهد.
عدم حضور جدی در صحنههای زندگی اجتماعی و عدم پذیرش ارزشهای فرهنگی جامعه و نسلهای گذشته از سوی برخی جوانان و در کنار آن پذیرش فرهنگ غربی به صورت افراطی توسط آنان، مهمترین پیامدهای این شکاف هستند که در صورت تداوم میتواند بر گسست فرهنگی مورد اشاره بینجامد.
(ب) تهاجم فرهنگی: یکی دیگر از آسیبهای فرهنگی که انقلاب اسلامی را در دهه آتی با خطر مواجه میکند، موضوع تهاجم فرهنگی میباشد. در شرایط کنونی و با توجه به نفوذ گسترده ماهواره، اینترنت،برنامههای تلویزیونی و... بسیار سادهانگارانه است که موضوع تهاجم فرهنگی را نفی کرده و آن را صرفاً یک نوع نگاه ارزشی به فن آوری بدانیم.
امروزه دیگر حتی آنانی که قبلاً تهاجم فرهنگی را قبول نداشته و از آن به عنوان تبادل فرهنگی یاد میکردند، معترضند که جریان یکسویه ورود اطلاعات به جامعه ما شرایطی را فراهم ساخته که گروهی تحت تاثیر تبلیغات و جنگ روانی رسانههای غربی قرار گرفته و بدین ترتیب بسیاری از بنیانها سنتی جامعه ما در معرض دگرگونی قرار گیرند.
3- آسیبهای اقتصادی:
از یک زاویه دید، شاید مقوله اقتصاد را بتوان مهمترین دغدغه مردم به شمار آورد که از این طریق آسیبهایی نیز متوجه آنان میباشد. این مقوله را در چند بخش میتوان مورد ارزیابی قرار داد:
الف) رفاه عمومی: رفاه عمومی در کنار امنیت، میتواند مهمترین انتظار اقشار جامعه از دولت باشد. توجه عمومی به رفاه، بیشتر در شرایط بروز تضاد طبقاتی خود را به معرض نمایش میگذارد.
برخورداری اقشاری از جامعه از امکانات و رفاه بیشتر و در مقابل، محرومیت اقشار دیگری از این امکانات باعث بروز ناهنجاریهای اجتماعی- فرهنگی در اذهان افراد جامعه و سپس در اعمال و رفتار آنان خواهد شد.
بالا بردن درجه توزیع خدمات عمومی و تلاش در بهبود وضعیت معیشتی اقشار ضعیف تا حد زیادی میتواند این ناهنجاریها را کاهش دهد.
ب) مناسبات حاکم بر اقتصاد محلی یا بومی: ساختار اقتصاد کشاورزی حاکم بر ایران و عدم رشد هماهنگ بخش صنعت با آن، خود از عوامل بروز نابسامانی و آسیب اقتصادی است. عواید حاصل از بخش کشاورزی در صورت عدم برنامهریزی و هدایت در بخشهای صنعتی، میتواند در بخشهای واسطهای سرمایهگذاری شود که موجب اتلاف منابع محلی و ملی و رشد اقتصاد واسطهای میگردد.
از طرف دیگر ایجاد درآمدهای ناشی از رشد قیمت محصولات و فرآوردههای کشاورزی و در کنار آن رشد اقتصاد و بازار باعث میشود تا اقشار مختلف با درآمد ثابت (کارمندان و کارگران) دچار نوعی ضعف و سرخوردگی شده و احیاناً روحیه یاس در آنان رشد کند. در کنار آن شاهد پدیده چند شغلی بودن و تمایل به مشاغل واسطهای و دلالی خواهیم بود.
توجه به بهبود اوضاع اقتصاد کشاورزی و در کنار آن ایجاد صنایع تبدیلی، کاهش اثرات منفی اقتصادی را به دنبال خواهد داشت.
ج) فرهنگ اقتصادی: که خود در سه بخش قابل ارزیابی است:
1- فرهنگ کار: طبقهبندی مشاغل از حیث رتبه اجتماعی (پرستیژ) باعث میشود تا برخی از اقشار جامعه به کارهای پردرآمد با پرستیژ اجتماعی بالا متمایل شوند که این امر در دراز مدت باعث عدم توزیع متعادل درآمد شده و ناهنجاریهای ناشی از توفیق دیگران و شکست خود را ایجاد میکند.
2- فرهنگ مصرف: تشدید روحیه مصرفگرایی و توجه به تجملات باعث اتلاف سرمایههای افراد و از بین رفتن پس انداز خانوادهها میگردد. ارایه الگوی صحیح مصرف و عدم تشدید روحیه تجملگرایی - بویژه در قالب برنامههای تلویزیونی - از مهمترین راهکارها در برخورد با این آسیب اقتصادی جدیدی به شمار میرود.
3- سرمایهگذاری ملی - منطقهای: که باید با استفاده از منابع داخلی و همچنین کمک سرمایهگذاران خارجی صورت پذیرد. بدیهی است هر گونه فرار سرمایه از ایران میتواند آسیب اقتصادی جدیای را بر پیکره اقتصادی کشور وارد کند.
د) اشتغال: افزایش نرخ بیکاری طی سالهای آتی حجم عمدهای از آنان نیز یکی دیگر از چالشهایی است که در صورت عدم چاره اندیشی آسیب فراوانی را متوجه کشور خواهد کرد.
4- آسیبهای بین ساختاری:
در این چهارچوب برخی آسیبها قرار دارند که در ساختارهای گوناگون سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی قابل تعمیم هستند و به یک مورد از آنها خلاصه نمیشود. این موارد عبارتند از:
الف- آسیب ناشی از ترکیب جمعیتی: با توجه به جمعیت جوان کشور و ایجاد شکاف سنی بین نسل قدیم و جدید از یکسو و متفاوت بودن روحیه جوانان، نوعی شکاف افقی در حال شکلگیری و گسترش است. در واقع به دلیل عدم برآورده شدن بسیاری از خواستهای جوانان نوعی فاصله میان آنان و سطوح دیگر جامعه مشاهده میشود. اهم مسایل مبتلا به در مورد جوانان به شرح زیر است:
1- اشتغال
2- بهرهمندی از امکانات عمومی (اوقات فراغت، وسایل تفریح و...
3- مطلوبیت سطح زندگی (رفاه و درآمد مطلوب)
4- تفاوت ارزشهای نسل جوان با نسلهای دیگر (ایجاد دو گانگی ارزشی)
5- از خود بیگانگی فرهنگی (رشد فرهنگ غربی و ایجاد نظام ارزشی ترکیبی)
6- مختل شدن روند درونی شدن ارزشها (تفاوت محیط خانواده و حلقه دوشان و نظام ارزشی عرضه شده در محیطهای اجتماعی)
7- تحول نظام خانوادگی از پدرسالاری و مادرسالاری به فرزند سالاری که در برخی موارد به ایجاد روحیه طغیان در این نسل منتهی میشود.
بدیهی است با توجه به ترکیب جوان جمعیت ایران لزوم پرداختن جدی و مستقیم به مسایل این قشر از جامعه باید از حد شعار خارج شده و جنبه عملی پیدا کند.
ب) آسیب ناشی از عدم توجه به خواستهای اقوام مختلف: در این راستا با توجه به تعداد اقوام در ایران لزوم ایجاد نوعی وفاق اجتماعی مبتنی بر مشترکات بیش از پیش احساس میشود. ایجاد وفاق اجتماعی در بین اقوام مختلف توسط حکومت با قانون لزوماً به مفهوم از بین بردن خصوصیات متمایز آنها نمیباشد بلکه این امر میتواند از طریق تقویت اشتراکات اقوام مختلف، بدون تقویت ویژگیهای یک قوم خاص صورت پذیرد. در این چارچوب، اسلام به عنوان یکی از مشترکات اصلی میتواند بر وفاق اجتماعی و گسترش آن کمک نماید.
ج) آسیب ناشی از عدم برداشت صحیح از دین:
در این چارچوب آسیبشناسی دینی درصدد مطالعه شناخت، پیشگیری و جلوگیری از بازگشت مجدد بحرانهایی است که با انتظارات دینی جامعه دینی ایران و ماهیت دین اسلام سازگاری ندارد.
انقلاب اسلامی ایران پس از سپری کردن بیست و چهار سال از عمر مبارکش گرفتار دو آسیب مهم در معرفت دینی شده است. نخست تفکر سکولاریسم و نفی حضور اجتماعی و سیاسی دین و به حاشیه راندن از صحنه فعالیتهای اجتماعی و دوم، گرایش برخی از افراد به نفی اندیشههای عقلی و به حاشیه راندن علوم تجربی و نادیده گرفتن فن آوریهای نوین با توجیه فراگیر بودن دانش دینی در تمامی موضوعات مبتلا به اجتماع هر کدام از این نگرشها میتواند آسیبهای جدی به ساختمار کلی ارزشی جامعه و خود دین وارد آورد که در نهایت انقلاب اسلامی را نیز تحتالشعاع قرار خواهد داد.
با عنایت به موارد فوقالذکر لزوم توجه علمی و دقیق به آسیبهای فراروی انقلاب اسلامی بیش از پیش احساس میگردد چرا که در حال حاضر شرایط بینالمللی نیز بصورتی است که برنامهریزان و مسئولان باید درصد رفع چالشها و آسیبها برآمده و نقاط قوت را تقویت کنند. در غیر اینصورت آسیبهای داخلی بهرماه فشار خارجی انقلاب اسلامی ایران را در معرض خطرات بسیار جدی قرار خواهد داد که تبعات منفی ناشی از آن براحتی قابل جبران نبوده و هزینههای سیاسی، اقتصادی و... فراوانی را در بر خواهد داشت.