تاریخ انتشار : ۰۱ بهمن ۱۳۹۰ - ۰۹:۲۵  ، 
کد خبر : ۲۳۲۹۳۴

مفهوم استقلال (بخش دوم و پایانی)


صالح اسکندری
ثروت دیگری که استعمار در کشورهایی که استقلال خود را از دست داده اند به یغما می برد ثروت مادی است. اساسا کلنیالیسم (Colonialism) پس از انقلاب صنعتی با معطوف شدن روی ملزومات شیوه تولید صنعتی مدرن که یکی از آنها مواد خام برای کارخانه های تازه تاسیس و همچنین تامین سوخت های فسیلی برای به حرکت درآوردن چرخ صنایع جدید است و دیگری ردیابی بازارهای بین المللی به منظور فروش محصولات و تولیدات انبوه کارخانه ها استوار شده است. در واقع سودجویی اقتصادی روح استعمار است که کشورهای فاقد استقلال مکان مناسبی برای ارضای این خوی پلشت محسوب می شوند.قرارداد دارسی که در اواخر دوران سلطنت قاجاریه ویلیام ناکس دارسی در سال 1901 با دولت ایران امضا کرد و بر اساس این امتیاز نامه نفت ایران به ثمن بخس به انگلیس ها واگذار شد را می‌توان یکی از نمونه های تلاش دولت های استعماری برای چپاول منابع و منافع مادی سایر کشورها قلمداد کرد.
منفعت طلبی استعمار گران و سودجویی بی حد و مرز آنها در برخی موارد حتی منجر به نابودی صنایع داخلی و سنتی مستعمرات می شد. مثلا هندوستان یکی از صادر کنندگان سنتی منسوجات در قرون 17 و 18 بود. اما از اواسط قرن هجدهم به واسطه انقلاب صنعتی در اروپا و به خصوص انگلستان که موجب به وجود آمدن کارخانه های بزرگ تولید پارچه و شیوه صنعتی تولید منسوجات شد در جریان استعمار هندوستان نه تنها وضعیت تولید سنتی پارچه در کشور هند ارتقایی نیافت بلکه حتی پس از گذشت چند دهه هندوستان به یکی از بزرگ ترین واردکنندگان پارچه از بریتانیا تبدیل شد. در واقع شیوه تولید سنتی منسوجات در هند پس از چند دهه استعمار نابود شد و این مستعمره ضمن تولید منابع خام به یکی از بازارهای اصلی منسوجات انگلیسی تبدیل شد.
مبانی استقلال
در نگاه توحیدی از آنجا که غایت القصوای هستی یگانه پرستی و تسلیم در برابر ذات اقدس اله است از این رو کسی که خود را بنده خدا می داند حاضر نمی شود بندگی و بردگی کس دیگری را بپذیرد چرا که خواسته یا ناخواسته در دام شرک افتاده است.از دیدگاه آیت‌الله خامنه ای زمانی که در پاسخ به سئوال «لمن الملک»، گفته شود:
«اللَّه الواحد القهّار»( غافر: 16) شالوده استقلال چیده می شود.( رهبر معظم انقلاب،10/03/1369) از منظر ایشان در دوران سلطه‌ استکبار، غفلت از توحید ناب اسلامى و مفهوم زندگى شمول آن بود که صحنه را براى بُتهاى استعمار باز گذارد و به خداوندان زر و زور، فرصت تاخت‌وتاز داد.(همان) در واقع ایشان هم مانند امام خمینی(ره) شاه کلید استقلال را توحید عنوان می نماید.
در این هستی شناسی بی نیازی از غیرخدا مقدمه استقلال شخصیتی و خودباوری است که این خودباوری سنگ بنای اعتماد به نفس ملی به حساب می آید. در حقیقت مبتنی بر نگاه وحیانی رهبر معظم انقلاب تحقق استقلال حقیقی تنها برای یک انسان موحد ممکن است. چرا که در این منظرهیچ انسانی بر انسان دیگری حق ولایت ندارد و تنها مالکیت،ربوبیت و ولایت از آن ذات اقدس اله است. (شورا: 9) و(انعام: 62) اسلام، دین توحید است و توحید یعنى رهایى انسان از عبودیت و اطاعت و تسلیم در برابر هر چیز و هرکس به جز خدا. این انسان با احساس بی نیازی از غیر خدا ضمن نفی سلطه پذیری به نوعی استقلال شخصیتی می رسد. امام علی (ع) در وصیتی خطاب به فرزندش امام حسن مجتبی (ع) می فرماید: «لا تکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا» بنده غیرخدا مباش, زیرا خداوند تو را آزاد آفریده است. (مجلسى، محمدباقر، ج 47: 214).
در این نگاه استقلال شخصیتی منجر به پدید آمدن شقوق مختلف استقلال در جامعه می گردد. " ان الله لا یغیر ما بقـوم حتی یغیروا ما بانفسهم" (رعد:11) استقلال فرهنگی، استقلال اقتصادی، استقلال سیاسی، استقلال علمی و استقلال عملی محصول خودباوری است.
از منظر رهبر معظم انقلاب امروز ملت ایران و به خصوص جوانان بر اثر فاکتورهای تاثیرگذاری نظیر انقلاب، دفاع مقدس، شخصیت ویژه امام خمینی(ره) به نصاب قابل قبولی از اعتماد به نفس دست یافته است. دشمن این اعتماد به نفس ملی دستگاه استکبار سیطره جوی جهانی است. به نظر معظم له ملتی که به خودش اعتماد ندارد، همیشه منتظر است برای او چیزی فراهم کنند و به او بدهند. (همان، 13/10/1386) استعمار، اعتقاد و ایمان ملت به خودش را از او گرفته بود؛ اما انقلاب، زندگى و نشاط و ایمان مردم را به آنها برگرداند. (همان،04/11/1368) ...
زمانی که بحث ما با نخبگان حوزوی حاضر در این جلسه به اقسام استقلال( سیاسی، علمی، فرهنگی، اقتصادی و ...) از منظر مقام معظم رهبری رسید یکی از حضار از آثار جهانی سازی بر مفهوم استقلال پرسید. در پاسخ به این پرسش مهم راقم این سطور به دیدگاه معظم له در خصوص ارتباط مقوله جهانی شدن و استقلال پرداخت. آیت الله خامنه ای بر خلاف دیدگاهی که معتقد است درجهان امروز استقلال (Independence) نه به معنی و مفهوم کلاسیک آن بلکه به معنایی نوعی از وابستگی متقابل (Interdependency) مطرح است و به عوامل بین‌المللی و داخلی بستگی دارد که هرکدام به نوبه خود در رشد و تضعیف آن نقش بازی می کنند معتقد است که تا زمانی که استقلال یک کشور تامین نشود مباحثی نظیر وابستگی متقابل در پروژه جهانی شدن یک سراب است. در واقع به زعم ایشان اگر قرار است جهانى شدن به معناى درست کلمه تحقق پیدا بکند، باید کشورها استقلال خودشان- استقلال اقتصادى و استقلال سیاسى- و قدرت تصمیم‏گیرى خودشان را حفظ کنند.(همان، 27/2/1388)
البته این دیدگاه بر خلاف رهیافت انزوا طلبی است که در بین طرفداران مکتب وابستگی(Dependency) طرفدار دارد و معتقد است که یک ملت تا زمانی که از تمام کشورهای دنیا فاصله نگیرد و به امکانات و منابع خود متکی نشود نمی تواند به استقلال برسد. ممشای سیاسی و اجرایی مقام معظم رهبری به خصوص در تعامل مثبت با کشورهای جهان اسلام و اصرار بر وحدت کلمه مسلمین در کنار اعتقاد به کلمه توحید شاهدی بر این مدعاست.
ذهن فعال طلبه ها بلافاصله موجب تطبیق این پاسخ با مسئله الگوی جهانی حکومت مهدوی(عج) شد. پرسش اینجا بود که در زمان دولت جهانی حضرت حجت بن الحسن(عج) جایگاه مفهوم استقلال ملت ها چیست؟ آیا در دولت جهانی حضرت مهدی (ع) نیز استقلال ملت ها به رسمیت شناخته می شود؟ آیا ملتی می تواند مستقل از دولت مرکزی به لحاظ سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی اداره شوند؟ادله عقلی و کلامی گسترده‌ای مبنی بر حکومت جهانی و فراگیر امام زمان(عج) وجود دارد و از آنجا که در قرآن کریم آمده است:" أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ"( انبیاء: 105)و یا " وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ "( قصص: 5.) تعبیر ارض نیز منظور کل کره خاکی است می توان فراگیری حکومت حضرت مهدی را استنباط کرد. در قرآن کریم، چند صد بار از تعبیر ارض استفاده شده که همگی آنها بیانگر تمام کره خاکی است.
از طرفی طبق روایات ثقه مردم در هنگام ظهور از ظلم و ستم حکومت هایشان به تنگ آمده‌اند و همگی منتظر دادخواهی و عدالت گستری یک منجی هستند. و خود از حکومت منجی آخرالزمان استقبال می کنند.
امام می آید و تمام قید و بندهای شرک آلود را در جوامع مختلف می زداید و دایره دارالاسلام را توسعه جهانی می دهد و نظام توحیدی را پس از رهایی ملت ها از کفر برایشان معرفی و تبلیغ می نماید. حال اگر ملتی پس از این همه تلاش امام زمان(عج) که شبیه اعجاز پیغمبران برای شکستن بت های زمانشان است هنوز بخواهند بر کیش و آیین غیر اسلامی و نه شرک آلود خود استوار باشند به نظر می رسد که در صورت پذیرش حکومت جهانی اسلام حقوقشان به عنوان یک اقلیت مذهبی در دارالاسلام به رسمیت شناخته می شود و اگر منافی نظم و قانون جامعه جهانی اسلام نباشند می توانند در نهایت امنیت استقلال فرهنگی و هویتی خود را حفظ کنند که البته بعید به نظر می رسد با روشنگری های وجود نازنین امام زمان و نعمت بی بدیل حضور ایشان و انصارشان ملتی خود را از این فیض عظیم بی بهره سازد.
اما پاسخ پر مغز رهبر معظم انقلاب به این پرسش نخبگان حوزوی در مجالی مغتنم می تواند بضاعت اندک راقم این سطور را در کشف حقیقت جبران کند و بدیهی است طرح دیدگاه صائب و متقن معظم له در خصوص مفهوم استقلال و جایگاه آن در حکومت جهانی اسلام به روشن شدن سایر ابعاد و خفایای این بحث بیشتر کمک کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات