قاسم روانبخش
مدتی است تهدیدها و توطئههای استکبار جهانی بر ضد ایران اسلامی و همپیمانان منطقهایاش افزایش یافته و دشمنان هر روز فتنه جدیدی را بر میانگیزانند. البته بر کمتر کسی پوشیده است که اینگونه رجزخوانیهای دشمن به جنگ نظامی نخواهد انجامید و در حد تهدید و بعضا با افزایش فشار ادامه خواهد یافت. مهم، توجه به این نکته است که دشمن از این تهدیدها چه اهدافی را دنبال میکند. بیتردید برای مقابله با تهدیدهای دشمن ابتدا باید اهداف او را شناخت و سپس در صدد خنثیسازی آن برآمد. البته این نکته را نیز باید مورد توجه قرار داد که افزایش تهدیدهای دشمن، نشانه افزایش قدرت و اقتدار ایران اسلامی است.
1. جبران شکستهای پیاپی
از آغاز انقلاب اسلامی تاکنون امریکاییها بارها توسط ایرانی اسلامی تحقیر شدهاند و هیمنه استکباریشان در هم شکسته است. زمانی یک تهدید امریکا مبنی بر حرکت یکی از ناوهایش، میتوانست کشور مورد تهدید را به تسلیم بکشاند ولی امروز تاریخ مصرف این گونه تهدیدها به پایان رسیده و دیگر کمتر کشوری به آنها اهمیت میدهد. ملتهای منطقه که روزی نام اسرائیل در دلهای آنها وحشت میانداخت، دیگر از تهدیدها و حتی حملات این رژیم جعلی ترسی به خود راه نمیدهند؛ بلکه به عکس این صهیونیستها هستند که از ترس هجوم مسلمانان در کابوس مرگ به سر میبرند. از این رو تصور میکنند تهدید به حمله نظامی بتواند تا حدودی آن هیمنه از دست رفته را بازگرداند و چهره استکباری را ترمیم و بازسازی کند تا شاید از این راه، ملتهای دیگر را تا حدودی به عقب براند و از تصمیمهای انقلابی منصرف کند.
2. استیصال و درماندگی
نامهنگاریها و اخم و التماسهای مقامات آمریکایی به ایران، نشانه درماندگی آنهاست. ایستادگی 32 ساله ایران اسلامی بر مواضع اصولی خود و بیاعتنایی به فشارهای استکبار جهانی، مُهر تأییدی بر آن سخن حکیمانه حضرت امام است که امریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند. ایستادگی جمهوری اسلامی این پیام را به ملتها منتقل کرده است که میتوان روی پای خود ایستاد و استکبار و عوامل مستقیم آن را به چالش کشید و عقب راند. در 32 سال گذشته امریکاییها هر آنچه در توان داشتهاند برای بایکوت کردن و حتی براندازی انقلاب اسلامی به کار گرفتهاند ولی موفقیتی به دست نیاوردهاند. در این شرایط حساس و استثنایی راهی جز افزایش تهدید برای آنها باقی نمانده است. آنها تصور میکنند اگر تهدیدها افزایش یابد، شاید در ایران کسانی باشند که به دلیل ضعف ایمان، بر نظام و رهبری فشار آورند و دروازه مذاکره با آمریکا باز شود. باز شدن باب مذاکره، برای امریکاییها یک روحیه و پیروزی به حساب میآید. اکنون باید مترصد بود و سیاستبازان بزدل را که با ساز تهدید نقش عوض میکنند و با بیان و قلم خود نظام اسلامی و مردم را به تسلیم و سازش فرا میخوانند، شناسایی و چهرههای آنان را به مردم معرفی کرد. البته پر واضح است اگر دشمنان ببینند فشارهایشان موثر بوده است، بر فشارها خواهند افزود و تهدیدات را چند برابر خواهند کرد.
3. تقویت روحیه عوامل داخلی
پس از سیلی سنگین آحاد ملت بهصورت شیطان بزرگ و شکست استکبار در فتنه 88، عوامل داخلی و میدانی آنان به شدت دچار نوعی افسردگی و ناامیدی شده و به انزوای سیاسی خزیدهاند؛ زیرا از یک سو مردم از آنها رویگردان شدهاند و از سوی دیگر همانگونه که خانم کلینتون در مصاحبه خودش متذکر شد، نمیتوانند به صورت رسمی از آنها دلجویی کنند. از این رو، تهدیدهای دشمن نسبت به نظام اسلامی میتواند تا حدودی برای آنها امیدبخش باشد و روحیه شکستخورده آنان را التیام بخشد. آنچه این روزها در اردوگاه فتنهگران مشاهده میشود، معلول همین تهدیدهای دشمن است. بیانیه 36 کودتاگر سبز که در زندان به سر میبرد و دعوت به شورش و اغتشاش، راه افتادن دور تازه نامههای سرگشاده اصحاب فتنه به رهبری نظام و انعکاس آنها در رسانههای فارسیزبان دشمن، از تقویت روحیه عوامل داخلی دشمن حکایت میکند. آنها با این تهدیدها امیدوار شدهاند و تصور میکنند باید برای روزی که -به پندار آنها- اربابانشان به ایران حمله میکنند آماده باشند!
4. شکستن حلقه انتخابات به نفع مدعیان اصلاحات
بر اساس اعلام شورای نگهبان، افرادی که به نحوی در فتنه 88 نقشآفرینی کردهاند نمیتوانند در انتخابت آینده نامزد شوند. از آن جایی که اکثر شخصیتهای مطرح این جریان در فتنه نقش داشتهاند، کمتر کسی از آنها شانس حضور در این عرصه مهم را دارد. فشار از بیرون و تهدیدهای همهجانبه با طرح شعار وحدت همه گروهها برای مقابله با دشمن میتواند فضا را به نفع جریان مدعی اصلاحات بشکند و به آنها مشروعیت بخشد. آقای هاشمی و برخی از همفکرانش در این موضوع، خواسته یا ناخواسته، نقش مناسبی برای آنها ایفا میکنند. آقای خاتمی میگوید اگر دشمن حمله کند اصلاحطلب و غیراصلاحطلب همه با هم خواهند شد و در برابر دشمن خواهند ایستاد. آقای هاشمی هم شرایط امروز را استثنایی و بحرانی دانسته، از ضرورت وحدت و همدلی همه گروهها سخن به میان میآورد. روشن است که وحدت با ستون پنجم دشمن برای مقابله با دشمن، شدنی نیست و طرح چنین مسائلی به فکاهی و جوک شبیهتر است. ولی طرح اینگونه تهدیدها همراه با اینگونه تحلیلها میتواند برنامه حسابشدهای برای باز شدن فضای انتخابات به نفع اصحاب فتنه و اصلاحطلبان قلمداد گردد. در این صورت، به فرض پیروزی، مجلس نهم را در راستای اهداف فتنه به کار خواهند گرفت و در صورت شکست باز میتوانند نظام را به تقلب متهم و با چالشهای امنیتی مواجه سازند.
5. متوقف کردن ایران در مسائل منطقه
بیتردید همه تحلیلگران از نقش بیبدیل ایران اسلامی در انقلابهای منطقه آگاهند و میدانند فراغت بال ایران موجب نقشآفرینی بیشتر این کشور در منطقه میشود درگیر کردن ایران به مسائل هستهای و حقوق بشر و موضوع واهی ترور سفیر عربستان و تهدیدهای نظامی میتواند بخش مهمی از وقت مسؤولان کشور را به خود اختصاص دهد و در نتیجه دشمنان در این فرصت بتوانند به نقشههای خود در مصادره انقلابها جامه عمل بپوشند. در این راستا تحلیل الکساندر بروخانوف، تحلیلگر روسی، جالب به نظر میرسد. وی ایران را قطب رهبری انقلابهای ضدغربی دانسته و آن را کلید اصلی بیداری اسلامی و طلسم عذاب برای آمریکا معرفی کرده است. بنابراین روشن است که دشمن میخواهد با این تهدیدها ایران اسلامی را به اینگونه مسائل مشغول سازد تا کلید اصلی بیداری اسلامی دچار مشکل گردد و در نتیجه حداقل روند انقلابها را از شتاب فعلی باز دارند.
در پایان اکنون که روشن است دشمن از این تهدیدها چه اهدافی را دنبال میکند، مسؤولان باید همه همت خویش را برای خنثیسازی آنها به کار گیرند و او را در اهدافش ناکام گذارند.