محسن یزدی قلعه: مدتی است که تهدیدات آمریکا علیه ایران شکل و شمایل نظامی به خود گرفته و این کشور سعی دارد با تند کردن لحن تهدیدات خود امتیاز دلخواهش را از حریف دیرینه اش کسب کند. اگرچه گویا در یک بازی موش و گربه اینطور نشان داده میشود که اسرائیل به دنبال حمله به ایران است و آمریکا چنین نیتی ندارد و تحت فشار رژیم صهیونیستی برخی مواضع را اعلام میکند. با این حال موضعگیریهای اخیر آمریکاییها و پرونده مسخره «ارباب سیر» نشان میدهد که این تهدیدات با پشتوانه ایالات متحده مطرح میشود و در این مورد با اسرائیل یک تقسیم کار صورت گرفته است.
اما باید دید که قدرت آمریکا و ایران در یک جنگ احتمالی تا چه حد است و کدام طرف خواهند توانست در صورت بروز یک جنگ تمام عیار از مهلکه جان سالم به در ببرند.
شکی نیست که آمریکا هم اینک به لحاظ تجهیزات قدرت برتر نظامی است، بهطوری که به تنهایی حدود نیمی از بودجه نظامی کل جهان را در اختیار دارد. ضمن اینکه آمریکا برای گسترش سلطه و حفظ منافع خود حدود هزار پایگاه نظامی کوچک و بزرگ در مناطق مختلف جهان دارد که این پایگاهها شامل پایگاههای زمینی، هوایی و دریایی است.
بنا به گزارش وزارت دفاع آمریکا که در سال ۲۰۰۷ منتشر شده آمریکا در ۳۹ کشور پایگاه بزرگ نظامی و در ۱۴۰ کشور ایستگاههای نظامی دارد.
این موارد قسمتی از توان نظامی آمریکا است که طبعا ایران از آن بهرهمند نیست.
در مقابل ایران هم در سالهای اخیر توانسته در حوزه نظامی پیشرفتهای قابل توجهی را کسب کند که جهش کشورمان در حوزه موشکی از جمله آنها است.
طبعا در جنگ تنها تجهیزات نظامی تعیین کننده نخواهد بود و موارد دیگری مانند نیروی انسانی، موقعیت جغرافیایی، گستره سرزمینی و ابتکار در جنگ میتواند سرنوشت نبرد را تغییر دهد.
ایران به لحاظ جغرافیایی با تسلط بر شاهراه انرژی جهان یعنی تنگه هرمز امتیاز بزرگی در جنگ احتمالی آینده خواهد داشت.
این مورد از جمله نگرانیهای عمیق برخی کارشناسان آمریکایی برای حمله به ایران است که بارها در مورد آن هشدار دادهاند؛ چراکه تضمین امنیت انرژی برای آمریکا بسیار حیاتی است ضمن اینکه خود کارشناسان نظامی آمریکایی، نیروهای ایران را در خلیج فارس، یک نیروی چابک میدانند که میتواند برای آمریکا مشکلات جدی را بهوجود آورد.
به لحاظ نیروی انسانی و انگیزه نبرد هم طبعا سربازان مومن ایرانی که از کشور خود دفاع میکنند در برابر سرباز مزدور متجاوز از انگیزه و قدرت بیشتری برخوردار خواهند بود. با این مورد البته آمریکاییها به خوبی آشنا هستند. آن را از نزدیک در جنگ ویتنام، جنگ ایران و عراق و جنگ ۳۳ روزه مشاهده کردهاند.
نقطه ضعف بعدی آمریکا در برابر ایران موجودیت اسرائیل است. ایران با موشکهای برد بلند خود که از دقت و قدرت تخریب بالایی برخوردار است میتواند برای اسرائیل کابوس وحشتناکی را رقم بزند.
کارشناسان غربی در این موارد همیشه روی سپر موشکی پیشرفته آمریکایی و اسرائیلی مانور داده اند در صورتی که همه دیدند که در جنگ ۳۳ روزه و جنگ ۲۲ روزه این سپر موشکی هیچ دردی از این رژیم دوا نکرد. حتی گنبد آهنین اسرائیلیها نیز که با تبلیغات بسیار برای مقابله با حمله موشکی به اسرائیل رونمایی شد باز به کار صهیونیستها نیامد.
با این حساب وقتی چند موشک کاملا ساده حماس میتواند مدارس مناطق اسرائیل را تعطیل کند پس میتوان تصور کرد که شهابهای ایرانی چه بلایی را بر سر فرزندان صهیون خواهد آورد.
نکته بعدی حماس و حزبالله است که تقریبا در تمامی تحلیلهای کارشناسان غربی به عنوان امتیاز ایران در جنگ احتمالی از آن نام برده شده است؛ امتیازی که یکی در قلب سرزمینهای اشغالی و دیگری هممرز با آن میتوانند ضربات سختی را به اسرائیلیها وارد آورند. این درحالی است که این دو گروه مجاهد تا کنون امتحان مناسبی را نیز در این زمینه پس داده اند.
پایگاههای متعدد آمریکا در منطقه امتیاز ایران برای مقابله با تهدید این کشور
اما یک نکته دیگر را باید در نظر داشت و آن اینکه ایران میتواند در صورت بروز تهدید، امنیت ملی آمریکا را هدف قرار دهد. ویلیام فاف در مقاله ای در لوموند دیپلماتیک در اینباره مینویسد: وقت پرسیدن یک سوال اساسی است. آیا ساخت هزاران پایگاه نظامی در سرتاسر جهان اشتباهی وحشتناک از سوی ایالات متحده نبوده است؟ این پایگاهها که برای افزایش امنیت ملی آمریکا ساخته شده اند، آیا در عمل برعکس بهانهای برای درگیری و در نتیجه ناامنی نیستند؟
وی میافزاید: دلایل مخالفت با پایگاههای نظامی آمریکا در جهان، سیاسی و بر پایه اتفاقات چند سال گذشته است. حضور نیروهای نظامی آمریکا در برخی کشورها باعت ترس و دشمنی مردم محلی با آمریکا شده و مقدمات جنگهایی بی نتیجه و خلاف آرمانهای ظاهری آغازینشان در عراق و افغانستان را فراهم کرده است. کاری که امروز به نظر میرسد پایگاههای آمریکایی در پاکستان، یمن و شاخ آفریقا هم دنبال میکنند. اسامه بن لادن حملات ۱۱سپتامبر را نتیجه حضور پایگاههای نظامی «کفار» آمریکایی در سرزمین مقدس عربستان میدانست؛ حضوری که انگار جای امنیت، برای آمریکا ناآرامی بهبار آورد.
نویسنده این مقاله در این مورد به درستی عنوان میکند که یکی از امتیازات ظاهری آمریکا یعنی حضور نظامی در تمام جهان تبدیل به پاشنه آشیل آن شده است و طبعا برخی از این پایگاهها(حداقل ۳۲ پایگاه) در تیررس موشکهای ایران است.
پایگاههای نظامی امریکا در جهان برای حفظ منافع این کشور و آسان تر کردن دخالتهای احتمالی آتی آن در امور دیگر کشورها ساخته شده اند. آنها انعکاس ایدئولوژی بهاصطلاح «دفاع از دمکراسی »اند که بر سیاست خارجی امریکا از زمان ریاست جمهوری ویلسون حاکم بوده است و نقش اش دادن انگیزه به نیروهای نظامی این کشور برای جنگیدن در خارج از مرزهایش است.
بین سالهای آغازین جنگ سرد در اروپا و جنگ حال حاضر در افغانستان، آمریکا فرصتهای زیادی برای به صدا درآوردن سلاحهایش داشته است؛ از جمله در کره، جنگ ویتنام و اشغال کامبوج، عملیات نظامی در لبنان، گرانادا، پاناما، جمهوری دومینیکن، السالوادور (غیرمستقیم)، سومالی ( در ارتباط با تصمیم سازمان ملل، که با حمایت از حمله اتیوپی به سومالی ادامه یافت) و دو حمله نظامی به عراق و یک حمله به افغانستان. جز در جنگ اول خلیج فارس هیچکدام از آنها به نتایجی هماهنگ با اهداف اولیه نرسیدند.
نویسنده لوموند دیپلماتیک در پایان اینطور نتیجه میگیرد: ایالات متحده، در داخل مرزهایش در مقابل هرگونه حمله نظامی رویین تن است. اما نمیتوان همین مطلب را در مورد نیروهای نظامی اش که در خارج از کشور وارد عملیات شده اند تائید کرد. امنیت ایالات متحده بی شک بهتر حفظ میشد اگر سیاست خارجی کشور بالاخره به ۵۰ سال دخالت در امور دیگران پشت میکرد و راه گفتو گو برای بیرون کشیدن نیروهایش از منطقه، بدون بهجا گذاشتن پایگاه نظامی را پیش میگرفت.
مهمترین امتیاز ایران در مواجهه با تهدید نظامی آمریکا چیست؟
این موارد از جمله موارد مشهور قدرت ایران برای مقابله با آمریکا و اسرائیل است که کمابیش عنوان شده است ولی باید دانست که طبعا ایران مواردی را نیز در نظر دارد که در زمان مناسب برای حریف رو خواهد کرد؛ از جمله مجاهدانی که در سراسر جهان آماده اند منافع آمریکا و متحدانش را به خطربیندازند.
همانطوری که در بالا آمد ایران میتواند با آغاز جنگ به اصطلاح برگهایی را رو کند که برای طرف مقابل غیر منتظره است. یکی از مواردی که برای غرب بسیار خطرناک است و خودشان نیز در این مورد بسیار سخن گفته اند غیر قابل پیش بینی بودن ایران است. این مساله از جمله مهمترین مواردی است که غربیها در آخر کار و در زمان نتیجه گیری به آن برخورد کرده و به آنها اجازه نمیدهد تا با یک محاسبه دقیق با ایران وارد نبرد شوند.
اساسا یکی از مواردی که همیشه غرب در مورد ایران در نظر داشته در چارچوب بردن رفتار ایران و محاسبهپذیر کردن آن است تا بتواند با حساب سود و زیان آن برای خود با ایران برخورد کند که البته تاکنون این اتفاق نیفتاده است.
این امتیاز ایران است؛ چراکه اولا آمریکاییها به دلیل نداشتن سفارتخانه و عدم حضور در ایران نمیتوانند درک درست و اطلاعات مناسبی از ایران داشته باشند و ثانیا اینکه به دلیل محاسبات کاملا مادی و فاصله داشتن ازحساب و کتابهای غیر مادی ،برخی رفتارهای ایرانیان برایشان تبدیل به معما شده است و ثالثا ساختار پیچیده سیاسی در ایران نیز آمریکاییها را در مورد یک تصمیم واحد در برابر ایران سردرگم ساخته است که این نمونه آخر به طور صریح در یکی از گزارشهای اندیشکدههای آمریکایی در مورد ایران آمده است.
طبعا آمریکا با این وجود و عدم محاسبه پذیر بودن رفتار ایران و عدم علم به واکنش کشورمان در صورت تهدید نظامی برای تصمیمگیری، راه سختی دارد؛ ضمن اینکه با یک جمله ساده ولی بسیار حکیمانه امام خمینی(ره) میتوان دریافت که اگر آمریکا میتوانست تا کنون چندین بار به ایران حمله میکرد.