نیدل نوز: به تازگی، شما در ستونهای روزنامهها، سیاستهای دولت بوش را به طور شدید مورد انتقاد قرار دادهاید. ممکن است بیان کنید که این نظرات شما چگونه شکل گرفتهاند؟ آیا شما از آن دسته از طرفداران دولت بوش بودید که با پدیدار شدن یک سری از رویدادها به سرعت تغییر عقیده دادهاید و یا این که از بدو امر به این دولت بدگمان بودید و وقوع یک سری از مسائل و حوادث پیاپی موجب شد که سیاستهای بوش را این گونه ارزیابی کنید؟
پال کرگرابرتز: با واژه تند و شدید در توصیف مخالفم، زیرا یک منتقد صریح، بیپرده و صادق رژیم بوش و چنی هستم. من نیز مانند بسیاری از آمریکاییها از انتخاب بوش به عنوان یک راه چاره در برابر عملکرد نادرست دولت کلینتون بویژه سیاست اشتباه او در بالکان و نیز دروغگوییاش در برابر مردم آمریکا، (دروغگویی کلینتون در مورد مسائل اخلاقیاش) استقبال کردم. بوش ابتدا این عقیده را که «آمریکا ژاندارم دنیاست» مورد انتقاد قرار داد و سوگند یاد کرد که این نقش را کنار بگذارد. نگرش من به این دولت زمانی تغییر یافت که دریافتم بوش قصد دارد از حادثه یازده سپتامبر استفاده کرده و به نوعی تجاوز خود به کشورهای خاورمیانه را به این وسیله توجیه کند. من از حضور بسیاری از نومحافظهکاران ضد دموکراتیک و نظامیگرا که به واسطه چنی در پستهای حساس سیاسی قرار گرفتند نگران شدم و نیز هنگامی که دیدم بوش، رئیسجمهور و کالینپاول، نومحافظهکاران نازی را مهار ننمودند به این نتیجه رسیدم که تبلیغات، حقایق را محو نموده و ما را به سوی جنگهای بی ثمر سوق میدهد.
نیدل نوز: شما مطلع هستید که بوش و چنی به طور بالقوه در معرض استیضاح بودند و حتی به خاطر جنایات جنگی در مورد تهاجم بیمورد خود به عراق تحت پیگرد قانونی قرار گرفتند. این نشان میدهد که مخالفان سرسخت بوش در حزب دموکرات فراتر از آن چه که انتظارش میرفت عمل کردند. به عقیده شما این امر چه چیزی را در مورد جناح مخالف بیان میکند؟
پال کرگرابرتز: جناح سیاسی مخالفی وجود ندارد همان گروههای دارای منافع که بر دموکراتها نفوذ و تسلط دارند بر جمهوریخواهان نیز مسلط هستند.(1)
اگر کاخ سفید میتواند کلینتون رئیسجمهور سابق آمریکا را به خاطر دروغگوییهایش در مورد مسائل اخلاقی متهم کند، مسلماً قادر است بوش و چنی را فراتر از آن متهم کند. آنها با نقض قانون نظارت اطلاعات خارجی(2) و در نتیجه ارتکاب جنایات بسیار زیاد و زیر نظر گرفتن آمریکاییها بدون عذری موجه، در معرض اتهام بیشتری قرار دارند. آنها به خاطر دروغهایشان در مورد صدام حسین و تسلیحات کشتار جمعی و فریفتن کنگره، سازمان ملل و مردم آمریکا، به خاطر تلفات 3هزار نفری آمریکاییها و تلفات صدها و هزاران نفری مردم عراق و افغان در جنگهایی که با دروغ و نیرنگ به راه انداختند، به خاطر نقض قرارداد ژنو در مورد شکنجه و اذیت و آزار زندانیان، به خاطر نقض قانون اساسی ایالات متحده در مورد تفکیک قدرتها و حفظ آزادیهای مدنی، به خاطر بیتوجهی به اراده ملت و دست برنداشتن از تداوم جنگ با وجود مخالفت اکثریت رأی دهندگان در کنگره، به خاطر تغییر دکترین جنگی ایالات متحده و مجاز شمردن حملات هستهای برای قدرتهای غیرهستهای و نیز شاید به خاطر سازماندهی حملههای 11 سپتامبر و جایز شمردن آن و در نتیجه ایجاد یک «بندر هاربر»(3) جدید و یا یک فاجعه جدید بر ضدآمریکا برای توجیه جنگهای تجاوز گرایانه در برابر کشورهای مستقل خاورمیانه، باید بیشتر از آن متهم و محکوم شوند.
در دادگاههای جنایات جنگی نورنبرگ بعد از جنگ جهانی دوم، رابرت جکسون دادیار ایالات متحده اعلام کرد که آلمانیها به عنوان جنایتکاران جنگی باید تحت پیگرد قانونی قرار بگیرند، زیرا آنها بودند که جنگ تهاجمی را به راه انداختند. بر طبق قوانین نورنبرگ که از سوی ایالات متحده وضع شده، جنگهای تهاجمی جزو جنایات جنگی محسوب میشوند. بوش و چنی با تجاوز و تهاجم به کشورهای افغانستان و عراق مرتکب جنایات جنگی شدهاند. اسرائیل نیز در حمله به لبنان مرتکب جنایت جنگی شده است. بوش و چنی با تهدید نظامی بر ضد ایران در آستانه جنایت جنگی دیگری قرار دارند.
آمریکاییها باید شهامت این را داشته باشند که با این واقعیت مواجه شوند که دولتی که بر آنها حکومت میکند یک جنایتکار جنگی است که هم از مردم متنفر است و هم از آزادیهای مدنی آنها تنفر دارد.
نیدلنوز: شما به عنوان معاون وزیر دارایی پیشین از عواقب سقوط ناگهانی دلار و کنار گذاشتن آن بیشتر مطلع هستید، اما با این وجود از طلبکاران خارجی میخواهید که برای متوقف ساختن جنایات بوش، دلار را کنار بزنند. آیا این یک موقعیت حساسی است و یا این که خطرهای مترتب بر سیاستهای دولت آنچنان وخیم هستند که موضوع شوک درمانی را توجیه مینماید؟
پال کرگرابرتز: این اتفاق یعنی کنار گذاشتن دلار و در نتیجه کاهش شدید ارزش قیمت دلار به طور حتم رخ میدهد اما کی؟ معلوم نیست. و این بدان علت است که دولتهای متوالی در ایالات متحده از نقشی که دلار به عنوان یک ذخیره خارجی عمل نموده سوءاستفاده کردهاند. افزون بر این شرکتهای برون مرزی، ایالات متحده با هدف کاهش هزینه نیروی کار، محصولات خود را برای بازارهای این کشور تولید مینمایند در نتیجه این کشور را در حفظ تعادل کسری تجارت خود با مشکل مواجه میکنند. بزودی یا بعدها خارجیها پی خواهند برد که کالاها و خدمات واقعی خود را در حقیقت در برابر کاغذی بیارزش (دلار) به ما عرضه مینمایند.
زمانی که دلار به این سرنوشت شوم دچار شود در واقع ما قادر نخواهیم بود که به چنگ بپردازیم مگر این که بانکداران چینی و ژاپنی ما هزینه جنگ را تأمین کنند. در این صورت نه تنها دنیا، بلکه آمرکیا از اخلال در تأمین تولیدات نفتی، از تحریک بیش از یک میلیارد مسلمان در برابر دنیای غرب، از متحدین نظامی جدید برای مقابله به مثل کردن نمایش قدرت سلطه آمریکا و سرانجام از استفاده بالقوه ایالات متحده از تسلیحات هستهای نجات خواهد یافت. اگر چین و ژاپن خیلی ساده به بوش و چنی بگویند که دیگر مایل نیستند جنگ تهاجمی دیگری توسط آمریکا را تأمین هزینه نمایند در آن صورت عواقب این مسأله بسیار وحشتناک خواهد بود.
نیدل نوز: در فضای سیاسی کنونی بسیاری از سیاستمداران از کاندیدای مورد نظرشان (بوش) بیش از ارزشهای قانونی که ما آرزوی آن را داریم حمایت میکنند. برخی از افراد حزب من درست یا نادرست نسبت به محکوم کردن شما از فرد مورد نظر آنها (بوش) باید عکسالعمل تند و تیزی داشته باشند. آقای رابرتز آیا شما میتوانید در این مورد پاسخی روشن دهید که انتقادهای تند و آتشین شما، همکاران محافظهکار و خوانندگان شما را به خود جلب کرده است؟
پال کرگرابرتز: این احمقها سطح پایین از هرگونه بحث و گفتوگو عاجز هستند. من هرگز یک پاسخ هوشمندانه حتی از یکی از حامیان بوش دریافت نکردهام. نهایت توانایی آنها این است که بگویند اگر شما تا این حد از آمریکا متنفر هستید چرا به کوبا نمیروید؟ شما از افرادی صحبت میکنید که بسیار ناآگاه و احمق هستند و به راستی که آنها خطری جدی برای آمریکا محسوب میشوند.
نیدل نوز: در حالی که این لحن سخن و این ادبیات بر ضد ایران تشدید مییابد، بسیار برآنند که بار دیگر شاهد تماشای فیلمی هستیم که در عراق به نمایش گذاشته شد. همچنین به نظر میرسد ایران، بهانه جدید آمریکا برای تمام شکستهایش در عراق است. ممکن است نظر جنابعالی را در مورد بنبست مذاکرات ایران جویا شویم؟ آیا این بحران به تمام معنا جعلی و ساختگی نیست؟ آیا به عقیده شما خطری واقع وجود دارد که به دلیل مقاصد سیاسی بزرگنمایی شده است و یا این که این امر، عملی مشروع به حساب میآید؟
پال کرگرابرتز: بحرانی وجود ندارد به جز این یکی (حمله به ایران)، که از سوی نومحافظهکاران نازی سازماندهی شده است. طرح حمله به ایران به وسیله نومحافظهکاران در یک دهه پیش طراحی و آماده شده بود. تنها چیزی که نومحافظهکاران از آن برخوردار هستند، «فرصت» است. شکست سیاست اشغال عراق، به وسیله آنها به یک امتیاز استراتژیک تبدیل شده است. در آغاز سال جدید، نومحافظهکاران، بوش را که بازیچه دست آنها بود بر آن داشتند که ایران را به خاطر شکست نیروهای ایالات متحده در عراق مقصر بداند. در نتیجه بوش همواره تکرار میکند که ایران شورشیان سنی مذهب عراق را مسلح میکند و تسلیحات نظامی را در اختیار آنها قرار میدهد، بنابراین ایران مسئول کشتن آمریکاییهاست و به دنبال آن رسانهها نیز این موضوع را انعکاس داده و بدان دامن میزنند. هیچ شواهدی دال بر این اتهام احمقانه وجود ندارد ولی بوش و چنی به این موضوع به خوبی پی بردهاند که آمریکاییها بدون توجه به هیچ مدارک و شواهدی تسلیم تبلیغات دروغین میشوند.
کارشناسان مسائل خاورمیانه بر این عقیدهاند که شورشیان عراق که آمریکاییها ادعا میکنند ایران آنها را مسلح کرده سلفی هستند و ما میدانیم که این فرقه همواره انرژی خود را برای از بین بردن شیعیان این کشور صرف کردهاند و ایران که متحد شیعیان عراق است نمیتواند دشمنان متحدین خود را مسلح کند. اما بوش و چنی بخوبی دریافتهاند که آمریکاییها فریب نیرنگهای دولت خود را میخورند. آمریکاییها به طور کامل از یاد بردهاند که تفاوت عمدهای میان وفاداری به کشور و قانون اساسی، با وفاداری به دولت وجود دارد.
نیدل نوز: من در تفسیر قبل خود با توجه به ستونهای شما در روزنامه چنین اشاره کردم که انتقادات تدریجی و محتاطانه از سیاستهای بوش، حتی اگرچه ممکن است با بسیاری از آنها مخالف باشیم، باید ما را بر آن دارد که به نقاط مشترکی دست یابیم تا در برابر مشکلاتی چون لغزش خطرناک به سوی نظامیگری و استبداد، مقاومت و ایستادگی کنیم. نظر شما در این باره چیست؟ آیا مقاومت و ایستادگی که در آن چندگانگی ایدئولوژیکی به چشم میخورد میتواند ارزشمند باشد یا نه؟ شما همدستی این نیروها را با دشمن برای مقاومت در برابر خط مشی دولت چگونه مجسم میکنید؟
پال کرگرابرتز: به عقیده من، افراد به دو گروه تقیسیم میشوند گروه اول کسانی هستند که از قانون اساسی حمایت میکنند و گروه دوم شامل اشخاصی میشود که از برنامهای که قانون اساسی جلوی انقلاب اسلامی» را میگیرد و راه را بر آن مسدود مینماید حمایت میکنند. گروه دوم دشمنان قانون اساسی و در نتیجه دشمنان آمریکا هستند. آمریکا دشمنان بزرگتر از بوش، چنی و محافظهکاران نازی ندارد.