محمد پهلوانی
یافتن راهکارهایی برای پیشبرد اهداف نظام جمهوری اسلامی ایران در بعد بینالملل در شرایط ویژه و حساس فعلی از اهمیت و حساسیت بسیار بالایی برخوردار است. طبیعتا یافتن راهکارها و سازوکارهایی که پیروزی و کسب منافع حداکثری را برای کشور به دنبال داشته باشند، در حیطه وظایف مسئولین سیاست خارجی کشور از وزارت مربوطه گرفته تا شورای عالی امنیت ملی و کمیسیون مربوطه در مجلس شورای اسلامی میباشد اما نکته جالب توجه در این شرایط آن است که بسیاری از اظهار نظرهایی که از سوی فعالان سیاسی یا رسانههای حزبی له یا علیه دیپلماسی خارجی کشور صورت میگیرد، از نوعی ابهام معنایی برخوردار هستند. اظهاراتی که صرفا یکسری کلیگویی است و بدون ارائه راهکاری صرفا به بیان جملات کلیشهای میپردازد. مثلا "باید با تدبیر عمل کرد"، "تامل و عقلگرایی را باید سرلوحه قرار داد" و... به نظر میرسد چنین اظهاراتی تنها از سر عاقبتاندیشی و عافیتطلبی صورت میگیرد. یعنی اظهاراتی که بدون ارائه راهکار مفید و عملی که ضامن منافع و حیثیت ملی باشد، فقط در قالب گزارههایی از جانب منتقدین یا اظهارنظرکنندگان صادر شده است. این جملات در نهایت، نتیجه امر هر چه باشد میتواند به حساب درایت و عقلانیت این افراد گذاشته شود. به عبارت دیگر اگر نتیجهای مثبت و قابل قبول به دست آید، چنین عنوان میشود که ثمره گفتار و تلاش و توصیههای ما بود که دائما توصیه کردیم "با تدبیر عمل کنید، عقلگرایی محور کار باشد" و... اگر نتیجهای نامطلوب به دست آمد، باز همین افراد میگویند ما گفتیم "با تدبیر عمل کنید و..."
صحبتهای آقای محسن میردامادی دبیر کل حزب مشارکت در این راستا قابل بررسی است. (1) ایشان میگویند: "کسانی که در مسئله هستهای اجماع جهانی را علیه ایران به وجود آوردهاند باید پاسخگو باشند. در حوزه سیاست همیشه توصیه شده که هیچ موضوعی را حیثیتی نکنیم چون در صورت تغییر شرایط و لزوم تغییر خط مشیها، طرفی که مسئله را حیثیتی کرده و راهها را به روی خود بسته دچار مشکل میشود و اگر احساس کند شرایط به گونهای تغییر کرده که باید تصمیمی متفاوت از دیروز بگیرد به دلیل حیثیتی کردن قضیه اولا تصمیمگیری برایش دشوار میشود و ثانیا برای هر تصمیمگیری باید هزینههای سنگینی را بپردازد."
به نظر نگارنده صحبتهای جناب آقای میردامادی بیش از آنکه از صبغه کارشناسانه برخوردار باشد، یک بیان ریتوریک و صرفا لفاظی میباشد. "حیثیتی شدن" در سیاست خارجی و دیپلماسی چیست؟ به بیان دیگر تعریف (definition) "حیثیتی شدن" در حوزه سیاست خارجی چیست؟ چگونه و با چه ملاکهایی میتوان عملکرد یک دولت یا مجموعه کارگزاران نظام را "حیثیتی شدن" یا "حیثیتی کردن" ارزیابی کرد؟ اگر "حیثیتی" بودن به معنای حمیت، غیرت، وطنپرستی و اموری از این دست باشد، مطلقا امری پسندیده، نیکو و مطلوب است و قاطبه ملت از این شیوه و سلوک با جان و دل و خون خود حمایت میکنند و هر انسان آزاده و عزتخواه در راه تحقق این مهم تلاش مستمر خواهد داشت.
اما اگر "حیثیتی" بودن به معنای خودخواهی، قلدرمآبی و کوتاه نیامدن بیدلیل و غیرموجه از موضع اول باشد، مذموم و ناپسند است ولیکن این مسئله در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بویژه در موضوع استفاده صلحآمیز از فناوری هستهای مصداق ندارد.
شایسته بود جناب آقای محسن میردامادی دبیر کل حزب مشارکت راهکاری ارائه میدادند که در عین حفظ عزت و غرور ملی و رعایت مصالح و منافع کوتاه مدت و بلندمدت جمهوری اسلامی ایران از دو عنصر "تصمیمگیری سهل و آسان" و "پرداخت کمترین هزینه" در زمان تغییر شرایط برخوردار باشد.
آیا بیش از این نیاز است که جمهوری اسلامی ایران در جهت "اعتمادسازی" تلاش کند؟ مگر این اعتمادسازی در بالاترین حد ممکن یعنی تعلیق تمام فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی ایران در دوران اصلاحات صورت نگرفت. در مقابل استکبار جهانی و کشورهای غربی کدام گام مثبت را به جهت تامین حق مسلم ایرانیان برداشتند.
به نظر نگارنده یقینا پیرامون رویکرد جمهوری اسلامی ایران پیرامون پرونده هستهای دو راه بیشتر وجود ندارد. نخست اینکه همانند گذشته تعلیق را بپذیریم و از حقوق ملت و دولت ایران صرفنظر کنیم هر چند که در تعلیق فعالیت هستهای از سوی جمهوری اسلامی ایران که در دوره قبل و زمان دولت اصلاحات انجام شد منفعتی نصیب جمهوری اسلامی ایران نشد. نه تنها منفعت خاصی نصیب ایرن نشد بلکه به نوعی با غرور ملی ایرانیان نیز بازی شد که این امر به خاطر سیاستهای انفعالی تیم مذاکرهکننده قبلی بود که عمده انفعال آنان به خاطر شرایط داخلی از قبیل دیدگاه خاص (!!!) نمایندگان مجلس اصلاحات و برخی شرایط سیاسی دیگر که در دوران اصلاحات رواج داشت، بود و وضعیت حاکم در دوران اصلاحات به گونهای بود که جناب آقای دکتر علیاکبر ولایتی مشاور مقام معظم رهبری در امور بینالملل در پاسخ به سوال خبرنگار ایرنا پیرامون پذیرش تعلیق کوتاهمدت به جهت رعایت مصالح و منافع کلان نظام مطالبی را بیان کردند که کاشف از وضعیت اسفبار سیاست خارجی ایران در دوران اصلاحات بود. ایشان بیان میکنند: "آن زمان هم که تعلیق را پذیرفتیم، تعلیق کوتاهمدت نبود، دو سال و نیم طول کشید. لذا تعلیق بلندمدت بود و حاضر نیستیم این تجربه را دوباره تکرار کنیم. این تصور خوشبینانه آن روزها طرفداران بیشتری داشت. وقتی تعلیق را پذیرفتیم، نه فقط نظارتهای بیشتر بر فعالیتهای هستهای ما را طلب کردند، بلکه گفتند پروتکل الحاقی را هم بپذیرید. گفتیم مجلس باید تصویب کند، گفتند قبل از تصویب مجلس آن را اجرا کنید و ما هم اجرا کردیم اما پا را فراتر گذاشتند و خواستار بازرسی از مرکز نظامی شدند. عاقبت دیدیم که بعد از دو سال و نیم از آنچه که روز اول شروع کرده بودیم، عقبتر هستیم و آینده مبهمی را پیش رو داریم." (2)
دوم: پافشاری بر ادامه فعالیتهای صلحآمیز هستهای و استمرار غنیسازی و این امر محقق نمیشود مگر با جسارت، تدبیر و هوشمندی مسئولین پرونده هستهای از یک طرف و از سویی دیگر اتحاد و انسجام مسئولین و نیروهای داخلی بویژه دولت و مجلس که بحمدلله این مهم در دوران حضور اصولگرایان در دولت نهم و مجلس هفتم تحقق یافت و پیروزیها و موفقیتهای چشمگیری نصیب ایران گردیده است. هر چند احزاب، گروهها و رسانههای اصلاحطلب تلاش مستمر، گسترده و هماهنگی با هم دارند تا خلاف این واقعیت را برعلیه دولت اصولگرا و مکتبی نهم انعکاس دهند. کما اینکه جناب آقای دکتر محمدجواد لاریجانی کارشناس مسائل بینالملل، در راستای بیان برخورد جریان اصلاحطلب با پرونده هستهای و موفقیتهای چشمگیر هستهای میگوید: "برخی روزنامههای دوم خردادی سعی میکنند توفیق بزرگ دولت اصولگرا در تثبیت حق فناوری هستهای را کم جلوه دهند. حتی برخی از این روزنامهها میخواهند پیروزی بزرگ ملت ایران و دولت نهم در بحث هستهای را نقطه ضعف تلقی کنند." (3)
مصداق این رویکرد اصلاحطلبان پیرامون موفقیتهای بزرگ، چشمگیر و افتخارآمیز ملت ایران که در دوران حاکمیت اصولگرایان تحقق یافته است، بخشی از صحبتهای آقای محسن میردامادی دبیر کل حزب مشارکت است که بیان میکنند اجماع جهانی علیه ایران شکل گرفته است. در حالی که ظاهرا منظور ایشان از اجماع جهانی آمریکا و چند کشور اروپایی است که در سایه استقامت و دیپلماسی هوشمندانه و مبتکرانه دولت نهم بویژه رئیسجمهور محترم جناب آقای دکتر محمود احمدینژاد هر روز بیش از گذشته از مواضع خصمانه خود عقبنشینی میکنند و حتی آمریکا به عنوان رهبر جریانسازیهای ضدایرانی در مسائل بینالمللی مجبور میشود به خاطر برونرفت از مشکلات داخلی و خارجی خود و به دلیل دیپلماسی فعال و هوشمندانه دولت نهم به صورت رسمی درخواست مذاکره با ایران را مطرح نماید. (4)
و این پیروزیها و موفقیتهای دولت و مجلس اصولگراست که اصلاحطلبان به دلیل ضعفها و اشکالات عدیدهای که هم در مبانی تئوری و هم در راهکارها و برنامههای اجرایی دوران مجلس و دولت اصلاحات داشتند و دارند، نمیخواهند و نمیتوانند آنها را بپذیرند لذا درصدد تخریب برنامهها و سیاستهای دولت نهم برآمدهاند و در این راه از تمام توان و قدرت رسانهای خود بهره میگیرند و حال آنکه غافل از آن هستند که موفقیت دولت نهم و اصولگرایان، پیروزی و موفقیت نظام جمهوری اسلامی ایران و ملت شریف و عزیز ایران است و همگان از مواهب این پیروزیها و کامیابیها بهرهمند میشوند، نه اینکه صرفا پیروزی دولت مکتبی دکتر محمود احمدینژاد و اصولگرایان باشد.