محمد فرازمند / سفیر پیشین ایران در بحرین
علی عبدالله صالح، دیکتاتور صنعا هم سرانجام به تاریخ پیوست. او روز چهارشنبه هفته گذشته در ریاض و در حضور ملکعبدالله با امضای طرح شورای همکاری خلیجفارس (بخوانید طرح عربستان) قدرت را به معاونش واگذار کرد. صالح 33سال رییسجمهور یمن بود و امید داشت تا پس از چند دوره دیگر، قدرت را به فرزندش بسپارد. در ادبیات سیاسی عربی از صالح بهعنوان حاکمی یاد میشود که بیش از سهدهه روی سرهای افعی راه رفته است. این تمثیل، به دو واقعیت جامعه یمن اشاره دارد.
اول سخت بودن حکمرانی در این کشور و دوم مهارت و قدرت مانور صالح در حاکمیت بر جامعهای که حاکمان سابقش بهشکلی خونین از قدرت کنار رفته بودند. زمان و شیوه کنارهگیری صالح آخرین پرده از بازیگری ماهرانه و در عین حال موذیانه او بود. او تا جاییکه امکان داشت در یمن در مقابل مردم مقاومت کرد و خشونت به خرج داد و زمانی که مشخص شد شانسی برای ماندن ندارد در آغوش امن دوستان سعودی و آمریکایی خود طرح واگذاری قدرت را در قبال دریافت تضمین عدم پیگرد قضایی خود امضا کرد.
بانکیمون، دبیرکل سازمان ملل که نمایندهاش در مراسم امضای طرح کنارهگیری صالح حضور داشت، بلافاصله اعلام کرد که صالح قرار است برای معالجه راهی نیویورک شود. این گفته دبیرکل سازمان ملل به این معناست که دیکتاتور خدعهگر یمن از دبیرکل سازمان ملل نیز تضمینهای لازم برای عدم پیگرد قضایی را دریافت کرده است. او در حالی ریاست را واگذار کرد که هنوز اهرمهای قدرتش در صنعا دست نخورده باقیماندهاست.
صالح ضمن حفظ عنوان افتخاری رییسجمهور به مدت سهماه، فرزندش احمد را کماکان در صنعا بهعنوان فرمانده گارد ریاستجمهوری حفظ کرده و برادرزادهاش فرماندهی نیروهای امنیتی را در دست دارد. این دو نفر روابط بسیار دوستانهای با نظامیان آمریکایی در یمن در چارچوب مبارزه با القاعده دارند. بنابراین، گرچه صالح رسما قدرت را واگذار کرده اما بیتردید انقلاب یمن هنوز تا پیروزی و انتقال ماهوی قدرت به مردم و انقلابیون راه درازی در پیش دارد.
برنامهریزی قدرتهای خارجی که بر یمن خیمه زدهاند بهویژه عربستان و مسیر طولانی و پرابهامی که آنها از طریق طرح شورای همکاری خلیجفارس برای آینده یمن پیشبینی کردهاند، با مطالبات مردم این کشور که خواهان دموکراسی واقعی و خروج از قیمومیت ناخوانده سعودیها هستند، هیچ تناسبی ندارد. شعار مردم در خیابانهای یمن روز امضای طرح شورای همکاری، خلیجفارس محاکمه علی عبدالله صالح بود.
این روزها به نظر میرسد که عربستان بعد از غافلگیری و هراس اولیه در برابر دومینوی خشم اعراب و سقوط سریع بنعلی و مبارک، اکنون اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرده و با استفاده از نفود عربی و بینالمللی خود در صدد است تا تحولات را مدیریت کند. سختگیری بر اسد در سوریه از طریق اتحادیه عرب، تلاش برای اداره بحران یمن و سرکوب انقلاب بحرین خطوط اصلی سیاستهایی است که عربستان دنبال میکند.
روابط استراتژیک با آمریکا و اروپا و همکاری با غرب در جهت مهار ایران و استفاده از اهرم انرژی در ارتباطات با کشورهایی مانند ژاپن و چین این پتانسیل را به عربستان داده تا قدرت تاثیرگذاری خود را در بحرانهای خاورمیانه بالا ببرد. رأی قاطع اتحادیه عرب به تعلیق عضویت سوریه در این اتحادیه نشان داد که عربستان کماکان نفوذ خود را در جهان عرب حفظ کرده است. 18کشور عربی علیه سوریه رأی دادند.
فقط لبنان و یمن با این تصمیم مخالفت کردند و عراق به آن رأی ممتنع داد. از سوی دیگر، ترکیب آرای کشورها به قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل درباره پروژه اثبات نشده ترور سفیر سعودی در واشنگتن نشان میدهد عربستان در سطح بینالمللی نیز وضعیت خوبی دارد. ضمن اینکه هیچ کشور اسلامی و عربیای نیز در تصویب این قطعنامه مقابل عربستان نایستاد.
با وجود بازگشت اعتماد به نفس به شاهزادگان سعودی در برخورد با بحرانهای عربی و تسلط نسبی آنها بر امور، اما روش حل بحرانها توسط عربستان روشی پرهزینه طولانی و یکجانبه است. عربستان با هرگونه دموکراسی در جهان عرب هم از نظر تئوریک وهم از منظر عملگرایی سیاسی مخالف است.
از لحاظ تئوریک علمای عربستان اعتراض و خروج مردم علیه حاکم را حرام میدانند و از منظر عملگرایی سیاسی نیز از آنجا این اعتراضات عمدتا باعث سقوط همپیمانان سنتی ریاض شده، سعودیها با آن مخالفند. بنابراین، عربستان در طرحها و ابتکارات دیپلماتیک خود وقعی به خواسته ملتها نمیگذارد و از طریق زدوبند با معدودی نخبگان همچون سران قبایل و احزاب در یمن و نظامیان در مصر و توافقات پنهان با غرب و ریختن پول سعی دارد بحرانها را کنترل و به فرصت تبدیل کند.
اما بعید است که انرژی آزاد شده تودههای عرب که اعتراض را در ماه گذشته تمرین کرده و به پتانسیل عظیم خود پی بردهاند، بهراحتی در مقابل برنامهریزیهای جبهه ضد انقلاب عربی به رهبری عربستان سعودی فروکش کند. همانگونه که امروز در مصر مردم احساس میکنند که نظامیان انقلاب آنها را مصادره کردهاند و دوباره به میدان تحریر بازگشتهاند، در یمن نیز شیوه اتنقال قدرت و خیمهزدن عربستان، شورای همکاری و آمریکا بر روی انقلاب مردم مانع از آن است تا یمنیها امضای طرح شورای همکاری را پایان کار بدانند.
بسیار بعید است که امضای این توافقنامه که بدون حضور نمایندگان مردم صورت گرفته باعث شود تا خیابانهای یمن از جمعیت معترضان خالی شود. آنها تجربه مصر را پیش رو دارند و به کنار رفتن دیکتاتور و دستنخورده ماندن سیستم گذشته و انجام اصلاحات توسط عناصر رژیم سابق رضایت نمیدهند. علیعبدالله صالح زیرکانهتر از بنعلی و مبارک و قذافی کنار رفت اما او نیز با نشان دادن لجاجت بهمدت 9 ماه و سه بار طفره رفتن از امضای طرح شورای همکاری خلیجفارس کار را برای بقایای سیستم سابق که میخواهند اوضاع یمن را پس از او سروسامان دهند، دشوار کرد.
اغلب معترضان یمنی حداقل از دو ماه قبل با دادن مصونیت سیاسی و قضایی به صالح مخالف بودند و به طرح شورای همکاری به دیده مثبت نمینگریستند. در یمن کمتر کسی است که نداند که عبدربهمنصور، معاون رییسجمهور که قدرت به او واگذارشده، فردی بیکفایت و کمتاثیر است و قدرت کماکان در دست نزدیکان علی عبدالله صالح در گارد ریاستجمهوری و سازمان امنیت است. آنها نیز در کنار حامیان سعودی و آمریکایی خود تلاش خواهند کرد دموکراسی در یمن را مصادره کنند و با استفاده از ساختار قبیلهای این کشور و پول عربستان افراد مورد اعتماد خود را بر سر کار آورند.