تاریخ انتشار : ۲۰ دی ۱۳۹۰ - ۱۳:۱۸  ، 
کد خبر : ۲۳۳۱۷۳

بازتعریف رفتار استراتژیک قرقیزستان


موضعگیری اخیر «الماس‌بیک اتامبایف» رئیس‌جمهوری جدید قرقیزستان، در رابطه با خروج نیروهای آمریکایی از پایگاه هوایی «ماناس» نشان می‌دهد که رفتار استراتژیکی این کشور در حال حرکت از رویکردهای غربگرایانه به سمت الگوهای همکاری منطقه‌ای است.
در حالی اتامبایف در انتخابات هشتم آبان 1390 با کسب 63 درصد مجموع آرا به عنوان رئیس‌جمهوری قرقیزستان انتخاب شد، که در نخستین اظهارات رسمی خود، اعلام کرد که از یک سو به دنبال نزدیکی روابط با روسیه، ایران و ترکیه است و از سوی دیگر پایگاه نیروی هوایی آمریکا (ماناس) در خاک این کشور را پس از سال 2014 (1393) تعطیل خواهد کرد.
رادیو آلمان در خصوص انتخاب اتامبایف نوشت: موفقیت اتامبایف در انتخابات ریاست جمهوری قرقیزستان، پیروزی کاخ کرملین به شمار می‌رود.
قرقیزستان با جمعیتی حدود 5 میلیون و 500 هزار نفر هرچند کشور کوچکی در آسیای میانه به شمار می‌‌رود، اما از اهمیتی استراتژیک در موازنه قدرت میان آمریکا و روسیه برخوردار است.
پایگاه نیروهای آمریکایی که در سال 2001 میلادی (1380 شمسی) در نزدیکی «بیشکک» پایتخت این کشور، در جوار فرودگاه غیرنظامی ماناس احداث شد، از مهم‌ترین پایگاه‌های پیشتیبانی نیروهای آمریکایی و ناتو در افغانستان به شمار می‌رود.
آمریکا از این پایگاه به عنوان قطب لجستیکی کلیدی در نزدیکی افغانستان استفاده می‌کند.
البته روسیه که به طور سنتی نفوذ گسترد‌ه‌ای در کشورهای آسیای میانه دارد، پیشتر خواستار تعطیلی پایگاه هوایی ماناس در قرقیزستان شده و وعده‌ داده بود که در صورت تعطیلی این پایگاه، دولت قرقیزستان از کمک‌های مالی روسیه برخوردار خواهد شد.
در این زمینه، کارشناسان حوزه راهبردی معتقدند که پایگاه ماناس بر اساس برنامه ریزی‌های انجام شده احتمالا پس از خروج نیروهای آمریکایی در سال 2014 به یک مرکز ترانزیت بین المللی تبدیل شود که ارتباط هوایی بین قرقیزستان با روسیه، چین و کشورهای آسیای جنوب شرقی را تقویت کند. رئیس‌جمهوری منتخب قرقیزستان قصد دارد با این اقدام مدل پیشنهادی ولادیمیر پوتین، نخست وزیر روسیه در خصوص اتحاد اقتصادی اوراسیا را به اجرا بگذارد و در این میان، حضور نظامی آمریکا در خاک این کشور برای مقامات بیشکک، موضوعی بی مورد خواهد بود.
البته «ولادیمیر آنوخین» نایب رئیس آکادمی مسائل ژئوپلیتیک روسیه، بر این عقیده است که آمریکا به این آسانی از این مساله نخواهد گذشت.
به گفته وی، تعطیلی پایگاهی مانند ماناس، روندی بسیار طولانی خواهد داشت، زیرا این پایگاه برای عملیات نظامی آمریکا در افغانستان، اهمیت بسیار زیادی دارد و مقامات واشنگتن تلاش خواهند کرد تا راهی برای حفظ منافع خویش در قرقیزستان پیدا کنند تا این پایگاه بتواند همچنان به فعالیت خود ادامه دهد.
منافع و نقش روسیه
روسیه به‌عنوان میراث دار اتحاد جماهیر شوروی همواره داعیه‌دار حضور سنتی در کشورهای آسیای میانه بوده است اما این حضور در یک دهه اخیر و به ویژه پس از سال 2001 به دلیل تحول ماهیتی در نظام بین‌الملل و مقابله با حملات تروریستی به سمت افزایش حضور و نفوذ ایالات متحده در حرکت بوده است.
روس‌ها در سال 2009 (1388) هنگامی که پارلمان قرقیزستان خواستار تعطیلی پایگاه هوایی آمریکا در ماناس شد، با ارائه پیشنهاد اعطای وام بلاعوض 2 میلیارد دلاری، تلاش کرد تا دولت قرقیزستان را تشویق به برچیدن این پایگاه کند.
اما دولت آمریکا در توافقی با «قربان بیک باقی‌اف» رئیس‌جمهوری وقت این کشور، توانست با افزایش اجاره بها این پایگاه را تا سال 2014 (1393 شمسی) در اختیار گیرد.
به همین دلیل برخی کارشناسان مدعی شدند روسیه پیش از تحولات در قرقیزستان (فروردین1390) برنامه‌هایی را در جهت سرنگونی دولت باقی اف به اجرا درآورد که توقف سرمایه گذاری در طرح احداث نیروگاه «قمبرآته» در جنوب این کشور به بهانه‌های زیست محیطی و محدود کردن مبادلات اقتصادی و تجاری به خصوص اعمال محدودیت در صدور سوخت به قرقیزستان، بخشی از این سیاست‌ها بود.
در همین زمینه، یک ماه پیش از آغاز اعتراضات در قرقیزستان، شبکه‌های خبری- تلویزیونی روسیه، قربان بک باقی‌اف، را دیکتاتور توصیف و اعلام کردند افراد خانواده وی میلیاردها دلار از ثروت این کشور فقیر را ربوده‌اند.
این در حالی بود که تا یک سال قبل از آن مقامات کرملین از دولت باقی‌اف به عنوان یک هم‌ پیمان قدردانی کرده بودند.
در همان حال با روی کار آمدن دولت موقت در قرقیزستان، مقامات روسیه با برقراری تماس با این دولت و به رسمیت شناختن آن، آمادگی خود را برای کمک و پشتیبانی مالی اعلام کردند.
منافع و نقش آمریکا
قرقیزستان به دلیل ماهیت ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک نزدیکی به منطقه آسیای جنوب غربی یعنی افغانستان، به‌عنوان حوزه اصلی و حوزه آسیای میانه - روسیه به‌عنوان حوزه فرعی، در یک دهه گذشته بسیار مورد توجه دولت آمریکا قرار گرفته است.
به ویژه این اهمیت استراتژیک پس از سال 2001 و حمله آمریکا به افغانستان افزون‌تر شد.
البته آمریکایی‌ها پیش از این، به منطقه آسیای میانه به‌عنوان حوزه نفوذ جدید توجه ویژه‌ای داشتند و در چارچوب سیاست‌های گسترش ناتو و کمک‌های اقتصادی- نظامی بلاعوض، تلاش کردند تا حضور سنتی روسیه را به چالش کشیده و این حوزه را به تسخیر خود درآورند.
از اکتبر سال 2001 که افغانستان به اشغال نیروهای آمریکایی درآمد، پنتاگون پایگاه هوایی ماناس را (با وجود مخالفت‌های مقامات روسیه) در نزدیکی پایتخت قرقیزستان در اختیار گرفته و این پایگاه نقشی راهبردی برای عملیات نظامی آمریکا در افغانستان ایفا کرده و می‌کند، زیرا بیش از 17 هزار تن از نیروهای نظامی ائتلاف ناتو از طریق این پایگاه به خاک افغانستان وارد شده‌ یا بالعکس به کشورهایشان بازگشته‌اند.
علاوه بر آن، پایگاه ماناس به یک مرکز ترانزیتی برای جابجایی 5000تن محموله‌، نظامی شامل قطعات و تجهیزات یدکی و سایر اقلام مورد نیاز نیروهای ائتلاف (ناتو) تبدیل شده است. به همین دلیل، هر گونه تغییر و تحولی در ساختار حاکم بر قرقیزستان، بر سرنوشت آمریکا در این پایگاه تاثیر زیادی دارد.
شاهد این ادعا را نیز می‌توان بر حمایت قاطع آمریکا از باقی اف تا لحظات آخر و سکوت در برابر تحولات این کشور بیان کرد.
حمایت آمریکا از باقی اف در نا‌آرامی‌های قرقیزستان، طوری صورت گرفت که ابتدا «فیلیپ کراولی» سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، گفت: آمریکا هنوز معتقد است که دولت، قدرت را در دست دارد و کشورش از نزدیک مسائل قرقیزستان را دنبال می‌کند.
پس از چندی هم «رابرت بلیک» معاون وزیر امور خارجه آمریکا در امور جنوب آسیا، برای گفت‌و گو درباره بحران سیاسی به وجود آمده در قرقیزستان وارد این کشور شد و همزمان با این سفر، کراولی اعلام کرد: آمریکا هیچ تماسی با باقی‌اف نداشته و منتظر نتیجه انتخابات جدید خواهد ماند.
چنین رفتارهایی از آمریکا، نشان داد که اساساً این کشور به ثبات در کشورهایی که منافع استراتژیک برای آمریکا در پی دارد، اهمیت دوچندانی می‌دهد و تغییر در کشورهایی نظیر قرقیزستان را در مسیر منافع خود نمی‌داند.
جمع‌‌‌بندی
قرقیزستان اکنون کشوری است که با روی کار آمدن دولت جدید با ریاست اتامبایف به نقطه مهمی از حیات سیاسی خود رسیده است، چراکه به نظر می‌رسد با روی کار آمدن وی، چهره جدیدی از این کشور با رویکرد گرایش به روسیه به نمایش گذاشته خواهد شد و تغییر در چنین رویکردی می‌تواند حوزه نفوذ آمریکا را در این کشور و منطقه آسیای میانه به چالش بکشاند.
اما سوال اینجاست که آیا آمریکا از دست دادن حوزه نفوذ سیزده ساله خود را در قرقیزستان خواهد پذیرفت و یا با ارائه رویکردهای جدید تلاش خواهد کرد تا بازتعریفی جدید از نفوذ خود ارائه دهد؟ در این زمینه آمریکایی‌ها به ویژه دولت اوباما تلاش کرده است تا با ارائه طرح‌های جدیدی از جمله طرح تاسیس جاده ابریشم جدید، مسیر ترانزیت شمالی افغانستان را تقویت کرده و حضور خود را در منطقه توسعه دهد.
با توجه به این طرح، آمریکا تلاش می‌کند مسیر ترانزیتی کشورهای آسیای میانه را از طریق افغانستان باز کند و ضمن فشار به ایران و روسیه به‌عنوان شرکای اقتصادی این کشورها، فضای استراتژیک خود را گسترش دهد.
در دیگر سو، روس‌ها نیز با درک این که ساختار سیاسی فعلی قرقیزستان قابلیت چرخش به سمت منافع روسیه را داراست، با ارائه طرح بلندپروازانه همگرایی اوراسیایی در عمل تلاش می‌کنند این کشور را در قالب این طرح و طرح‌های اقتصادی دیگر وارد حوزه نفوذ خود سازند.
در نهایت با توجه به روندهای موجود و روی کار آمدن دولت جدید و گرایش سیاستمداران قرقیزستان به همکاری‌های منطقه ای، به نظر می‌رسد حیات سیاسی - اقتصادی این کشور می‌تواند در چارچوب حضور روسیه و همکاری‌های منطقه‌ای بازتعریف شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات