تاریخ انتشار : ۲۱ دی ۱۳۹۰ - ۱۰:۱۶  ، 
کد خبر : ۲۳۳۲۱۱

بسیج سازندگی؛ فرهنگ دولت


اسماعیل محمدی
بسیج سازندگی، هنر اقتصادی نهاد مقدس سازمان مقاومت بسیج مستضعفین است که راهبرد پایدار خود را محرومیت‌زدایی، تلاش مقدس و جهاد اقتصادی در جهت عمران و‌ آبادانی، استقرار عدالت اقتصادی و اجتماعی در کشور و توسعه اقتصاد روستایی بویژه در مناطق دور دست تعریف کرده است.
نظام جمهوری اسلامی ایران این افتخار را دارد که خدمت‌رسانی بی منت به مردم بویژه اقشار کم درآمد و مناطق توسعه نیافته یا عقب نگه داشته شده را پیگیری می‌کند. هم سنجی دولت‌ها پس از پایان جنگ تحمیلی نشان می‌دهد که دولت احمدی نژاد بیشترین همگرایی را با فرهنگ و اندیشه بسیج سازندگی داشته است، این همگرایی گاهی تا مرز 100 درصد هم می‌رسد که نمونه آن را می‌توان در نهادینه شدن «گفتمان عدالت اقتصادی و اجتماعی» وتحقق شعار «ما می‌توانیم» مشاهده کرد.
ای کاش این شعور اقتصادی بسیج سازندگی به فرهنگ مدیریت در کشور بویژه در 16 سال قبل از دولت نهم تبدیل می‌شد و برخی مدعیان اجازه می‌دادند که فعالیت‌های بسیج سازندگی درهمه عرصه‌های تلاش، تصمیم‌گیری و کارآفرینی‌ گسترده شود. یکی از واژه‌هایی که در دوره آغاز و شکل‌گیری و استمرار حیات انقلاب شکوهمند اسلامی ایران بیشترین کاربری‌ها را داشته، محرومیت زدایی بوده است.
محرومیت فقط به معنی فقر امکانات اقتصادی ساکنان یک منطقه نیست، بلکه معادل فقر مدیریت فرصت‌های ایجاد ارزش افزوده و تولید ثروت (هدر دادن منابع تولید ثروت) هم است. متأسفانه در الگوی توسعه موسوم به تنفس مصنوعی و مبتنی بر لیبرالیسم اقتصادی، بخش‌های زیادی از جغرافیای اقتصادی و سرزمینی و انسانی عقب نگه داشته شد. این در حالی است که با ارائه برخی خدمات اندک می‌توان دورانی تازه از فعالیت‌های اقتصادی، علمی و اجتماعی را در روستاها برنامه‌ریزی کرد. البته تلاش برای پیشرفت مناطق محروم همواره در برنامه‌های مختلف توسعه جایگاه داشته اما در سال‌های اخیر بشدت مورد توجه قرار گرفت و به اولویت و رویکردی پایدار و ثابت تبدیل شده است. اما جای تأسف است به‌رغم وجود این همه انگیزه و نیروی انسانی و دانش در نهاد بسیج سازندگی، در گذشته این نهاد تضعیف شد و به صورت محدود فعالیت می‌کرد. بعد از گذشت سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، همچنان مناطق موسوم به محروم؛ در سرزمین ایران مشاهده می‌شود که امیدواریم سریعتر به جایگاه اصلی خود برسد. به‌همین منظور باید دیدگاه توسعه یافته‌ای نسبت به این مناطق وجود داشته باشد و در خدمات‌رسانی و کمک به توسعه این مناطق باید نگاه تکلیفی داشته باشیم.
به‌عنوان مثال وقتی یک روستا و یک منطقه روستایی بالای 20 خانوار برقدار می‌شود؛ فرصت برای شکوفایی اقتصادی همه‌جانبه اجتماعی، علمی و اقتصادی سنتی و شبه صنعتی فراهم می‌شود.
نگاه توسعه‌ای هم به این معنی است که این مناطق از مزیت‌های اقتصادی برای پیشرفت برخوردار شوند. در حال حاضر مناطق محروم از پرمزیت‌ترین بخش‌ها برای توسعه تولید ثروت؛ پیشرفت، رشد و تعالی محسوب می‌شوند.
علم اقتصاد توسعه نیز تلاش می‌کند راه‌ها و مبانی رشد و توسعه پایدار را در یک سرزمین تبیین کند و همزمان موانع بازدارنده توسعه یافتگی (عوامل عقب‌ماندگی) را حذف کند. نمی‌توان به رشد اقتصادی توجه کرد اما از تشدید عوامل بازدارنده رشد پایدار هم غافل ماند چرا که در این مناطق نبود انرژی الکتریکی خود اصلی‌ترین عامل عقب ماندگی اقتصادی است.
همه از دولت انتظار دارند برنامه‌ها و طرح‌های مناسب را طوری سازماندهی کند که با تغییر در ساختارها سرعت توسعه افزایش یابد، در تدوین این برنامه‌ها باید توجه داشت که مناطق محروم عرصه‌ای «بکر» برای توسعه اقتصادی و همه جانبه هستند. دولت‌های نهم و دهم، برخی فرضیه دولت‌های قبلی را که در آن مناطق محروم و روستاهای کم جمعیت و دور دست فاقدتوجیه اقتصادی ارزیابی می‌شدند، باطل و حذف کرده و همه مناطق را در اولویت توسعه و برنامه‌ریزی پیشرفت اقتصادی قرار داده است. در قبل از دولت احمدی نژاد، برخی افراد مدعی و صاحب قدرت معتقد بودند برق‌رسانی به روستاهای بالای 20 خانوار توجیه اقتصادی ندارد، در حالی که برق‌رسانی فقط برای مردم نیست، بلکه هدف ارائه خدمات برق‌رسانی به همه عرصه‌های جغرافیایی و منابع تولید ثروت است.
امروز هم همان مدعیان سابق معتقدند این عرصه و مردم مناطق محروم و حتی شهرهای کوچک، نباید در اولویت خدمات‌رسانی توسعه‌ای قرار گیرند و آرای سیاسی آنها نیز نباید همتای افراد مرفه و روشنفکران محسوب شود.
خوشبختانه دولت احمدی نژاد برای همیشه مدل های«توسعه شدید در مرکز و توسعه ضعیف در پیرامون» را کنار گذاشت و مدل توسعه از پائین به بالا یا از پیرامون به مرکز را در دستور کار قرار داده است. این حق وجب به وجب خاک و تک تک آحاد شهروندان هر سرزمینی است که از دولت ، بسته توسعه‌یافتگی را بخواهند؛ بسته‌ای که به توانمندسازی آنها در تولید ثروت از همه منابع انسانی، آب، خاک، جغرافیا و زمان کمک می‌کند.
خوشبختانه نهاد بسیج سازندگی هم عالی‌ترین پاسخ مثبت را به این روند داشته است. تبدیل یک منطقه بکر و بایر به یک منطقه اقتصادی، هنر برتر اقتصادشناسانی است که خود را خدمتگزار مردم معرفی می‌کنند و این هم هنر سربازان اقتصادی گمنام در بسیج سازندگی است. دهکده‌های مناطق محروم ایران و برخی روستاهایی که امروزه ظاهراً مناطق محروم محسوب می‌شوند از استعدادهای لازم برای تبدیل شدن به قطب‌های پیشرفت گردشگری، کشاورزی، صنایع دستی و... برخوردارند. تنها یک طرح لوله کشی آب شرب به روستاهای محروم کافی است که نواری از توسعه بستان‌ها و باغات را به ارمغان آورد. به نظر می‌رسد دولت دهم باید فرایندها و روندهای توسعه را در کشور دگرگون و بازمهندسی کند و غنی‌تر از گذشته توسعه مناطق محروم را در اولویت نخست خود قرار دهد و از تمام ظرفیت بسیج سازندگی استفاده کند.
مبانی علم اقتصاد هم این رویکردها را تأیید و بشدت پشتیبانی می‌کند چرا که اثربخشی برنامه‌های توسعه در مناطق بکر اقتصادی بیشتر است، بخش زیادی از منابع این مناطق هنوز احیا نشده است در حالی که احیای آنها به سادگی این مناطق را آماده حرکت به سوی مرحله جدید توسعه می‌کند.
هر جا که نیروی انسانی حضور دارد، منابع خاک و آب وجود دارد و می‌توان با تقویت زیربناهای اقتصادی مانند ارتباطات جاده‌ای و فناوری مخابراتی با اطمینان وارد فرایندهای توسعه‌ای تولید ثروت شد. این همان شعار ناب و شعور خاص بسیج سازندگی است. هنر دولت‌ها این است که مناطق بکر را در شمال، جنوب، شرق و غرب کشور به عالی‌ترین و جذاب‌ترین نقاط برای جذب تقاضای خدمات گردشگری، توسعه اقتصادی و تولید ثروت تبدیل کنند نه این‌که بگویند این مناطق اصلاً توجیه اقتصادی برای توسعه و پیشرفت ندارند. بزرگترین خیانت اقتصادی در ایران اسلامی این است که عده‌ای بگویند؛ یک نقطه از این سرزمین یا یک نفر از این جمعیت حق دسترسی به پیشرفت اجتماعی و اقتصادی را ندارد و نباید به مناطق محروم رسیدگی شود. همه مردم و همه نقاط سرزمین ایران اسلامی، لیاقت توسعه یافتگی را دارند اما با استفاده از الگوها و مدل‌های ایرانی و بومی نه مدل‌های غربی و وارداتی.
اصلی‌ترین مبنای قانونی برای توسعه مناطق محروم همان قانون اساسی است که «جمهوری اسلامی» تمامیت مردم سالاری آن را تشکیل می‌دهد.
توسعه اگر با جمهوری ترکیب شود در آن صورت همبستگی مستقیم با رشد، توسعه، پیشرفت، توزیع امکانات و فرصت‌ها در میان جمهور مردم، خواهد داشت و مردم ایران اسلامی انتظار دارند جشنواره‌های پایان محرومیت‌زدایی در همه نقاط سرزمینی و جمعیتی کشور با بسیح همه نیروها بر پا شود.
از طرف دیگر توسعه همه‌جانبه مناطق روستایی از اهداف اصلی سال جهاد اقتصادی است و پیشرفت اقتصاد روستایی باعث می‌شود، پایداری و دوام رشد تولید در کشور افزایش یابد. در حال حاضر 23 میلیون نفر در مناطق روستایی زندگی می‌کنند و با برنامه‌ریزی ناحیه‌ای و طرح‌های توسعه منطقه‌ای می‌توان ظرفیت جذب جمعیت در روستاها را تا بیش از 50 میلیون نفر هم افزایش داد که تأثیر قابل توجهی در توسعه واقعی اقتصاد و مبتنی بر تولید ثروت، بازار اشتغال و رشد اقتصادی بدون تورم خواهد داشت. در سال جهاد اقتصادی باید برنامه‌های توسعه روستایی بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد چرا که هرگونه فقدان برنامه‌ریزی در این مناطق باعث می‌شود مهاجرت از مناطق روستایی استمرار داشته باشد که در ادامه تخریب منابع آب و خاک و عرصه‌های جنگلی و طبیعی را به‌همراه خواهد داشت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات