گروه سیاسی: کلید حل یا حداقل کاهش اختلافات دولت با منتقدانش در جبهه اصولگرا همچنان «اسفندیار رحیممشایی» مشاور ارشد و رییس دفتر احمدینژاد است. گرچه این روزها، نقشآفرینی مشایی نمود خبری و رسانهای ندارد و حتی تصاویر او در برنامههای دولت نظیر جلسات کابینه منتشر نمیشود اما به نظر میرسد حل معادلات، در گرو بود و نبود اوست. دیروز تصاویری از مراسم ختم برادر محمدرضا رحیمی، معاون اول رییسجمهوری در سایتهای خبری منتشر شد که یکبار دیگر تاکید شده بود باوجود حضور اکثر دولتیها باز هم غایب این مجلس مشایی بوده است، ساعتی بعد خبرگزاری «فارس» گزارش داد که «سیدمحمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان رییس کمیسیون فرهنگی دولت جایگزین اسفندیار رحیممشایی شد.» در خبر فارس آمده است «محمود احمدینژاد رییسجمهوری اسلامی ایران، طی حکمی سیدمحمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی را به عنوان رییس کمیسیون فرهنگی دولت منصوب کرد.
پیش از این اسفندیار رحیممشایی این سمت را عهدهدار بود.»این خبر از آنجا اهمیت دارد که در طول دوران ریاستجمهوری احمدینژاد یکی از اعتراضات به رییس دولت این بوده که برخلاف عرف و روال معمول در دولتهای گذشته که وزرای ارشاد بهعنوان رییس کمیسیون فرهنگی دولت منصوب میشدند احمدینژاد، مشایی را متصدی این پست کرده بود که همواره با انتقاد مواجه بود. در چنین شرایطی دیروز به یکبار خبر برکناری مشایی از ریاست کمیسیون فرهنگی دولت و جایگزینی حسینی، وزیر ارشاد منتشر شد. این اتفاق در حالی رخ داد که چند روز قبل دولت در مصوبهای اسفندیار رحیممشایی را از کارگروه حمایت از تولید حذف کرد. به اینترتیب در هفتهای که گذشت مشاور ارشد و رییس دفتر احمدینژاد که از او بهعنوان مرد پر رمز و راز کابینه یاد میشد، دو سمت از 18 پست خود را از دست داد. شاید این دو سمت مشایی در میان سایر مشاغل او از اهمیت کمتری برخوردار باشد اما اگر این انگاره و تحلیل که احمدینژاد برای کاهش تنشها و مخالفتها با دولتش در حال کاهش حضور مشایی در کابینه است، صحیح باشد، خبر قابل تامل است.
اکنون خبر برکناری مشایی از دو سمت ولو نهچندان مهم خود در کابینه اگر تلاشی برای کاهش نقش مشایی در دولت باشد نشان میدهد احمدینژاد به دنبال راهکاری برای کاهش تنش داخلی است. در این میان، برخی گمانهها هم حکایت از آن دارد که باتوجه به نزدیکشدن زمان انتخابات مجلس و نقش محوری مشایی در سازماندهی حامیان انتخاباتی، کنارهگیری مشایی از برخی سمتها با هدف آزاد شدن وقت و انرژیاش در حوزه شناسایی نامزدهای مطلوب و منسجم کردن بدنه اجتماعی آن صورت میگیرد. گروهی نیز تلفیقی از دو گمانه بالا را محتمل میدانند یعنی معتقدند کاستن از مسوولیتها، هر دو هدف تنشزدایی با منتقدان اصولگرا و استفاده بهینه از توان مشایی برای انتخابات پیشرو را در بر میگیرد. اما سوای میزان صحت و سقم هر یک از این فرضیات، سوال کلیدی اینجاست که در محدودسازی کمی و کیفی پستهای دولتی مشایی به همین دو سمت نه چندان مهم بسنده خواهد شد یا دومینوی کنار رفتن و کنار گذاشتن مشایی استمرار خواهد یافت.