مهدی سعیدی
با نزدیک شدن به انتخابات باید آماده شنیدن اظهاراتی عجیب و غریب از برخی افراد و گروه های سیاسی باشیم که شاید شنیدن آن برای مخاطب تعجب برانگیز باشد؛ اظهاراتی که بیشتر مصرف انتخاباتی داشته و تنها برای کسب وجهه و فضاسازی انتخاباتی بیان می شود. به عنوان نمونه، «علی شکوری راد»، عضو حزب غیرقانونی مشارکت در آخرین اظهارات خود که در گفت وگو با خبرگزاری«ایلنا» صورت گرفته، ادعایی را مطرح ساخته که شنیدنی است. وی بعد از آنکه حزب متبوعش به همراه دیگر جریان های همسو، در انتخابات دهم ریاست جمهوری، فتنه سال 88 را به پا داشته و بعد از ناکام ماندن در انتخابات و عدم اقبال ملت به نامزد مورد حمایت ایشان، ارکان نظام اسلامی را مورد هجمه قرار دادند، چنین ادعا می کند:
«اصلاح طلبان اپوزیسیون نظام نیستند، بلکه اپوزیسیون دولت هستند. آن نظامی که در قانون اساسی ما ذکر شده، اگر به معنای واقعی برقرار باشد، تمام اصلاح طلبان در درون آن نظام هستند. ما اصلاح طلبان مدعی حفظ و احیای نظام هستیم. بنابراین ما اصلاح طلبان در حقیقت اپوزیسیون نظام هستیم و آن کسانی که امروز بر سر کار هستند با توجه به عملکردشان که صدای حامیان گذشته شان را هم درآورده، اپوزیسیون نظام هستند. ما اصلاح طلبان اصلاً با هیچ کدام از ساختارهای موجود قانون اساسی مشکل نداریم. معتقدیم که همین ساختارهای موجود قانون اساسی اگر اصلاح روش کنند، همه مردم راضی می شوند. معتقدم با همین قانون اساسی می توانیم به گونه ای عمل کنیم که همه با هر فکری راضی باشند.»
این اظهارات برای کسانی که حوادث سال 88 را از نزدیک مشاهده کرده و رفتار سیاسی دوستان آقای شکوری راد را به خاطر دارند، بیشتر به فکاهی و طنز می ماند، تا آنکه به حقیقتی اشاره داشته باشد. مردم هنوز حوادث تلخ روزهای پایانی خرداد آن سال را فراموش نکرده اند که چگونه اصلاح طلبان! به قانون تمکین نکرده و راه های قانونی را کنار گذاشته و برخی از خیابان های پایتخت را به جولانگاه ضدانقلاب بدل ساختند! چطور ارزش های انقلاب و مقدسات ملت ایران توسط اراذل و اوباش هوادار سران فتنه مورد هتک قرار گرفت! و حتی حرمت عزای حسینی نیز نگه داشته نشد و در روز عاشورا به آرمان های اباعبدالله(ع) هتک حرمت شد!
در این میان معلوم نیست «شکوری» از چه سخن می گوید و از کدام عملکرد دفاع می کند؟! آقای شکوری راد یا قانون اساسی را نخوانده است، یا اقدامات جریان مورد علاقه خود را فراموش کرده است! و یا آنکه آگاهانه و در آستانه انتخابات و با قصد فریب افکار عمومی «دروغ» می گوید!؟
وی باید به این سوالات پاسخ گوید که آیا دعوت به اغتشاش و ایجاد بلوای پس از انتخابات تنها مخالفت با دولت بود؟ آیا اصرار بر ابطال انتخابات و طرح مسئله تقلب، در حالی که شورای نگهبان صحت انتخابات را تأیید می کرد، تنها مخالفت با دولت بود! آیا حاشیه سازی برای روز جهانی قدس و شعار به نفع رژیم صهیونیستی به معنای مخالفت با دولت بود یا آرمان های حضرت امام(ره) را نشانه رفته بود؟ در روز 13 آبان 88 جریان اصلاح طلب به دنبال چه بود که به قصد حاشیه سازی وارد میدان شد؟ توهین به تمثال مبارک حضرت امام(ره) در روز دانشجو چه نسبتی با مخالفت اصلاح طلبان با دولت داشت؟ و یا در روز عاشورا اوباش ضدانقلاب آیا در مخالفت با دولت به خیابان آمده بودند که توسط موسوی به عنوان «مردم خداجو» معرفی شدند؟ !
آقای شکوری باید مشخص کند که افرادی چون عبدالکریم سروش، اکبرگنجی، محسن کدیور، عطاءالله مهاجرانی، علی افشاری، محسن مخملباف، محسن سازگارا از دوستان و علاقه مندان جبهه مشارکت، آیا جزو اصلاح طلبان قرار می گیرند؟! آیا مواضع ضدانقلابی ایشان و حمله به آرمان های نظام اسلامی، حضرت امام خمینی(ره) و رهبری نظام اسلامی، آنها را از دایره اصلاح طلبی خارج کرده یا خیر؟ یا آقای «رجبعلی مزروعی» چه جایگاهی در حزب مشارکت دارد؟ مواضع وی که مدتی است از کشور گریخته، آیا در چارچوب قانون اساسی می گنجد و مورد تأیید ایشان است؟!
آقای شکوری! فرموده اید که اصلاح طلبان به قانون اساسی معتقدند! حال به عنوان مثال، چند اصل مشهور را بررسی می کنیم، تا ببینیم نظرتان در مورد آن اصول چیست.
در اصل 5 قانون اساسی می خوانیم: «در زمان غیبت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر و امامت امت بر عهده فقیه عادل و با تقوا، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است.» آیا اصلاح طلبان، از جمله حضرتعالی، به این اصل اعتقاد دارید؟ اگر مدعی پذیرش قانون اساسی هستید، پس چرا به سخنان فصل الخطاب جامعه اسلامی در فرازهای مختلف از جمله بیانات ایشان در نماز جمعه تاریخی(29/3/88 ) تمکین نکرده و به فتنه گری ادامه دادید؟
در اصل 99 نیز آمده است: «شورای نگهبان نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبری، ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و مراجعه به آرا عمومی و همه پرسی را بر عهده دارد.» اگر چنین است، پس چرا حاضر به پذیرش نظر شورای نگهبان در مورد صحت انتخابات نشدید؟!
سخن آخر آنکه، مسئله مهم دیگری که این عضو پرادعای اردوگاه اصلاح طلبان باید بدان توجه کند، «بحران هویتی» است که امروز اردوگاه مورد علاقه ایشان با آن مواجه است. بدین معنا که مشخص نیست، چه افراد و گروه هایی با چه باورهایی در درون این اردوگاه قرار دارند و چه چیز آنها را در زیر یک خیمه جمع کرده است! به واقع، ابتدا آقای شکوری باید به این سوال پاسخ گوید که «اصلاح طلبان» چه کسانی هستند؟ آیا افراد و جریان هایی که با صراحت از نابودی نظام اسلامی سخن گفته و تمامی ارزش های آن از قبیل، اسلام انقلابی، حضرت امام خمینی(ره)، قانون اساسی، رهبری نظام و نهادهای قانونی کشور را زیر سوال برده و اتفاقاً از کاندیدای مورد علاقه آقای شکوری یعنی - موسوی و کروبی - حمایت کرده و می کنند، جزو جریان اصلاح طلب به حساب نمی آیند؟ اگر واقعاً تفاوتی هست، می توانند مواردی را برشمارند؟ و به این سوال نیز پاسخ دهند که چگونه حاضر شدند که حداقل در دو سال و نیم گذشته با این افراد در یک اردوگاه قرار گیرند، بدون آنکه حاضر باشند از آنها برائت جویند؟
ضمن آنکه مشخص کنند، که بعد از دوسال و نیم همکاری مشترک، چه تفاوت جدی بین دوستان مورد علاقه آقای شکوری که تنها ادعای مخالفت با دولت را دارند و جریان ضدانقلاب حامی سران فتنه که با صراحت از مخالفت با نظام سخن می گویند، وجود دارد؟!
سوالات فراوان دیگری نیز نزد ملت وجود دارد که برای ارائه پاسخ های اقناعی، آقای شکوری و دوستانش، ابتدا باید سلامت نفس و صداقت خود را برای مخاطبان به اثبات رسانده و دروغگویی را کناره گذاشته و آنقدر حریت و جسارت داشته باشند که به این سخن معصوم پایبند بمانند، آنجا که می فرمایند: «قل الحق و لو علیک» حق را بگو ولو به ضررت باشد.