رضا صالحجلالی*
جنبشهای اجتماعی محصول ساختار تبعیضآلود است مانند جنبش سیاهان علیه تبعیض نژادی، جنبش کارگری در نظامهای سرمایهداری و... وجود تضاد میان اقشار و طبقات اجتماعی هنگامی که به احساس و آگاهی طبقات محروم منتقل و تبدیل به وجدان عمومی میشود با محرک یا حوادثی از وجدان عمومی به رفتار تبدیل میشود؛ به این ترتیب، جنبشی متولد میشود. جنبش دانشجویی با وجهه ملی، مذهبی، چپ و لائیک از ویژگیهایی برخوردار است که میتواند در یک تقسیمبندی آن را به عام و خاص تقسیم کرد:
ویژگیهای عام جنبش دانشجویی در ایران
1- مطالبات دانشجویی در ایران فراتر از قشر دانشجو است. به زد و بند در بالا برای رسیدن به مطالبات بدبین است و مانند سایر جنبشهای دانشجویی در دنیا قدرت چانهزنی در بالا را ندارد و نمیخواهد مطالبات خود را از طریق فراکسیونهای پارلمانی دنبال کند.
2- جنبش دانشجویی آرمانهای بلندی دارد که گاه خصلت رمانتیک به خود میگیرد، به دلیل اینکه دانشجو با مقولات ذهنی سروکار دارد.
3- نمیخواهد کار خود را با روشهای بوروکراتیک و رسمی پیش ببرد. نمیخواهد تن به پارلمانتاریسم و قانونگرایی محض بدهد.
4- قدرت جنبش دانشجویی در قاعده هرم پخش است. ستاد، سازماندهی و رهبری قومی در راس هرم جامعه ندارد و تمایلی نیز به این شکل از کار ندارد، قدرت در آحاد پخش است، در مواقع خاص «تجمیع» صورت میگیرد و میتواند به عنوان یک اهرم قوی عمل کند، ولی از قبل نمیتوان نوعی سازماندهی و دیسیپلین و رهبری مشخص در آن مشاهده کرد.
5- جنبش دانشجویی از جنبشهای نوین اجتماعی است. از این جهت حرفهای نیست و عموما ضدسیستمیک است.
6- جنبش دانشجویی، جنبشی در درون جامعه مدنی است، نه در میدان رقابت سیاسی. میدان رقابت سیاسی جایی است که احزاب با هم رقابت میکنند، اما در جامعه مدنی نیروهای اجتماعیاند که با هم ستیزش دارند و جنبش دانشجویی در متن جامعه مدنی امکان رویش و پرورش دارد.
ویژگیهای خاص جنبش دانشجویی در ایران
1- دانشجو در ایران با چند غربال علمی و فکری به نام کنکور یا... دانشجو میشود. در نتیجه مفهوم «رقابت» را خوب میفهمد و تا حدودی به لحاظ ظرفیت «خردورزی» نسبت به همگنان خود برتر است.
2- به منابع غیررسمی اطلاعات دسترسی دارد، منابع معرفتی دانشجو متکثر است. مرجع معرفتی او فقط حکومت نیست. مکانیسم جامعهپذیری سیاسی دانشجو، چند مرجعی و چند منبعی است. به این دلیل میتواند فراتر از وضع موجود بیندیشد، در نتیجه قدرت «نقد» مییابد.
3- نقد وضع موجود همراه با ویژگی «خردورزی» در جنبش دانشجویی منجر به تولید صفت «خرد نقاد» میشود که جوهر «مدرنیته» است.
4- مطالبه اصلی جنبش دانشجویی ایران «ترقی» است. این جنبش ترقیخواه است. میل به پیشرفت، توسعه، نوسازی و دگرگونی اجتماعی از ویژگیهای اصلی جنبش دانشجویی ایران است و چون قابلیت نقد وضع موجود را نیز دارد، «دموکرات» است.
5- پایگاه اجتماعی جنبش دانشجویی ایران طبقه متوسط جدید است. این طبقه در جامعه پیرامونی بهترین حاملان «دموکراسی»اند. در نتیجه خصلتهای اصلی جنبش دانشجویی ایران «ترقیخواهی» و «دموکراتیک» بودن است.
6- ویژگی دیگر این جنبش از دهه 40 به بعد به جهت افزایش درآمد «نفت»، «گسترش نظام آموزشی» و «حضور دانشجویی از اقشار متوسط و متوسط به پایین جامعه» در دانشگاهها، خصلت «رادیکالی» و «مساواتجویانه» است. اگرچه پیش از آن بیشتر «لیبرالیستی» بود.
7- به دلیل «پس افتادگی بازار کار» و «دیرتر صنعتی شدن» و «حجم ورود به دانشگاهها»، نوعی شکاف میان «بازار کار» و «بازار اشتغال» ایجاد شد که موجب نومیدی، انفعال و رقابت خشن درون جنبش شد. در هرم اشتغال کشور کسانی که به کار فکری اشتغال داشتند، ارج و منزلتشان را از دست دادند. بنابراین «شایستهسالاری» هم از مطالبات جنبش دانشجویی ایران است.
8- جنبش دانشجویی ایران «جوان» است و از عقبه و ذخیره تاریخی محروم است. به همین دلیل «پراکندگی» و «دنبالهروی» از دیگر جنبشهای اجتماعی ایران جزو خصائل جنبش دانشجویی است.
9- انقلاب اسلامی ایران یک پدیده «شهر»ی است. پایگاه جنبش دانشجویی نیز «شهر» است. مردم حتی «علما و روحانیون» هم در اطراف دانشگاه جمع میشدند. به عنوان نمونه، روحانیون در سال 57 در مسجد دانشگاه تهران تحصن کردند. در حالی که قبلا مردم برای تحصن به منزل علما یا مراکز زیارتی میرفتند و موارد آن در عصر مشروطه نیز زیاد است.
در شرایط موجود جنبش دانشجویی ایران اما دچار پراکندگی و بحران است. شاید این بحران ناشی از بحران جنبش اصلاحی و مدنی ایران باشد. از این رو، تلاش و کنکاش در یافتن پاسخ یک سوال مهم در حوزه جنبش دانشجویی ایران ضروری و حیاتی است که آیا در ایران یک جنبش اصیل و مستقل دانشجویی وجود دارد یا بخشی از دیگر جنبشهای اجتماعی ایران است؟