بوریس نیکولایویچ یلتسین نخستین رئیسجمهور فدراسیون روسیه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و متحد نزدیک غرب در سالهای دهه 1990 پس از مدتها سوکت و بیخبری در سن 76 سالگی بر اثر ایست قلبی در مسکو دار فانی را وداع گفت. بسیاری از رهبران کشورهای مختلف جهان با ابراز تاسف از مرگ یلتسین به ستایش از نقش ارزنده وی در فرآیند انتقال بدون خونریزی قدرت پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی پرداختند. علیرغم وجود بسیاری انتقادها درباره عملکرد یلتسین نباید فراموش کرد که او قدرت را در فرآیندی کاملا مسالمتآمیز و بدون خونریزی از «میخائیل- گورباچف» تحویل گرفت و در آخرین روز سال 1999 نیز هنگامی که کرسی خود در کرملین را به «ولادیمیر پوتین» میسپرد همچون یک رهبر دموکراتیک در برابر دوربینهای تلویزیونی از مردم روسیه به خاطر اشتباهاتش عذرخواهی کرد و خواستار بخشش شد.
زندگی سیاسی
اولین رییسجمهوری روسیه، در سال 1931 (1310) در روستایی در استان «سورد لوفسک» روسیه به دنیا آمد. وی در سال 1955 (1334) در رشته مهندسی ساختمان فارغالتحصیل و در بخش ساختمانسازی مشغول به کار شد.
یلتسین از سال 1968 تا 1976 (1347 تا 1355) مسوول بخش مهندسی و دبیر کمیته استانی حزب کمونیست استان «سورد لوفسک» بود. وی از سال 1981 (1360) عضو کمیته مرکز حزب کمونیست شوروی و همزمان دبیر اول این حزب در استان «سورد لوفسکن شد.
یلتسین در سال 1985 (1364) به مقام دبیر کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی انتخاب شد و از سال 1798 تا 1989 (1366 تا 1368) در مقام معاون اول وزارت مسکن و شهرسازی شوروی فعالیت داشت. در این سال به نمایندگان شورای عالی و ریاست کمیته امور ساختمانسازی و معماری این شورا برگزیده شد. وی از سال 1990 (1369) نماینده مجلس جمهوری سوسیالیستی روسیه و در همان سال نیز رئیس شورای عالی این جمهوری شد.
«بوریس یلتسین» در خرداد 1370 در جریان انتخابات ریاست جمهوری روسیه سوسیالیستی، بعنوان اولین رییس جمهوری روسیه انتخاب شد.
یلتسین در سالهای آغاز دهه 90 میلادی که روسیه درگیر فقر شدید اقتصادی و نیز تبعات اجتماعی و سیاسی حوادث پس از فروپاشی شوروی بود، اداره این کشور را به عهده داشت که البته با سیاستهای اقتصادی که در پیش گرفت اوضاع را وخیمتر کرد. دوران زمامداری او به ایجاد نوعی از سرمایهداری که در آن یک گروه کوچک از بازرگانان در فاصلهای کوتاه به ثروتهای هنگفت دست یافتند، منجر شد.
بزرگترین مشکل یلتسین در اداره روسیه، مخالفت کنگره خلق و مجلس روسیه با او بود. آنها رئیسجمهور و اصلاحاتش را به رسمیت نمیشناختند، به همین دلیل، یلتسین انتخابات 25 آوریل 1993 (فروردین 1372) را بر پا کرد و توانست با اکثریت ضعیفی از مردم روسیه رای اعتماد بگیرد. او با این اهرم، قانون اساسی را تغییر داد و دو مجلس شورای فدراسیون و دوما را جایگزین قبلیها کرد و قدرت خود را در قانون تا آن جایی بالا برد که حق انحلال مجلس را داشت.
این اقدامات یلتسین، روابط رئیسجمهور و مجلس را تا حدی تیره و تار کرد و سرانجام یلتسین در 21 سپتامبر 1993 (شهریور 1372) مجلس را منحل اعلام کرد. رهبران مجلس هم به طور متقابل، مشروعیت رئیسجمهور را زیر سوال بردند و در ساختمان مجلس به تحصن نشستند، اما پاسخ یلتسین به این اقدام، بسیار جالبتر بود و با وجود تلاش مراجع مختلف و کلیسای ارتدوکس، یلتسین از تصمیم خود منصرف نشد و دستور به توپ بستن ساختمان مجلس را صادر کرد.
سرانجام انتخابات مجلس برگزار شد، ولی نتایج نشان داد که مردم نه علاقهای به یلتسین دارند و نه به کمونیستها، احزاب هوادار یلتسین، تنها 15 درصد آرا را به دست آوردند و کمونیستها حدود 20 درصد، اما اوضاع انتخابات 1995 (1384) برای یلتسین خطرناکتر شد و این بار کمونیستها حدود 25 درصد و احزاب طرفدار دولت، تنها 11 درصد آرا را به دست آوردند و این زنگ خطری بود که یلتسین را نگران انتخابات ریاست جمهور سال بعد میکرد.
همهپرسی در ژوئیه 1996(مرداد 1375) برگزار شد که در مرحله اول، یتلسین و «زیوگانف» دبیر کل حزب کمونیست، هیچ کدام اکثریت آراء را به دست نیاوردند، اما در مرحله دوم، یلتسین با حماقت و ائتلاف با «الکساندر لبد» از فرماندهان ارتش، با اکثریت 8/53 درصد آرا و قدرت رسید.
شاید وقوع جنگ در چچن طی سالهای 1994 تا 1996 (1373 تا 1375) یکی از بزرگترین بدشانسیهای تاریخی بوریس یلتسین باشد.
در حالی که در داخل روسیه مردم انتظار یک پیروزی سریع و خردکننده را از ارتش داشتند و واسطه مختصات جنگهای شهری، این امید هیچگاه تحقق نیافت و کسب پیروزی نظامی علیه تروریستهای چچنی پس از دو سال همراه با اتفاقات ناخوشایندی بودکه هزینههای سنگینی اخلاقی و سیاسی را در داخل و خارج کشور به یلتسین تحمیل کرد. سال 1999 (1378) هنگامی که نارضایتی عمومی از سیاستهای اشتباه یلستین و شایعات مربوط به حضور اعضای خانواده و نزدیکان وی در باندهای مافیایی اقتصادی به شدت بالا گرفته بود «ولادیمیر پوتین» رئیس سازمان اطلاعاتی روسیه (کا.گ.ب) به شکلی غیرمنتظره ابتدا به عنوان نخستوزیر معرفی شده و ظرف مدت کوتاهی با استفعای یلتسین عملا زمام امور کشور را در دست گرفت. یکسال بعد مردم روسیه که بر اثر برنامهریزیهای نادرست اقتصادی در دوران گذر به ورطه فقر افتاده بودند با کنار گذاشتن فرآیند اصلاحات دموکراتیک و با هدف بازگشت ثبات و امنیت به کشورشان پوتین را به عنوان رئیسجمهور انتخاب کردند.
یلتسین در دوران ریاست جمهوری خود نه تنها گرایشهای غربی داشت، بلکه روابط سیاسی با اسرائیل را نیز به میزان چشمگیری بهبود بخشید. این روابط از سال 1992 (1371) آغاز شد. اقداماتی که انتقاد شدید برخی جریانهای چپگرا و ضدغرب در داخل روسیه از یلتسین را برانگیخت و البته یلتسین هم کوشید تا با اقداماتی نظیر تلاش یک جانبه برای برقراری صلح میان اسرائیل و فلسطین در مارس 1994 (اسفند 1373) این انتقادها را کمرنگ سازد، تلاشی که البته بینتیجه ماند. حاصل مجموعه اقدامات یلتسین در حوزه سیاست خارجی و نیز همراهی با سیاستهای خاورمیانهای آمریکا در سالهای 92 تا 95 (1371 تا 1374) منجر به آن شد که «افراطیون چپ و راست» در این کشور رشد کنند. حضور «یوگنی پریماکوف» به عنوان وزیر خارجه تلاشی از سوی یلتسین برای حل این مشکلات بود.
پریماکوف با انتقاد از جهتگیریهای انفعالی روسیه در برابر آمریکا و پیروی از سیاستهای آن در جهان، تاکید بر منافع خاص ژئوپولتیکی روسیه را مطرح ساخت و توجه به آسیا و قدرتهای پیرامون روسیه را برای تعادل بخشیدن به سیاست خارجی این کشور مورد تاکید قرار داد.
نکته مهم در این میان تاکید پریماکوف بر اهمیت جایگاه کشورهای اسلامی در سیاست خارجی خاورمیانهای روسیه بود. چنان که او با سفر به سوریه، لبنان، اسرائیل. و اردن و نیز دیدار با عرفات در غزه کوشید توانایی خود را به نمایش بگذارد. ولی به هر حال این گرایش روابط با اسرائیل را دچار تحول نکرد.
یلتسین از نگاه پوتین
«ولادیمیر پوتین» رئیس سابق «کاگب» و رئیسجمهوری کنونی روسیه که دومین انتخاب مردم روسیه پس از کنارهگیری یلتسین از قدرت در سال 1378 محسوب میگردد، در سالهای پایانی ریاست یلتسین بر کاخ سفید به نخستوزیری منصوب شد. وی همزمان با اعلام رسمی خبر مرگ بوریس یلتسین با انتشار بیانیهای، روسیه جدید، دمکراتیک و آزاد را مولود اندیشهها و تدبیر وی دانست و تلاشهای او را ستود.
پوتین گفت: بوریس نیکولایویچ یلتسین نخستین رئیسجمهور روسیه درگذشت. وی با این عنوان برای همیشه وارد تاریخ روسیه شد.
مردی از دنیا رفت که به کمک او یک دوره متولد شد.
رئیسجمهور روسیه گفت: روسیه جدید دموکراتیک به عنوان کشوری آزاد که روی خود را به جهان گشوده است، متولد شد. کشوری که در آن قدرت واقعا به مردم تعلق دارد و به خواست و ابتکار بوریس یلتسین بود که قانون اساسی جدید روسیه تصویب شد و به حقوق بشر ارزش عالی دارد.
پوتین گفت:این اقدام به مردم روسیه امکان ابراز آزادانه دیدگاهها و انتخاب آزادانه مقامات کشورشان را داد و این که طرحهای اقتصادی خلاقانهشان اجرا کنند این قانون برای نخستین بار امکان تشکیل فدراسیونی واقعی و موثر را فراهم کرد. جانشین یلتسین افزود ما همه تلاشمان را برای حفظ یاد و خاطره یلتسین، اندیشه ناب و جمله معروف آن که روسیه را نگهدارید به کار خواهیم بست.
واکنش سران کشورها
سران کشورهای مختلف دنیا به دنبال درگذشت «بوریس یلتسین» رئیسجمهوری سابق روسیه از وی به عنوان فردی یاد کردند که نقش مهمی در دموکراسی این کشور بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی بازی کرد. شماری از این اظهارنظرها در ذیل آمده است:
«تونیبلر» نخستوزیر انگلیس با تمجید از یلتسین از وی به عنوان «انسانی عالی» یاد کرد و تاکید کرد: «یلتسین فردی بود که ضرورت اصلاحات دموکراتیک و اقتصادی را درک کرد و در تاریخ حساس روسیه نقش حیاتی ایفا کرد.»
«آنگلا مرکل» صدر اعظم آلمان نیز در پیامی از یلتسین به عنوان مبارز دموکراسی توصیف کرد.
همچنین کاخ سفید با ارسال پیام تسلیت به خانواده یلتسین، وی را چهره تاریخساز خواند. وزارت امور خارجه آمریکا در پیامی عنوان کرد که یلتسین روسیه را در دوره گذار تاریخی هدایت کرد.
«یاپ دهوپ شفر» دبیر کل سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در بیانیهای یلتسین را به عنوان طلایهدار غلبه بر میراث جنگ سرد برشمرد.
روسای جمهوری کشورهای حوزه بالتیک که خود را از جمهوریهای اقماری شوروی بودند، یلتسین را فردی نامیدند که در روند آزادی آنها نقش مهمی داشته باشد. «توماس هندریک» رئیسجمهوری استونی در این باره گفت: «یلتسین نقش حیاتی در رهایی شوروی از یک نظام توتالیته و ایجاد روسیه نوین داشت.» «والداس آدامکوس» همتای لیتوانیایی او نیز یلتسین را شجاع خواهند که نه تنها در روسیه بلکه در کشورهای بالتیک به تاریخ خواهد پیوست و در خاطرهها خواهد ماند.
وی ادامه داد: «موضع او به حرکت لیتوانی به سوی آزادی کمک کرد.» «ویراوبکه فریبورگا» رئیسجمهوری لتونی نیز به تمجید از رئیسجمهوری فقید روسیه پرداخت.
نخستوزیر ایرلند یکی دیگر از کسانی بود که مرگ یلتسین ابراز تاسف کرد.
«جان میجر» نخستوزیر سابق انگلیس نیز به شبکه بیبیسی گفت: «یلتسین آینده را تغییر داد.» «ژاک شیراک» رئیسجمهوری فرانسه که به پایان دوران ریاستش نزدیک شده به تمجید از یلتسین پرداخته و او را دوستی صمیمی یاد کرد.
«فردریک ریمن فلات» نخستوزیر سوئد نیز با اشاره به این که یلتسین به روسیه در توسعه دموکراسی نوپای این کشور کمک کرد.
افزود: «وی به عنوان مردی خوانده میشود که نقش مهمی در خاتمه دیکتاتوری شوروی بازی کرد.»
«سیانان» و یلتسین
اما شبکه خبری «سیانان» در تحلیلی پیرامون اقدامات بوریس یلتسین در دوران گذار و تغییر سیستم حکومتی در روسیه، رفتارهای وی را به عنوان یک رهبر مبلغ دموکراسی زیر سئوال برد و عملکرد وی را در مقابله با حوادث سیاسی و اجتماعی پس از فروپاشی اتحاد مجاهیر شوروی به ویژه در برخورد بامخالفین خود در پارلمان، نامناسب و متناقض با اصول اولیه دموکراسی قلمداد کرد.
در گزارش «سیانان» آمده است: اگر رهبران غرب از نقش بوریس یلتسین در بنیاد روسیه دموکراتیک بعد از دوره کمونیسم ستایش کردهاند اما این ستایشها به خاطر چیست؟
به گفته این شبکه، یلتسین که رهبر حزب کمونیست مسکو بود در آگوست 1991 (مرداد) 1370 با ایستادگی در برابر کودتای کمونیستها علیه رهبر سابق خود (گورباچف) عملا زمینهساز فروپاشی شوروی شود. در آذر ماه همان سال بعد از کنارهگیری گورباچف، اتحاد جماهیر شوروی به تاریخ پیوست و در نخستین انتخابات دموکراتیک بعد از فروپاشی شوروی «بوریس یلتسین» با تکیه بر اعتبار بدست آورده از مقاومت در برابر کودتاچیان کمونیست و انتقاد از سیستم اتحاد شوروی به عنوان نخستین رئیسجمهور منتخب و دموکرات بر سر کار آمد و معمار اقتصاد آزاد و فضای باز سیاسی در روسیه بعد از شوروی شد.
اما عجب آنکه این رهبر دموکرات خود در 1993 (1372) دستور حمله به ساختمان پارلمان روسیه را صادر کرد زیرا به گفته یلتسین مامن محافظهکاران و کمونیستهای ضداصلاحات شده بود. سیانان گفت: یلتسین همچنین ارتش روسیه را برای سرکوب استقلالطلبان چچن به این منطقه فرستاد و نخستین جنگ چچن را سبب شد.
یلتسین در سال 1996 (1375) بار دیگر به عنوان رئیسجمهور روسیه و با حمایت غرب انتخاب شد اما بحران عمیق اقتصادی این کشور بعد از آغاز سیستم بازار آزاد عملا موجب نارضایتی گسترده طبقه متوسط روسیه از وی شد. به گفته این شبکه خبری از سال 1998 (1337) تا دو سال بعد یعنی زمان کنارهگیری ناگهانی یلتسین وی چهار نخستوزیر عوض کرد که پنجمین آنها پوتین خود جانشین یلتسین شد.
به گفته سیانان، کاهش اعتبار روسیه در زمان یلتسین در سطح جهانی و رفتارهای متضاد او به عنوان یک رهبر مبلغ دموکراسی موجب کاهش شدید محبوبیت وی شد که بر این باور باید رفتارهای شخصی نامناسب مانند دائمالخمر بودن او را نیز افزود.