تاریخ انتشار : ۲۱ دی ۱۳۹۰ - ۰۸:۵۶  ، 
کد خبر : ۲۳۳۴۰۸
نگاهی به روند سقوط سران فتنه در سال ۸۸؛

انتحار فتنه در عاشورا


سیدمحمد پورفاطمی ـ kaba30al@Yahoo
روند شکل‌گیری فتنه 88 از ابتدا با ابهام و تردید مواجه بود. به گونه‌ای که فتنه‌گران گرچه در محافل سیاسی و امنیتی خود، حتی ماه‌ها و سال‌ها پیش از انتخابات سال 88 برای براندازی و مقابله با اصل نظام اسلامی، هم قسم شده‌بودند اما در ظاهر به هیچ عنوان این نقشه و طراحی خود را عیان نمی‌ساختند.
حتی در زمان شروع به فعالیت انتخاباتی و تبلیغاتی نیز، عناوین اسلامی، انقلابی و ملی با رنگ و بوی برجسته‌ای در فعالیت‌های تبلیغی و رسانه‌ای فتنه‌گران مطرح می‌شد. این نقشه سالیان گذشته هم همراه با سایر فعالیت‌ها در دستور کار جریان نفاق و فتنه قرارگرفته‌بود. شعار «سلام بر سه سید فاطمی» که در آستانه انتخابات دوم خرداد 76 طراحی و برای تحت تاثیر قراردادن عواطف مذهبی و انقلابی مردم بر سر زبان‌ها انداخته شد، از همین رویکرد برخورداربود. همچنین طراحی تبلیغاتی و نام‌بردن از مظلومیت شهیدبهشتی و بکاربردن عبارت «آسیاب به نوبت است» و ... در روند تبلیغات انتخاباتی هاشمی رفسنجانی در سال 84 در همین پروژه قابل شناسایی و تحلیل است.
حال آنکه هر سه گروه یاد شده، یعنی هواداران خاتمی 76، هاشمی 84 و موسوی 88 که البته پشت صحنه‌ای واحد داشته و افتراقی نیز با هم نداشتند، این نوع رویکرد به اسلام، انقلاب و میهن را کاملا با رویکردهای نفاق‌آلود و پیچیده مطرح می‌ساختند ولی حقیقت آن بود که پس پرده عقاید و رفتار این دسته، عنادورزی با اصل انقلاب، تصاحب و براندازی نظام اسلامی و تغییر مبانی سیاسی و عقیدتی مردم و بالاخره برقرارسازی نظامی وابسته به غرب با لعاب اسلامی بود. خاتمی نقاب از چهره برکشیده، رفسنجانی از سایه برآمده و موسوی برقع پس زده، همان چهره‌های فتنه‌گری بودند که در سال 88 روی واقعی خود را به مردم نشان دادند. این رخ‌نمایی واقعی و حقیقی، اما همان بود که این سه نفر و سایر عوامل و دست‌اندرکاران کودتای مخملی 78 و 88 پیش از این نیز گوشه‌هایی از آن را به نمایش گذاشتند اما همواره از بروز حقیقی و اصلی آن در دیدگاه مردم واهمه داشتند.
رفسنجانی و خاتمی در دوران مدیریت اجرایی کشور البته با پر و بال دادن به عناصر مساله‌دار امنیتی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، دیپلماتیک و ... بارها ستیزه‌جویی خود با مبانی اصیل انقلابی را آشکار ساخته بودند اما همان زمان هم، از اینکه کسی چهره حقیقی‌شان را دریابد ابا می‌کردند.
موسوی خائن - و نه خادم به زعم رفسنجانی – هم، چه در زمان نخست‌وزیری و چه در حین سکوت بلند مدت ۲۰ ساله و با برنامه‌ریزی خود، همین چهره را در پس پرده مخفی نگاه داشته‌بود.
و این‌چنین بود که با کلید خوردن شکل‌گیری فتنه 88 هم، حقیقت این چهره همچنان در پرده قرارداشت. گرچه بصیرت عده زیادی از مردم منجر به آن شده‌بود که اینان را بشناسند، اما هیچگاه برنامه بر این مبنا نبود که واقعیت برملا شود.
چنین بود که به محض در دست‌گیری نماد «سبز» مخملی صهیونیستی توسط عناصر فتنه قبل از کودتای 88، بلافاصله این نماد، سمبلی از سیادت و ولایت و اهل‌بیت علیهم السلام دانسته شد. گرچه دلسوزان و آگاهان سیاسی و رسانه‌ای از همان زمان نیز نسبت به تجهیز کودتای مخملی توسط فتنه‌گران هشدار دادند، اما این نقاب، هیچگاه - پیش از انتخابات - از چهره ایشان کنار نرفت.
به موازات این روند، روند دوری فتنه‌گران از حقیقت شعارهای داده شده پیرامون اسلام، اهل‌بیت(ع) ، دین و شرع، نشان داد که سکولاریزه‌کردن، بلکه لائیسیته ساختن اعتراضات و کودتا، به‌صورت ویژه در دستور کار جماعت فتنه‌گر قرارگرفته‌است.
روزه‌خواری علنی و آشکار در روز قدس همراه با سردادن شعار به نفع رژیم غاصب صهیونیستی، نماز خواندن با کفش در حالی‌که دختر و پسر با آغوش باز در کنار یکدیگر ایستاده‌اند، غلبه نگاه فمنیستی و جنسیتی در میان هواداران کودتای مخملین، سردادن شعار علیه اصل و اساس نظام ولایی-‌‌انقلابی ولایت فقیه، حمله به پایگاه‌های بسیج و به شهادت رساندن بسیجیان و افراد حزب‌اللهی و متدینین، همگی از حقیقتی پرده بر می‌داشت که حداقل آن، بغض و عناد فتنه‌گران با اسلام و انقلاب اسلامی بود. اما دو ماجرا بیش از آنچه گذشت توانست عمق کینه‌ورزی فتنه‌گران را عیان ساخته و حقیقت را - برخلاف خواست آنان - بر همگان آشکار سازد. اولین آن، آتش زدن عکس مبارک معمار کبیر انقلاب‌اسلامی در 16 آذر 88 در جمع هواداران سران فتنه‌بود.
این نشان‌داد که تمامی ادعاهای خرج‌کردن جماعت منتسب به خط امام(ره) از ایشان، دروغی آشکار و رسوا است که برای تنعم بیشتر ایشان در قدرت از سوی این جماعت دنبال می‌شود. همچنین ثابت‌کرد که پدر پیر ملت، چه خون دل‌هایی از این اطرافیان خائن و خبیث خود متحمل شده و چه رنج‌هایی که به‌خاطر حفظ مصلحت جامعه و نظام اسلامی به جان خریده‌است. آتش‌زدن عکس امام(ره) و سکوت همراه با رضایت و لبخند سران‌فتنه، به خوبی روشن‌کرد که اینان همچنان از اینکه نظام و انقلاب خمینی(ره) به نام خمینی در جهان با نامی پرآوازه مطرح است، حقد و کینه در دل دارند و گرچه این جماعت همچنان منطقه «جماران» را در تیول تملک خود نگاه داشته‌اند اما برنامه‌ریزی خود علیه پیرجماران را تا مرحله آتش‌زدن عکس امام(ره) به پیش برده‌اند.
ماجرای تعیین زمان مشخص برای راه‌اندازی راهپیمایی‌های خیابانی علیه نظام که به عنوان ابزاری برای اِعمال فشار به حاکمیت و امتیازگیری تعبیه شده بود در رابطه‌ای عکس‌گونه با روند بی‌اعتمادی مردم به جماعت فتنه‌گر دنبال می‌شد. فتنه‌گران نیز به خوبی این حقیقت را دریافته بودند و از همین رو بود که موسوی‌خوئینی‌ها به هم‌دستانش اعلام کرده بود که ظرفیت به‌اصطلاح اعتراضات خیابانی زمانی محدود دارد و بیش از آن نمی‌شود آن را کش‌دار کرد. هم از این رو بود که دامنه اغتشاشات با شیب تندی، صعودی شد. فتنه‌گران می‌دانستند که یا باید شکست را بپذیرند و از ادعاها عقب‌نشینی کنند- که اصل حیات‌شان در معرض انقراض قرار خواهد گرفت- یا بلافاصله با تندتر کردن هرچه بیشتر فضا، ضرب شست قوی نشان داده و صلابت نظام را در هم بشکنند. این‌چنین بود که تمامی تیرهای ترکش فتنه‌گران بر چله نهاده و در روند منتهی به عاشورای 88 شلیک شد.
دومین عامل رسوایی فتنه‌گران که به مثابه تیر خلاص به حیات انگلی فتنه به شمار می‌رفت، افتضاح عاشورای 88 و چنگ‌اندازی جماعت فتنه‌گر به ساحت اصلی‌ترین رکن اعتقادات شیعه یعنی عاشورا و حسین‌ابن‌علی(ع) بود. ماجرای فتنه‌گری ظهر عاشورای 88 جماعت فتنه که با حضور عناصری از خاندان و هواداران هاشمی‌رفسنجانی، موسوی، کروبی، خاتمی و ... در وسط میدان به همراه بهائیون، منافقین، سلطنت‌طلبان، چریک‌های فدایی، اعضای حزب مشارکت و مجاهدین و ... البته با حمایت وسط صحنه عناصری از سرویس‌های امنیتی انگلیس، موساد و سیا ... به‌وقوع پیوست، بی‌شک نشانی از برافتادن پرده نفاق از چهره اصلی این آشوب‌طلبان به اعتقادات مردم بود.
عاشورای 88 و ماجرای آتش‌زدن خیمه اباعبدالله‌الحسین علیه‌السلام، حمله به عزاداران خامس‌آل‌عبا و مسخره‌کردن آنان به همراه سردادن شعارهایی علیه اصل ولایت‌فقیه، در حقیقت نقطه تلاقی عنادورزی سیاسی-‌اعتقادی فتنه‌گران و دلیلی آشکار بر سلامت سیاسی-‌اعتقادی نظام اسلامی بود.
اما به‌دلیل آنکه جامعه از یکسو قدرت تحمل تنش، اغتشاش و آشوب و در رأس آن حمله به مقدسات را نداشت و از سوی دیگر روند امتیازگیری از نظام هم به‌ بن‌بست رسید، انتحار عاشورا واقع شد که در موقعیت حداقلی و نه – راهبرد اصلی- تندروهای داخلی و خارجی دست به دست هم داده و حیات مصنوعی فتنه را قوام بخشند. اما این نشان از آن داشت که ضعف تحلیل و نشناختن میل افکارعمومی ایرانیان همچنان که در سی سال گذشته بوده کار به‌دست آنان داده است، این بود که "مهر باطل شد" بر حیات آنان خورد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات