* آقای منتجبنیا! برای شروع بهتر است به انتخابات ریاست جمهوری نهم بازگردیم و تجربه ناموفقی که آقای کروبی از شرکت در انتخابات ریاست جمهوری داشت. شما وضعیت اصلاحطلبان در آن دوره و علت شکست آقای کروبی را چگونه ارزیابی میکنید.
** در انتخابات ریاست جمهوری نهم، به دلیل اختلافی که بین اصلاحطلبها در آن زمان به وجود آمد، بعضی از دوستان ما از دکتر معین دعوت کردند و ایشان را در برابر آقای کروبی قرار دادند. در این حالت بود که آرای اصلاحطلبها تقسیم و در نتیجه کروبی نفر سوم انتخابات در مرحله اول انتخابات ریاست جمهوری شد.
این در حالی بود که براساس نتیجه انتخابات اولین نفر آقای هاشمی با حدود شش میلیون رای، احمدینژاد نفر دوم با کمتر از شش میلیون رای و کروبی نفر سوم که هفت میلیون و حدود 700 هزار رای داشت و این نتیجه در حالی بود که فاصله این رقبا و آرایشان خیلی زیاد و چندان قابل توجه به نظر نمیرسید به طوری که فاصله این آرا حتی به یک میلیون رای هم نرسید. البته چیزی که اعلام شد و آقای کروبی مدعی آن بود این است که ایشان رای لازم را آورده بودند اما زمانی که در حال استراحت و خواب بودند رایشان باطل شده که البته دلایل مطرح شده از سوی ایشان به نظر من قابل تامل است.
* به هر حال آقای کروبی در آن انتخابات نتوانست پیروز شود، اما این مساله باعث نشد از تصمیمش برای حضور در پاستور منصرف شود و باز هم سعی کرد برای دوره دهم کاندیدا شود. عواملی که باعث شد آقای کروبی مجددا برای کاندیداتوری مصمم شود چه بود؟
** پس از انتخابات دوره نهم آقای کروبی احساس کرد در افکار عمومی وضعیت مساعدی دارد. زیرا زمانی که همه اصولگرایان متمرکز بر آقای احمدینژاد بودند و در اصلاحطلبها هم بخش زیادی به دکتر معین و بخش کمی رای خود را به آقای هاشمی اختصاص داده بودند، بخش کوچکی از اصلاحطلبها متمایل به کروبی بودند و در آن شرایط که جبهه اصلاحات از کروبی چندان حمایت نمیکرد و خیلی از دوستان مخالفت میکردند با همه ناملایمات کروبی چنین رای آورده بود.
طبیعی است که چنین شخصی میتواند تحلیل کند شانس زیادی برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری دارد. بعد از انتخابات ریاست جمهوری نهم حزب اعتماد ملی تاسیس شد که البته گام خوبی بود و به عنوان یک قدرت برای ایشان تلقی میشد.
در ابتدای تاسیس حزب اعتماد ملی افراد قوی وارد شدند و توانستند ظرف مدت نه چندان طولانی به عنوان عضو و هوادار چند میلیون نفر را ثبت کنند.
سابقه انتخاباتی دور نهم و این هوادار چند میلیونی و تایید افکار عمومی و آرای حزبی که کروبی برای خود ایجاد کرده بود را نیز وقتی اضافه میکنیم و در کنارش هم گرایش و علاقه خاصی که بین بعضی از اصناف و بخشهای جامعه دیده میشد و افراد روشنفکری که با نظام زیاد ارتباط خاصی ندارند یا معترض هستند که این افراد اغلب در انتخابات شرکتی نمیکردند، این افراد نیز جزو حامیان کروبی قلمداد میشدند که هم از داخل و هم از خارج از کشور شامل طرفداران کروبی بودند و گروهی از اهل سنت که آنها نیز جمعیت قابل ملاحظهای دارند و در ابتدا اکثرا به آقای کروبی تمایل پیدا کرده و تقریبا قول حمایت داده بودند.
گروه دیگری که میتوان از جهت دیگر مورد توجه باشد دراویش و اهل حق بودند که در تعداد زیادی از استانها طرفدار دارند و جمعیتی قابل ملاحظه هستند و میتوانستند موثر باشند. با یک حساب سرانگشتی این اطمینان در انتخابات حاصل میشد که اگر ایشان نفر اول نباشند حداقل جایگاه نفر دوم را به خود اختصاص میدهند و احتمال این وجود داشت که بر رقیب غلبه پیدا کرده و پیروز شود.
کروبی با شعارهایی که مطرح کرد رایهایی جمعآوری و از افرادی که برای مردم شناخته شده بودند در انتخابات استفاده کرد؛ از جمله کرباسچی که چهره محبوبی در جامعه است. او به رغم همه برخوردها و در مقابل مخالفان سرسختی که داشت باز از محبوبیت خاصی برخوردار بود و با پیشینهای که در شهرداری تهران و اصفهان داشت در ذهن مردم خاطره خوبی بر جا گذاشته بود.
کروبی، کرباسچی را رئیس ستاد خود کرد و از دکتر نجفی و دکتر عبدی در ستادش استفاده کرد که همه اینها عواملی بودند که کمک میکردند کروبی امیدوارتر از همیشه به موفقیت فکر کند. او به خوبی وارد صحنه و ایام تبلیغات شد که در آنجا نیز با استقبال خوبی مواجه شد و در اغلب استانها در تبلیغات حرف اول را میزد.
* آیا اساسا حزب اعتماد ملی تاسیس شد تا از کاندیداتوری آقای کروبی حمایت کند یا اینکه در این حزب راجع به افراد دیگر هم بحث شد؟ کاندیداتوری کروبی چه پروسهای را در حزب طی کرد؟
** قضیه مطرح شدن کروبی در حزب اعتماد ملی یک فرآیند طولانی داشت که به آقای کروبی رسیدیم. بیش از یک سال در حزب مساله انتخابات مطرح بود و بالاخره تصمیم گرفتند که یک نفر کاندیدا شود. در حزب مرکزی وجود دارد که اتاق فکر نامیده میشود و جمع قابل توجهی از اندیشمندان در آنجا دیده میشود. در واقع تحصیلکردههای دانشگاهی که مجرب هستند در آنجا جمع شدهاند. سناریوها و برآیندهای مختلفی در این اتاق فکر مطرح شد.
هر مسالهای با صورتهای مختلف ترسیم شد و در نهایت به این نتیجه رسیدیم که حزب وارد انتخابات شود و دوم اینکه آقای کروبی به همین دلیل انتخاب شدند. ما چند جلسه وقت گذاشتیم و همه نظر خود را داشتند و نظرهای موافق و مخالف مطرح شد. خود من نیز مدیر جلسه بودم و وقتی جلسات به اندازه کفایت تشکیل شد رایگیری نهایی را انجام دادیم و به اتفاق همه اعضای شورای مرکزی که 64 نفر هستند لایقترین فرد را آقای کروبی تشخیص دادیم.
* این دوره هم مانند دوره قبل ما با تعدد نامزدهای مطرح در جناح اصلاحات مواجه بودیم. آیا شما نگران تقسیم آرا نبودید؟
** بعد از تشکیل ستاد انتخاباتی بحث اینکه مسئول ستاد حزبی باشد یا نباشد مطرح شد که بالاخره تصمیم گرفتیم حزبی عمل نکنیم تا آرای بیشتری را به خود متمایل سازیم. در دوره قبل ما نگران بودیم که آرای اصلاحطلبها تقسیم شود، اما چارهای نبود چون برخی از آنها متمایل به کروبی بودند و اکثریت اصلاحطلبها از معین حمایت میکردند و بخش کوچکی نیز طرفدار آقای هاشمی بودند، اما در این دوره اکثریت اصلاحطلبها از کروبی حمایت میکردند و تنها برخی از تشکلها از موسوی حمایت میکردند. البته خیلی تلاش کردند تا روی افکار عمومی تاثیر بگذارند و با یکسری جاذبههایی که مطرح شد بر آن بودند آرای موسوی را بالا ببرد اما به هر حال این مسائل با پتانسیلهایی که کروبی داشت اصلا قابل مقایسه نبود.
* بعد از کاندیداتوری چه اقداماتی در حزب انجام شد؟
** بیشتر کارها به ستاد انتخاباتی موکول شد. شورای سیاستگذاری از جمعیت قابل توجهی تشکیل میشد و در جلسات افراد متفاوت و زیادی بودند و بحث و بررسیهایی در زمینه پتانسیلهای موجود مطرح میشد و بررسیهای لازم نشان میداد که حزب نباید مستقیم وارد صحنه انتخابات شود و ستاد هم حزبی نبود، البته افراد خود را وارد ستاد کرده بودیم اما لزوما افراد حزبی نبودند.
افرادی از شورای مرکزی در ستاد فعال بودند. در استانها تعداد قابل توجهی هم مسئول حزب و هم مسئول ستاد بودند اما این به صورت یک ضرورت مطرح نبود که حزبیها حتما در ستاد باشند و افراد با سازماندهی مشخصی و از نیروهای حزبی در ستاد جمع شدند.
* در آن برهه زمانی شما چه برآیندی داشتید؟ به بیان دیگر شما تصورتان این بود که آقای کروبی حتما پیروز میشود؟
** البته ما ضعفهایی در این زمینه در ستاد مشاهده میکردیم. طبیعی است که برای خنثی کردن این مسائل فکر میشد که خیلی بهتر از این عمل شود، ولی کاملا امیدوار بودیم گرایش مردم را مشاهده کنیم و از سوی دیگر امیدوار بودیم حتما در مرحله دوم قرار بگیریم. هیچکس تصور نمیکرد در مرحله اول آرای مردم اینطور اعلام شود و برای هیچ کدام از دوستان ما نیز محتمل نبود و بر این اساس فکر میکردیم در هر شرایطی ایشان پیروز است یا رای بسیار بالایی میآورد.
البته به احمدینژاد حق میدادیم که رای اصولگرایان را داشته باشد. آن زمان کسی این شرایطی را تصور نمیکرد و همه فکر میکردند شرایط عادی و طبیعی است یا اینکه با اختلاف کم یکی از کاندیداها پیروز میشود و هیچکس تصور نمیکرد شخصی بیست و پنج میلیون رای بیاورد و کسی دیگر چند صد هزار.