تاریخ انتشار : ۱۴ دی ۱۳۹۰ - ۱۳:۱۰  ، 
کد خبر : ۲۳۳۴۴۴
آیت‌الله کعبی در گفت‌وگو با «شما» تشریح کرد:

از تحول در حوزه تا ماموریت‌های روحانیت

گفت‌وگو: سیدحامد حسینی، امیر مشکات مقدمه: در سفر سال گذشته رهبر معظم انقلاب به شهر مقدس قم، معظم‌له در دیداری طولانی با اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و از جمله مسائل مهمی که بر آن تاکید داشتند موضوع تحول در حوزه بود که جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از آن تاریخ تاکنون فعالیتهای مختلفی را در این‌باره برنامه‌ریزی و دنبال کرده است. در گفت‌وگو با آیت‌الله عباس کعبی از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به بررسی موضوع تحول در حوزه پرداخته‌ایم. وی علاوه بر اینکه در کمیته تحول جامعه مدرسین عضویت دارد، مسئولیت مرکز مطالعات راهبردی وابسته به جامعه مدرسین را نیز برعهده دارد. البته آیت‌الله کعبی در پاسخ به سوالی درباره فعالیت این مرکز اظهار داشت فعلا قرار نیست فعالیتهایمان را رسانه‌ای کنیم و فقط قرار است کار کنیم. گفت‌وگوی شما با این عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و عضو مجلس خبرگان رهبری را پیش‌رو دارید.

* بعد از سفر سال گذشته مقام معظم رهبری به قم و دیداری که با جامعه مدرسین داشتند و در آن دیدار توصیه‌هایی در رابطه با تحول در حوزه مطرح فرمودند، از آن مقطع تا امروز چه کارهایی درباره تحول در حوزه انجام شد. به ویژه در جامعه مدرسین چه فعالیت‌هایی در این خصوص پیگیری شد؟
** کلید بحث تحول در حوزه‌های علمیه و حرکت به سمت حوزه تحولگرا و متحول و نیز شتاب در این حرکت در واقع به شکل نوین خود در سالهای گذشته در دیداری که نخبگان و اساتید و فضلای حوزه علمیه قم با رهبر معظم انقلاب در تهران داشتند زده شد و رهبر معظم انقلاب تحول را به عنوان یک مسئله بنیادی در حوزه و روحانیت و لزوم تحول در مدیریت و مدیریت تحول را مطرح کردند و آن جمله کلیدی‌شان را فرمودند که، یعنی تحول هم ضرورت دارد و هم بایسته است و هم اتفاق خواهد افتاد و اگر حوزه و روحانیت خودشان را متحول نکنند، تحول به سراغ آنها خواهد آمد.
و یک الزامات و شاخصه‌هایی برای تحول بیان کردند. بعد از آن، حوزه به تکاپو افتاد و حرکتهای خوبی شد. سفر اخیر رهبر معظم انقلاب به قم در واقع در مسیر تحول شتاب ایجاد کرد و امروز مطالبات رهبری و انتظارات رهبری در مسیر تحول و رشد بالنده حوزه‌ها و روحانیت به یک مطالبه عمومی تبدیل شده و نهادسازی، سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی و تفاهم و تعامل و وفاق عمومی در میان حوزویان در زمینه تحول از دست‌آوردهای طرح تحول است. امروز در حوزه مبانی تحول، منابع تحول، الزامات تحول و برنامه‌ریزی در یک افق و چشم‌انداز روشن برای تحول کاملاً مشخص است و آن بخشهای عهده‌دار تحول هم کارهایی را به عهده گرفته‌اند.
بنابراین فرهنگ تحول در حوزه‌ها امروز به گونه‌ای جا افتاده که حوزویان تحول را به عنوان یک امر اجتناب‌ناپذیر نگاه می‌کنند. این تحول با این رویکردی که اشاره کردم و اینکه رهبری معظم کلید شروع آن را زدند، این به این معنا نیست که در واقع از صفر شروع شده باشد و مثلاً قبل از بیانات رهبر معظم انقلاب بحث تحول مطرح نبوده؛ بلکه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی حرکت تحول با تشکیل شورای مدیریت در حوزه و بعد از آن شورای عالی حوزه علمیه که عهده‌دار سیاست‌گذاری در حوزه شد و از سوی دیگر گسترش فعالیتهای جامعه مدرسین حوزه در مسیر تحول قرار گرفته منتهی بیانات رهبر معظم انقلاب و انتظارات ایشان هم به تحول شتاب بخشید، هم بایسته‌های تحول و نبایدهای تحول در مبانی، منابع، الزامات و شاخصه‌های تحول را کاملاً روشن کردند و امروز آهنگ جدیدی برای تحول در حوزه‌ها مطرح است.
* این تحولی که اشاره می‌کنید به چه شکل است؟
** یک تحول مثبت وجود دارد و یک تحول منفی. تحول مثبت اینکه ما سنتهای حوزه و روحانیت را باید حفظ کنیم، عمق ببخشیم و توسعه بدهیم و متناسب با مقتضای زمان و مأموریت‌های حوزه و روحانیت به مسئله شتاب و بالندگی حوزه و روحانیت نگاه بکنیم. تحول منفی این است که ما از اصالتها و ریشه‌ها جدا بشویم و بنا به مقتضای زمان و پاسخگویی به نیازها حوزه از لحاظ شکلی و ساختاری تحت تأثیر ساختار نهادهای دیگر مثل دانشگاه و امثال اینها قرار بگیرد و هویت واقعی خود را از دست بدهد.
این تحول نیست. تحول با حفظ هویت و اصالت‌های حوزه و روحانیت ممکن است، این می‌شود تحول مثبت. نکته دوم در تحول که نکته حائز اهمیت است اینکه ما در هر تحولی در حوزه باید بدانیم که تحول در حوزه از بالا به پایین است نه از پایین به بالا؛ چون حوزه و روحانیت حزب نیست، گروه و جناح نیست، دولت هم نیست. یک نهاد دیرپایی که از زمان آغاز غیبت کبری برای حفاظت از دین شکل گرفته و این شجره طیبه یکی از ثمراتش انقلاب اسلامی است و یکی از ثمراتش امام خمینی(ره) است که توانست انقلاب ایجاد کند. ما باید چنین نگاهی به نهاد حوزه و روحانیت داشته باشیم.
نکته بعد در موضوع تحول حوزه‌های علمیه رابطه عمیقی است که در حوزه و روحانیت وجود دارد و آن رابطه استادی و شاگردی است؛ هم از لحاظ علمی و آموزشی، هم از لحاظ اخلاقی و رفتاری و هم از لحاظ ساختاری و مدیریتی و فرهنگی و این رابطه استادی و شاگردی نهاد روحانیت را در رابطه با مردم، در رابطه با فعالیت‌های فرهنگی، در رابطه با سیاست و حکومت، در شیوه حضور، در صحنه روابط بین‌الملل و تبیین منافع اسلام تعریف می‌کند. در حالی که در احزاب و در حرکت‌های دیگر ممکن است از پایین به بالا انجام بشود. بنابراین هرگونه تحول باید با رهنمود و سیاست‌گذاری و تأیید توسط بزرگان حوزه و روحانیت پیش برود و تحوی که از مسیر بزرگان حوزه و روحانیت عبور نکند تحول پیش‌برنده‌ای نیست.
لذا قطعاً در بحث تحول در حوزه‌ها، مراجع معظم تقلید، اساتید بزرگ حوزه‌های علمیه، جامعه محترم مدرسین، نهادهای عالی تأثیرگذار در حوزه مثل شورای عالی حوزه و مرکز مدیریت و نهادهای این‌گونه، نقش درجه یک می‌توانند ایفا کنند و طبعاً فضلا و طلاب نقطه‌نظرات و دیدگاهایشان را از طریق این مراجع عالیه حوزه و روحانیت می‌توانند مطرح کنند. نکته قابل اهمیت دیگر اینکه تحول باید متناسب با مأموریت‌های روحانیت تعریف شود. ببینیم روحانیت چه مأموریتهایی به عهده دارد؟ کدام بخش از این مأموریت‌ها به خوبی دارد پیش می‌رود؟ در کدام بخش از این ماموریت‌ها کاستی‌هایی وجود دارد؟
* جنابعالی چه تعریفی از این ماموریتها دارید؟
** به نظر من در مأموریتهای روحانیت چند تا نکته وجود دارد که تحول باید پاسخگوی این نکات باشد:
1- لزوم گسترش کمّی و کیفی حوزه‌های علمیه و نیروی انسانی متناسب با مقتضیات زمان و نیازهای آن. یعنی به عبارت دیگر یکی از مأموریت‌های روحانیت که باید نسبت به آن اهتمام داشته باشد، تربیت نیروهای کارآمد است. الان تعداد حوزویان 145 تا 150 هزار نفر بیشتر نیست و حوزه امروزمان حوزه جوانی هم هست. از مراجع تقلید گرفته تا طلبه دوره مقدمات 150 هزار نفر بیشتر نیستیم. از این تعداد دو سومشان در چهار استان بزرگ متمرکز هستند. قم، مشهد، اصفهان، شیراز.
در حالی که نیازها الان خیلی گسترده است، ما کافی است بخواهیم صد هزار مسجد، صد هزار مدرسه، بیش از یک میلیون و پانصد کارمند اداره، یا حضور در دانشگاه‌ها را پوشش بدهیم. از لحاظ کمّی اصلاً داخل کشور را جوابگو نیست، چه برسد به خارج از کشور و این نیازهای جهانی که نسبت به معارف اهل بیت پیدا شده؛ و البته در این مسیر باید به مسائلی چون مدرسه، خوابگاه، سرانه طلبه، نظام غیر متمرکز، تشکیل شورای عالی استانها و امثال اینها نیز توجه کرد.
* چه کسانی در اجرای این ماموریت مسئول هستند؟
** شورای عالی حوزه و مراکز مدیریت در استانها متکفل این مأموریت روحانیت هستند که خوشبختانه در این زمینه تدبیرهای خوبی دارد صورت می‌گیرد. هم برای تعریف یک نظام غیر متمرکز که شورای عالی استان در خیلی از استانها تشکیل شده و هم برای تأسیس حوزه‌ها و گسترش آنها، ضوابط خوبی تدوین شده و تمهیدات خوبی اندیشیده شده است. البته در این زمینه ما به روحانیت‌شناسی نیاز داریم و به نظر من شخصیتها و نخبگان حوزه و روحانیت و حتی دانشگاه و مجامع دیگر، باید روحانیت را برای نسل جدید بشناسانند که یک روحانی کیست؟
ماموریت دوم روحانیت، تبلیغ دین است. تبلیغ دین قبلاً از طریق خطابه و منبر صورت می‌گرفت. اما الان تبلیغ دین در قالب سیستم و سامانه تولید پیام دینی، پالایش پیام دینی، توزیع پیام دینی صورت می‌گیرد؛ یعنی مدیریت پیام دینی و مصرف بهینه پیام دینی در یک سامانه‌ای متشکل از رسته‌های گوناگون با مخاطبان گسترده، در سنین متفاوت و در اصناف و رشته‌های گوناگون باید تعریف بشود به گونه‌ای که روحانیت باید پاسخگوی نیازها و عطش دینی نسل امروز بشود. به نظر می‌رسد برای این کار در مسیر تحول نیاز است به اینکه نهادهای متکفل تبلیغ دینی را سامان بدهد.
دفتر تبلیغات اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، معاونت تبلیغ مراکز مدیریت حوزه‌های علمیه، طرح‌های مستقلی مثل طرح هجرت، اعزام مبلغ‌های گسترده‌ای که وجود دارد، حضور روحانیت در نهادهای گوناگون، مثل صدا و سیما، دانشگاه، آموزش و پرورش، در میان اقشار گوناگون؛ این نیاز به بازتعریف سامانه تبلیغ دارد و من فکر می‌کنم باید در این نهادها تمرکز ایجاد کنیم، بعضی از مأموریت‌ها را به جاهای دیگری بدهیم، که نیاز به تحول ساختاری دارد که بتوانیم پاسخگو بشویم. البته الان کارهای خوبی انجام شده. اما به یک ساختار مناسب نیاز دارد که سامانه تولید و پالایش و مدیریت و توزیع و بهره‌برداری از پیام دینی را پوشش بدهد.
مأموریت سوم روحانیت تولید علم است، روحانیت باید در موضوع تولید علم مرزهای دانش دینی را جلو ببرد. اصلاً کار حوزه تولید علم در رشته‌های گوناگون است. الان به نظر می‌رسد که نسبت به تولید علم حوزه رشد خوبی داشته اما برای اینکه ما به آن حد برسیم که علامه طباطبایی‌ها و شهید مطهری‌ها و امثال این بزرگان در حوزه به شکل نهادمند تربیت بشوند، همانگونه که در جاهای دیگر مثلاً بنیادهایی هست بنام بنیاد نخبگان، اینجا هم بایسته است که دو هزار نفر، سه هزار نفر، چهار هزار نفر، افراد دارای استعداد ویژه و مطلوب و دارای زمینه شناسایی بشوند به شکل ویژه، نسبت به طی مدارج عالی تا رسیدن به تولید علم اهتمام بشود.
من نمی‌گویم بنیاد نخبگان حوزه تشکیل بشود که در این زمینه در شورای عالی حوزه یک برنامه‌ریزیهایی شده اما اهتمام ویژه به کسانی که می‌توانند مرزهای دانش و دین را جلو ببرند و نظریه‌پرداز دین بشوند، این نیاز به یک برنامه‌ریزی ویژه در حوزه دارد و حوزه و روحانیت باید نسبت به این مأموریت اهتمام ویژه داشته باشند. البته از لحاظ عرضه و تقاضا نیاز به محصولات دینی فراوان است؛ بسیاری از طلاب همین که مدارجی از علم را طی می‌کنند، جذب عرصه تبلیغ و تألیف می‌شوند و باید یک جایی متکلف تولید دانش دینی بشود و ضمن اینکه پژوهش باید از آموزش تفکیک بشود. ما یک عرصه پژوهش در ضمن آموزش داریم. امّا این‌جا پژوهش برای تولید علم باید باشد. این پژوهش برای تولید علم یک عرصه مهمی است که در مورد آن اهتمام ویژه‌ای هم لازم است.
مأموریت چهارم روحانیت حفظ نظام و تداوم نظام مقدس جمهوری اسلامی است. چون مرجعیت دینی بنیانگذار این نظام بوده. امام(ره) به عنوان مرجع دین و مردم از او اطاعت کردند و این نظام با هویت اسلامی شکل گرفته حفظ نظام حفظ دین مردم است. حفاظت از دین باعث حفاظت از نظام می‌شود. حفاظت از نظام هم باعث حفاظت از دین می‌شود. لذا ما نمی‌توانیم بین نظام و روحانیت و مأموریت‌های آن تفکیک بکنیم. لذا یکی از مأموریت‌های مهم روحانیت حفاظت از نظام است.
* روحانیت این وظیفه حفظ نظام را به چه شکلی می‌تواند انجام بدهد؟
** حفظ نظام به چند شکل صورت می‌گیرد: اول این که آن کارهایی که به عهده روحانیت در نظام است بطور ویژه باید متکفل تربیت نیروی مناسب بشود. مثلا شش فقیه شورای نگهبان، رئیس قوه قضائیه، قاضی، امام جمعه، نماینده ولی‌فقیه در استان، حضور روحانی در دانشگاه، حضور روحانیت در نهادهای انتظامی و نظامی، حضور روحانیت در عرصه‌های مدیریت نظام در بخش‌های گوناگون، در سه قوه و جایگاه‌های کلیدی که معروف به هویت دینی نظام اسلامی است. روحانیت در این زمینه باید نیرو تربیت کند. دوم تدوین مبانی فکری و دینی نظام مقدس اسلامی است.
شاید مثلاً شکل‌گیری نهادی مثل شورای همکاری نظام و روحانیت که رابطه متقابل نظام و روحانیت را بر پایه یک الگوی صحیح سامان بدهد، یکی از شیوه‌های تحول ساختاری باشد نه محتوایی و بعد آن موقع این نهاد متکفل این مسائل محتوایی بشود. البته رابطه نظام و روحانیت بر مدار نصیحت و حمایت صورت می‌گیرد، روحانیت هم حامی نظام مقدس جمهوری اسلامی است، هم براساس وظیفه امر به معروف و نهی از منکر ارشاد و نصیحت می‌کند تا مسیر اسلامی نظام حفظ شود. این هم یک مأموریت که تحول می‌طلبد.
مأموریت پنجم روحانیت، حضور در عرصه بین‌المللی است. الان روحانیت به برکت انقلاب اسلامی در واقع یک مأموریت جهانی پیدا کرده است. روحانیت ویژه ایران نیست، چون معارف اهل بیت جهانی شده است. لذا نسبت به حضور در عرصه روابط بین‌الملل در چند بخش روحانیت باید فعال بشود و این کار نیازمند تحول است. بخش اول حضور در همایش‌ها، کنفرانس‌ها و جلسات بین‌المللی دینی است و بخش دوم ارتباط با شخصیت‌ها و نخبگان در سطح جهان به ویژه جهان اسلام و این ارتباط خیلی می‌تواند مؤثر باشد. بخش سوم اینکه محصولات حوزه و روحانیت باید به زبان‌های زنده بین‌المللی منتشر بشود.
آشنایی روحانیت با اقتضائات حضور در عرصه بین‌الملل، دیپلماسی دینی ویژه حوزه‌های علمیه، نسبت به چالش‌ها و حوادث مربوط به اسلام و دفاع از آن بسیار ضروری و تحول‌طلب است.
* برای این موارد تحول در حوزه که اشاره کردید، چه اقداماتی شده است؟
** در همه این بخش‌هایی که توضیح دادم هم در اجلاس جامعه مدرسین و علمای بلاد و هم در کمیسیون‌های مربوطه و هم در دبیرخانه جامعه مدرسین در این زمینه تمهیدات خوبی اندیشیده شده است. با توجه به تأکید ویژه‌ای که رهبر معظم انقلاب به جایگاه جامعه مدرسین دارد، با توجه به جایگاه جامعه مدرسین و پیشینه‌ای پنجاه و دو ساله‌اش در میان حوزه‌ها و روحانیت جامعه مدرسین امروز مسئول پیگیری مسأله تحول در حوزه‌ها و روحانیت است و اقدامات خوبی هم انجام داده است که در آینده نزدیک شاهد نتایجی از این اقدامات خواهیم بود.
* مقام معظم رهبری در فرمایشاتشان نسبت به بحث سیاست و روحانیت و شبهاتی که درباره آخوند حکومتی و حکومت آخوندی مطرح می‌شود نکاتی فرمودند. به نظر جنابعالی با توجه وظایف حوزه و روحانیت در موضوع حفظ نظام فعالیت سیاسی طلاب چه جایگاهی دارد؟ چقدر ورود آنها به مسائل سیاسی مهم است؟
** به نظر من روحانی مطلوب ویژگی‌هایی دارد. ویژگی اول دانش حوزوی است. یعنی در فقه و اصول که درس عمومی حوزه‌های علمیه است باید قوی بشود و علاوه بر فقه و اصول در یکی از رشته‌ها باید متخصص باشد و طلبه باید اهتمام ویژه‌ای به درس داشته باشد. ویژگی دوم روحانی مطلوب این است که نسبت به بحث رفتار دینی باید وظیفه‌گرا و مروج شریعت اسلامی و دلسوز دین باشد و در این زمینه هم باید تقوی سرلوحه کارهایش باشد. شاخصه سوم روحانی مطلوب به اعتقاد من علاوه بر دانش دینی و تقوی در رفتار و عمل، بصیرت است و منظور از بصیرت، بصیرت اعتقادی، بصیرت اخلاقی و بصیرت سیاسی است. در بصیرت اعتقادی باید اعتقادات مستحکمی داشته باشد.
در بصیرت اخلاقی باید نسبت به مسائل اخلاقی ریزه‌کاری‌های اخلاقی را بداند تا خدایی نکرده گمراه نشود ولو به نام اخلاق و در بصیرت سیاسی باید بر پایه خط مشی رهبری و ولایت بتواند راه را پیدا بکند و از راه منحرف نشود چه بسا که از لحاظ دانش دینی و تقوا هم وضعیت طلبه خوب باشد امّا از لحاظ سیاسی اگر جریانهای پیچیده سیاسی را نشناسد منحرف می‌شود.
چون سیاست پیچیده است، لازم نیست که بصیرت سیاسی به معنای موضعگیری زودهنگام سیاسی و ورود در کارهای سیاسی باشد، بلکه در وقت خود باید وارد سیاست بشود. بصیرت سیاسی الزاماً به معنای عمل سیاسی نیست که بگوییم چون بصیرت سیاسی لازم است پس روحانی باید زودهنگام وارد در کارهای سیاسی بشود. اینها تلازم ندارد. اما بصیرت سیاسی باید داشته باشد. ویژگی چهارم روحانی، ویژگی مهمی است. به نظر من مدیریت و تدبیر باید داشته باشد تا بتواند یک مجموعه‌ای را اداره بکند. چون می‌خواهد مسئولیت‌اش را به مردم برساند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات