تاریخ انتشار : ۰۸ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۲:۲۷  ، 
کد خبر : ۲۳۳۴۵۷

فرآیند حزبی شدن جامعه


مهدی میردامادی ـ MIRMAHDI@ACM. ORG
با نسبت دادن مشخصه‌های مختلف به جامعه بدون حزب و همچنین جامعه دارای رویکرد صحیح حزبی، می‌توان مسیری که لازم است برای حزبی شدن جامعه پیموده شود را به طور تقریبی حدس زد و همچنین فهمید که حدود اتفاقات در عرصه‌های مختلف و یا به طور عام‌تر هزینه‌های لازم برای هر یک از آنها به طور تقریبی کدام است(1). حال به طور بسیار مختصر، سعی در تخمین برخی هزینه‌های ایجاد تغییر در بعضی از مختصات جامعه فاقد کارکرد صحیح احزاب به سمت جامعه‌ای با رویکرد صحیح احزاب در آن می‌کنیم. [تحول به سمت جامعه مدنی و نتیجتاً فرآیند حزبی شدن فرآیندی بازگشت‌ناپذیر است که وارد این بحث نمی‌شویم]. همچنین در طول این بحث توجه به این نکته ضروری است که اصطلاحاً در منحنی تغییر مختصات جوامع، بریدگی (پرش) و شکستگی (تغییر ناگهانی در سرعت پیشرفت و توسعه) نداریم که دقیقاً مفهوم تغییرات تدریجی و مداوم است و به این معنی است که تحولات در بستر جامعه جز با گذشت زمان نمود پیدا نمی‌کند.
الف ـ اولین و مهمترین خصیصه جامعه دارای رویکرد صحیح حزبی نهادینه شدن قانون در آن است، در حالی که در جوامع توسعه‌نیافته به جای قانون، سلایق مجریان قانون البته معمولاً به عنوان قانون و یا تفسیری از آن اجرا می‌شود و ملموس‌ترین نتیجه چنین رویکردی، برخورد دوگانه با مسائل مشابه است.(2)
بنابراین در فرآیند حزبی شدن جامعه، حاکمیت سلایق مجریان قانون به حاکمیت قانون تبدیل می‌شود. اولین هزینه این امر ایجاد تحول در فرهنگ عمومی جامعه در راستای قانع کردن مجریان قانون است، که مستلزم صرف زمان نسبتاً زیادی است. اما بسیاری از مجریان قانون که تا دیروز بدون مزاحمت براساس سلایق شخصی خود حکمرانی می‌کردند به آسانی نمی‌پذیرند که براساس روشی منظم و تعریف شده با همه افراد براساس یک ملاک یکسان برخورد کنند و لذا به مقاومت می‌پردازند. منظور از مقاومت در این بحث بالا بردن هزینه انجام این تغییرات است.
ب ـ دومین و در واقع محسوس‌ترین خصیصه جامعه حزبی (خصوصاً در رفراندوم‌ها)، تناسب قدرت احزاب با مقبولیتشان و نیز نفوذ افراد با شأن و مسئولیتشان است، اما در جوامع توسعه‌نیافته فردی ممکن است با پایین‌ترین حد مسئولیت، نفوذی انکارناپذیر در اجرای امور داشته باشد که خود محدودکننده مسئولان اصلی و افراد ذی‌صلاح می‌شود. در واقع در این جوامع غالباً به علت عدم درک صحیح از رویکرد احزاب و نیز غلبه دیدگاه‌های سنتی و فردمحوری، احزاب نمی‌توانند متناسب با پایگاه اجتماعی خود قدرت داشته باشند. همچنین این عدم تناسب موجب گریز متصدیان امور از پاسخگویی در قبال مواضع و عملکردشان می‌شود.
پس در این تحول، باید به حالت تناسب میان جایگاه و نفوذ افراد و احزاب رسید که به وضوح با مقاومت افرادی مواجه می‌شود که باید از نفوذشان کاسته شود و باز به علت لزوم تغییر در فرهنگ عمومی، مستلزم زمان است. در این مورد برخلاف مورد قبلی، عمده هزینه‌سازی از طریق تحرکات پنهان و پیدا و کار روی افکار عمومی و فضای سیاسی جامعه صورت می‌گیرد.
ج ـ سومین خصیصه جامعه با رویکرد صحیح حزبی، نفوذ حرف مردم از طریق احزاب است، در حالی که در جامعه توسعه‌نیافته مردم توانایی تأثیرگذاری مستقیم در امور را ندارند و شهروندان به درجه 1 و درجه 2 تقسیم می‌شوند. لذا در طول چنین فرآیندی مردم باید توانایی تأثیرگذاری مستقیم در امور را پیدا کنند و نیز شهروندان از حقوق یکسانی بهره‌مند شوند. واضح است که در این صورت قبل از هر کس شهروندان درجه 1 که از رانت‌های مختلف اجتماعی و اقتصادی بهره می‌برند در برابر این تحول مقاومت نشان می‌دهند.
پس در این صورت نهادی با کارکرد پارلمان باید با دفاع از حقوق اکثریت جامعه (شهروندان درجه 2) با وضع و اصلاح قوانین لازم، از مقاومت‌ها بکاهد و راه را برای این توسعه هموارتر کند. این امر در غالب موارد موجب ایجاد چالش میان اجزای مختلف حکومت می‌شود که می‌تواند خطرناک باشد (مراجعه شود به بخش اول همین بحث). ولی در قانون اساسی‌های بسیاری از کشورها از جمله ایران راه‌حل‌های مسالمت‌آمیزی برای اینگونه اختلافات میان این بخش‌ها پیش‌بینی شده است اما در حال حاضر نه این قسمت از بحث در مورد شرایط فعلی ایران صدق می‌کند و نه آن پیش‌بینی‌های قانون اساسی کارگر است.
به هر حال این کشمکش‌ها میان ارکان اساسی حکومت هزینه‌های بسیاری صرف می‌کند. مقصود از هزینه صرف منابع مختلف و توانایی بهره‌وری است که موجب عقب ‌افتادن کشور در عرصه‌های مختلف می‌شود.
د ـ یکی دیگر از خصوصیات جامعه حزبی شفافیت مواضع افراد و گروه‌هاست که در مقابل در جوامع غیرحزبی عدم شفافیت مواضع، همچنین وجود تشکل‌های بدون شناسنامه، با حضور مقطعی برخی گروه‌ها در عرصه و نهایتاً باندبازی وجود دارد.
مهمترین مخالفان شفافیت مواضع گروه‌ها و شناسنامه‌دار شدن احزاب یکی گروه‌های وابسته به عوامل مطرود از جامعه و یا بیگانگان هستند و یا افرادی که بنا به شرایط، هر زمان یک تشخیص در شناسایی مصادیق منافع ملی دارند و هر روز موضع جدیدی از خود اعلام می‌کنند و یا بعضی باندها که با وابستگی مخفیانه به برخی محافل قدرت درون حکومت در جریانات اساسی کشور نقش بازی می‌کنند.
تجربه نشان داده که این دسته از مخالفان عمدتاً از دست‌ها و عوامل پنهان خود برای هزینه‌سازی و مقاومت استفاده می‌کنند (مثلاً خود باندها)، که در صورت شفاف بودن مواضع و نیز شناسنامه‌دار شدن، عملاً از بهره این دست‌های پنهان بی‌نصیب می‌مانند. البته حکومت هم می‌تواند با سیاست‌های تشویقی و تنبیهی خاصی گروه‌ها را تشویق به معرفی خود و اصطلاحاً شناسنامه‌دار شدن کند. از طرف دیگر در صورت افزایش تأثیرگذاری مردم در امور مختلف، این گروه‌ها به دلیل نیاز به پایگاه مردمی به مرور زمان مجبور به شفاف کردن مواضع خود می‌شوند.
هـ ـ از دیگر مشخصات جامعه‌ای که در آن رویکرد صحیح احزاب جا افتاده باشد این است که سانسور خبری عملاً ناممکن می‌شود که این امر خود باعث دقت در تصمیم‌گیری‌ها و عملکرد در سطوح مختلف مدیریتی و اجرایی است، در حالی که در جوامع غیرحزبی به علت پنهان ماندن اخبار از دید مردم و نیز عدم پاسخگویی حکمرانان، دستگاههای حکومتی غالباً دچار فساد اداری و تشکیلاتی می‌شوند و نیز شایسته‌سالاری عملاً از بین می‌رود و غالب افراد از طریق وابستگی وارد بخش حکومتی می‌شوند و در بهترین حالت مدتی زمان لازم است تا به کار آشنا شوند.
بنابراین قاعدتاً در این بخش عمده مخالفان یا کسانی هستند که در دستگاه تحت امر خود جلوی فساد را نگرفته‌اند، یا از موقعیتشان در حکومت سوءاستفاده کرده‌اند و یا از طریق رابطه و وابستگی وارد سیستم حکومتی شده‌اند و روند امور را از روال آن خارج کرده‌اند و احیاناً خساراتی وارد آورده‌اند.
و ـ خصوصیت دیگر جامعه توسعه‌یافته مسئولیت‌پذیری افراد و گروه‌ها در قبال سخنان و مواضع است، که قطعاً به نفع شایعه‌پراکنان (3) و نیز کسانی که هر روز موضعشان تغییر می‌کند نیست و آنها را به واکنش و هزینه‌سازی می‌کشاند. هزینه‌سازی این دسته هم عمدتاً از همان طریق شایعه‌پراکنی است و یا تفاسیر غریب و دور از ذهن از حوادث و وقایع و حتی باورها و اعتقادات مردم که با توجه به پایگاه اجتماعی ادیان می‌تواند موجب مستمسک قرار دادن دین برای اهداف مشروع و نامشروع شود. واضح است که رفتار اینچنینی در قدم‌های بعد به بن‌بست می‌انجامد و عملاً وجهه دین را خراب می‌کند، چون فاقد دوراندیشی لازم است؛ و دقیقاً به همین دلیل یک استراتژی یکبار مصرف است و پس از پایان کاربرد خود ضربه‌ای جبران‌ناپذیر به پایگاه اجتماعی ادیان وارد می‌کند.
زـ دیگر مشخصه جامعه حزبی وجود فضای مناسب و سالم برای تضارب آرا به جای برخورد میان افراد است. پیداست عموم کسانی که در عرصه‌های فیزیکی که عموماً در آنها منطق کاربردی ندارد پیروز هستند، با ایجاد چنین فضایی مخالفند. همچنین کسانی که عقاید و نظراتشان از منطق قوی و یا پشتوانه مردمی برخوردار نیست در فضای سالم تضارب آرا توفیق چندانی بدست نمی‌آورند و لذا سعی در جلوگیری از ایجاد فضای سالم و یا حتی ناسالم کردن فضا می‌کنند. پس در سیر این تحول باید منتظر برهم خوردن نظم طبیعی و ایجاد برخی امواج و تنش‌ها در جامعه بود.
ح ـ در نهایت به وجود احزاب به عنوان نیروی فکری منتقد حکومت اشاره می‌کنم که خود موجب تصمیم‌گیری و عملکرد بهتر ارکان حکومت (خاصه دولت) در موارد مختلف است و همچنین امکان ارائه یک سیستم فکری منسجم و استراتژی مدرن را می‌دهد، چرا که باعث می‌شود که تصمیمات با پشتوانه قوی فکری اتخاذ می‌شوند. پس چنانچه حکومت برای فعالیت‌های مختلف خود توجیه لازم و کافی (اعم از سیاسی و اقتصادی) نداشته باشد، با به وجود آمدن و یا تأثیرگذاری چنین نهادهایی مخالفت می‌کند و با مقاومت خود بر هزینه‌ها می‌افزاید. البته همچنان که در ابتدای این بخش اشاره شد، کلیه تغییرات اشاره شده تدریجی هستند و لذا برای آنها می‌توان حالات میانه (دوران گذار) در نظر گرفت، مثلاً در مورد کشور خودمان ایران می‌توان به کارکرد سیاسی گروه‌های صنفی (دفتر تحکیم،...) و نیز نقش مؤثر و حساس مطبوعات (که بعضاً هزینه‌های زیادی نیز می‌پردازند) اشاره کرد، که هر یک تأییدی است بر این مطلب که کشورمان هم‌اکنون در حالی ط کردن دوران گذار است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات