بنا بر اظهارات کارشناسان قیمتهای بیسابقه نفت و گاز بویژه در آمریکا سبب شده است تامین نیاز بازار با تولیدات فعلی جوابگو نباشد و همین مساله باعث شده که آمریکا و دیگر کشورهای پرمصرف پس از کشف ذخایر جدید و غنی انرژی در قاره سیاه، به منظور کاهش قیمت از طریق افزایش تولید این محصول در آفریقا توجه ویژهای به این قاره پیدا کنند. نیاز شدید جهان به انرژی باعث شده است آفریقا به تدریج به عنوان عنصری فعال در بخش نفت جهان روزبهروز مطرحتر شود و مورد توجه بازار جهانی قرار بگیرد. طبق آمار منتشر شده، تولید نفت آفریقا در سال 2004 به 9 میلیون و 260 هزار بشکه معادل 4/11 درصد تولید جهانی نفت رسید؛ در حالی که در سال 1989 میزان تولید نفت آفریقا تنها 9 درصد تولید جهانی بود. آفریقا علاوه بر افزایش سهمی که در بازار نفت جهان داشته، اهتمام جدیدی از سوی کشورهای بزرگ واردکننده، از جمله آمریکا و چین که هر دو نگران تامین انرژی آینده خود هستند را نیز متوجه خود کرده است.
آیا آفریقا میتواند جایگزین خاورمیانه شود؟
بزرگترین تولیدکننده نفت در قاره آفریقا نیجریه است که در نظر دارد تا پایان دهه کنونی سطح تولید خود را به حداکثر برساند که در صورت اجرای این طرح فقط تا سال 2025 میلادی ذخیره نفتی خواهد داشت. در نتیجه از آنجا که ذخایر موجود در کشورهای غیرخاورمیانهای سریعتر از ذخایر موجود در خاورمیانه تخلیه میشوند، نسبت ذخیره به تولید در آنها که شاخصی برای طول عمر مفید ذخایر با نسبت سطح تولید به شمار میرود، از کشورهای خاورمیانه کمتر میشود. به عبارت دقیقتر پژوهشها نشان میدهد که کشورهای غیراوپکی حداکثر تا 20 سال آینده ذخیره نفتی دارند، در حالی که اگر خاورمیانه با سطح کنونی تولید خود ادامه دهد، دستکم 80 سال ذخیره نفتی دارد. بنابراین اگر تولید نفت در همین سطح باقی بماند، در کمتر از 2 دهه آینده کشورهایی مانند روسیه، مکزیک، آمریکا، نروژ، چین و برزیل که با تولید نفت بخشی از نیاز بازار جهانی نفت را تامین میکنند به مصرفکننده صرف تبدیل میشوند، در آن هنگام کشورهای خاورمیانه که سهم اعظم ذخایر نفتی جهان را در خود جای دادهاند دوباره مهره اصلی نفت جهان میشوند و به همین علت تلاش آمریکا برای کاهش وابستگی انرژی به تولیدات خاورمیانه بینتیجه میماند و مجددا خاورمیانه در کانون بازار جهانی انرژی قرار میگیرد.
مکانی خطرناک برای رقابت شرکتهای بزرگ
یکی از پیچیدهترین مشکلاتی که شرکتهای بزرگ بینالمللی فعال در صنایع نفت و گاز جهان با آن روبهرو هستند، حفظ جایگاه و اعتبار جهانی و در همین حال پیروزی در رقابتهایی است که در میان شرکتهای فعال در این حوزه صورت میگیرد. شرکت توتال یکی از معروفترین و در عین حال از معتبرترین شرکتهای فعال در این حوزه است که با شدیدتر شدن رقابت شرکتهای چینی و آمریکایی با خود جبهه جدیدی را برای مبارزه و شکست رقبای خود انتخاب کرده است: آفریقا.
هر چند توتال برای افزایش میزان تولید خود و همچنین برتری یافتن بر رقبایش به منابع نفتی آفریقا چشم دوخته است، ولی مساله این است که تنشهای داخلی قاره آفریقا و مشکلات اجتماعی آن خطراتی را نیز متوجه این شرکت میکند. منابع نفتی آفریقا مانع از کاهش تولید نفت توتال میشود و همچنین عامل برتری یافتن این شرکت بر رقبایش است، ولی این شرکت فرانسوی باید برای تحقق این هدف روی روابط طولانیمدت با بازیگران اصلی منطقه برای غلبه کردن بر خطرات سیاسی در قارهای که توسط جنگها و تنشهای داخلی تکهتکه شده تکیه کند.
تلاشهای توتال در آفریقا که در حدود یکسوم نفت تولیدی این شرکت را تامین میکند، نشانه دیگری از آن است که چطور شرکتهای نفتی باید برای ایمن کردن ذخایر نفتی و تجدید حوزههای نفتی تهی شده به جستجو و اکتشاف منابع جدید بپردازند. این شرکت پس از کاهش 3/5 درصدی میزان تولید نفت و گاز خود در سال 2006 هماکنون امیدوار است که در سال جاری میلادی در میان بزرگترین رقبا و با تکیه به نفت آفریقا بیشترین افزایش تولید نفت را به خود اختصاص دهد. به همین منظور، توتال به طور میانگین افزایش تولید سالانه 5 درصد را برای سالهای 2006 تا 2010 هدفگیری کرده که برای تحقق آن باید 3 میلیون بشکه به میزان تولید کلی این شرکت بیفزاید. در همین خصوص «ژان پرایوی» رئیس کمپانی اکتشاف و تولید توتال در آفریقا میگوید: این انتظار میرود که آفریقا بتواند در حدود دوسوم این میزان را تولید کند و خیلی زود جایگزین حوزههای نفتی روبه زوال این شرکت در اروپا به عنوان منطقه اصلی تولید توتال شود. معذالک تحلیلگران هشدار میدهند که توتال در برابر خطرات سیاسی، افزایش شدید قیمت و رقابت از سوی شرکتهای آمریکایی و چینی که میتوانند مانع از تحقق جاهطلبیهای این شرکت در آفریقا شوند، ایمن نیست.
میدانی برای رقابت چین و آمریکا
همانطور که درخواستهای جهانی برای انرژی روزبهروز افزایش مییابد، بازیگران اصلی و بزرگ در این زمینه مثل ایالات متحده آمریکا، اتحادیه اروپایی و ژاپن با رقیب جدیدی به نام چین مواجه شدهاند که در تلاش برای تامین انرژی خود در طولانیمدت است. چین با افزایش 7/10 درصدی تولید ناخالص ملی خود قصد دارد منابعی را که برای حفظ رشد اقتصادی خود به آن نیاز دارد به دست آورد و به همین منظور چشم به منابع نفت و سایر موادخام موردنیاز خود در آفریقا دوخته که سایر کشورهای دنیا به علت چالشهای موجود آن و خطراتش در گذشته کمتر به آن توجه میکردند. تقاضای حریصانه چین برای انرژی به منظور رشد اقتصاد خود سبب شده تا این کشور در جستجوی نفت از کشورهای آفریقایی از قبیل سودان، چاد، نیجریه، آنگولا، الجزایر، گابن، گینه استوایی و جمهوری کنگو برآید. براساس اظهارات مقامات اطلاعات انرژی آمریکا، چین در 4 سال گذشته مسوول افزایش 40 درصدی تقاضای جهانی برای نفت بوده است. این کشور در سال 2003 از ژاپن به عنوان دومین مصرفکننده بزرگ نفت جهان بعد از آمریکا، پیشی گرفت. منابع رسمی چین میگویند که در 10 ماه اول سال 2005 شرکتهای چینی رقمی در حدود 175 میلیون دلار در کشورهای آفریقایی برای طرحهای اکتشاف نفت و تاسیسات زیربنایی سرمایهگذاری کردهاند. در تاریخ 9 ژانویه همان سال (2005) کمپانی نفتی دولتی چین ICNOOC اعلام کرد که 45 درصد از سهام میادین نفتی دریایی نیجریه را به قیمت 27/2 میلیارد دلار میخرد. چین هماکنون حضور قابل توجه و مهمی در بسیاری از کشورهای آفریقایی مخصوصا سودان دارد. چین 64 درصد از صادرات نفتی سودان را میخرد. بنا بر اظهارات خانم الیزابت اکونومی مدیر مرکز مطالعات آسیا در شورای روابط خارجی آمریکا چین عمیقا با استخراج منابع نفتی آفریقا آمیخته است.
اقتصاد رو به رشد چین که به طور میانگین در طول 2 دهه گذشته هر سال 9 درصد رشد داشته نیاز به منابع عظیم طبیعی برای نگاه داشتن سرعت رشد خود دارد. تا سال 2045 طبق برنامهریزیهای انجام شده چین برای تامین 45 درصد از نیازهای انرژی خود به واردات وابسته خواهد شد. کارشناسان میگویند که این کشور برای تامین انرژی موردنیاز خود احتیاج به تهیه نفت ارزانقیمت از آفریقا یا خاورمیانه دارد، اما بعد از حملات تروریستی 11 سپتامبر و ناآرامیهای پس از آن در خاورمیانه، چین به گونهای فعال تلاش به متنوع کردن منابع نفت موردنیاز خود کرده است. کارشناسان میگویند که چین راهبرد نفت در برابر کمک را اتخاذ کرده که به افزایش تامین نفت چین از کشورهای آفریقایی منجر شده است. حضور گسترده چین در آفریقا سبب بروز نگرانیهای شدیدی برای آمریکا شده است. این نگرانی از آنجایی حائز اهمیت است که در هفته گذشته دفتر فرماندهی ارتش ایالات متحده آمریکا با انتشار بیانیهای اعلام کرد آمریکا قصد دارد از طریق احداث یک مقر فرماندهی جدید در این قاره به کشورهای غرب این قاره برای محافظت از تاسیسات نفتی و تولید نفتشان علیه شورشیان یا حملات تروریستی کمک کند. بنا بر بیانیه منتشر شده از سوی پنتاگون، آمریکا قصد دارد به کشورهایی مثل نیجریه ـ که پنجمین تولیدکننده بزرگ نفت است ـ کمک کند تا بتواند توانایی ارتش خود را برای خنثی کردن حملات تروریستی شبهنظامیان که در سال گذشته به متوقف شدن تولید 600 هزار بشکه نفت خام این کشور منجر شد، افزایش دهد.
هرچند سیاستمداران و نظامیان عالیرتبه آمریکایی هدف از حضور ارتش آمریکا در قاره آفریقا را جلوگیری از نفوذ عمیقتر القاعده و دیگر سازمانهای تروریستی به قاره آفریقا اعلام کردهاند ولی برخی کشورهای آفریقایی از این مساله نگران هستند که انگیزه واقعی آمریکا برخلاف آنچه محافظت از تاسیسات نفتی اعلام میشود تلاش برای ایجاد مستعمرهای جدید در منطقه از طریق حضور نظامی باشد. خانم ترساولان، از مقامات عالیرتبه پنتاگون و از دستاندرکاران برنامهریزی برای دفتر جدید پنتاگون در آفریقا با رد این نگرانیها میگوید: آفریقا تا پیش از این برای آمریکا از اولویت برخودار نبوده ولی حالا ما نیاز داریم که آن را در اولویت قرار دهیم و از تاسیسات نفتی در این منطقه در برابر حملات تروریستها و گروههای شورشی محافظت کنیم.
رایان هنری، معاون سیاسی وزیر دفاع آمریکا نیز با تاکید بر این که ماموریت اصلی این مرکز فرماندهی در زمینه همکاری امنیتی و ایجاد قابلیتهای همکاری خواهد بود، خاطرنشان کرده که ماموریت AFRICOM همکاریهای امنیتی و ایجاد مشارکتهای امنیتی است نه حضور در جنگ ولی به باور بسیاری از کارشناسان مسائل بینالمللی هدف آمریکا از حضور در آفریقا مقابله با نفوذ سیاسی، اقتصادی و نظامی این کشور در این قاره است و استفاده از عباراتی مانند مبارزه با تروریسم تنها سرپوشی برای پنهان کردن نیات واقعی آمریکاست. گفتنی است براساس آماری که دپارتمان انرژی آمریکا منتشر کرده است، قاره آفریقا در فوریه گذشته روزانه 24 درصد نفت خام وارداتی آمریکا را تامین کرده در حالی که میزان نفت وارد شده به آمریکا از خاورمیانه تنها 6/18 درصد بوده است.
تولیدکنندگان اصلی نفت در آفریقا
نیجریه: نیجریه از اعضای اوپک و بزرگترین تولیدکننده نفت در آفریقا و همچنین یازدهمین تولیدکننده بزرگ نفت در جهان است. این کشور از تهیهکنندگان عمده نفت برای اروپای غربی و ایالات متحده آمریکاست. نیجریه روزانه 5/2 میلیون بشکه نفت تولید میکند. ذخایر نفتی تایید شده این کشور در حدود 2/35 میلیارد بشکه نفت است که دولت نیجریه قصد دارد تا سال 2010 آن را به 40 میلیارد بشکه گسترش دهد. اقتصاد نیجریه بشدت وابسته به درآمدهای نفتی است که در حدود 80 درصد از عایدات دولت تشکیل میدهد. با وجود منابع ثروت در این کشور بیش از 70 درصد جمعیت این کشور در فقر زندگی میکنند.
آنگولا: آنگولا پس از نیجریه دومین تولیدکننده بزرگ نفت در آفریقاست که انتظار میرود میزان تولید نفت آن تا سال 2008 به 2 میلیون بشکه در روز برسد. آنگولا همچنین میادین گازی دریایی مهمی دارد. صنایع نفت و گاز این کشور از سال 2003 نزدیک به 20 میلیارد دلار سرمایهگذاری خارجی را جذب کردهاند. اقتصاد آنگولاییها نیز بشدت به بخش نفتی آن وابسته است که در حدود 40 درصد تولید ناخالص ملی و 90 درصد عایدات دولت را تشکیل میدهد. بنا بر گزارش بانک جهانی نیمی از میزان واردات نفت چین در سال 2005 از طریق این کشور صورت گرفته است.
سودان: تولید نفت سودانیها و صادرات نفت خام سبک و شیرین آنها که آسانترین نفت برای پالایش و مورد علاقه بیشتر کشورهاست در طول سالهای اخیر با وجود جنگهای داخلی و افزایش ناآرامیها در دارفور بسرعت افزایش مییابد و در سال 2005 به رقم 500 هزار بشکه در روز رسید. ذخایر نفتی تایید شده این کشور 563 میلیون بشکه نفت اعلام شده که درگیریها در این کشور دسترسی به ذخایر نفتی احتمالی را غیرممکن کرده است. سودان یکی از فقیرترین کشورهای جهان است.
گینهبیسائو: تخمین زده میشود که مجموع ذخایر نفتی تایید شده این کشور کوچک آفریقایی در حدود 28/1 میلیارد بشکه نفت باشد. تولید میانگین روزانه نفت این کشور در سال 2004 به 371700 بشکه در روز رسید. در سال 2003 نزدیک 90 درصد از مجموع صادرات این کشور را نفت تشکیل داد. در اکتبر 2004 گینهبیسائو از ترس این که افزایش درآمدهای نفتی میتواند اقتصاد این کشور را بیثبات کند به کمپانیهای نفتی مشغول فعالیت در این کشور گفت که سقف تولید روزانه نفت در این کشور را در حد 350000 بشکه در روز نگاه دارند.
گابن: منابع نفتی تایید شده در این کشور 5/2 میلیارد بشکه است و روزانه در حدود 230000 بشکه تولید نفت دارد. این رقم در مقایسه با زمان اوج تولید نفت در این کشور در سال 1997 نزدیک به 37 درصد کاهش تولید را نشان میدهد. صادرات نفت خام تقریبا 60 درصد از بودجه دولتی و بیش از 40 درصد رشد ناخالص ملی را تشکیل میدهد.
جمهوری کنگو: این کشور پنجمین تولیدکننده بزرگ نفت در آفریقاست و ذخایر نفتی تایید شده آن 5/1 میلیارد بشکه نفت است. میانگین روزانه تولید نفت جمهوری کنگو در سال 2004 در حدود 235000 بشکه بود. در سال 2005 صادرات نفت 80 درصد از درآمدهای دولت و نزدیک به 90 درصد از صادرات کلی این کشور را تشکیل داد.
نقش خاورمیانه در صادرات انرژی
منطقه خاورمیانه و منطقه شمال آفریقا حدود 63 درصد از ذخایر اثبات شده نفت جهان را در خود جای دادهاند. همچنین 37درصد از منابع گاز دنیا در این منطقه قرار دارد. در سال 2001 منطقه خلیجفارس به تنهایی بیش از 28 درصد ظرفیت تولید نفت جهان را به خود اختصاص داده بود. در همین سال منطقه خلیجفارس به همراه منطقه شمال آفریقا 34 درصد ظرفیت تولید نفت جهان را در اختیار داشتند. این میزان ذخایر نفتی و هزینههای نسبتا پایین تولید آن ثابت میکند که منطقههای خاورمیانه و شمال آفریقا دستکم تا سال 2015 ظرفیت بسیار بالایی در تولید نفت خواهند داشت.
آژانس اطلاعات انرژی ایالات متحده آمریکا (EIA) برآورد میکند که تا سال 2015، عربستان سعودی به افزایش ظرفیت تولیدی برابر 2/4 میلیون بشکه در روز دست خواهد یافت. در این مدت افزایش ظرفیت تولید نفت عراق 6/1 میلیون بشکه در روز، کویت 3/1میلیون بشکه در روز و امارات متحده عربی 2/1 میلیون بشکه در روز خواهد بود. روی هم رفته این چهار کشور 3/8 میلیون بشکه از 9/17 میلیون بشکه در روز، ظرفیت اضافی تولید نفت موردنیاز جهان را به خود اختصاص خواهند داد. آژانس بینالمللی انرژی (IEA) برآوردهایی انجام داده است که دوره زمانی طولانیتری را در مقایسه با برآوردهای آژانس اطلاعات انرژی آمریکا زیر پوشش قرار میدهد. آژانس بینالمللی انرژی پیشبینی میکند که کل تولید متعارف و نامتعارف نفت از 77 میلیون بشکه در روز در سال 2002 به 3/121 میلیون بشکه در روز در سال 2030 افزایش خواهد یافت. به بیان دیگر، در مدت 28 سال، نزدیک به 3/44 میلیون بشکه بر کل تولید نفت در جهان افزوده خواهد شد که منطقه خاورمیانه 7/30 میلیون بشکه در روز (69درصد) کل افزایش تولید روزانه نفت را به خود اختصاص خواهد داد. آژانس بینالمللی انرژی همچنین برآورد میکند که میزان وابستگی جهان به نفت خاورمیانه پس از سال 2010 افزایش خواهد یافت، زیرا تا آن هنگام ذخایر نفت در حوزههای نفتی دیگر تمام شده است و ذخایر جدیدتری در آنها کشف نخواهد شد. همچنین بر اساس برآورد آژانس بینالمللی انرژی 29 میلیون بشکه (94درصد) از کل 31 میلیون بشکه در روز افزایش تولید منطقه خاورمیانه، به کشورهای خاورمیانهای عضو سازمان اوپک تعلق خواهد داشت.
در سال 2001، کشورهای صنعتی روزانه 1/16 میلیون بشکه نفت از تولیدکنندگان نفت عضو اوپک وارد کردند. از این میزان روزانه 7/9 میلیون بشکه به کشورهای منطقه خلیجفارس تعلق داشت. صدور نفت به کشورهای صنعتی تقریباً 65 درصد از کل صادرات نفت اوپک و 58 درصد از کل صادرات کشورهای منطقه خلیجفارس را تشکیل میداد. پیشبینی میشود تا پایان سال 2025 صادرات نفت اوپک به کشورهای صنعتی به روزانه 5/11 میلیون بشکه برسد که بمراتب از میزان صادرات نفت کشورهای اوپک به کشورهای صنعتی جهان در سال 2001 بیشتر است. پیشبینی میشود که بیش از نیمی از این افزایش را کشورهای منطقه خلیجفارس تامین کنند. به رغم این افزایش عمده، میزان کل نفت صادراتی به کشورهای صنعتی در سال 2025 حدود 9 درصد کمتر از این میزان در سال 2001 پیشبینی شده است.