حجتالاسلام والمسلمین جناب آقای کروبی
رئیس محترم مجلس شورای اسلامی
سلامعلیکم
امروز نطق جنابعالی در مجلس را در جراید خواندم و بر خود لازم دیدم که توضیحات زیر را به حضور شما، روحانیون اصلاحطلب، عالمان منصف و رها از بند ثروت و قدرت و همه مردم آگاه و فهیم ایران عرضه دارم.
اینجانب در سخنرانی همدان، نه درصدد نفی ضرورت وجود دینشناسان، عالمان، مراجع و مجتهدان بودهام و نه اصل عقلی رجوع غیرمتخصص به متخصص در همه حوزهها و از جمله حوزه عمل به احکام شرعیه فرعیه را منکر شدهام چرا که خود، در مسائل شرعی به مرجع تقلید، آیتالله منتظری مراجعه میکنم. آنچه که تحت عنوان «دکتر شریعتی و پروژه پروتستانتیسم اسلامی» و در مقام تبیین اندیشههای آن متفکر بزرگ ایراد کردهام چیزی جز تفکیک سه قرائت سنتگرا، بنیادگرا و نوگرا نسبت به اسلام در میان مسلمانان جامعه ایرانی نبوده است.
هرچند که گروه فشار با جنجالآفرینی و فحاشی مانع تکمیل آن شد و نگذاشت، سومین قرائت نوگرا، ترقیخواه و اصلاحطلب را نیز شرح و تبیین کنم و سخنرانی ناتمام به پایان رسید اما در همین گفتار ناقص نیز تصریح کردهام که: «ما امروز برخلاف آن روز که شریعتی و نوگرایان دینی و مصلحان اجتماعی از روحانی و غیرروحانی، از عالم دینی تا عالم دانشگاهی همه تلاش میکردند، از طالقانی تا مهندس بازرگان، شهید بهشتی و شهید مطهری و در رأس همه آنها رهبر بزرگ انقلاب اسلامی، امام خمینی، همه اینها تلاش میکردند که به آن در روحانیت سنتگرا، عامیانه و عوامزده بگویند که نه آقا اسلام با زندگی ارتباط دارد، دین در مورد جامعه و سیاست بیتفاوت نیست...».
همچنانکه، آشوبطلبان در نقطهای سخنرانی اینجانب را قطع کردند که با بیان عبارات زیر قصد ورود به توضیح سومین قرائت از اسلام و دیدگاه مراجع و مجتهدان نوگرا و متوجه به عنصر زمان و مکان را داشتم:
«متأسفانه گاهی کار تصلب و تحجر به جایی میرسد که در این نهاد سنتی، اگر یک مجتهد و مرجع تقلید بیاید فتوایی بدهد متفاوت با فتوای بقیه، مورد هجوم واقع میشود، شما دیدید آیتالله صانعی را، آقا مگر خودتان نمیگوئید مجتهد آزاد است. کسی که اجتهاد میکند، فتوا میدهد، یعنی اینکه متون را همه بررسی کرده و بعد میگوید این حکم خداست و من به عنوان فتوا اعلام میکنم مرجع تقلیدی پیدا میشود و میگوید من اجتهاد کردهام و به این نتیجه رسیدهام که برخلاف آنچه علمای دیگر گفتهاند دیه زن با مرد مساوی است.
آنوقت میبینی که همین آقا را مورد هجوم قرار میدهند. کی گفته فتوای شما اسلام است و فتوای این یکی اسلام نیست، آن فتواست و این هم فتوا است. چرا شما آن را به عنوان اسلام میپذیرید و این را به عنوان غیراسلام مورد هجوم قرار میدهید.»
در اینجا بود که یکی از افراد همان گروه فشار برخاست و فریاد کشید که این فتوا ضد قرآن است و برغم تذکر مکرر من، که این فتوای یک مرجع تقلید است چگونه میگوئید ضد قرآن است، به جنجال ادامه داد و جلسه را به تعطیلی کشاندند. آنان آمده بودند که مأموریتشان را اجرا کنند. آنچه را اینجانب تقلید خوانده و رد کردم، رابطه مراد و مریدی در حوزه معرفت دینی و تقلید کورکورانه از پیشوایان مذهبی بوده است. یعنی همان چیزی که قرآن کریم هم، امت یهود را به سبب آن سرزنش کرده است: «اتخذوا احبارهم و رهبانهم ارباباً من دون الله».
متأسفانه فضای تبلیغاتی و جو سنگینی که در هفته جاری از سوی محافلی که اینک برای اکثریت جامعه ما شناخته شدهاند، به راه افتاد مانع از آن شده است که به همه حقیقت، عنایت شود. محفلنشینان، نیمی از حقیقت را، آنهم با بهکارگیری همه فنون قلب و جعل میگویند و میدانیم که بیان نیم حقیقت، خیانت به حقیقت است.
حضرت آقای کروبی!
گمان نمیکنم نقد برداشتهایی از اسلام، به معنای نفی اسلام باشد و نفی روحانیت سنتگرای پیش از انقلاب و روحانیت اقتدارگرا و توجیهکننده استبداد که اکنون شما و مردم با آن مواجهاید، به مفهوم نفی روحانیت و مرجعیت علوی، روشنبین، عالم به زمان و مردمگرا باشد. سوابق شما و امثال شما گواه همین باور است. حضرتعالی بهتر از اینجانب میدانید که امام خمینی، خود و روحانیان آزاداندیش و مبارز هوادارش پیش از انقلاب، از آن روحانیت سنتگرا چهها که نکشیدند، واقعیتی که اکنون بخشی از آثارش را میتوان در مجموعه میراث نوشتاری و گفتاری امام خمینی (صحیفه نور و...) یافت.
شما در نطقتان خواستهاید که دوران اولیه انقلاب سر به مهر بماند و من هم میگذارم برای وقتی دیگر. اما جنابعالی، خوب میدانید که غوغاهای سازمانیافته اخیر نه با هدف دفاع از مرجعیت و روحانیت، که به منظور پیشبرد مقاصد سیاسی خاصی به راه افتاده است. اینگونه فضاسازیها البته در تاریخ اسلام و ایران کم نیست. وقتی که پیشوایان بزرگ ما، امام علی(ع) و امام حسین(ع) خود قربانی چنین تبلیغاتی در عصر خویش بودهاند و هنگامی که امام خمینی در روزگار گذشته و آیتالله منتظری در روزگار کنونی، آماج آنهمه ناسزاها، هتاکیها و حمله و هجومهای تبلیغاتی سیاسی بودهاند، معلمی ساده همچون بنده، چه انتظاری بیشتر میتوانم داشت.
اما، پس از لطف خداوند، مطمئن و امیدوار به آنم که خوشبختانه، امروز چنان سازماندهی و بسیجهای سیاسی تبلیغاتی، دیگر نمیتواند آگاهی و شعور مردم را به بازی بگیرد. همگان شاهد بودهاند که در هفته جاری به رغم استفاده از همه امکانات و ابزارها، نتوانستهاند مراجع بینیاز و رهیده از بند ثروت و قدرت، علما و روحانیون آگاه و آزاداندیش و متن ملت را به خدمت اغراض خویش درآورند و جز گروهی بسیار اندک، دعوت آنان را لبیک نگفت زیرا که اکنون جامعه ما به خوبی دریافته است که اینان در دعوی خود نمیتوانند صادق باشند وگرنه در سالهای گذشته مراجع و روحانیون مستقل و آزاده را تحت فشار و آزار قرار نمیدادند.
جناب آقای کروبی!
من که نخواستهام عناوینی چون حجتالاسلام را از شما یا دیگران بگیرم و نه اعتقادی به طرح دوقطبی کاذب روشنفکر - روحانی دارم. این همان طرحی است که استبدادگرایان دینی در جامعه ما دنبال میکنند. همه به خوبی میدانیم که امام خمینی در سیره و سنت خویش چندین پرونده را مختومه کرد: پرونده منازعه مکلا - معمم، حوزوی - دانشگاهی، شیعه - سنی و من هرگز نخواستهام به چنین جنگهای زرگری دامن بزنم اما باید به یاد داشت کسانی در سالهای اخیر برخلاف سیره امام به دوقطبی روشنفکر - روحانی دامن زدهاند که روشنفکران را متهم به کفر و زندقه کرده و رسماً از تریبونهای عمومی اعلام کردند که نود و هشت درصد روشنفکران بیدیناند.
من تصور نمیکردم که سخنان اینجانب آنچنان سوءتفاهم برانگیزد که حتی روحانیون اصلاحطلب نیز نفی روحانیت و مرجعیت را از آن تلقی کنند. روشن است که اینجانب در نظر و عمل همیشه مدافع نقش پیشرو و سازنده عالمانی چون نائینی، مدرس، طالقانی، مطهری، بهشتی و و و، و در رأس آنان رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی بوده و خواهم بود.
آنچه من گفتهام و در هر مجمع علمی یا محکمه قضائی، آماده دفاع فکری و حقوقی از آن هستم این است که اسلام رهاییبخش و علمای نواندیش، مردمسالار و آگاه به عصر و نسل را نباید به اسلام و روحانیت سنتگرا و اقتدارگرا تقلیل داد و دکتر شریعتی نیز، همچون بسیاری از نواندیشان و اصلاحطلبان روحانی و دانشگاهی رهپوی همین راه بود.
سوءاستفاده محفل ضداصلاحات و مردمسالاری از واژهای که در طول گفتاری دو ساعته، آن هم در سیاقی فرعی و متفاوت با القائات آنان به کار رفته، نشان داد که آنها دغدغه حقیقت، اسلام و روحانیت را ندارند، چرا که خود بدینوسیله موجب شدند تا آن کلمه از سالنی بسته در تمام دنیا منتشر شود، بلکه وسوسه قدرت است که مرز و حدی نمیشناسد و به کار بردن هر وسیلهای اعم از تهمت، دروغ، فحاشی و تهدید را مباح و مشروع میگرداند.
ذکر خدا و یاد رنجها و ستمهایی که در طول تاریخ بر خاندان پیامبر و اعضای خانه کوچک زهرا، که به قول شریعتی از همه تاریخ بزرگتر است، رفته، تحمل این همه ظلم و جفا را بر من آسان میکند و همان الگوهای مقاومت، به ما آموختهاند که در برابر چنین موجهای سیاست ساختهای نشکنیم و در برابر چنان بادهای سمومی سر خم نکنیم.
من شاگرد مکتب علی، فرزند رنج و آبدیده شده در کوران مبارزه، انقلاب و جنگام و در اینجا به محفلنشینانی که طی هفته جاری از طریق بلندگوهای رسانهای و تلفنهای تهدیدآمیز و توطئهگرایانه به همسر، فرزندان، مادر و خانوادهام، کوشیدهاند تا به گمان خود مجازاتی شدیدتر از زندان و ترور را بر من تحمیل کنند اعلام میکنم که این بار نیز مکر مکاران به خود آنان باز میگردد چرا که خداوند راست گفته است که: «و لا یحیق المکر الا سیئی الی باهله.»
حضرت آقای کروبی!
این نامه، نه به معنای توبه از باورها و گفتههایم است و نه برخاسته از ترس و تسلیم به جنجالآفرینان، بلکه از آنجا که، اقتدارگرایان، کلمهای از اینجانب را وسیله هجوم به اصلاحطلبان کرده و از آن برای خود، خوراکی تبلیغاتی، هرچند موقت و بیاثر ساختهاند، اخلاق سیاسی حکم میکند و وظیفه خود میدانم که اعلام کنم اگر در کلام من سهوی رفته است که موجب آزردگی شما و مراجع و روحانیون مستقل و مردمسالار گردیده رسماً از خود انتقاد کرده و از بابت آن، از آنان و دینداران راستین عذر میخواهم.
جناب آقای کروبی!
شما با موضعگیری صریح و صادقانهای که در گذشته در حمایت از روشنفکران اتخاذ کردهاید و با رد دعاوی دروغین پارهای از روحانیون اقتدارگرا علیه روشنفکران صف خود و دیگر روحانیون اصلاحطلب و آزادیخواه را از آنان جدا کردهاید، نشان دادهاید که اظهارات اخیرتان نیز ناصحانه و مشفقانه بوده و به همین دلیل هم هست که این نامه را به حضورتان مینگارم و از این بابت، انتقاد خیرخواهانهتان را سپاسگزارم.