احمد مقیمی
بحث مذاکرات 2 کشور ایران و آمریکا بر سر مساله بحران عراق این روزها به یکی از موضوعات داغ محافل داخلی و خارجی تبدیل شده است و تحلیل و ارزیابی درباره آن همچنان ادامه دارد.
یکی از نکات قابل توجه این مذاکرات که بر اهمیت آن افزوده است، بحث تسلیم آمریکا در مقابل قدرت ایران در منطقه و ارائه درخواست کتبی واشنگتن به تهران برای گفتگو درباره بحران عراق بود، در حالی که چنین مسالهای پس از انقلاب و قطع روابط دیپلماتیک 2 کشور بیسابقه بود.
البته پیش از این در سال 2001 نمایندگان ایران و آمریکا برای تعیین وضعیت افغانستان دست به برگزاری یک سلسله نشستهایی زدند؛ اما آمریکاییها نه تنها ظرفیت بالای ایران در کمک به حل بحران افغانستان را نادیده انگاشتند، بلکه بوش در اظهاراتی عجیب و غریب در کنگره آمریکا، ایران را محور شرارت توصیف کرد.
این اقدام بوش در همان مقطع با انتقاد بسیاری از محافل علمی و دانشگاهی آمریکا مواجه شد، زیرا بسیاری از نخبگان برجسته آمریکایی نظیر برژینسکی، برنت اسکو کرافت، گراهام فولر، مارک گازیورسکی و... با آگاهی از نقش و جایگاه ایران در منطقه خواستار تجدیدنظر در رویکرد دولت بوش در قبال ایران شدند؛ اما رهبران کاخ سفید پس از حمله به افغانستان دچار توهم و خودبزرگبینی شده بودند و از این کار طفره رفتند. پس از حمله ایالات متحده به عراق و ایجاد ناامنی و بیثباتی در این کشور نیز مواضع آمریکا تا به حال چیزی شبیه مواضعش درباره افغانستان بود و بوش تلاش داشت از پذیرش قدرت ایران و درخواست کمک از او بپرهیزد؛ ولی مشکل عراق بسیار متفاوت از افغانستان بود و باعث شد رئیسجمهور آمریکا در داخل این کشور با فشار جناحهای مختلف برای حل این گرفتاری برآید، همچنین ارائه گزارش کمیته بیکر ـ همیلتون و توصیه این هیات به مسوولان آمریکایی برای تغییر رویکرد در عراق و درخواست کمک و گفتگو از همسایگان این کشور نظیر ایران و سوریه، جورج بوش را وادار کرد سر تعظیم فرود آورده برای مذاکره با ایران درخواست کتبی دهد.
تلاش پیگیر دولت آمریکا در ماههای اخیر برای مذاکره با ایران درباره بحران عراق حاکی از آن است که رهبران کاخ سفید برای رهایی از باتلاق عراق وادار شدهاند واقعیت نظام جمهوری اسلامی و نقش تاثیرگذار آن را در قبال تحولات منطقه بپذیرند.
اما پس از پذیرش درخواست آمریکا از سوی ایران، این مساله که چه مسائلی در این نشستها مورد بحث واقع میشود از اهمیت فوقالعادهای برخوردار بود؛ چرا که از یک سو ایران باید مراقب باشد در این مذاکرات دشمنیهای 27 ساله آمریکا را مدنظر داشته باشد و از خطوط قرمز انقلاب عبور نکند و همچنین متوجه باشد که آمریکا، تهران را به نوعی شریک جرم خود در عراق قلمداد نکند.
این در شرایطی بود که محافل سیاسی و رسانهای آمریکا تلاش کرده بودند با انداختن توپ در زمین ایران به افکار عمومی القا کنند که محور مذاکرات درباره نقشآفرینی ایران در بحران عراق خواهد بود. آمریکاییها با چنین شگرد تبلیغاتیای تلاش کردند محور اصلی مذاکرات را به انحراف کشانده و به سمت ایران سوق دهند.
اما در همین زمان، رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیاناتی مواضع شفاف ایران را در این مذاکرات اعلام کردند که باعث شد محافل آمریکایی در موضع انفعالی قرار گیرند و رهبران کاخ سفید متوجه این واقعیت شدند که قادر به بهرهبرداری از کارت ایران برای سرپوش نهادن بر ناکامیهایشان در عراق نخواهند بود. در عین حال دولت بوش اگرچه با تبلیغات گسترده تلاش کرد از ایران به عنوان عامل ناامنی در عراق یاد کند و بدین ترتیب تداوم اشغال این کشور را توجیه کند، اما به این مساله واقف بود که ایران برای ثبات و امنیت در عراق اهمیت فراوانی قائل است و تاکنون نیز از هیچ تلاشی برای کمک به مردم و دولت عراق خودداری نکرده است.
ایران به عنوان یک قدرت موثر منطقهای بخوبی بر این واقعیت آگاه بوده است که تداوم بحران عراق پیامدهای منطقهای غیرقابل جبرانی به همراه خواهد داشت، زیرا آمریکاییها بویژه طی یک سال اخیر تلاش کردند بحران عراق را به صحنه رویارویی مسلمانان شیعه و اهل سنت تبدیل کنند و بدین ترتیب مسلمانان را رویاروی یکدیگر قرار دهند. تداوم چنین روندی تنها به سود رژیم صهیونیستی بوده است که از آب گلآلود شده از سوی آمریکا ماهی بگیرد. از این رو یکی از اهداف عمده ایران در مذاکرات بغداد این بوده است که دولت آمریکا باید بپذیرد در چارچوب قوانین بینالمللی موظف است به وظایفش به عنوان اشغالگر در کمک به دولت عراق عمل کند.
مثلا اگر اشغالگران تنها به عنوان یکی از وظایفشان درصدد تجهیز ارتش عراق برمیآمدند و این ارتش طی 4 سال گذشته به امکانات مورد نیاز تجهیز میشد قادر به کنترل اداره امور در عراق میشد و مردم مظلوم و مسلمان عراق با کشته دادن عزیزانشان تاوان بیمسوولیتی اشغالگران را پس نمیدادند. کشتار روزانه مردم عراق و رشد تروریسم در این کشور محصول اشتباهات و عمل نکردن رهبران کاخ سفید به وظایفشان بوده است. با توجه به این واقعیت که ایران به عنوان کشور مسلمان و همسایه عراق بیش از هر کشور دیگری احساس مسوولیت کرده و با مشارکت در مذاکرات سهجانبه بغداد بار دیگر حسننیت خود را در کمک به حل بحرانهای موجود در منطقه از جمله عراق نشان داده است.