* ترکیه برابر تحولات کشورهایی چون مصر، لیبی، یمن و... نقش متفاوتی بازی کرد اما این کشور برابر تحولات سوریه به گونه ای دیگر عمل کرد، فکر می کنید چرا ترکیه در قبال تحولات سوریه به این میزان عریان وارد صحنه شده است؟
** سیاست خارجی ترکیه وارد یک دوره جدیدی در عرصه تحولات خاورمیانه و بخصوص در ارتباط با قیام ها یا اعتراض هایی که در داخل برخی از کشورها انجام می گیرد، شده است; در این بین اگر از مصر و تونس شروع کنیم به نوعی رویکردی که ترکیه نسبت به کشورهای دستخوش بحران داشته تا به سوریه که اکنون دستخوش چنین بحرانی هست، را بررسی کنیم متوجه فراز و نشیب مواضع این کشور در قبال تحولات منطقه می شویم.
اکنون در سوریه نوع نگاه ترکیه یا مواضع آن بسیار تند و سختگیرانه تر است تا نسبت به کشورهای دیگری که دستخوش بحران شده اند و به نظر می رسد که خط مشی سیاست خارجی ترکیه وارد یک مرحله یا فازی شده که به نوعی چشم انداز آینده را برای ترکیه ترسیم می کند که این چشم انداز مبتنی است بر تعریف جدیدی که ترکیه یا سیاست گذاران ترکیه از مواضع آینده یا سیاست خارجی شان در خاورمیانه ترسیم می کنند; از سال 2007 به بعد سیاست خارجی ترکیه کاملا دگرگون شد و این کشور یک سیاست فعال منطقه ای را در پیش گرفت که طراحانی چون احمد داوود اغلو وزیر امور خارجه ترکیه به آن سیاست ها سامان دوباره ای داد. اکنون سیاست خارجی این کشور در مسیر درگیرانه، پرتحرک، فعال و در جهت گسترش و نقش نفوذ منطقه ترکیه حرکت می کند.
در این راستا ترکیه موفق شد، که بتواند هم در مسیر ارتباط، تقویت روابط اقتصادی و سیاسی با دولت ها حرکت کند و هم به شکلی نوع نگاهی به خواست ملت ها ازجمله در ارتباط با فلسطین داشته باشد اما در یک سال اخیر شیوه یا روند تحولات در خاورمیانه سمت و سویی پیدا کرد که سیاست خارجی ترکیه را دستخوش تغییر کرد; یعنی همان تئوری ها و نظریات کسانی مانند داوود اغلو در ارتباط با فعال شدن سیاست خارجی ترکیه مانند تئوری مشهور تنش صفر با همسایگان، اکنون یک معیار یا مقیاس دیگری پیدا کرده و ترکیه از آن تئوری سازی هایی که خود در ارتباط با همسایگان مطرح می کرد، به دوره گذار رسیده است و به نظر می رسد که یک دوره جدید در تنش ترکیه با همسایگان ایجاد شده است(اینجا منظور تنش بیشتر با کشور سوریه است).
مقام های سوریه نسبت به نگرش سیاست خارجی یا مواضع آمریکا نسبت به تحولات این کشور شوکه شدند زیرا در شرایطی ترکیه یا مقام های ترکیه نسبت به تحولات سوریه موضع بسیار سختگیرانه و عریانی در مخالفت با بشار اسد گرفتند که روابط ترکیه و سوریه در سال های اخیر به سمت مرحله راهبردی حرکت کرده بود.
* چه عواملی نقش داشت که ترکیه اینگونه وارد مرحله نوینی از سیاست خارجی خود شود یا تعریف جدیدی از سیاست خارجی خود از جمله در ارتباط با سوریه پی ریزی کرده باشد؟
** به نظر می رسد که ترکیه احساس می کند که نگرشش نسبت به آن مواردی که در سال های اخیر پیگیری کرده، که نقش فعال منطقه ای تغییر پیدا کرده است; سیاست گذاران ترکیه احساس می کنند در ارتباط با تحولات لیبی سیاست متناقض و پرانتقادی داشتند و به همین دلیل باید نوع نگرش خود را نسبت به تحولات مربوط به کشورها یا آنچه اعتراض ها در داخل برخی از کشورها خوانده می شود، عوض کنند.
ترکیه این مساله را در قالب نقش آفرینی در منطقه خاورمیانه و ادامه ایفای نقش فعال منطقه ای ایفا می کند و به دنبال این هست که وزن سیاسی خود را در منطقه خاورمیانه این بار نه صرفا در جهت سیاسی بلکه در بعد اجتماعی و حقوق بشر هم تقویت کند; بنابراین این ضرورت تغییرات در سیاست خارجی پیش آمد و بنا به همین دلایل این کشور باید تبدیل به قدرت منطقه ای شود و نسبت به تحولات منطقه خیلی جدی وارد عرصه شود.
* به چه شکل ترکیه می تواند مرکز ثقل منطقه شود؟
** اکنون مصر موقعیت قبلی خود را از دست داده است، مصر به حاشیه رفته و کشورهای دیگری که مثل عربستان دستخوش تحولات درونی هستند و از سویی دیگر سوریه که نقش مهمی در جهان عرب داشت با تحولات بسیاری روبه رو است بنابراین ترکیه در سایه این تحولات تلاش می کند که در کشورهای اصلی خاورمیانه که دستخوش بحران های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی هستند به عنوان کشور محور سر برآورد و مورد رجوع در منطقه خاورمیانه باشد; این همان معیار اصلی سیاست خارجی ترکیه در ارتباط با سوریه و دیگر کشورها است.
* دیدگاه فعلی ترکیه در قبال تحولا سوریه چه تمایزی با دیدگاه این کشور با تحولات سایر کشورهای عربی و منطقه داشت؟
** نوع نگاه ترکیه در ارتباط با سوریه، کاملا متمایز است با سیاستی که ترکیه در ارتباط با لیبی، مصر، تونس، بحرین و یمن داشت; در ارتباط با مصر و تونس ترکیه تلاش کرد آنها از الگوی حکومتی استفاده کنند اما در لیبی لبه تیز تیغ انتقادات به سمت ترکیه نشانه رفته بود زیرا ترکیه در ماههای اول به هیچ وجه طرفدار سرنگونی رژیم قذافی نبود زیرا ترکیه بر اساس ملاحظات اقتصادی و منافعی که در لیبی تعریف کرده بود و داشت، تلاش می کرد راه میانه ای برای تحولات کشور لیبی پیدا کند تا تحولات این کشور به دگرگونی سیاسی به شکل مصر و تونس اجرا نشود. در حوزه عربی خلیج فارس ترکیه سیاست آمیخته با سکوت یا محافظه کارانه ای دارد، که بدین جهت بارها مورد انتقاد قرار داشته است، در خلیج فارس ترکیه مدار سیاست خارجی اش را مبتنی بر اولویت قرار داد.
معیار اقتصادی و سرمایه به منظور حفظ سرمایه عربی در ترکیه و تقویت جای پای شرکت های ترکیه ای در خلیج فارس و سیاست حفظ وضع موجود در منطقه خلیج فارس از جمله اولویت هایی است که این کشور همیشه از آنها دفاع کرده است. در واقع سیاست ترکیه در این جا همزبان و هم سو همچون عربستان سعودی شد، به همین دلیل موضع گیری آمیخته با سکوت ترکیه مورد انتقاد قرار گرفت، در قبال تحولات لیبی هم زمانی ترکیه به فضای تحولات لیبی برگشت و از انقلابیون لیبی حمایت کرد که متوجه دگرگونی در کشور لیبی شد و اگر از انقلابیون لیبی حمایت نمی کرد عرصه سیاست خارجی برای ترکیه تنگ ومهره چینی اش دچار مشکل می شد; بنابراین این مجموع شرایطی است که ترکیه را به تغییر در سیاست خارجی خود در ارتباط با روند تحولات خاورمیانه پیش برد.
* عملکرد ترکیه در قبال تحولات سوریه بر چه محورهایی استوار است؟
** نگاه ترکیه در برابر تحولات سوریه، متمرکز بر سه محور است; همسویی در سیاست ترکیه با کشورهای اروپایی و آمریکا در این زمینه به چشم می خورد، ترکیه به مکانی برای تجمع و همفکری مخالفان دولت سوریه تبدیل شده است و همچنین این کشور در صدد سامان دهی به جبهه مخالفان سوریه به منظور فائق آمدن بردولت بشار اسد و کمک به آنها است.
* می توان این نتیجه را گرفت که اکنون ترکیه به دنبال براندازی اسد در سوریه است؟
** اکنون میان ترکیه و کشورهای عربی اتفاق نظری پیش آمده که در راستای نوعی براندازی است و می شود راحت گفت ترکیه به صراحت دنبال براندازی است و اگر به براندازی اعتقاد نداشته باشیم می توان گفت ترکیه به دنبال اعمال فشار بر دولت سوریه در جهت تغییرات گسترده در این کشور است.
* اظهار نظرات صریح مقامات کشور ترکیه را که بسیار قاطع از اسد و اقدامات وی انتقاد می کنند چطور ارزیابی می کنید؟
** اخیرا عبدالله گل رئیس جمهور ترکیه در ارتباط با روند تحولات سوریه خطاب به بشار اسد گفت وی باید از آنچه که در دیگر کشورهای عربی اتفاق افتاده، درس بگیرد و رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه نیز به طور صریح گفته نظام سوریه بر لبه تیغ ایستاده است یا جملاتی مانند اینکه بشار اسد به بن بست رسیده است، بارها از سوی مقامات کشور ترکیه بیان شده است.
در عین حال احمد داوود اغلو وزیر امور خارجه ترکیه ماه گذشته به سوریه سفر کرد و در آنجا نامه ای به بشار اسد داد که از آن به عنوان فرصت آخر نام برده شد، در آن سفر وی اشاره کرد سوریه باید به خشونت ها پایان دهد و اصلاحات را به طور گسترده به اجرا بگذارد.
بنابراین این مجموعه نگاه آنکارا نسبت به روند تحولات سوریه کاملا همان عبارت عریانی است که در رونمایی آن مشخص است که در ترکیه این اجماع سیاسی به وجود آمده که نظام سیاسی در سوریه تغییر پیدا کند.
بنابراین این اظهار نظرهایی که مقامات ترکیه درباره تحولات سوریه می کنند و مواضعی که کشورهای اروپایی غربی و عربی و مثلثی که اکنون در ارتباط با سوریه پدید آمده است را می توان شکل گیری این مثلث را در راستای تغییر نظام سیاسی در سوریه تعبیر کرد و در عین حال ترکیه به دنبال این هست که نشان دهد به عنوان یک کشور صاحب سبک در خاورمیانه تبدیل شده است که الگوی حکومتی این کشور در آینده می تواند محل رجوع بسیاری از کشورها باشد.
* این در حالی است که در لابه لای مواضعی که مقام های ترکیه نسبت به تحولات خاورمیانه داشته اند، در مجموع نقاط پرسش زیادی وجود دارد که سیاست خارجی ترکیه را به چالش می کشد که چرا این مواضع یکسان نیست و مواضع ترکیه در یک مسیر حرکت نکرده است؟
** سیاست راهبردی که ترکیه اتخاذ می کند این است که زمانی که کشورهای اصلی خاورمیانه دچار تحولات درونی باشند این کشور در پی آن خواهد بود در حاشیه آن حوادث قدرت چانه زنی، توان تاثیرگذاری و اثر بخشی در منطقه و عرصه بین المللی را افزایش دهد و تمامی این مسائل سیاست راهبردی در کشور ترکیه را تنظیم می کند.
بنابراین می توان نتیجه گرفت ترک ها در سیاست خارجی خود از آن نگرش فعال، به بازیگر فرصت ساز و فرصت طلب هم تبدیل شده اند و می خواهند از فرصت های به وجود آمده نهایت استفاده را در جهت پیشبرد ایده ای که در ترکیه پدید آمده است، بکنند که از این نگرش جدید در کشور ترکیه به عنوان نئو عثمان گرایی یاد می شود، البته نه عثمانی که در دهه های اخیر در حالت احتضار بود بلکه آن عثمان گرایی که بتواند در خاور میانه آن شانس های از دست رفته را احیا کند; و می توان گفت مدار سیاست خارجی ترکیه اکنون به سمت تحولات منطقه سوق داده شده است.
* شما اشاره کردید ترکیه در سیاست خارجی خود به دنبال تنش صفر با همسایگان خود است، اما با موضع گیری های اخیر خود در قبال تحولات سوریه، روابط خوب خود با ایران را وارد مرحله جدیدی کرده است، تا پیش از شروع تحولات منطقه، ایران و ترکیه رابطه خوبی داشتند و می توان گفت که سوریه بین ایران و ترکیه فاصله انداخته است. آیا می توان این فاصله ای که میان روابط دو کشور اتفاق افتاده است را به عنوان چالش در سیاست خارجی ترکیه نام برد؟
** این مساله همان سیاست اصلی ترکیه است که به زیر سوال رفتن سیاست تنش صفر با همسایگان را نشان می دهد زیرا این تئوری اکنون آن مفهوم قبلی خود را ندارد و ترکیه وارد چالش و تنش با بعضی از همسایگان خود شده و نمونه این چالش با کشور سوریه در حال انجام است در حالی که در سال گذشته روابط ترکیه و سوریه روابط استراژیک و راهبردی بود.
روابط ترکیه با ایران نیز به دلیل وجود چند مساله دچار مشکل شده که نوعی تردید را در روابط دو کشور به وجود آورده است; به طور مثال استقرار سپر موشکی در خاک کشور ترکیه و نوع رابطه این کشور با آمریکا و کشورهایی که علیه ایران دست به اقداماتی می زنند، در میان دولتمردان ایرانی سوال هایی را به جود آورده است و روابط ترکیه و ایران را که در مسیر اعتماد سازی بسیار جدی حرکت کرده بود وارد مرحله جدیدی کرد.
درعین حال تاکید می کنم که روابط ایران و ترکیه بسیار خوب است و چالشی نیست که به نکته بحران رسیده باشد ولی به طور کلی می توان گفت ترکیه خود را در مرتبه بالاتری نسبت به مجموعه کشورهای خاورمیانه می بیند و می خواهد نقش کلیدی و محوری در روند تحولات خاورمیانه ایفا کند وبه مرکز توجه و کانون این تصمیم سازی ها تبدیل شود.
همچنین در رابطه با تحولات منطقه، سیاست ترکیه سیاست یکسانی نبوده و موضع گیری های این کشور دارای فراز و نشیب های فراوانی بوده است.
* این فراز و نشیب ها در سیاست خارجی ترکیه تعریف شده است؟
** سیاست خارجی ترکیه براساس ملاحظات ومنافعی است که این کشور برای خود تعریف کرده است و براساس همین ملاحظات و منافع، طبیعی است که کشورها در عرصه سیاست خارجی به دنبال تامین منافع خود باشند; شاید طبیعی باشد کشورها در عرصه سیاست خارجی به دنبال دامنه انتقادات اکنون اردوغان و همفکرانش می خواهند ترکیه را به کشور راهبر در خاورمیانه تبدیل کنند و بنابراین اگر کشورهای تاثیرگذاری مثل مصر، سوریه و عربستان سعودی در جنبه های سیاسی، اقتصادی و دولت و ملت سازی دچار چالش های درونی شوند، با وجود این شرایط تنها کشوری که می تواند مورد توجه عرصه بین المللی قرار بگیرد ترکیه خواهد بود و مشخص است که سیاست مداران ترکیه در قبال این تحولات اینگونه بی مهابا ایفای نقش می کنند. در پایان تاکید می کنم; بیان این مسائل به معنای این نیست که محورهای سیاست خارجی در ترکیه به نقطه توفیق رسیده باشد بلکه چالش های درون زا هم در منطقه برای سیاست خارجی ترکیه پدیدار شده است که ایجاد تنش با همسایگان از جمله این چالش ها است.