محمدرضا چمننژادیان*
در شکلگیری دولتهای مدرن احزاب از جمله سازمانهای مهمی هستند که دموکراسی بدون وجود آن معنای واقعی ندارد و اصولا دموکراسی چیزی جز رقابت احزاب در جریان انتخابات نخواهد بود. تمام فعالیتهای حزبی تحت هر ایدئولوژی برای مشارکت در قدرت است و برای این منظور معمولا احزاب باسابقه حول قانون اساسی و منافع ملی فعالیتهایی برای کسب و جذب افکار و آرای عمومی برای به دستگیری امور حکومتی به خصوص قوه اجرایی و تقنینی انجام میدهد.
اهم کارکردها
1- تعریف و بیان ایدئولوژی حزب به صورت شفاف با شاخصهای سیاسی اجتماعی و اقتصادی و ...
2- تعریف و تدوین اهداف و آرمانها (تحت عنوان اتاق فکر کارگزاران و مدیران اجرایی)
3-طراحی و تدوین برنامه و راهبردهای تحقق اهداف و آرمانها براساس ایدئولوژی و شاخصها و استفاده از پتانسیلها
4- سازماندهی تشکیلاتی اقشار مختلف در بدنه حزب به عنوان نمایندگان و سخنگویان جامعه
5-جمعآوری و کسب اطلاع از مطالبات گروههای مختلف از طریق امور تشکیلاتی و چارهاندیشی حول ایدئولوژی حزبی و قوانین برای برآورده شدن و ارائه برنامه برتر
6- نظارت و نقد حاکمان با طراحی و ارائه راهکارهای موثر و مفید برای کسب آرای عمومی و قدرت به منظور اجرای بهتر قانون اساسی و کسب منافع ملی و عمومی
شاید این کارکرد کمی عامیانه به نظر رسد و برخی از کارکردهای علمی حزب از قلم افتاده باشد، اما سیر و مراحل رسیدن یک حزب به آنچه مطمح نظر موسسان و ایدئولوژیهای آن بوده به اختصار بیان شده است که متاسفانه با وجود وارد شدن این واژه در فرهنگ سیاسی ما از سالیان متمادی تاکنون به لحاظ آفاتی هیچ وقت به طور کامل نتوانسته به منصه ظهور برسد که علل اصلی این ناکامیها شاید آفات ذیل بوده که مختصرا و گذرا اشاره میشود:
1- تقابل سنت و مدرنیته و عدم ظرفیتسازی متناسب با مقتضیات و به دور از افراط و تفریط
2- حکومتهای خودکامه و مستبد و عدم قناعت به مستحقات در چارچوبهای مدون و مشروع و دخالت در حزبسازی خارج از قواعد
3- عدم آموزش و ساماندهی آحاد نخبگان، فعالان و اقشار جامعه
4- کمحوصلگی یا بیحوصلگی برای رسیدن به قدرت
5- سرگرمی به قدرت و پیگیری آن با بیتفاوتی و فراموش شدن حزب و کارکردهای آن و بیتوجهی به مردم و دخالت آنها به عنوان ناظران همراه
6- مانور با اهرمهای خارجی و بیرونی بدون تناسبات و داشتههای درونی و برانگیختن حساسیتهایی که هیات حاکمه برای ناکامی حزب از آنها استفاده کردهاند
7- استفاده ابزاری برای کسب مال و مکنت و قدرت یا تامین منافع باند، اقوام و احیانا بیگانگان
از میان آفتهای خود شاید برجستهترین آنها که میتوانست زمینه ناکامی حزب را به دست هیاتهای حاکم فراهم آورد، دو امر بسیار نمایان است:
1- توجه به بیگانگان و تمسک و مانور روی آنها که این امر هر چند از بعضی جهات شاخصهایی در عرصههای مختلف برای رقابت فراهم میکند که بعضا پذیرفته شده است، لذا برای پذیرش آن باید ملاک و معیارهای ملی و ایدئولوژیکی حزبی از قبل تبیین و تفسیر شده باشد و حزب را به دست احساساتبرانگیزان و هیاتهای عوامبرانگیز ندهد.
2- استفاده ابزاری باندهای کسب مال و مکنت و قدرت بدون توجه به ملاک و معیارهای حزبی و کارکردهای آن میباشد که همواره موجبات بیاحترامی و بیاعتباری احزاب را نزد افکار عمومی که باید صاحبان اصلی حزب و نمایندگی همه جانبه جامعه باشند فراهم مینماید. این باندها به دور از علم سیاسی و داشتن شخصیتهای حزبی با پشتپا زدن به کلیه امور اخلاقی به حزب و اعضا و افراد و حتی جامعه تنها از منظر ابزار برای رسیدن به مطامع استفاده میکنند به تمام معنی ماکیاولیستند، در طول تاریخ اینان بودند و هماکنون هستند.
پس احزاب با توجه به سوابق موجود و نوپا بودن خودشان باید سخت از توجه بیش از قواعد پذیرفته شده در معارف سیاسی و رقابت حزبی به بیگانگان و همچنین پذیرش افراد فرصتطلب بیمعرفت به تشکیلات که همواره هیاتی و باندی، حول و حوش احزاب نوپا رشد میکنند و با عناوین پرطمطراق و با کمترین هزینه و در سایه ماندن میخواهند عنان کار را به دست بگیرند پرهیز نمایند و در اسرع وقت برای سلامتی کار و دلگرمی علاقهمندان و فعالان واقعی چهره این افراد باندی و مافیایی را برای افراد حزبی و افکار عمومی نقاببرداری نمایند تا با حاکم شدن شفافیت در ارکان فکری و ساختاری و تشکیلات اعتماد، اعضا و اساسنامه در معرض دید افکار عمومی جهت نقد و بررسی و اطلاعرسانی قرار گیرد و هر حزب به تناسب فعالیت با اصحاب رسانه ارتباط برقرار کند و مواضع حزب را برای جلوگیری از سوءاستفادههای احتمالی افراد فرصتطلب برای عموم بیان نمایند.
گرچه حزب اعتمادملی نحوه شکلگیریاش با سایر احزاب متفاوت است، ولی باید به مراتب فوق پایبند باشد و اجازه ندهد که افراد در کمین استفاده از رانتهای حزبی بتوانند در سایه و بدون شفافیت و هزینه و یا کارشکنی در راه تحقق شفافیت به مقاصد خود برسند.