* آقای رییسجمهور، شما در بن برای تامین آینده افغانستان با جامعه جهانی دیدار کردید. در واقع قرار بود که در آینده چنین نشستهایی در کابل برگزار شود. آیا پایتخت شما برای این کار از امنیت کافی برخوردار نیست؟
** اصلا مساله بر سر این نیست. کنفرانس افغانستان که سال پیش در کابل برگزار شد، نمادی بود از آمادگی افغانها که خود آینده خود را در دست بگیرند. اما کنفرانس افغانستان در بن مفهوم دیگری داشت. ما دهمین سالروز اولین کنفرانس بن بعد از سقوط طالبان در سال 2001 را جشن گرفتیم. چنین جشنهایی در کابل هم میتواند به راحتی برگزار شود. ما در بن میخواستیم این مساله را تجزیه و تحلیل کنیم که چه دستاوردها و خطاهایی داشتهایم و چه چیزی را باید در آینده تصحیح کنیم.
* مساله بر سر موقعیت امنیتی در افغانستان است. قتل شمار زیادی از کارمندان دولت و والیان و در آخر ترور برهانالدین ربانی رییسجمهور پیشین افغانستان نشان داد که این وضعیت در ماههای گذشته بهتر نشده است.
** ما از زمان برگزاری اولین کنفرانس بن دستاوردهای زیادی داشتهایم که در رسانهها به ندرت بازتاب پیدا کرده است. با این حال متاسفانه در تامین امنیت و ثبات برای همه افغانها شکست خوردهایم. این بزرگترین ناکامی ماست. امیدوارم که از 10 سال آینده برای برطرف کردن این کمبود استفاده کنیم.
* با وجود وضعیت بغرنج امنیتی، بحث اصلی در غرب بر سر خروج نیروهای بینالمللی در موعد مقرر است. آیا این مساله موجب نگرانی شما میشود؟
** من دلیلی نمیبینم موعدی را تغییر دهم که ما بر سر آن با کشورهای مربوطه به توافق رسیدهایم. ما افغانها میخواهیم از پایان سال 2014 وظایف امنیتی را در اختیار خودمان بگیریم و این کار انجام خواهد شد. پس ما مسوول برقراری ثبات و امنیت در افغانستان هستیم. در بن در این مورد صحبت شد که غرب چگونه میتواند در این رابطه به ما کمک کند.
* چه انتظاری دارید؟
** من تقاضای پول نخواهم کرد، اما ما وظیفهای مشترک در افغانستان داریم. آمریکا و دیگر کشورهای ناتو به علت کمک به افغانها به افغانستان نیامدند. غرب میخواست که خود را در مقابل تروریسم بینالمللی القاعده حفظ کند. ما افغانها از سال 2014 در خط مقدم این جنگ خواهیم بود. برای ادامه این کار و همینطور به علت منافع دنیا ما نیاز به پاسخ مثبت برای ادامه این کمکها داریم. در صورت شکست در این جنگ همگی در معرض تهدید پسرفت به موقعیت قبل از یازدهم سپتامبر قرار میگیریم.
* این حمایتها به طور محسوس و روشن کدامند؟
** بیتردید افغانستان تا سال 2024 یعنی تا 10 سال بعد از خروج نیروهای غرب به این کمکها نیاز دارد. از سال 2014 به جای استقرار دهها هزار سرباز در کشورمان به آموزش نیروهایمان و تجهیزات برای ارتش و پلیس و همینطور به کمک برای ساخت نهادهای دولتی نیاز داریم. من از این به عنوان سود سهامی یاد میکنم که هنگام واگذاری وظایف یگانهای ایساف به افغانها میرسد. واگذاری وظایف ناتو به نیروهای افغانستان در نهایت به مراتب ارزانتر از این است که سربازان ایساف در اینجا باشند. به عنوان مثال آمریکا در حال حاضر سالانه نزدیک به 120 میلیارد دلار برای حضور سربازانش در افغانستان هزینه میکند. این در حالی است که تنها پنج درصد از این یعنی پنج میلیارد دلار برای پروژههای کمکی برای ما کافی است و به این صورت آمریکا و دیگر کشورها میتوانند پول کلانی را صرفهجویی کنند.
* اما در این مورد که ارتش افغانستان بتواند این وظایف را بر عهده بگیرد، تردیدهای بسیار زیادی وجود دارد. بسیاری از ناظران از این در هراسند که چهبسا در صورت خروج یگانهای ایساف یک جنگ داخلی جدید در افغانستان آغاز شود. شما در این مورد نگران نیستید؟
** من این نگرانیها را میشناسم اما در آن سهیم نمیشوم. نیروهای افغانستان در مسیر خوبی قرار دارند. آمریکاییها میخواهند در چارچوب یک همکاری استراتژیک با چند ده هزار سرباز در کشور ما بمانند. به ارتش آلمان هم که افغانها بیش از همه نیروهای خارجی روی آنها حساب میکنند، برای حضور در افغانستان و کمکرسانی بعد از سال 2014 خوشامد گفته خواهد شد. از نظر ما ارتش آلمان میتواند برای همیشه در افغانستان بماند اما این تصمیم بر عهده خود آلمانیهاست.
* اعتماد شما به ادامه حضور آمریکا تعجببرانگیز است. شما طی ماهها به صراحت ارتش آمریکا را به دلیل عملیاتهای نیروهای ویژه مورد انتقاد قرار دادهاید، اما قبل از برگزاری لویی جرگه از ادامه حضور چند هزار نیروی آمریکایی در افغانستان بعد از سال 2014 استقبال کردید.
** قربانیان غیرنظامی بمبارانها و بازرسیهای شبانه مثل همیشه بزرگترین مانع در روابط خوب میان ما و آمریکاییها به حساب میآیند. از زمانی که من آشکارا این عملیاتها را مورد نکوهش قرار دادهام، آمریکاییها هم تاکتیکشان را تغییر دادند. فقط به همین دلیل بود که من در جریان لویی جرگه باقی ماندن آنها در افغانستان را خواستار شدم.
* شمار این عملیاتهای ویژه همچنان افزایش مییابد، همینطور شمار کشتارهای هدفمند توسط آمریکاییها.
** اما شمار قربانیان غیرنظامی بسیار کاهش یافته است.
* شما برای اتخاذ تصمیمی مهم در مورد همکاری استراتژیک با آمریکا به لویی جرگه فراخوان دادید، در حالی که پارلمانی منتخبی وجود دارد که باید در چنین مواردی تصمیم بگیرد. چرا از این ابزار دموکراسی استفاده نمیکنید؟
** سیستم جرگه در قانون اساسی و تاریخ ما جای دارد و این سیستم برای اتخاذ تصمیمهای مهم که اهمیتی ملی دارند پیشبینی شده است.
* در نهایت پارلمان برای مسایل مهم هیچ نقشی نخواهد داشت؟
** کسب یک رأی فراگیر از طریق جرگه امر مهمی بود. این تصمیم باید به تایید پارلمان نیز برسد. افغانستان بر پایه این سیستم عمل خواهد کرد. در اینجا دموکراسی طبق الگوی کامل غرب وجود ندارد. دموکراسی ما را سنتها و خودمان تعیین میکنیم نه غرب.
* شما از چند سال پیش طالبان را به مذاکره با دولت دعوت میکنید، اما طالبان تا به امروز علاقهای نشان ندادهاند. آیا این دشمنان شما در انتظار خروج نیروهای غربی هستند؟
** اقرار میکنم که روند صلح از زمان مرگ رییس جمهور ربانی شکست خورده است. ما واقعا نمیدانیم با چه کسی باید صحبت کنیم. آخرین رابطهای ما هم حملهکنندههای انتحاری از آب درآمدند. تا زمانی که هیچ شماره تلفنی از رهبری طالبان که به ملاعمر نزدیک هستند، نداشته باشیم، مجبوریم با پاکستانیها گفتوگو کنیم زیرا رهبری طالبان در پاکستان و نه در افغانستان زندگی میکنند.
* آیا روند صلح به پایان کار خود رسیده است؟
** نه کاملا. در کنار رهبری طالبان هنوز هم هزاران جنگجوی دیگر هستند که برای گفتوگو با ما هیچ مشکل ایدئولوژیکی ندارند. آنها همان مردان جوانی هستند که همه از بازرسیهای شبانه نیروهای ناتو و به دلیل بمبارانها یا ناامیدی از نهادهای دولتی افغانستان دست به سلاح بردهاند. به محض برقراری ثبات آنها هم به سوی ما بازخواهند گشت.
* چه زمانی این اتفاق خواهد افتاد؟
** در وهله اول باید این وضعیت آرام شود، علاوه بر آن باید در مورد قتل ربانی بررسیهای اساسی صورت گیرد. مشارکت پاکستانیها در این تحقیقات یک گام در مسیر درست به حساب میآید. متاسفانه آنها تا به اینجای کار از هرگونه کمکی برای برقراری گفتوگو با رهبری طالبان دریغ کردهاند. محافل مشخصی در پاکستان خواهان نفوذ در افغانستان از طریق طالبان هستند و تا زمانی که این وضعیت تغییری نکند هیچ مذاکرهای وجود نخواهد داشت.
* در دو سال گذشته در بسیاری از بخشهای افغانستان شبهنظامیان خصوصی پای گرفتند که مسوولیت حفاظت از دهکدهها در مقابل طالبان را بر عهده دارند. اما اکنون اخبار زیادی در این مورد میرسد که این یگانها بدون هیچ کنترلی در حال وحشتآفرینی هستند.
** بر پایه قوانین افغانستان این شبهنظامیان غیرقانونی محسوب میشوند و هیچ واحد مسلحی نمیتواند تشکیل شود مگر آنکه عضو ارتش یا تحت نظارت وزارت کشور باشند. این شبهنظامیان در اولین فرصت منحل خواهند شد.
* اما در واقع همیشه شبهنظامیان جدیدی توسط ایساف تشکیل شدهاند. بهعنوان مثال واحدی که در حال حاضر وظیفه حفاظت از زیرساختارها را بر عهده دارد و مخفف نام آن «سی.ای.پی.پی» است.
** در این مورد تا به حال چیزی نشنیدهام.
* بسیاری از این شبهنظامیان از سوی نیروهای ویژه آمریکا حمایت میشوند. دادگستری افغانستان هم به قربانیان این جنگجوها میگوید که هیچ قدرتی برای به مجازات رساندن آنها ندارد.
** مشکل دقیقا همین است. ما از سالها پیش به آمریکاییها میگوییم که به این کار پایان دهند. شبهنظامیان غیرقانونی باید منحل شوند. ارتشهای خارجیای بودند که حاکمیت افغانستان را زیر و رو کردند و این مساله مانعی جدی در روابط با آمریکا به شمار میآید.
* اما موارد زیادی از حضور رهبران شبهنظامی در پستهای ردهبالای دولت افغانستان وجود دارد؛ کسانی که به موارد متعدد قتل و قاچاق مواد مخدر متهم هستند، به عنوان مثال رییس پلیس جدید قندهار. به چه علت دولت شما او را به این مقام منصوب کرد؟
** این فرد یک رییس پلیس تواناست و من هرگز مدرکی علیه او ندیدهام. علاوه بر آن شاید تعجب کنید ولی دیوید پترائوس فرمانده پیشین ایساف او را برای تصدی این پست به من پیشنهاد کرد. اما طبیعتا امروز من به این دلیل مورد انتقاد قرار گرفتم. این رییس پلیس مانند بسیاری دیگر از فرماندهان در آغاز کار همکاری موفقی با ایساف داشت. در آن زمان چنین شایعههایی وجود نداشت اما اکنون من از سه طرف میشنوم که وی چه آدم بدی است. این یعنی اخلاق دوگانه، همان چیزی که من در موارد مشابه متعددی شاهد آن بودهام. به همین دلیل تصمیم گرفتم که انتقادهای غرب نسبت به تصدی پستها در دولت خودمان را نادیده بگیرم.
* تعداد زیادی از همکاران شما در غرب این روزها عقیده دارند که شما به وعدههایتان در مورد یک مبارزه موثر علیه فساد مهم عمل نکردهاید.
** این درست نیست. همین امروز حکم اخراج یک قاضی فاسد را امضا کردم. علاوه بر آن باید اول قانون ضدفساد را اجرایی کنیم .
* ظاهرا خانواده شما در بزرگترین کانال مالی یعنی در موسسه تقریبا ورشکسته کابلبانک هم دخالتهایی داشتهاند. ما در اینجا صورتجلسهای از رییس سابق بانک مرکزی یعنی «عبدالغدیر فطرت» داریم که به برادر شما محمود یک سال قبل گفته که کابلبانک در واقع یک شبکه بزهکاری است. مدارکی دال بر اعطای وام به شرکتها و افراد صوری و غیرواقعی وجود دارد. روسای بانکها این پولها را صرف خرید ویلاهای مجلل در دوبی کردهاند. چرا در مدت یک سال هیچ اقدامی صورت نگرفته است؟
** فطرت تا آخرین لحظه به من اطمینان میداد که همه چیز در بهترین وضعیت ممکن است و از سوی آن بانک و همینطور از سوی آمریکاییها هم به من چیز زیادی در این مورد گفته نشده بود.
* اما چرا دولت شما در رابطه با این ورشکستگی از هرگونه افشاگریای جلوگیری کرد و به حسابداران خارجی اجازه تحقیق و رسیدگی نداد؟
** زیرا مطمئن بودیم که افرادی قصد ویرانی ما را دارند. این رسوایی کاملا احتمالی تنها علیه ما برنامهریزی شده بود.
* این افراد چه کسانی هستند؟
** میل ندارم وارد جزییات شوم.
* شما در سال 2014 این مقام را ترک میکنید. پس از آن قصد چه کاری را دارید؟
** من یک شهروند بازنشسته و خوشبخت خواهم بود که در کابل زندگی میکنم. هیچ دلیلی برای ترک کشورم ندارم و برخلاف بسیاری دیگر نه از ترس جنگ داخلی و نه از ترس طالبان فرار نمیکنم.