تاریخ انتشار : ۲۲ دی ۱۳۹۰ - ۰۹:۰۶  ، 
کد خبر : ۲۳۳۵۶۱

حوزه فرهنگ؛ پاشنه آشیل دولت دهم


علی لاریجانی:
مهم‌ترین عرصه رویارویی انقلاب اسلامی ایران در مقابل استکبار، عرصه فرهنگی است. ناتوانی جبهه استکبار از خاموش کردن نور خیره‌کننده انقلاب اسلامی پس از به کارگیری همه حربه‌ها موجب شد آنها تکنیک‌های جدید و نرم را در ابعاد مختلف برای مقابله با انقلاب اسلامی در جنگ خود وارد و از آن استفاده کنند و نقطه طلایی هدف خود را فرهنگ غنی ایران اسلامی قرار دادند و با استفاده از غفلت مسؤولان فرهنگی توانستند به اهداف خود کمی نزدیک شوند. باید بدانیم موفقیت دشمن در عرصه فرهنگی، زمینه‌ساز موفقیت در عرصه جنگ سیاسی و اقتصادی خواهد بود. حال در این جنگ تمام‌عیار چه کسی مسؤول است. بررسی دقیق عملکرد دولت دهم در حوزه فرهنگ این حقیقت تلخ را نشان می‌دهد که دولت دهم دارای ضعف جدی و ساختاری در حوزه فرهنگ است و این موضوع متاسفانه در دولت نهم نیز وجود داشت و این امر به دلیل این است که دولت دهم ‌استراتژی دقیق و منطبق با ارزش‌های انقلاب و اسلام در حوزه فرهنگ ندارد و دچار تشتت است. رهبر معظم انقلاب اسلامی در چهارم شهریور سال89 در دیدار با رئیس‌جمهور و اعضاى هیات دولت معضل پیش رو را پیش‌بینی کرده و یادآور شدند. ایشان فرمودند: «از بخش فرهنگ رفع مظلومیت کنید.
بخش فرهنگ انصافا بخش مظلومى است. خیلى از مشکلات جامعه‌‏ ما با فرهنگسازى حل مى‏شود. توجه بکنید که امروز، عمده‏ قواى دشمنان ما در جبهه‌ فرهنگى دارد کار مى‏کند. از جمله‏ کارهایى که مسؤولان فرهنگى دولت خیلى باید به آن بپردازند و واقعا یک دقیقه را در آن فروگذار نکنند، این است که به فرهنگ عمومى جامعه و ابزارها و وسایل فرهنگى جهت ارزشى بدهند چون تلاش زیادى شده تا جریان‌هاى فرهنگى و عامل‌هاى فرهنگى هنر، ادبیات، شعر، سینما و بقیه در جهت غیرارزشى حرکت کنند و راه بیفتند». اهمیت و جایگاه راهبردی فرهنگ و هنر اسلامی در مسیر اعتلای اقتصادی و صنعتی کشور، حفظ انسجام فرهنگی و اجتماعی، تعمیق ارزش‌های دینی و حرکت هدفمند در مسیر توسعه نرم‌افزاری همواره در نظر مسؤولان و برنامه‌ریزان کشور قرار داشته و در دوره فعالیت دولت نهم و دهم نیز تصمیم بر این بوده که شتاب بیشتری یابد که متاسفانه ضمن آنکه سیر صعودی سهم بودجه بخش فرهنگ، نسبت به بودجه عمومی کشور را شاهد بوده‌ایم هیچ کار شاخص و مهمی در زمینه پژوهش‌های بنیادی یا اقدامات عملی در زمینه فرهنگ نبوده و نیستیم! به نظر می‌رسد پاسخگوترین دستگاه با توجه به اهداف و وظایف آن، وزارتخانه فرهنگ و ارشاد اسلامی است که متاسفانه هیچگونه خروجی قابل دفاعی در این حوزه از این وزارتخانه مشاهده نمی‌شود.
به نظر می‌رسد تولید داده و اندیشه در حوزه فرهنگ، بررسی، شناسایی و تدوین مسائل فرهنگی جامعه، ارائه راه‌حل برای مسائل فرهنگی جامعه، ترویج و حفظ طراوت و تعامل فرهنگ در جامعه، شناسایی میراث فرهنگی جامعه به منظور حفظ و نگهداری آن، بسط خلاقیت علمی، هنری و خردورزی در سطح فرهنگ عمومی، بسط و ارتقای اخلاق و تعهد اجتماعی جزو اولین گام‌های ارتقای فرهنگ عمومی جامعه هستند که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به صورت جدی در هیچ‌یک از این مباحث ورود پیدا نکرده است. البته وزارت ارشاد زمینه‌سازی جهت ایجاد این بستر فرهنگی را به پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات سپرده است. پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات به منظور رفع نیازهای پژوهشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از سال 1378 شروع به فعالیت کرده که در دوره جدید فعالیت خود از سال 1385 با سرلوحه قرار دادن رویکرد «مساله‌محوری» گام در مسیر تحول قرار داده است ولی متاسفانه شاهد تحول منفی در این پژوهشگاه بوده و هستیم. مهم‌ترین هدف این پژوهشگاه، پژوهش در چارچوب وظایف و تکالیف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به منظور شناخت تنگناها و مشکلات این حوزه وسیع، شناسایی قابلیت‌ها و ظرفیت‌ها و ارائه راهبردها و راهکارهای مناسب برای حل مشکلات و رشد و توسعه قابلیت‌ها در مسیر تعالی فرهنگی کشور است که در سند چشم‌انداز 20 ساله نظام مقدس جمهوری اسلامی و برنامه چهارم توسعه فرهنگی و اجتماعی منعکس شده است ولی گویا این پژوهشگاه در خواب زمستانی فرورفته و بدون درک اوضاع حساس کنونی هیچ اقدام عملی انجام نمی‌دهد. پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات به عنوان «قوه عاقله» وزارت فرهنگ و ارشاد، داری نقاط ضعف متعددی است که از آن جمله می‌توان به برگزاری نشست‌های سطحی و غیرتخصصی که آن نیز با حضور 3-2 نفر برگزار می‌شود نام برد.
چاپ کتاب‌هایی که هیچ بار علمی نداشته و مخاطب اندکی دارد یکی دیگر از نقاط ضعف پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات محسوب می‌شود. طبق تاکید مقام معظم رهبری تعهد و تخصص در کنار یکدیگر سازنده است. استفاده از افرادی که از یک دانشگاه خاص فارغ‌التحصیل شده‌اند و دارای تخصص فرهنگی نیستند و فقط صرف دریافت مدرک از آن دانشگاه مشغول به کار شده‌اند معضل بزرگ دیگری است. بودجه میلیاردی حوزه فرهنگ متاسفانه به خاطر سوءمدیریت در اینگونه مراکز در حال هدر رفتن است، در صورتی که اگر این بودجه به صورت اصولی در اختیار اهل فرهنگ قرار گیرد شاهد تحولی عظیم در حوزه فرهنگ خواهیم بود و دیگر از فقر شدید فرهنگی حاکم بر جامعه نگران نخواهیم بود. فقر فرهنگی حاکم بر جامعه ریشه بسیاری از مشکلات امروز جامعه ماست و باید همان‌طور که به نیازهای مادی مردم توجه می‌شود به نیاز‌ها و ارزش‌های فرهنگی مردم نیز توجه شود. فرهنگ فقر، نوع و منش زندگی را متناسب با وضعیت خانواده‌های فقیر تغییر می‌دهد. در حقیقت وقتی خانواده‌ای خود را با فقر درگیر می‌یابد، ناچار است نوع زندگی خود را تا حد زیادی با شرایط فقر هماهنگ کند. این هماهنگی به مرور زمان به‌ صورت عرف و عادت درآمده و برای حذف یا کاهش آن در جامعه تلاش بسیاری لازم است و بشدت زمان را می‌کشد. امید است مسؤولان فرهنگی ما با آینده‌بینی و تلاش شبانه‌روزی در جهت رفع فقر از این حوزه مظلوم کوشش کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات